ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
براساس بیانات حضرت آیت الله نوری همدانی، جلیقه زرد های فرانسه گفته اند که: از انقلاب اسلامی الهام گرفته اند. این بیان بسیار ساده، مسئولیت سنگینی بر دوش علما می گذارد. مخصوصا علمای اعلام در ایران اسلامی. چرا که نشان می دهد: مردم دنیا به زبان و بیان روشنی، خواستار پیوستن به انقلاب اسلامی هستند، ولی کسی نیست آنها را راهنمایی کند! هرچند که راههای انتخاب شده هم، خوب و مورد تایید است ولی میتوانست: تحت زعامت علما بهتر و تاثیر گذار تر باشد. بی توجهی به خیزش جهانی، امری ناپسند و به اصطلاح فقهی، موجب ضمان است. زیرا مردم به صحنه آمده، باجان و دل سراغ تغییرات در:  رژیم های سفاک هستند، تنها راه نجات آنها هم تمسک به اسلام و تشیع است. ولی وقتی کسی نیست دست آنها را بگیرد، و به کمک آنها بشتابد، چه بسا دیر شده باشد! مانند نهضت 99درصدی آمریکا و یا بهار عربی، باعث خاموشی و گوشه نشینی و افسردگی آنها شود. علما بهتر از ما می دانند که: در دنیا دو جبهه بیشتر نیست: جبهه حق و جبهه باطل. طبیعی است کسانی که با جبهه باطل مبارزه می کنند، عطش دریافت حق و حقیقت را دارند، و اگر آنها را از سرچشمه حق و حقیقت، سیراب نکنند ممکن است به شوره زار و لجنزار پناه ببرند. نباید درک های متفاوت را طرد کنند. اگر مردم فرانسه جلیقه زرد می پوشند، یا در نوار غزه مردم سنگ پرتاب می کنند، و یا در آمریکا هفت تیر کشی می کنند! همه آنها نشانه به ستوه آمدن مردم، از نظام های فاسد جهانی است. ولی همه نمی توانند به یک راه یا روش، اعتراض خود را نشان دهند. زیرا این مسیر ها شناخته شده است، و دشمنان آن را مسدود کرده اند. اگر مردم فرانسه شبهای شنبه را انتخاب کرده اند، برای این است که نمی توانند مثل فلسطینی ها، نماز جمعه بپا دارند! بطور سمبلیک هفته ای بودن تجمع خود را، به ما بیان می کنند. مردم غزه اگر با سنگ و تیرکمان به: تظاهرات بازگشت می روند، برای این است که مانند مردم فرانسه، خانه و کاشانه آنها آرام و بی دغدغه نیست، و هرلحظه ممکن است دیوار خانه شان، با تانک اسرائیلی خراب شود و: جوانان را به اسارت ببرند. آیا این تفاوت ها برای علما قابل درک نیست؟ چه تفاوتی مبارزین قبل از انقلاب اسلامی، با مردم معترض آمریکایی و اروپایی دارند؟ اگر مسئولیت اجتماعی است، باید همان طور به این افراد هم کمک شود. کمک مالی به خانواده های: شهدای و زندانیان و مجروحین این حوادث، از اوجب واجبات است. تامین آب آشامیدنی تظاهرکنندگان: در مسیر راهپیمایی مانند: سقایی روز کربلا است. آیا مردم آمریکا هم، باید سینه بزنند، تا باور شود که انقلابی هستند؟ وسهم امام برای انها کنار بگذارند؟ بازار تهران بخوبی بیاد دارد که: در دوران حکومت ساواک، همه زندانیان سیاسی حمایت مالی می شدند. الان که بسیار راحت تر است. آیا علما فکر کرده اند: مردمی که از اسلام و انقلاب اسلامی، الگو گرفته و زندگی خود را برای ان فدا می کنند، از کجا باید زندگی مادی خود را اداره کنند؟ دخترانی که بخاطر حجاب، از مدارس رانده می شوند، درکجا باید تحصیل کنند؟ امروز دیگر دایره مجاهدان و مبارزان، به مدافعین حرم محدود نیست. بلکه مدافعین حق و خقیقت، در سراسر جهان دست خود را دراز کرده اند. آنها می خواهند بیعت کنند! ولی کسی نیست به آنها دست بدهد، و بیعت آنها را بپذیرد. آیا علما هم فریب دیپلمات های نیویورک نشین را خورده اند؟ فکر می کنند کمک به تازه بیدار شدگان جهان، کاری است غیر دیپلماتیک؟ و در عرف دیپلماسی التماسی نمی گنجد؟ آیا در دریای نظریات هضم شده اند؟ چرا نباید به داد مردم رسید؟ فقط کمک مالی نیست، آنها را کافر ندانید! بس است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :


بسیاری از مشکلات موجود کشور ناشی از: عدم قبول مزیت های نسبی خوب ایران است. وجود نیروهای متخصص و مخترع، بقدری زیاد است که کشور اشباع شده! و قادر به جذب آنها نیست، درست مثل نفت که هر روز منابع و معادن جدیدی کشف می شود، و ایران به تنهایی قادر نیست همه آنها را، استخراج یا مصرف نماید. لذا باید کلمه فرار مغزها به عنوان صدور: مدیران و مهندسان و نیروی کار متخصص استفاده شود. وقتی مازاد نفت خود را می فروشد، باید مازاد نیروی انسانی خود را هم، به بازار های جهانی عرضه کند. در عرضه نیروهای کارآمد، باید این را بپذیریم که مردم ایران، با سابقه مدیریتی جهان در طول تاریخ، دارای تخصص های ویژه مدیریتی هستند. یعنی ممکن است کارگر خوبی نباشند! در تولید و در کارگاه نقش فعالی نداشته باشند، ولی در جاه طلبی و اداره جمعیت های بزرگ، کاملا متبحر هستند. اگر به زبان خودمان بگوییم: اکثرا ریاست طلب و پشت میز نشین هستند! و این در علم مدیریت از اصول ذاتی مدیران است. منتها در ایران به دلیل واگیری و همه گیر بودن آن، قابل تشخیص نیست. لذا اگر مزیت نسبی منابع انسانی را، در جهان تقسیم بندی کنیم: نوک قله آن یعنی دهک های بالای هرم، به ایرانی ها می رسد. متاسفانه این تقسیم بندی وقتی در یک کتاب خارجی باشد، برای ما قابل قبول تر است. مثلا اگر در کتاب اصول مدیریت بخوانیم که: در شرایط مساوی متقاضیان شغل مدیریت، آنکه جاه طلبی و بلند پروازی بیشتری داشته باشد، در اولویت است! اصلا تعجب نمی کنیم ولی اگر: یک ایرانی آن را بنویسد می گویند: ریاست طلب و خودخواه و خودپسند است. البته آموزه های دینی در این خصوص، نقش موثری  دارند ولی برداشتها، باید اصلاح شود. مثلا حضرت علی ع می فرماید: کسی که ریاست طلبی کند، هلاک می شود. یا اینکه برخی ها معتقدند: منظور ایشان عمر ابن ابی الخطاب بوده است، که همه حرفها را قبول می کرد، باهمه کنار می آمد، اما به شرط آنکه خودش در ریاست باقی بماند. یعنی فقط حس ریاست طلبی بوده، که او را برعلیه خط امامت و ولایت قرار داده بود. تقریبا همه دشمنان ائمه از این خصلت برخوردار بودند. زیرا همه آنها به برتری علمی و شخصیتی و: جایگاه پیامبران و ائمه اعتراف می کردند، ولی حاضر نبودند جایگاه خود را به آنان بدهند. معروف است که عمر می گفت:( لولا علی لهلک العمر)! یعنی اگر علی ع نبود(و در راهنمایی از علم مدیریتی خود استفاده نمی کرد) عمر هلاک شده بود. حتی رهبر بزرگترین گروه های مذهبی غیر شیعه، همگی شاگردان امام جعفر صادق بودند. بطوریکه ابوحنیفه رهبر حنفی ها می گوید:( لولا سنتان لهلک) اگر دوسال آموزش امام جعفر صادق نبود، من هلاک می شدم. شاید بتوان گفت غریزه مدیریت، یا جاه طلبی و ریاست طلبی در همه وجود دارد، ولی با درجات متفاوت بروز می کند. از نظر اسلام هم مردود نیست، زیرا مانند غریزه جنسی یا حب نفس، برای ادامه حیات لازم است. حتی امام علی ع می فرماید: اگر دو نفر هم باشید، سعی کنید یکی تان رهبر و پیشوا شود. بنا براین میتوان گفت: اگر از این غریزه درست استفاده شود، کاملا مورد تایید اسلام است. قبول ولایت الهی نبوت و امامت، جنبه درست این غریزه است. و ولایت شیطانی و مدیریت ظالمانه، از انواع منفی آن می باشد. به نظر می رسد اگر مسئولین هم نخواهند: این موضوع را قبول کنند، جریان مدیریت مثبت ایرانیان، در حال فراگیری جهان است. اگر همان فرار مغز ها را منظور کنیم: ایران بالاترین مغزهای فراری را دارد، ولی کیفیت آن کاملا متفاوت است: بطوریکه هرکدام از ایرانی ها، مرکز ثقل مدیریتی کشورهای میزبان خود هستند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

در حالیکه مسدولین لیبرال دمکرات ما، برای دیپلماسی التماسی و دکترین گدایی نقشه می کشند! قدرت مردم ما، مرزها را پشت سر گذاشته و: به جهانی سازی رسیده است. وزیر خارجه ایران چقدر به الجبیر احترام می گداشت،(و درواقع از او می ترسید و به او التماس می کرد) اما دریک شب، او را مانند دستمال توالت دور انداختند! هنوز وزیر خارجه ایران باور نمی کند، و از این حرکت در بهت و حیرت است. آمریکا اولین گروه سربازان خود را از سوریه خارج کرد، ولی وزیر خارجه ایران هنوز: ناباورانه منتظر بازگشت آنها است؟ ترامپ دولت آمریکا را تعطیل کرده، حقوق حداقل هشتصد هزار کارمند را نمی پردازد، ولی لیبرال های ایرانی می گویند: ترامپ می خواهد مظلوم نمایی کند! حرف ترامپ حتی در رئیس جمهور مکزیک اثر نداشت! ولی اینها فکر می کنند: که یک تاکتیک است. جلیقه زرد ها در فرانسه و اروپا قیام کرده اند، همگرایی آنها حتی به سرزمین های اشغالی فلسطین هم رسیده، ولی آقایان حاضر نیستند یک بیانیه، در حمایت آنها بدهند. فکر می کنند هرچه مکرون بیشتر قتل و کشتار راه اندازد، باز هم نشانه دموکراسی است. رهبر جلیقه زردها می گوید که: ما از انقلاب اسلامی ایران الهام گرفته ایم، ولی اینها نمی شنوند، یا خود را به نشنیدن می زنند. این ها نشان می دهد یقه سفید ها هنوز هم، نوکر بی جیره غرب زدگی هستند. اما مردم آنها را جا می گذارند. روز نهم دی ماه 1388 نمونه این حرکت ها است. در حالی که مسئولین در رودربایستی، و فامیل بازی سعی داشتند فتنه گران را نجات دهند، مردم با حضور خود به آنها گفتند: اگر شماهم با آنها باشید، باید بروید! فتنه گران دولت را حیات خلوت خود کرده بودند، هنوز هم کسانی هستند که: زیر شعار آزادی از حصر، می خواهند که بستگانشان آزاد شوند. سران فتنه باید اعدام می شدند، اما به دلیل فامیل بازی و به اصطلاح تساهل و تسامح، فقط از مصاحبه منع شدند. زیرا اگر این کار که کف خواسته های مردم بود، منظور نمی شد، شاید مردم آنها را با دستان خودشان، اعدام انقلابی می کردند! الان جلیقه زرد ها هر بار، یکی از حیاط خلوت های مکرون را اشاره می کنند! حتی به استراختگاه او رفتند. ملت ایران هم نمی گذارد که: شعار نه غزه نه لبنان! به شکل دیگری از زبان: دولتی ها خارج شود! وقتی ظریف حرف امام خمینی را تحریف می کند، و می گوید او هرگز نخواسته اسرائیل نابود شود! یا اینکه اصلا گوشش بدهکار نبوده، و این حرفها را نشنیده، یا واقعا به ریشه انقلاب می زند. ولی آنها فقط در دایره دوستانشان قهرمان هستند. واگر انگیزه باطنی آنها رو شود، خواهند دید که جرات حضور در بین: طرفداران خود راهم نخواهند یافت. زیرا معلوم می شود با فریب مردم، روی کار آمده اند. روزی که گفتند اگر برجام امضا شود، همه مشکلات حل می شود! و فردای آن روز همه تحریم هابرداشته خواهد شد. حالا تمام قد می گویند اصلا برجام، برای مسائل اقتصادی نبوده! اگر خودشان حافظه شان کم شده، ولی ملت حافظه قوی دارد. اکنون هم تا دیر نشده باید این مدیریت جهانی را به دست بگیرند، همه انقلابیون دنیا را حمایت کنند. لازم نیست پول بدهند، فقط کافی است سکوت نکنند. سکوت آنها کمک به ظالم است. وقتی عربستان در یمن کشتار می کند، حمایت از آل سعود و همسایه دانستن آن ،یعنی حمایت از کشتار مردم یمن. وقتی در فرانسه یا آمریکا انقلابیون، کشته شده یا شکنجه می بینند، دموکراتیک خواند حکومت های اروپایی و آمریکایی، یا سکوت در مقابل جنایات آنها، یا بهت زدگی در مقابل عقب نشینی آنها، یک خیانت محسوب می شود. مطمئن باشند القاب پرطمطراق خود نوشته، کمکی به آنها نخواهد کرد. و مردم آنها را رد خواهند کرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مدیریت برجهان به همین سادگی!،
لینک ها :
جمعه 7 دی 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

بنده نیم ساعت زودتر، سوار همان اتوبوسی بودم که چپ کرد! دانشگاه علوم و تحقیقات، در بالای تپه های فرحزاد و مشرف بر پونک و حصارک، در شمال غربی تهران می باشد. مساخت زمین آن بسیار زیاد است، ولی همه آن تپه ماهور می باشد که: در هر دره آن دانشکده ای بنا شده! و در ارتفاعات آن هم فضای سبز، و خیابان کشی شده است. با اینکه سالها از کنار آن رد می شدم، ولی آن روز خواستم از درون، آن را تماشا کنم بخصوص که یکی از دوستان، گفته بود همایش محیط زیستی هم در آنجا هست. بی آرتی از میدان آزادی، سربالایی های زیادی را طی می کند، تا به این دانشگاه برسد! روی تابلوی آن هم نوشته: میدان ازادی - دانشگاه غلوم و تحقیقات. به نوبه خود، به تمام کسانی که اینهمه راه های ناهموار را طی می کنند، تا به دانشکده خود برسند، و آنهمه هزینه های ریالی شهریه، کتاب و سفر را بر خود هموار می کنند، غبطه می خورم. واقعا اینهمه شوق برای دستیابی به علم، و شرکت در کلاس ها در هیچ کجای دنیا نیست. جوانان پر شور وشر که میتوانند: دنیا را به هم بریزند، ساعت ها در یک اتاق می نشینند، و به درس استاد گوش می دهند! جزوه های سخت را از رو می خوانند، یا آن را رونویسی می کنند و: به حافظه می سپارند. اگر دانشگاه تهران بود، و آنهمه کمک هزینه تحصیلی! و وام های دانشجویی شاید می توان گفت: انگیزه چیزی غیر از درس خواند و دانستن است، ولی این راه دور و این همه هزینه، واقعا فقط شوق و ذوق درس خواندن را می طلبد. هرچند آنها خودشان هم نمی دانند که: با این کوشش ها بر بال فرشته ها سوارند و: در دنیای ماورا  سفر میکند. چرا که هر جوینده علم از نظر اسلام، بالاتر از فرشتگان است! امام صادق می فرماید: نباید بین شما کسی غیر از دانشجو و استاد باشد! یا باید چیزی یاد بگیرید، و یا یاد بدهید.(معلم او متعلم) لذا به نظرم دانشجویانی که: در این راه از دست می روند، باید شهید محسوب شوند. شهید راه دانش، زیرا از نظر اسلام دانش تنها چیزی است که: میراث ماندگار است و هرگز: به پایان نمی رسد و تمام نمی شود. مخصوصا در این دانشگاه! که بنده از نزدیک مشاهده کردم: از درب دانشگاه که وارد شوید، محوطه بسیار بزرگی روبروی شما است، اگر وسیله نقلیه داشته باشید، و راه برای ما مجاز باشد، راحت هستید ولی استاد و دانشجو که، همه ماشین ندارند. لذا دانشگاه تصمیم گرفته، چند اتوبوس بگذارد که هر پانزده دقیقه، کل دانشگاه را دور بزنند! دانشجو را به دانشکده اش برسانند، یا برگردانند. جاده اتوبوس هم مانند جاده های شمال، و هزارچم هست که اگر از روش: کابلی استفاده شود، شاید فاصله ها تا یک چهارم هم کاهش یابد! اما معلوم نیست چرا این روش کنار گذاشته شد، و روش اتوبوسی! آن هم اتوبوس های فاقد معاینه فنی استفاده شده. پیشنهاد می شود درب این دانشگاه را، به روی گردشگران باز کنند. آن وقت ایجاد حمل و نقل کابلی، درآمد زا هم خواهد شد. دیگر مجبور نخواهند شد: اینگونه ریسک کنند و بخاطر: هزینه جان دانشجویان به خطر بیافتد. از آن سو، مردم عادی هم توفیق حضور در دانشگاه پیدا کرده، و از نزدیک با دانشجویان آشنا خواهند شد! در کشور دانش دوستی مانند ایران، حیف است که دانشگاه ها در بسته باشند.  فقط کسانی حق ورود داشته باشند، که کارت آنجا را دارند. باید قبل از اینکه تبدیل به موزه شود، برای بازدید عموم آزاد شود! موزه ها گرچه محترم هستند، ولی راجع به عناصر مرده حرف می زنند! در حالیکه آنها در زمان زنده بودن، غیر از این حالت را داشته اند. مانند جراحی مجسمه های انسانی! آنها اگر هم اشتباه جراحی شوند، چیزی نمی شود! ولی آدم زنده برای: یک سوزن اضافی هم شکایت می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : شهدای راه علم،
لینک ها :

دکتر روحانی گفت که دولت هم گرانفروش است.  ولی راه حل آن را نگفت. به نظر می رسد راه حل بسیار ساده است، ولی نیاز به عزم راسخ و تصمیمی محکم دارد. ما در روایات اسلامی داریم که: هیچکس حق ندارد سربار دیگری باشد. پیامبر اسلام هرگاه به سفر می رفت، یا با دوستان بود همیشه کارهای خود را انجام می داد، و از کسی نمی خواست کارش را انجام دهد. بلکه حتی به آنان کمک هم می کرد. سربار(و هوکل علی مولاه) در اینجا به معنی هزینه های خود را، به دیگران تحمیل کردن است. یکی از دلایل گران بودن دولت این است که: افرادی با نفوذ در آن برای خود، دستمزدهای کلان می گیرند. اگر این دستمزدها تعدیل شود، دولت ارزان می شود. به دو دلیل مهم این امر اتفاق می افتد: اول اینکه هزینه دستمزدهای نجومی، که معادل بودجه کل کشور در هرسال است، از سربار هزینه ها کم می شود، لذا هزینه خدمات دولت به نصف کاهش می یابد. از طرف دیگر باعث منفک شدن بسیاری از: مدیران از بدنه دولت می شود. واقعیت این است اغلب افرادی که: وارد بدنه دولت می شوند، به قصد درآمد های نجومی است، تا خود و خانواده خود را، برای همیشه بیمه خواهند نمایند! هرچه رده سازمانی این مدیران بالاتر است، انتظار دریافت های نجومی برایشان بیشتر است. ولی وقتی ببیند که حقوق نجومی در کار نیست، به سراغ کار دیگری می روند، و بیش از 50درصد بدنه دولت سبک می شود! لذا بازهم هزینه ها کاهش یافته و: هزینه خدمات دولتی تا 25درصد فعلی، نزول می کند. البته توهین به همه مدیران و دولتمردان نباشد، منظور ما 50درصد طماع است، نه 50درصدی  که می مانند، تا خدمت کنند و انتظار: حقوق های نجومی ندارند. در زمان شهید رجایی دولت انقلابی، بیشتر حقوق خود را از محل خدمت قبلی می گرفتند. برای صرف نهار هم فقط از نان و ماست استفاده می کردند. حتی بهزاد نبوی ریاکار! چایی را هم خودش از خانه می آورد، و با دست خودش دم می کرد و می گفت: به کارگر نباید دستور بدهیم و یا ظلم کنیم! طبیعی بود که در این دوران، پول فراوان بود و ارزاق هم ارزان بودند. همه برای رضای خدا کار می کردند، و کسی حقوق نجومی نداشت. ولی موقعی که مهندس موسوی نخست وزیر شد، همه را به مسخره گرفت و گفت: بهترین غذاها را برای هیات دولت بیاورند، بطوری که هزینه غذای یک نفر دولت او، معادل هزینه عذای کل هیات دولت شهید رجایی می شد. طبیعتا پولها صرف وزرا و وکلا و استانداران شد، و بودجه ای باقی نماند! به همین دلیل وقتی امام خمینی فرمود که: دولت به جنگ کمک کند، ایشان استعفا داد. عاقبت محسن رضایی راهم معتقد کرد که: بودجه قرمز شده وزیر صفر است، و باید صلح را بپذیرند! در دوران هاشمی دست دولتی ها، نه تنها برای حقوق ومزایا باز شد، بلکه بیت المال هم در اختیار انان گذاشته شد! و مانند رضا شاه، هرجا ملک مرغوبی بود به تملک ریاست جمهوری در آمد. کاخ ها که قرار بود موزه شود، در اختیار هاشمی قرار گرفت. کاخ مرمر کارهای اداری و کاخ نیاوران امور تفریحاتی انجام می شد. کیش و سفرهای خارجی و هرگونه هزینه دیگر قابل قبول شد! بودجه دولت به بهانه سازندگی، به پاداش و دستمزد اختصاص یافت. همین امر باعث هجوم جویندگان طلا به دولت گردید. معترضان هم ضد هاشمی معرفی می شدند! لذا این جریان اگر قطع نشود، دولت همچنان گران خواهد بود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چطور دولت ارزان می شود؟،
لینک ها :

فائزه هاشمی در یک تحلیل نادرست، پدرش را محتوای نظام دانسته! که با رفتن او، فروپاشی محتوای نظام اسلامی را اعلام کرده! در حالیکه پدر ایشان هرچند زحمت زیادی: برای مذاکره با امریکا کشید، ولی بهر حال موفق به این کار نشد. لذا نمی توان گفت فروپاشی محتوایی اتفاق افتاده. البته اگر مذاکره انجام می شد، رفتار و شعار های مردم عوض می شد، و مانند تعطیلی نیروگاهها، شعار مرگ بر امریکا هم تعطیل می شد، حرف ایشان درست بود. اما مردم همچنان خواستار حاکمیت جمهوری اسلامی، در سراسر جهان بخصوص امریکا هستند، و به کمتر از آن رضایت نمی دهند. خواست مردم ایران تغییر حکومت در امریکا، به نحوی است که بتوان: در سازمان ملل، سینه زنی کرد و: ماههای رمضان افطاری داد، و در تمام شهرها، پیاده روی اربعین را داشت. این موضوع برای فائزه قابل درک نیست، ولی مردم دنیا بخوبی آن را می دانند. اگر زور بالای سر آنها نباشد، همین امسال پیاده روی اربعین را در شهرهای خود، به راه می اندازند. به عبادت گاهها می روند، و رقعه های حاجت خود را دخیل می بندند! همانطور که ترامپ هم وقتی به اورشلیم رفت، کنار دیوار ندبه، کاغذ حاجت خود را در شکاف آن انداخت! امروز تمام دنیا نتحول شده، و یا در حال تحول است. اما برخی ها برعکس دنیا، می خواهند به گذشته بر گردند، تحول آنها ارتجاع هرچه بیشتر است! در حالیکه مردم دنیا به مذهب روی می آورند، از کمونیزم و سوسیالیزم، لیبرالیزم و لائیک دور می شوند، ولی  این عجوزه ها، تازه به فکر تبلیغ برای لیبرالیزم! سوسیالیزم و حتی لائیسم هستند. فکر می کنند حرف انها را هیچ کس نمی داند، یا نمی شنود! بارها و بارها تکرار می کنند، ولی نمی دانند که مردم خودشان، در بطن قضایا بودند و با عقل و تدبیر، و هوشیاری کامل، به مذهب روی آورده اند. بطور نمونه، جلیقه زرد ها برعلیه سرمایه داری قیام کرده اند، ولی فائزه فکر می کند: برای دوچرخه سواری مبارزه کرده، و به خیابان ها می آیند. کارگران شرکت هفت تپه خوزستان، برای مبارزه با خصوصی سازی، اعتصاب کرده اند و خواهان: دولتی شدن شرکتشان می باشند، ولی فائژه فکر می کند: آنها مخالف دولت هستند، قیام بر علیه دولت کرده! یا: برای خصوصی سازی مبارزه می کنند. البته فائزه تقصیر ندارد! مانند منافقین و سلطنت طلبها، روح خود را به شیطان فروخته! لذا سخنان منطقی در روح آنها تاثیری ندارد. چهل سال است که مشت بر سندان می کویند، ولی برای یک لحظه هم، به خود توقف نداده اند، تا ببینند چه شده؟ این است که می گوییم: اعتراض داریم تا اعتراض. فائزه می گوید همه مردم معترض هستند: در حالیکه اعتراض آنها برعلیه تفکر فادزه است، نه به چیز دیگری، و این فرافکنی چیزی را عوض نمی کند. مردم ما برعلیه گرانی و بی عدالتی اعتراض می کنند، چه کسی جز پدر ایشان، گرانی و بی عدالتی را به این مملکت آورد؟ اگر ایشان یادشان نیست، کرباسچی شهردار آن موقع گفت: ما تهران را گران می کنیم، تا مردم مهاجرت کنند و بروند! اگر روحانی در هنگام لایحه بودجه می گوید: دولت هم گرانفروش است، چه کسی غیر از هاشمی رفسنجانی، گرانفروشی را باب کرد؟ او سردار خود خوانده سازندگی بود. و به بهانه لارج بازی و گشاد بازی، پروژه های گران را اجرا می کرد. می گفت تمام بودجه ای که دولت می دهد، پول آب خوردن پروژه های ما نمی شود. وقتی به فرزندان خود، آنقدر کمک های غیر قانونی کرد، که کانادا و کردستان عراق، از پول تهران پیشرفت کرد؟ این به چه معنی است؟ آیا مردم حق اعتراض ندارند؟ یا می خواهند اعتراض مردم را، به نفع خودشان مصادره کنند؟ خوشبختانه این را هم نمی فهمند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : اعتراض داریم تا اعتراض!،
لینک ها :
چهارشنبه 5 دی 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
عالم هستی سلسلسه مراتب دارد که: برخی آن را به چهار دسته تقسیم کرده اند: عالم لاهوت(فقط مختص خدا است) عالم جبروت، عالم ملکوت و عالم ناسوت. سه عالم مخلوق خداوند هستند، به ترتیب دورتر یا پاین تر از عالم لاهوت قرار دارند. دور بودن آخرین عالم یعنی عالم ناسوت، باعث شده که به صورت جرم سخت در آیند، که ما آن را ماده یا جسم می نامیم. ولی عالم بالا تر رقیق تر هستند، و به نسبت رقیق بودن آنها به عالم لاهوت نزدیکترند. این عوالم مرزهایی هم دارند که آنها را از دیگر عوالم متمایز می کند، و میزان تصرف در یکدیگر را تعریف می کند. خداوند برای اجرای برخی اوامر خود، عده ای را مامور کرده، که بقیه از ان مستثنی هستند. مثلا کاری که ملائکه انجام می دهند، حفظ انسجام جهان است. در حالیکه کاری که عالم ماده انجام می دهد، بیشتر برای حفظ خودش است. عالم انسان ترکیبی از دو عالم ناسوت و ملکوت است. این یعنی که در برخی موارد، اجازه دخالت داده شده است. خداوند انسان را از خاک آفرید، ولی بعد روح خود را در او دمید. و این ترکیب دوگانه، عملکرد دوگانه هم در انسان دارد. در حالیکه در سایر حیوانات ویا موجودات، عملکرد واحد و مشابه هست. یعنی تاثیر روح در جسم حیوانات که اراده نام دارد، به شکل غریزی انجام می شود. حیوانات مانند ماشین های هوشمند، در برابر ادراکات بیرونی، رفتار مشخصی را از خود بروز می دهند که: کاملا برنامه ریزی شده و قابل پیش بینی است. اما وجود عقل که خود از عالم دیگر است، در جسم انسان باعث می شود: در بسیاری از موارد انسان مخالف غریزه هم عمل کند. مثلا گرسنه می شود، باید غذا بخورد ولی به دستور عقل، (شرع و دین) با اینکه در دسترس هم هست، آن را نمی خورد و تا ساعاتی بعد، به تعویق می اندازد. در واقع برنامه ریزی طبیعی و غریزی را به برنامه ریزی عاقلانه و حکمت آمیز تبدیل می کند. دامنه تغییرات نفوذ عقل تا آنجا است که: میتواند از عالم ملکوت عبور کرده، به عالم جبروت برسد. بسیاری از انبیا الهی به این عالم رسیدند، که بر آنها وحی می شد، و جبرائیل سفیر این عالم، با آنها ارتباط برقرار می کرد. اما عقل پیامبر خاتم(ص)، توانست جسم او را به عالم لاهوت هم ببرد(قاب قوسین او ادنی). از طرف دیگر رابطه ماده و معنویت، یا جسم و روح مانند رابطه انرژی و جرم است. یعنی حجم عظیمی از عالم ملکوت، در ذره ای از جسم جا میگیرد! مانند رم کامپیوتر که، هزاران مگابایت اطلاعات را در خود جا می دهد. گفته شده است که پیامبر تمام علوم را، در یک نفس، به حضرت علی یا فاطمه س منتقل میکرد، که اصطلاح ذقا ذقا گفته شده. حضرت علی ع هم به امام حسن و امام حسین و حضرت عباس، آنهم در کودکی شان منتقل نمودند. حال آنکه اگر نوشته شود، میلیون ها جلد کتاب می شود. انسان های معمولی هم، این حالت را تجربه می کنند. آنگاه که می گویند: موضوعی در ذهن ما جرقه زد. یعنی  که نوری بر ذهن آنها می تابد(العلم نور یقذفه الله فی قلب مایشاء) که: گویا پسورد یک کامپیوتر به آنها داده شده! یا : دری بر روی آنها باز شده، که میتوانند هزاران موضوع را درک کنند! و راه حل مشکلات خود را پیدا کنند، یا به تحلیل درستی برسند.البته همه این امور به وسیله اسباب خود انجام می شود(ابی الله ان یجری الامور بالاسباب) یکی از این اسباب اراده انسانها است. اراده مادی نیست، ولی بر ماده حکمرانی دارد. لذا واسطه ماده و معنی است. هرچیزی را که انسان فکر می کند، مادی نیست. ولی وقتی اراده کند(بخواهد) آن را اجرا می کند: به دست و پای خود فرمان می دهد، و آنها انجام می دهند. محتوی فکر و تخیل هم، بسیار وسیع و زیاد است ولی: در سلولهای خاکستری: بسیار ریز جا می گیرد.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : اراده واسط بین ماده و معنی است.،
لینک ها :

ترامپ گفته که آمریکا به جهان سوبسید می دهد! اما این درست برعکس است! آمریکا سوبسید بگیر گردن کلفت است. درواقع لایمن است، و مانند دزد های سرگردنه یا سرکوچه، از هر رهگذری پول می گیرد، وقتی می پرسند برای چی؟ می گوید پول زور است، می توانی نده! دنیا می داند که آمریکا عربستان را می دوشد! شاید بیش از 4تریلیون دلار از عربستان، به صورت های مختلف گرفته است! بخشی از آن به عنوان قراردادهای خرید تسلیحات است، بخش مهم دیگر تحت عنوان سهام دار کردن در: شرکت های ورشکسته است. سومین حالت آن دریافت برای تامین امنیت آل سعود می باشد. و بالاخره بخش دیگری اشانتیون! یا ولخرجی های آل سعود، در سفرهای خود به آمریکا، که هرکدام بالغ بر یک بیلیارد دلار می شود. البته عربستان هم ضرر نمی کند، همه این پولها را از ایران می دزدد! بخشی از این پولها هزینه سفر حج است، که به بهای گزاف هر نفر ده هزاردلار می شود. هرسال یکمیلیارد دلار از این راه، عربستان ایران را می دوشد! بخش دیگر این پولها، تخریب بقاع متبرکه و سرقت اموال عتیقه، و گنجینه های هزاران ساله آن است. آنها حتی از سرقت سنگ های دیواری تخت جمشید نیز، نمی گذرند! بخش بعدی درآمد عربستان، از نفت های ایران است که از: سفره های زیر زمینی فلات بلند ایران، به سوی مناطق پست و بیابانی عربستان، از میان خلل و فرج های، زمین مهاجرت می کنند. اگر ایران سد های زیر زمین بسته، مانع سفر گاز و نفت ایران به سوی عربستان شود، آنها نفتی نخواهند داشت. البته عربستان در دیگر کشورها هم، این سیستم ها را پیاده کرده: هزینه سفر حج و قاچاق عتیقه، استفاده از معادن مشترک و: پایین دستی را ادامه می دهند. از کمک های عربستان به آمریکا که بگذریم، ایران نیز فربانی این زورگویی ها شده است. نزدیک 6بیلیون دلار طلا و عتیقه جات، پول نقد و آثار باستانی ایرانیان، را به آمریکا انتقال داده اند. سرمایه گذاری ایرانیان در امریکا، بیش از عربستان و اسرائیل است. سومین کشوری که به آمریکا سوبسید می دهد، اسرائیل است. یهودی های وابسته به اسرائیل (آیپک) باعث: نجات آمریکا شدند، زیرا بعد از رکود اقتصادی سالهای: 1932کمر امریکا شکسته بود. ولی یهودیان با خرید و تاسیس شرکتها، و انتقال سرمایه های خود از سراسر دنیا، آمریکا را نجات دادند و هنوز هم، لابی صهیونیستی در آمریکا پرنفوذ ترین: مهاجران آمریکایی هستند. اروپا و آسیا گرچه ممکن است، ثروتی نداشته اند که به آمریکا بدهند، ولی نیروی انسانی ماهر انها را تامین کرده اند. دانشمندان هسته ای و موشکی آلمان و انگلیس، پس از جنگ دوم جهانی شناسایی و به آمریکا منتقل شدند! دزدی نیروهای علمی و دانشمندان در ابتدا، با زور اسلحه بود ولی کم کم، به صورت خرید خدمت! یا تشویق های مالی در آمد. اخیرا هم بعنوان فرار مغزها مطرح است. اگر این نخبه های آسیایی و اروپایی، آمریکا را ترک کنند باید آمریکا را، تحویل سرخپوستان بدهند! در حال حاضر آمریکائیان اشغالگر هستند! زیرا پدران آنها مالک آمریکا نبودند، بلکه با نسل کشی سرخپوستان، آنجا راتصاحب کردند. فراخوان نیروهی نظامی از سراسر دنیا هم، به همین معنی است. زیرا از دو جهت در مسیر فروپاشی، و تحویل دادن به سرخپوستها هستند! اول آنکه کشورهای مخالف سرخپوستها،(نژاد پرستان) از قبیل اسرائیل و عربستان و دولت های اروپا، دچار ورشکستگی مالی شده، با تهدیدات داخلی روبرو هستند. لذا دیگر قادر به کمک به: دولت نژاد پرست امریکا نیستند. تنها ایران است که شکوفایی اقتصادی دارد، و میتواند کمک کند، که آنهم حامی سرخپوستان و: مخالف اشغالگری سفید پوستان است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آمریکا سوبسید می دهد یا نه؟،
لینک ها :


( کل صفحات : 296 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :