ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

روشنفکران یمن هم مثل برخی روشنفکران: لیبرال دمکرات چشم خود را به غرب دوخته، و گوششان را به تبلیغات آنها پیوند زده اند. و فکر می کنند اگر گوش به: تبلیغات آمریکایی ها ندهند نمازشان قبول نمی شود! به همین مناسبت است که: ملت خود را مفلوک و مریض و گرسنه! معرفی می کنند، که فقط محتاج مجوز امریکا برای ورود: کمک های مردمی غربی است. در حالیکه ملت یمن بلوغ سیاسی دارند، و از حملات پراکنده و آتش بازیهای بی هدف آل سعود، ترسی به خود راه نمی دهند. زندگی خود را بخوبی اداره می کنند، و کمک به جبهه ها را هم فراموش نمی کنند. تبلیغات آمریکایی مانند عملکردشان است! همانطور که یک درصد خودشان را، 99درصد معرفی می کنند. حملات پراکند و ایذایی آل سعود را، که خلبانان از ترس مافوق خود انجام می دهند، یک جنگ تمام عیار معرفی می کنند! ولی موشک های دور برد و پهبادهای یمنی را، بی اهمیت جلوه می دهند. لذا فرماندهان اصلی یمن، نباید به حرف یقه سفید ها گوش بدهند! بلکه همانطور که تا کنون عمل کرده اند، مستقل و باقدرت عمل کنند. یکی از تاثیرات منفی روشنفکران یمنی، همین است که نگذاشته اند: کشور سرو سامان پیدا کند. سید الحوثی می تواند: مثل امام خمینی در ایران، جمهوری اسلامی اعلام کند و قانون اساسی، و انتخابات برگزار کند. ولی چهار سال است که هنوز به صورت: کمیته ای و ستاد موقت کشور را اداره می کنند. در حالیکه این موضوع به حثیت جهانی یمن لطمه می زند، و نشان می دهد سران ان کشور، هنوز تصمیمی نگرفته اند! و هدف خاصی را دنبال نمی کنند. در واقع سرگردان هستند. اولین چیزی که آن را بزرگنمایی می کنند، جدایی دو یمن است  و می کوشند: با لائیک نشان دادن یمن جنوبی و عدن، مردم صنعا را هم سکولار کنند! اما مردم عدن هم مذهبی هستند، و اگر جمهوری اسلامی اعلام شود، رای خواهند داد. یمن دموکراتیک یا یمن لیبرال، دیگر وجود خارجی ندارد. بلکه مردم یمن شمالی و جنوبی، به جمهوری واحد اسلامی رای خواهند داد. اگر جمهوری اسلامی تشکیل شود، هیات دولت و وزرا و تفکیک قوا و امثال ان پیاده شود، بطور طبیعی مناطقی که مقاومت می کنند، شناسایی شده و اصطکاک کمتری را بر جامعه تحمیل خواهند کرد. و بطور مستمر، از میزان مخالفان کاسته خواهد شد. طبق منشور سازمان ملل، اگر سه مشخصه فراهم شود آنها میتوانند: دولت خود را اعلام نمایند: زمین و مردم و پرچم! لذا یمن هیچگونه کمبودی، در این زمینه ندارد. اگر بتواند انتخابات برقرا کند، ولو در 60درصد مکانها باشد، بازهم برنده اصلی است. و میتواند اقدام کند. مخصوصا اینکه بتازگی، امارات سعی دارد از عدن خارج شود، عربستان هم سعی دارد با ایران مذاکره نماید. بنابر این خطر مهمی، آنها را تهدید نمی کند. بخصوص اینکه اکنون مسلح به سلاحهایی هستند، که فقط دنبال بهانه هستند! تا آن را آزمایش کنند. آل سعود هم اگر عاقل باشد، نباید این بهانه را ایجاد کند. اما آل سعود هم، از نقطه ضعف یمنی ها آگاه هست، و می داند یقه سفید ها فرماندهان را ترسانده اند، تا حکومت تشکیل ندهد! و میداند که حمله کم آنها را هم، بزرگ نشان می دهند! لذا برای زنده ماندن خودشان، حملاتی کورکورانه به مناطق غیر نظامی را، ادامه خواهد داد. لذا باید الحوثی ها این عناصر نفوذی را، از خود طرد کنند تا حمله آل سعود هم، قطع شود! و با اعلام (جمهوری اسلامی یمن متحد) همه اینها غربال می شوند! کسانی که با ارمان های مردم یمن متحد، نسبتی ندارند مجبور به ترک مسئولیت خواهد شد! اگر مقاومت کنند، با مردم طرفند، یعنی خط قرمزی بین: همه نیروهای انقلابی و ضد انقلاب کشیده خواهد شد. و دشمنان مردم یمن، مجبور خواهند شد به دشمنی خود، اعتراف کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا یمن، جمهوری اسلامی، اعلام نمی کند؟،
لینک ها :

تنها ماندن آمریکا برای ائتلاف ضد ایران، نقطه پایان قدرت امریکا، آغاز فروپاشی است، چه آن ار بپذیرند یا نه.  این ائتلاف البته امر مهمی هم نبود! فقط آمریکا ادعا کرده بود که: می خواهد امنیت کشتی ها را، در خلیج فارس تامین کند. توهم آنها از نا امنی خلیج فارس را، هیچکس قبول نکرد. زیرا که خلیج فارس با ثبات ترین، و امن ترین نقطه دنیا بوده است. اگر در طول تاریخ چندین هزار ساله خود، چند روز هم نا امن شده، به دلیل حضور نظامی بیگانگان بوده است. چه آن زمان که پرتغالیها حمله کردند، و بندر گمبرون را تصرف کردند. چه زمانی که انگلیسها و آمریکاییها، ناو های جنگی را وارد خلیج فارس کردند. آنها در توهم خود، خلیج فارس را با اقیانوس ارام اشتباه گرفتند! فکر کردند که اگر ناو جنگی ببرند، به چشم نمی آید. زیرا که اقیانوس ها اینطورند. ولی خلیج فارس خانه کوچکی است، که فقط یک در کوچکتر دارد! بنام تنگه هرمز. هرچیزی در آن وارد شود ثبت می شود. همه ابزار ها و سلاح ها و کالاهای آن، تحت کنترل در می آید. خود آمریکایی و انگلیسی ها هم می دانند: اگر رهبر ایران دستور دهد، کلیه ناوهای جنگی آنها با تمام داراییهایش، سالم به ساحل ها هدایت شده و تملک می شوند! تعجب آنها از همین است: که چرا چنین دستوری صادر نمی شود! آنها نمی دانند قدرت ایران، برای زور گویی نیست! قدرت ایران ناشی از قدرت خدا است، و با همان نسبت عمل می کند. نمونه عینی آن واقعه طبس است. خدا آنها را ساقط کرد! والا، بنی صدر که آنها را بمباران کرد، برای ازبین بردن مدارک جرم بود. در خلیج فارس هم اگر بادی بیاید! یا طوفان شود همین اتفاق می افتد. یعنی همه کشتی ها و ناوها سالم می مانند، ولی ممکن است جاسوسانی باشند(مانند امارات یا بحرین) که آنها را دعوت کرده اند، لذا برای محو مدارک، ناچار شوند خودزنی کرده و: همه ناوها را بمباران کنند! که این باعث نابودی خودشان هم خواهد شد. فرمولی که که درطبس بکار گرفته شد. و تکرار آن برای خدا کاری ندارد. طبق دستور خدا هیچ کس: حق حمله یا شروع جنگ را ندارد(مگر به اجازه خدا) و اگر جنگی هم هست، باید سریع تمام شود.  زیرا نابودی انسان ها، کفران نعمت است. نابودی هر نعمتی، کفران نعمت است، و آفرینش و قدرت خدا را از بین می برد. پس برای اینکه بدانیم چطور: ایران ابر قدرت جهان شد، باید با خدا معامله کنیم و: خدا را بشناسیم. موضوع به امروز هم ختم نمی شود. ایران همیشه ابر قدرت بوده، ولی آنهاییکه دیدگاه ابزاری داشتند، یا دهری و مادی بودند باور نمی کردند! می گفتند ایران دست خالی، که ابر قدرت نمی شود! هرچه امام خمینی می گفت: پیروزی خون بر شمشیر! انها می گفتند: پیروزی مشت برسندان امکان ندارد. زیرا دیدگاهی کمونیستی و ابزاری داشتند. ولی خداوند برای اینکه آنها هم ببینند، چنین روزی را آورد که: ناوهای جنگی آمریکا و انگلیس، در گرو ایران باشند. گرچه انها از همان روزی که حرکت کردند، دیگر متعلق به امریکا و انگلیس نبودند!  یک نظامی می داند اسلحه باید در اسلحه خانه باشد. هواپیما در اشیانه باید باشد. وقتی هواپیمایی برای ماموریت بیرون رفت، باید سریع برگردد. وقتی برنگشت یعنی از اختیار آنها خارج شده. که در تئوری نظامی انرا، جزیره برمودا می گویند. خلیج فارس آن جزیره برموردایی است که: همه ناوها را بسوی خود می کشد، و دیگر پس نمی دهد! زیرا کارایی خود را از دست داده اند. چون آغاز حرکت یک ناو، برابر با کودتا بود، و ناو هم بلافاصله برمی گشت. زیرا ماموریت انجام داده و: دولتهایی را ساقط کرده، و تحویل غیرنظامیان وفادار به نظامیان داده. اما در خلیج فارس، همه ناوها جمع شده، اخته شده،کاری نمی توانند بکنند! امکان و راه بازگشت هم ندارند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : ایران، چگونه ابرقدرت شد؟،
لینک ها :

ترامپ با روزی صدو پنجاه دروغ!  رکوردی بی سابقه برجای گذشته است. سوال اینجاست که ایا مردم امریکا، به چنین دروغ گویی دوباره رای خواهند داد؟ یا اجازه خواهند داد که: دوباره یک دروغگوی پیمان شکن، بر انها حکومت کند؟  فریبکاری که با پول شخصی خود، مردم را فریب داده بود، و مردم تصور می کردند وی، از سرمایه خود برای رفاه مردم هزینه خواهد کرد. ولی نه تنها از درآمد خود به مردم کمکی نکرد، بلکه با اعطای مجوز های غیرقانونی، باعث شد تا درآمد خصوصی شرکتهایش بیشتر شود. لذا مردم آمریکا به او رای ندهند، بلکه حتی نگذارند بنام آنها هم، رای داده شود. زیرا ممکن است وی با پرداخت برخی هزینه ها، مردم را تشویق به رای دادن کند. ولی کسانی هم که پول می گیرند تا رای دهند، بدانند که نباید سرنوشت کشورشان را، برای یک شام یا جشن و مهمانی فدا کنند. انهاییکه به عنوان هوادار ترامپ، در اطراف او جمع می شوند، تا او هم جرات کند و دروغ های بیشتری بگوید، بدانند که مسئولیت تاریخی خود را زیرپا گذاشته، و آیندگان با توجه به همین عکس ها، تک تک آنها را شناسایی و به: سزای اعمالشان خواهند رساند. مردم آمریکا آگاه هستند و در هیچ یک از این بازی ها وارد نمی شوند، و کارت بازی آنها نمی شوند. هیچگاه در انتخابات دولتی و الکترال، درصد شرکت کنندگان به بالای یک سوم نرسیده! و این نشان می دهد فقط کسانی رای می دهند که: تطمیع شده، پول گرفته اند و یا وعده: گرفتن پول به آنها داده شده. بنابراین به یک سوم شرکت کننده در این نوع انتخابات، اعلام می کنیم تحریم انتخابات، بهترین مسئولیت آنها در این زمان است. زیرا به نام شما هر کاری می خواهند انجام می دهند. به نام اینکه شما به آنها رای داده اید، تمام پیمان شکنی های بین المللی و داخلی را انجام می دهند، و با فریب مردم می گویند: این کار به نفع است. شما می دانید که دیوار مکزیک یک بهانه است، تا میلیارد ها دلار پول مالیات مردم، در جیب پیمانکاران و شرکای ترامپ برود؟ شما بهتر می دانید که 40میلیون از مردم آمریکا، گرسنه اند و شبها در کارتن می خوابند. شما می دانید 25درصد مردم آمریکا در زندانها، به سر می برند. و با پول مالیات شما فقط شرکتهای ترامپ، و دامادش سود می برند؟ آیا نمی دانید که 22تریلیون دلار، برای شما بدهی ایجاد شده تا در: عراق و افغانستان دخالت کنند؟ فقط برای اینکه بتوانند: مواد مخدر افغانستان را، سریعتر به اروپا و آمریکا برسانند؟ آیا نمی دانید که فروش اسلحه به دولت آل سعود، باعث کشتار کودکان یمنی است؟ و ترامپ مصوبه کنگره را وتو کرد تا بیشتر بفروشد؟ آیا می دانید که مالیات های شما، در جیب نتانیاهو می رود تا با آن: کودکان فلسطینی را بکشد، خانواده های آنها را آواره کند، و خانه هایشان را بر سرشان خراب کند؟ اگر نمی دانید بدانید که حفاظت: از رژیم آل سعود باعث شده، تا عوامل آنها یازده سپتامبر را لاپوشانی کنند، و داعش و القاعده را ثروتمند نماید؟ همه کودکان امروزه هم می دانند که: حضور نظامی آمریکا در تمام کشورها، باعث کشته شدن: بی جهت سربازان و جوانان شما می شود. زنان خانه دار هم می دانند که: اگر ترامپ اینهمه دروغ نمی گفت، یک روز هم قادر به ادامه زندگی نبود؟ آیا برکسی پوشیده است که ایرانیان، چه ظلمهایی که از دست ترامپ نکشیدند؟ از یکطرف برجام را پاره می کند، وزیر خارجه ایران را تحریم می کند! و از طرف دیگر می گوید: ایرانی ها شدیدا خواستار مذاکره هستند! شما می دانید که تحریم ها یک دروغی بیش نیست، ایرانی ها تحریم را دور زده، به سلامت و رفاه زندگی می کنند. همه این دروغها برای جلب آرا است. بنابر این دنیای فردا در دستان شماست. پس از اشتباه دوباره برحذر باشید.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : آیا مردم آمریکا، به دروغگویان رای می دهند؟،
لینک ها :

تصور اینکه هر چیزی، یک شبه بوجود آمده باشد! امری محال است (مگر در ساحت قدس الهی). همه چیز به تدریج، و طی مدت زمانی ایجاد می شود. کلمه مدت یا مد به همین معنی است: یعنی در طول زمان یا مکان کشیده می شود. تنها فرق آنها این است که: زمان و مکان نسبی است: لذا فکر انسان به اشتباه می کند. مثل فیلم رشد گیاهان، که میتوان با تغییر سرعت، و بصورت دور تند، رشد یکساله را در یک دقیقه نشان داد. اما بهرحال باید دوره تکامل، بصورت کامل انجام شود. مثلا استارتاپ ها همان شرکتهای تعاونی، یا چند ملیتی هستند که میخواهند: زمان سود آوری خود را از یکسال به یک دقیقه کاهش دهند. پس در گذشته هم شرکتهای تعاونی، یا چند ملیتی وجود داشته و تا ابتدای تاریخ و: بوجود آمدن انسان هم می رسد. مثلا چوپانی یک شرکت تعاونی است! و چوپان مدیرعامل این شرکت است. زیرا چوپان صاحب گوسفند ها نیست. بلکه هرکس به هر اندازه که: گوسفند دارد  به او می سپارد تا به چرا ببرد. در پایان هم به اندازه سهام هرکس، به مدیرعامل سود می دهند! کشت و کار روستایی: دامداری و کلیه مشاغل تولیدی و خدماتی، از ابتدای تاریخ همین طور بوده است. یعنی تا هنگامی که کسی به تنهایی کار می کرده، خرده پا یا صنایع کوچک بوده است. کمی که بزرگتر می شد، از دیگران سرمایه تامین می کرده، و به آنها سود می پرداخته. قانون مضاربه یا مساقات یا دیگر عقودی که، اخیرا بانکها نام می برند مربوط به: همان زمان ها است. زیرا اصول انسانی و رفتار سازمانی و روابط کاری تغییر نداشته است. فقط مشکل اصلی این بوده که: هرکس قدرت به دست می اورده، خود را اول تاریخ می دانسته! و ریشه هایش را فراموش می کرده. تمدن غرب دنیا را بعد از انقلاب صنعتی، تعریف می کند لذا می گوید: قبل از انقلاب صنعتی هیچ چیز نبوده! اخیرا انقلاب چهارم فناوری اطلاعات می گوید: از همه چیز های قبلی باید برید. همانطور که وسایل قدیمی و کار کرده،  دور انداخته می شود. عقاید و روابط کهنه هم باید نابود شود. لذا می بینیم یونانیان خود را مبدا تاریخ و دانش می دانند! بعد ایرانیان و سپس اروپائیان و امروزه آمریکائیان. در حالیکه هیچکدام مبدا نبودند. آنها تاریخ را بریده و کتابها را تغییر می دهند. شرکتهای چند ملیتی از جمله این تئوریها است. آنها فکر می کنند فقط امریکا می تواند: شرکت چند ملیتی داشته باشد. در حالیکه جاده ابریشم در گذشته، حاکی از وجود شرکتهای چند ملیتی بوده است. نقش مخرب این طرز تفکر را، در تاریخ معاصر ایران بخوبی می توان دنبال کرد. قبل از انقلاب سفید! تولیدات ایران، به کشورهای همسایه صادر می شد. ولی آمریکا با اجرای طرحی که: در شکل انقلاب سفید ظاهر شد، ارباب و رعیتی را الغا کرد. به تبع آن همه سیستم ها و الگوها ی گذشته هم نابود شدند. لذا ایران تبدیل به یک کشور وارد کننده شد.  بعد از انقلاب اسلامی هم، گرچه نفوذ امریکا برچیده شده بود، ولی مزدوران آمریکا و تربیت یافتگان آن، پست های کلیدی در دست داشتند: و همان روند را ادامه می دادند. حتی امروز بعد از چهل سالگی انقلاب اسلامی، می بینیم که تولیدات ایران با واردات تهدید می شود. میوه سیب ایران که به دنیا صادر می شود، جلوی صادرات آن را می گیرند، تا تولید کننده ضرر، و سال بعد نتواند تولید کند. به روستاها می روند و نظم زندگی آنها را به هم می زنند!  تعاونی چوپانی آنها را به هم می ریزند، و تعاونی کاغذی درست میکنند. نان سنتی و خانگی را غیر بهداشتی می گویند، تا آرد از خارج وارد کنند، و نان در دستگاههای وارد اتی پخته شود. بعد از اینکه همه چیز را نابود کردند برمی گردند، و با مصالح آمریکایی، روستاهای سنتی و گردشگری می سازند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : شرکتهای تعاونی و چند ملیتی هزارن ساله.،
لینک ها :
چهارشنبه 9 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

در اقتصاد ایران تورم و گرانی وجود ندارد، همه آن براساس عملکر بد بانک مرکزی ایجاد شده است. یک نمونه: برخلاف گفته سخنگوی دولت، حذف چهار صفر، 10هزار بار تورم را کاهش می دهد! یعنی یک دلار می شود 12 تومن! کاری که باید سالها پیش انجام می شد، و بانک مرکزی مانع می شد. الان هم باید 5صفر حذف بشود، تا دلار برابر 1تومن شود. زیرا تورم و گرانی، همه به واسطه افزایش برابری دلار تنظیم می شده. اما بانک مرکزی، آن را به امورد دیگر ربط می داده! هیچ وقت کمبود تولید و یا کمبود کالا نداشته ایم، لذا عرضه بالاتر از تقاضا بوده، الان هم ظرفیت بسیاری از کارخانجات، خالی است چون مشتری: برای کالای خود ندارند. این اشباع بازار است که واحد های تولیدی را، دچار کمبود سرمایه در گردش کرده است. در حالیکه بانک مرکزی، همه اینها را به دلار ربط می دهد! از صندوق ذخیره ارزی می خواهد که: سرمایه در گردش را تهیه کند! یعنی دلار را با نرخ 4200از دسترس خارج کرده، وام با بهره های زیاد، به مشتریان بدهد. یا اینکه می گوید: با ارز دولتی کالاهای اساسی وارد کنید! تا تولید کنندگان داخلی ورشکسته شوند، و بازار از اشباع هم بگذرد. که شاهد قاچاق کالاهای اساسی به خارج از کشور باشیم! در حالیکه الان وقتی دلار ارزان شده، هیچ کالایی را ارزان نکردند. یعنی ربطی به دلار نداشته است. بلکه بهانه بوده. تا تورم مصنوعی در بین مردم تزریق شود. بهانه ها به این دلیل مهم بودند که: بتوانند مردم را از نظر روانی، آماده خرید کالاها تا چند برابر نیاز خود کنند. ترساندن مردم از کمبود کالا، یک شگرد بود تا واردات بیشترشده، و خزانه از دلار خالی گردد. والا مردم در هر صورت یعنی کمبود مصنوعی یا واقعی، میتوانستند قناعت داشته باشند. یعنی اگر جنگ روانی دلار و: بانک مرکزی نبود، خیلی راحت به مردم می گفتند: که فلان کالا نیست و مردم نمی خریدند، و مصرف نمی کردند. یا به دنبال تولید آن کالا می رفتند. اما جو روانی، را طوری طراحی می کردند که: مردم از ترس شان، چند برابر خرید کنند و: کمبود مصنوعی ایجاد شود، و بانک مرکزی به عنوان ناجی: گرسنگان و قحطی زده ها! به واردات آن کالا دست بزند. ( مجوز داده و ال سی باز کند) داستان ستار خان را همه شنیدند: زنی که بچه اش از گرسنگی خاک می خورد، به ستار خان می گوید ما خاک می خوریم، ولی خاک نمی دهیم. مردم ما اینطور هستند. در حالی که تصویری که بانک مرکزی، به مدد بهزاد نبوی ها و میرحسین ها! ایجاد کردند مردمی: قحطی زده، همیشه گرسنه و منتظر کمک خارجی و محتاج واردات بود. تصویری که هنوز هم، از مردم ایران ترسیم می شود! مردم ایران اگر گرسنه و فقیر هستند، پس چرا متوسط مصرفی آنها، سه برابر متوسط مصرفی جهان است؟ چرا همگی دچار چاقی، فشاز خون و قند بالا هستند؟ لابد چاقی آنها از گرسنگی است؟ چند جاسوس سمج را، به عنوان کودک کار، عمدا در سر چهار راه ها می کارند، بعد از انها عکس می گیرند و: بنام ملت بزرگ ایران معرفی می کنند. اگر کودکان کار واقعی هستند، چرا هیچ قدرتی در ایران، قادر نیستند آنها را متلاشی کند؟ آیا شهرداریها، سازمان بهزیستی و کمیته امداد یعنی دروغ می گویند؟ یا اینکه سازمان آنها بقدری قوی است که: وزارت اطلاعات هم حریف آنها نمی شود؟ براحتی از پاکستان و افغانستان وارد ایران شده، در بهترین نقاط تهران مستقر می شوند. اگر باند های مافیایی پشت آنها نیست، چطور یک کودک اینمه مسیر را طی می کند! صدها برابر درآمدش هزینه می کند، تا در آنجا بماند؟سرقفلی آنها به هیچ قیمتی! به افراد دیگر واگذار نمی شود. لذا یکبار برای همیشه، بانک مرکزی را تعطیل کنید!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تورم صوری،
لینک ها :
سه شنبه 8 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

دریا ها و کوهها جزو انفال عمومی است، و در همه جهان باید در اختیار ولی فقیه باشد. واین حکم تعطیل بردار نیست، یعنی نمی توان گفت که مثلا به دلیل قراردادهای اجتماعی، این حق را ولی فقیه سلب گریده است، زیرا ولی فقیه در زمان غیبت امام زمان عج، نماینده ایشان است. و این قراردادها نه به امضای ولی فقیه رسیده ونه امام زمان عج آن را تایید می کند. پس بطور نظری ولی فقیه سرپرست تمام: اموال بلاصاحب و انفال می باشد. برخی فقها در این تشکیک نموده اند: و مبسوط الید بودن را شرط آن دانسته اند. یعنی کوههای آمریکا و رودخانه های اروپا با اینکه جزو انفال است، چون ولی فقیه تسلطی بر آنجا ندارد، لذا متعلق به کسانی است که: ادعای مالکیت آن را دارند. این نظریه را در مورد پیامبر و امام معصوم صادق نمی دانند. زیرا آنان از سوی خدا مبسوط الید هستند: و برتمام دریاها و کوهها و جنگل ها مالکیت دارند. گرچه در این مورد هم گفته اند که: در زمان پیامبر این مالکیت محدود به مبسوط الید بودن پیامبر بوده! یعنی تا موقعی که روم و ایران هنوز، به تصرف اسلام در نیامده بودند، لذا دریای آنها هم متعلق به پیامبر نبوده است. اما علی فرض همه اینها، چه به لجاظ نظری و چه بلحاظ عملی، ولی فقیه باید همه انها را در اختیار بگیرد. و اگر خدای نکرده، براثر ترس یا عدم توجه، این کار را نکند، قصور کرده است. مگر اینکه دست بسته باشد: یعنی قوانین بین المللی، یا سازمان ملل، مانع جدی آن باشند. و جز به جنگ، نتواند آن را دفع کند. پس اگر در مقامی باشد که بتواند آن را تصرف کند، ولی از ترس جنگ یا مغلوب شدن، باید این کار را بکند. لذا افق دید اسلام در حکومت جهانی واخد، مبتنی است بر تسلط امام زمان عج، یا نایب ایشان بر تمامی انفال در همه جهان.  حرکت های سیاسی، اقتصادی یا نظامی هم باید با این استراتژی، هماهنگ طراحی شود. طوری نباشد که مانع هم ایجاد نماید. مثلا بجای اینکه راههای تسلط بر کوهها، و دریاهای آمریکا و اروپا و آفریقا را تسهیل کند، تعهدات یا امضاهایی بدهد که: مانع از این کار شود. این حرکت خلاف شرع است. زیرا که تسلط اشرار و کفار را، تایید می کند، بر فرض ظهور امام زمان عج، حکم کلی تسلط ایشان بر آفاق و انفس است. زیرا که ولی و پیامبر به معنی: اولی بودن بر انفس است. حال اگر کسی خود را مسلمان هم بداند، ولی مانع تسلط ایشان بر انفال شود، عملا یک یاغی است. در سطح کوچکتر در مورد ولی فقیه هم، به همین شکل است. خداوند فقط تسلط کسانی را بر جهان تایید که: وقتی به حکومت برسند، نماز را برپا دارند و احکام خدا رااجرا کنند. کسانی که در هنگام تسلط بر انفال، به فساد روی می اورند( اذا تولی سعی فی الارض) مورد غضب خداوند هستند. حال اگر ما به توسعه حکومت نمازگزاران، کمک نمی کنیم مانع هم ایجاد ننماییم. فرضا، سیادت دریایی ایران باید بر همه دنیا مستولی باشد، و اگر بخواهد این سیادت را، با روسیه یا چین و امثال آن تقسیم کند، یا به آنها واگذار کند، یا با انها شریک شود، یعنی کاجازه داده: تا افرادی که نماز نمی خوانند: بر انفال تسلط پیدا کنند. مع الاسف که: بسیاری از انها مسلمانان را می کشند. نقاط بحرانی جهان امروز، این موضوع را تست می کند. مثلا در موضوع کشمیر، عملکرد ضد خدایی دولت هند آشکار است.  در موضوع یمن، نفاق و کفر آل سعود مشخص می شود. در موضوع فلسطین، کفر و ضدیت با دین: صهیونیست ها اثبات می شود. در قضیه افغانستان آمریکایی ها رسوا می شوند، لبنان و سوریه، کینه اروپایی ها نسبت به اسلام را نشان می دهد. کشتار مردم چچن و داغستان، دولت روسیه مشکوک می شود، در کشتار مردم ایغور و ترکستان، دولت چین متهم است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سیادت دریایی!،
لینک ها :
سه شنبه 8 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

مهاجرت یکی از ارکان تمدن جهان است. مقابله با آن یعنی مقابله با رشد و شکوفایی و تعالی فرهنگی. ممکن است مخالفت با آن دلایل گوناگونی داشته باشد، یا به اشکال مختلفی مطرح شود. ولی همیشه محکوم به شکست است. در جنگهای صلیبی، اروپا به دور خود دیوار بزرگی از: توهمات کشیده بود. انکیزاسیون اجازه هیچگونه تبادل فکر با مسلمان ها را نمی داد. ولی عاقبت چه شد؟ جریانی بنام سکولاریسم این دیوار را از بین برد. الان بزرگترین جمعیت فعال اروپا، جمعیت مهاجر است. زیرا جمعیت اصیل اروپایی به دلیل کنترل جمعیت، روبه انقراض  و نابودی است. همه تحریم ها و زور گویی ها، ته مانده همان دوران صلیبی است. اما بطور آشکاری همه این تحریمها، فروپاشی اروپا و آمریکا را تایید می کند. در آمریکا چند سال است که با دیوار کشی، مانع مهاجرت می شوند، ولی مجبور شده اند: تمام ونزوئلایی ها را پذیرایی رایگان کند! زیرا هرچه مهاجر ونزوئلایی بیشتر شود، رژیم مادورور محدودتر می شود! همین توهم باعث شده تا در مورد مهاجران دیگر هم، تجدیدنظر کنند و به قول خودشان: آزادیخواهان کشورهای خط مقاومت را، به آمریکا دعوت کنند. لذا بسیاری از مهاجران دیگر در سیل این مهاجرت، به امریکا می روند و ترکیب جمعیتی انجا را به هم می ریزند. در شرق اسیا هم شاهد این گون تماس ها هستیم. بودائیسم یا کمونیزم، دیوارهای آهنین بزرگی به دور خود کشیده بودند. ولی این دو هم  فروپاشیدند: شوروی سابق ارتش بزرگی بنام ارتش سرخ داشت، مرزهای خود را گسترش می داد و: سربازان ارتش را در انسوی مرزدیگران پیاده می کرد! کاری که الان چین در حال انجام آن است: هنگ کنگ و مالزی و سنگاپور تایوان واندونزی را، به خاک خود ملحق می کند! اما دیوار آهنی در یک شب فرو ریخت! شوروی ابرقدرت شرق، از هم فروپاشید. ممکن است روسیه جدید هم بخواهد این کار را ادامه دهد: مانند کاری که در اوکراین یا چچن و داغستان می کند. ولی طبیعی است که در مقابل سیل: مهاجرت سدی خاکی هم نیست. مهاجرت ایرانیان به خارج هم، برای مدیریت جهان از این قاعده مستثنی نیست! خیلی ها آن را فرار مغزها نامیدند، بسیاری آن افراد را وطن فروش و خائن گفتند، ولی چه کاری خواهند کرد با: مهاجرت معکوس آنها؟ اگر همه ایرانیان خارج از کشور برگردند، و سرمایه های خود را برگردانند، ایا تمدنی خواهد بود؟ یا اینکه اروپا و آمریکا، به همان دوران قرون وسطی برمی گردند؟ چین مرکز یاجوج و ماجوج های گرسنه می شود؟ ممکن است کسی باور نکند، ولی چین روزانه تا یک میلیون بشکه نفت، به صورت رایگان از ایران می برد! البته در ظاهر خریداری می کند. وزارت نفت ایران هم خوشحال است که: در تحریم های آمریکایی، چین و هند از ایران نفت می خرند. ولی با کدام پول؟ روزانه 70میلیون دلار نفت، به سوی چین و هند می رود. در چهل سال چه پولی می شود؟ اگر این پول به ایران داده شد، کجا رفته؟ واگر هم داده نشده یعنی در خزانه چین و هند مانده، و صرف سیر کردن شکم 3میلیارد بشر شده است. سهم یک دلار در روز ایرانیان، از نفت صادره به چین وهند، در این چهل سال صرف پیشرفت: آنها شده است: دیوار چین را شکسته، و آنها رابا مردم دنیا به تبادل رسانده. لذا می بینیم مهاجرت ایرانیان به سراسر جهان، برای انها صلح و آرامش و ثروت به ارمغان آورده. گروههای کوچکی سعی دارند با برخی ترقه بازیها، القا جنگ کنند، و مردم را از ایران بترسانند! ولی فقط خودشان مخاطب هستند. توهم وزیر خارجه امریکا بخوبی این را می رساند: وی که چندین سال مشغول فحش دادن به آیرانی ها ست، فکر می کند کسی نشنیده!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مهاجرت باید معنی شود،
لینک ها :

ایرانی تبارها، جهان را مدیریت می کنند! و هر روز نقش آنان پر رنگ تر می شود. اخیرا بازی هنرمندان ایرانی تبار، در سریال های بزرگ جهانی و موفقیت آنها، در اکران برخی فیلمها حاکی از اقبال: عمومی جهان به سینمای ایرانی است. بازیگران ایرانی تبار توانسته اند: درجات ترقی را یکی پس از دیگری طی کنند. البته ممکن است این بازیگران را، به خوب و بد یا انقلابی و غیر انقلابی تقسیم کنیم. ولی چیزی را عوض نمی کند. زیرا پیروزی هر ایرانی، در هر کجای دنیا، پیروزی ایران است. والیبالیست های جوان که امروز در: اوج قله دنیای والیبال ایستادند، یا والیبالیست های بزرگسال که دیروز این راه را رفتند، همه جا پرچم ایران بالا رفت. حتی اگر دو نفر یا تعدادی از انها به ایران برنگردند مهم نیست! زیرا تاب آوری ایران بسیار بالا است، و مانند آنها را سریع کپی برداری می کند. که در همین بازی والیبال شاهد آن بودیم. اما کپی برداری هم نباشد، حضور همان بازیکن در هرکجا، نام ایران را یدک خواهد برد. همانطور که سردار آزمون به ثمر رساندن: سریعترین گل بازی فوتبال روسیه را از آن خود کرد. تاریخ شیرین ایرانی تبارها، بسیار طولانی است! همیشه و همه جا بوده اند. فقط کافی است بدانیم دو تاجر ایرانی، که به اندونزی رفتند، توانستند چهار صد میلیون اندونزیایی را مسلمان کنند! شیخ زکزاکی فقط با چند جلسه حضور: در محضر امام خمینی، 25میلیون نفر را شیعه کرد! یکی از نوابغ ایران در رادیو گفت: من خیلی پول خرج کردم، تا زبان انگلیسی یاد بگیرم! آماده شده به مرکز ناسا رفتم، تا اختراعات خود را عرضه کنم. از طبقات باقی مانده که بالا می رفتم، با کمال تعجب از اتاق رئیس و هیات مدیره آن قسمت، صدای خنده وشوخی به زبان فارسی بلند بود! همه هزینه های من برای یاد گیری زبان انگلیسی بیهوده بود! زبان اسپانیایی در جهان بیشترین گویش را، در قاره امریکا دارد، ولی در این کشور، زبان فارسی دومین زبان آموزشی آنها است. سالها بود که ایرانی ها محبور بودند: بدون اعلام هویت خود، به اروپا و آمریکا خدمت کنند، ولی بعداز انقلاب اسلامی، دیگر نیازی به مخفی نگهداشتن آن دیده نشد. علت این امر شرایط زمانی بود. وقتی مغولها به ایران حمله کردند، دانشمندان ایرانی برای حفظ دانش، همه کتابها را با خود به اروپا بردند، و  در انجا بصورت ناشناس به پژوهش و: نوشتن کتاب ها ادامه دادند: سعدی که اصالتا شیرازی بود، ولی به دمشق و حلب رفت، و گلستان و بوستان را در انجا نوشت. مولای رومی که اصالتا بخارایی بود، برای حفظ آثار خود به روم صغیر، یعنی قونیه فعلی پناه برده بود. نفوذ ناشناس این دانشمندان باعث شد که: جنگ های صلیبی خاتمه یابد، و دانش و علم به اروپایی ها هدیه شود. آنها با کمال سخاوت، آثار خود را بنام  اروپایی ها منتشر می کردند. همه میدانند تئوری مثلثی خیام، به عنوان پاسکال معروف شد. یا نظریات فارابی و ملاصدرا، به اسم انیشتین  ثبت گردید. زیرا دو تن از شاگردان انیشتین، بنامهای پروفسور حسابی و پروفسور غفاری، این کتابها را ازایران خارج کرده، برای او ترجمه می کردند. و از او می خواستند: بنام ایرانی ها نباشد تا، آنها شناسایی و ترور نشوند. ( از سوی صلیبی ها)لذا رهبران خوب و بد جهان، همگی زیر نظر ایرانی ها قرار گرفتند! فرزندان هاشمی در انگلیس، نفوذ زیادی دارند و از این نفوذ برای: گسترش تحریم برعلیه مخالفان پدر استفاده می کنند. در امریکا، لابی ایرانی بیشتر از لابی های دیگر(مانند صهیونیستها) نفوذ دارد. آنکه مخالفت می کند، به دستور ایرانی های فراری کار انجام می دهد! پس:از این به بعد شعار: همه جای ایران سرای من است، تبدیل میشود به همه جای جهان، ایران من است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سینمای جهان در تسخیر ایرانی تبارها،
لینک ها :


( کل صفحات : 328 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :