ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
پنجشنبه 7 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

عده ای موج سواری را خوب بلد هستند: مثلا وقتی دلار افزایش پیدا می کند، آنها هم سکه یا مسکن و کرایه و اجاره و دستمزد را گران می کنند. لذا از تورم و گرانی، هیچکس ضرر نمی بیند و به اصطلاح، همه مردم آن را از خود عبور می دهند. اگر کسی هم اعتراض دارد، مانند بازاری ها یا کارمند ها، فقط بخاطر عقب افتادگی در موج سواری است. چون می بینند دیگران آمدند و: از انها جلو زدند. اعتراض کارمندان با افزایش حقوق و: یا ارائه زمین و مسکن رایگان و: رانت های دیگر برطرف می شود. ولی اعتراض بازاری ها، کمی رنج آور است. زیرا آنها دیگر توان موج سواری ندارند، گرانی های جدید و موج های ایجاد شده را نمی شناسند. لذا دیگران از راه میرسند، حتی از شعار یا اعتصاب آنها سوء استفاده می کنند. آنها چوب دوسر طلا می شوند: مردم گرامی را از انها میدانند، چون ارزاق دست آنها است. آنها دولت را مقصر معرفی کنند. آن هم نه برای برگشت به قیمت های قبلی! بلکه دریافت مجوز گرانی های بیشتر، زیرا ماهیت تورم روبه پیش است. اگر مدتی جلوی پیشرفت آن را بگیرند، مانند فنر، بعد از پیدا کردن راه تنفس، ناگهان بصورت جهشی عمل می کند. تورم با اشتغال هم رایطه مستقیم دارد: شما اگر جنسی را بخرید یا تولید کنید، هیچوقت آن را به قیمت خرید نمی فروشید. بلکه سود هم برای خودتان منظور می کنید. این همان تورم و یا گرانی است. البته ممکن است شما نتوانید: با قیمت بالاتربفروشید لذا یک نفر را پیدا می کنید و او را شریک سود کرده و قیمت جدید را برای فروش تعیین می کنید: تا او بفروشد، این هم می شود دلالی. اگر تولید کننده یا خریدار، 10درصد سود می خواست، دلال هم ده درصد می خواهد، لذا قیمت کالا 20درصد باید گرانتر بفروش رود. این است که مردم از تورم 10یا 20درصد، ناراضی نیستند، چون چاره ای نیست والا کسی خرید و فروش نمی کند، که به این می گویند دوران رکود. اما از آن نارحت هستند که: بی خبر و با نرخ زیاد متورم شود. چون موج سواری برایشان ممکن نیست، لذا عقب می افتند. اما این تورم ناگهانی که حاصل: رکود چند ماهه یا چند ساله بود، بفوریت از حالت حباب درآمده، روتین می شود: آن وقت همه میتوانند از این موج سواری لذت ببرند.(خانه یا ماشین ش را بهتر و بیشتر می خرند). بیشترین لذت را دولت می برد. زیرا مردم اگر سکه را گران بفروشند، جایگزین ندارند، بلکه باید گرانتر هم بخرند. مگر از فرصت استفاده کنند، وجوه حاصله را به بازاری منتقل کنند که: هنوز موج به آنجا نرسیده! مثلا در روستاها زمین بخرند. اما دولت میتواند آن را، با سوء مدیریت یا حسن مدیریت کنترل کند. لذا موج سواری خوب یا بد داشته باشد. افزایش نرخ دلار، بیشترین سود را  به دولت وارد می کند: زیرا 95درصد دلار ها در اختیار دولت است. دولت میتواند مابه التفاوت نرخ را، برای کسری بودجه استفاده کند. تا فشار مالیاتی از دوش مردم برداشته شود، و تورم بی ضرر شود.این موج سواری خوب است. یا اینکه همین مبلغ را به یارانه ها اضافه کند، و به حساب مردم بریزد، که نور علی نور است. اما متاسفانه دیده شده که: این تفاوت نرخ یک نوع غنیمت جنگی! تصور می شود که فقط: بین مسئولین باید تقسیم شود. و بجای اینکه حقوق 50هزار تومانی: مددجویان کمیته امداد، خانواده شهدا و جانباز و سرباز، به صد هزار تومان افزایش یابد، حقوق و پاداش 50میلیونی مدیران! به صد میلیون تومان می رسد. حتی در اینصورت نیز، موج سواری خوب و بد داریم: اگر مدیران با این افزایش حقوق کلان، کالای ایرانی بخرند، این وجوه دوباره به مردم منتقل شده، تعادل ایجاد می شود. ولی اگر سفر خارجی بروند! یا اجناس خارجی بخرند یا: در بانکهای خارجی پس انداز کنند (مانند لیست 220ملیاردی سفره انقلاب!) طبیعتا: وضع مردم خارج  خوب می شود!



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : موج سواری خوب و بد.،
لینک های مرتبط :

استادان استراتژی، هیچ چیز مشخصی ندارند جز: خود سنیزی یا ایران ستیزی. همه تئوری های جهانی را ولو عجیب و غریب، فبول می کنند و درس می دهند، جز تئوری های اسلامی. در گذشته دور، استراتژی در مقابل تاکتیک بود! بعد استراتژی زیر مجموعه ایدئولوژی شد، بعد بالای پالیسی قرار گرفت. امروز چشم ما به وسط نشینی آن هم روشن شد. استاد بی بدلیل استراتژی گفتند که: چشم انداز و استراتژی و اهداف. چشم انداز ده ساله، استراتژی 5ساله و اهداف یکساله است. برخی هم گفتند اهداف بلند مدت، میان مدیت و کوتاه مدت. عده ای هم گفتند: هدف اصلی، هدفهای فرعی، برنامه! خلاصه خودشان نمی دانند: چه می گویند ولی یک چیز را خوب بلدند: تحقیر ایرانی و در واقع، تحقیر خودشان که از خود کم بینی یا: خود اصلا نبینی نشات می گیرد. مثلا با اینکه می گویند چشم انداز ده ساله است، اگر ژاپن چشم انداز 80ساله نوشت، که تا آن موقع دیگر روغن نهنگ نخورند! عیب ندارد. اگر چین چشم انداز 30ساله یا دیگری 20ساله، یا کمتر و بیشتر نوشتند، اشکال ندارد ولی ایران! فقط یک چشم انداز دارد: انهم 1404. اگر همه چشم اندازها ثابت بود، عیبی ندارد ولی برای ایران عیب دارد! باید با هر قدم چشم انداز جدید را ترسیم کرد. اگرآلمان مزرعه بزرگ گل، درست کرد که همه مکانیزه بود، و فقط 5نفر در آن نیروی انسانی ماهر لازم بود، کار خوبی است، خاک بر سر ایران که نمی تواند! اگر چین همان مزرعه را بدون اتوماسیون، درست کرد تا 500نفر را مشغول بکار کند، باز هم خاک بر سر ایران. به نظر می رسد اصلا نمی دانند چه می گویند. در یک حمام عمومی، مردی غسل می کرد و با صدای بلند می گفت: غسل حیض می کنم قربتا الی الله. پرسیدند مگر مرد هم حیض می شود؟ گفت نمی دانم از بچگی، مادرم اینطور نیت می کرد! حالا استراتژیست ما هم، فقط می گویند خاک بر سر ایران، دیگر دلیل ندارد توضیح بیشتری بدهند! از بچگی در دانشگاههای اروپا و امریکا، تو کله آنها همین را فرو کرده اند. و همه اینها بخاطر ضدیت با اسلام، و مسخره کردن دین مبین، و احکام نورانی آن است. والا بموقع شعر های حماسی می خوانند! ایران قهرمان را داد می زنند. اینهم دلیل روشنی دارد: اگر اسلام سخن بگوید، همه آنها باید بروند خاک بازی کنند. در تئوری های اسلامی، استراتژی یا چشم انداز یا هرچیز دیگر، بسیار روشن است. چشم انداز اسلام معاد است. یعنی می گوید خود را برای: زندگی ابدی مهیا کنید نه 50سال، یا صد سال فعلی. استراتژی اسلام حکومت جهانی امام زمان است. یعنی آرمانشهر غیر اسلامی، به جهان بینی اسلامی تبدیل می شود. اشخاص بجای تفکر قومی یا ملی، برای یک تفکر جهانی و زندگی همگانی: مسالمت آمیز هدایت می شود. تاکتیک یا برنامه های اسلام هم، اصول پنجگانه (توحید نیوت معاد عدل امامت)و فروع ده گانه(نماز روزه حج خمس زکات جهاد امر بمعروف نهی ار منکر تولی و تبری) است. برنامه های اسلام برای همه نوشته یا بیان شده، و موجود است که: قران اصول آن رابیان کرده، نهج البلاغه و سجادیه فرع و: دانشمندان و کتب دیگر تفسیر های لازم را اتجام داده اند. اجتهاد هم برای حوادث روز، غیر روتین یا جدید تعبیه شده، که براساس کتاب و سنت و اجماع و عقل، اداره و تنظیم می شود. چشم انداز هم یکی دو تا نیست، ما برای نابودی صهیونیسم چشم انداز 25ساله داریم، برای تشکیل حکومت واحد جهانی و: آماده سازی زمینه ظهور حضرت ولیعصر عج، تا کنون بیش از هزار سال برنامه داشته ایم، بعد از اینهم داریم. همه چیز تعریف شده و مشخص است( ولارطب ولایابس الا فی کتاب مبین) حالا آقایان خوششان بیاید یا نیاید! گرچه بهتر است بیت المال را، خرج تبلیغ کفریات نکنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مدیریت استراتژیک بومی،
لینک های مرتبط :

در اولین کنفرانس مدیریت یکپارچه: دارایی های نفت و گاز اعلام شد که: این تئوری چند سالی است: مطرح شده و سعی می شود: سازو کار هایی بوجود آید که: داراییهای وزارت نفت اعم از: معاونت ها و شرکت ها و پیمانکاران یکپارچه شود. به نظر می رسد این کاری است که: از میانه راه انتخاب شده و: اسناد بالادستی و پایین دستی آن خوب بررسی نشده است. در ایجاد هر سیستم یا روش عملکردی، باید سیستم های بالا دستی و: پایین دستی هم مدنظر قرار گیرند. برای این منظور لازم است سازمان ملل، به این موضوع ورود کند! تا دارایی های جهانی به یکپارچگی برسند. اگر چنین اتفاقی بیافتد، تئوری اقتصاد هم واژگون یا معکوس خواهد شد: زیرا داراییها که همان منایع اقتصادی هستند، به قدری زیادند که حتی شمارش آنها، امکان پذیر نیست چه رسد به ارزیابی و: قیمت گذاری آنها(برخلاف تئوری اقتصاد، که می گوید منابع کم هستند). البته احصا دارایی ها در همه سطوح، امری انجام شده است. مثلا اگر شرکت ها یا موسسات تجاری را، ریز ترین سیستم هابدانیم، هر شرکت ولو با مسئولیت محدود، در ابتدای هر کاری باید داراییهای خود را بشناسد. و در ترازنامه یا صورت ها و گزارش های مالی آن را نشان دهد. وقتی چند شرکت بصورت عمودی یا افقی(تراست و کارتل) همکاری می کنند، داراییهای آنها تجمیع می شود، و اگر همه شرکت ها و موسسات یک کشور را تجمیع کنیم، حسابداری ملی بوجود می آید. و اگر شرکت های بین المللی هم، به اینها اضافه شود یک حسابداری جهانی: یکپارچه ایجاد می شود. طبیعتا اطلاعات این حسابداری موجود است، و اسناد حسابداری آن هم صادر شده است. اما تلفیق یا یکپارچه سازی آن، به چند دلیل تا کنون انجام نشده است. مثلا برخی کشورها با هم دشمن هستند، لذا اطلاعات دقیقی از: داراییهای خود را ارائه نمی دهند، تا دستاویزی برای دشمنان آنها درست نشود. چون این تضاد قابل حل نیست، لذا حسابداری جهانی هم امکان ندارد. ولی با نصمیم سازمان ملل این روند شروع خواهد شد. برای تجمیع دارایی ها، احنیاجی به سازمان یا ستاد جدید نمی باشد، فقط باید سیستم یا نرم افزاری تهیه شود، که به همه داراییهای جهان یک کد مشخص بدهد. مثلا رقم اول نشان قاره ها باشد. رقم دوم تا چهارم نشان کشورها باشد.(مانند کد های تلفن های ثابت جهان) هرکشوری سه رقم بعدی را به: شهرستان هایش اختصاص دهد. شهر ستان ها هم، سه رقم بعدی را برای دفتر مرکزی شرکت ها، ادارت دولتی و موسسات منظور کند. وقتی به داخل شرکت رسید، کد دارایی هر شرکت، بعد از این ده رقم ها قزار گیرد. لذا هم نظم شرکت ها حفظ می شود و هم، در سیستم شهری و کشوری، جمع بندی گردیده و بالاخره جهانی می شود. در واقع با اضافه کردن کد ده رقمی: یکپارچه سازی فوق به کد دارایی هر شرکتی، خود بخود در سامانه وارد می شود. در مرحله اول، فقط تعداد آنها نوشته می شود. تا هر شرکتی بداند چند خودرو دارد، بعد شرکتهای یک شهرستان، بعد کشور چند خودرو دارند و بعد هم درسطح جهان. در مرحله دوم قیمت گذاری یا تعیین ارزش بین المللی واحذ: هر دارایی مطرح است که: میتوان با تبادل نرخها برابری کرد. یعنی در ایران اول به ریال حساب کنند، بعد به دلار تبدیل نمایند. یا اینکه قیمت دفتری همه را بررسی، و میانگین آن را قیمت جهانی اعلام نمایند. مثلا نفت برنت دریای شمال، و دیگر نفت ها قیمت های متفاوتی دارند، متوسط آن را محاسبه و: در تعداد یا وزن آنها ضرب کرد. که البته نتیجه باید شبیه هم باشد. این سیستم جهانی که پیاده شد. اطلاعات لازم  برای یک وزارتخانه، دولت یا شهرستان هم، فقط با ورود یک کد، امکان بازیابی دارد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مدیریت یکپارچه دارایی های کشور،
لینک های مرتبط :

ظریف می گوید: می خواهند ایران را نابود کنند! و اگر روحانی برود اصولگرایان هم موفق نخواهند شد. این همان حرفی است که زمان شاه هم می گفتند: اگر شاه برود ایران می شود: ایرانستان روسیه. اما امام خمینی محکم ایستاد و گفت: شاه باید برود.  توطئه های زیادی کردند تا آن را اثبات کنند! جنگ قومیتها را دامن زدند، ولی نه تنها موفق نشدند بلکه برعکس شد: الان روسیه یکی از استان های ایران است، و پوتین گوش به فرمان ولی فقیه ایران می باشد. همانطور که عراق و یمن و لبنان و بحرین و.. اینطور هستند. حالا هم ظریف و نوچه های: دکترین التماس او، این ادعا را دارند! در حالیکه اراده خداوند بر پیروزی ملت ایران و: نابودی آمریکا و اسرائیل است. همه آنهاییکه، شش ماه به شش ماه، تابودی ایران را تمدید می کنند! بدانند که نابودی خودشان را رقم می زنند. آنها چه بخواهند چه نخواهند، دولت نژاد پرست آمریکا، تا شش ماه دیگر نابود می شود. البته از الان هم نابودی آن محرز است: دست و پا زدن های ناشیانه ترامپ هم، چیزی را عوض نمی کند. به اعتراف خود ترامپ 7بیلیون دلار در: عراق هزینه کردند ولی چیزی دستشان را نگرفت. امروز 22تریلیون بدهی آمریکا است! نابودی مگر غیر از این است؟ هرچه ترامپ گوش بری می کند، دردی سرگردنه می کند، این چاه ویل پر نخواهد شد. بلکه هر روز عمیق تر می شود، ترامپ را هم با خودش به درون چاه می کشد. خوشبختانه یا بدبختانه! آل سعود هم پولی ندارد که بدهد. یعنی این مقدار در توان او هم نیست. اسرائیل هم که از ابتدا آویزان آمریکا بوده، و خود را طلبکار میداند. لذا هیچ حامی دیگری برای ترامپ وجود ندارد، که بتواند پولی قرض کند، یا از آنها دزدی کند تا: دولت خود را سرپا نگهدارد. بودجه های کلان نظامی ارتش آمریکا، افسنه نیست که با کسر بودجه، یا وعده های دروغین خرید آل سعود، پوشش داده شود. علت خروج از برجام هم به همین دلیل است: زیرا دید بجای اینکه پولها به سمت آمریکا برود، به سمت ایران سرازیر شد! و شرکت های اروپایی، بار سفر را بجای آمریکا، به سوی ایران بستند. و دست انها خالی ماند. و به لطف خدا بعد از این هم، دست آنها خالی می ماند تا سرنگون شوند. و دنیا از دست جهنمی آنها نجات پیدا کند. البته در مرحله اول مردم آمریکا، از دست این جانیان بالفطره رهایی پیدا میکنند. اما دکتر ظریف و دیگران، این را نمی بینند و مردم ما را می ترسانند! شگرد آنها این است : بجای اینکه دولت آمریکا را بترسانند می گویند: اگر از برجام خارج شویم برای ایران خطرناک است. قبلا هم می گفتند با برجام، سایه جنگ از سر ایران برداشته شد! با اینکه دیگر ترامپ تهدید به جنگ نمی کند، ولی اینها با یاد آوری آن، می خواهند وی را تحریک به جنگ هم بکنند! تا خودشان بشوند ناجی ملت. این است فرق دکترین الهی امام خمینی و: دکترین التماسی آقایان. دکترین الهی التماس به خدا است نه دیگران، اما اینها به همه  باید التماس کنند: به ملت ایران التماس کنند که: رای ناپلئونی آنها را قبول کنند! به دولت آمریکا هم التماس کنند که مثلا به ایران حمله نکند. فقط طوری ایران را تهدید کند که:ایرانیان بترسند و به آنها رای دهند. آنها به عنوان تحلیل رفتار های آمریکا! راههای نرفته را جلوی پای آمریکا می گذارند. تا بتوانند جناح خود را سرپا نگهدارند. با اینکه خود آمریکا فقیر و بی بودجه است طوری تبلیغ می کنند که : گویا خدای ما است و: اگر اراده کند ایران نابود می شود. اما ما می دانیم مدیریت جهان در دست خدا است، و اگر چند روزی به اینها مهلت داده، برای این است که ذات پلید آنها را، مردم بهتر بشناسند و اگر نابودشان کرد، دلسوزی تکنند. چنانکه قوم موسی، بعد از نابودی فرعون، به موسی گفتند: ما زندگی خوبی در زمان آنها داشتیم!



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : دکترین الهی یا دکنرین التماسی؟،
لینک های مرتبط :

گرچه بسیار دیر، ولی بالاخره دولت فهمید از کجا ضربه می خورد! و درصدد دفاع از خود برآمد. دلال ها با همه برنامه ها مخالفت می کردند، تا راه خودشان باز باشد و: چون امکانات مالی و نفوذی فراوانی هم داشتند، همیشه موفق بودند و:دولت نمی دانست با آنها چه کند. آنها هیچ هزینه ای نمی کردند، ولی بالاترین درآمد ها را کسب می کردند. زیرا برای دلالی، یک خط تلفن ایرانسل هم  کفایت می کند! تا میلیاردها دلار جابجا شود و بعد هم، آن خط را دور انداخته و هیچ مدرکی، از خود بجا نگذارند. و در همه ارکان کشور هم ریشه دوانده است. در کشاورزی میوه و سبزیجات، در پای درختان و بوته ها، از بین می روند و کشاورز قادر به حمل و فروش آنها نیست. در حالیکه اگر با قیمت بسیار پایین، به دلال تحویل دهد، او می تواند به بالاترین قیمت ها، در مغازه ها بفروشد. سنگ معدن و نقت، طلا و مسکن و خلاصه هیچ عنصری، از دست دلال خارج نیست. مسکن بدون دلال، انبار می شود! ولی مسکن با دلال، دهها برابر هزینه خود بفروش می رسد. همه این کار ها، نه دفتر کار لازم دارد و نه: اجاره و نه مالیات وبیمه! حتی پولشویی هم به راحتی آب خوردن انجام می شود، بدون کوچکترین مدرک جرم. ابزار شناسایی آنها مغازه یا تلفن، یا ادرس منزل نیست، بلکه فقط خود شخص است. یعنی باید اشخاصی که چند هزار سکه می خرند، یا در بازار دلار فروشان حاضر می شوند، دستگیر و برای آنها پرونده تشکیل شود. اگر تا دیروز به عنوان بازار آزاد، یا تجارت آزاد با آنها برخورد نمی شد، امروز می بینیم که کشور را به ورشکستگی کشانده اند، با سفته بازی و بازار سیاه ارز، بهای دلار را به اوج خود رسانده اند. لذا به عنوان اخلالگر اقتصادی، باید همه تلفن ها و ادرس ها و: حساب های بانکی آنها و همسر و فرزندان و بستگان شان کنترل شود. سالها است که دولت شعار می دهد که: آمریکا بعد از شکست در جنگ تحمیلی، به فاز اقتصادی و جنگ تجاری روی آورده، ولی هرگز مانند جبهه جنگ، با آن برخورد نکرده در حالیکه دشمنان پولی و بانکی، به راحتی بازار را به هم می ریزند، و مردم را در یاس و نا امیدی غرق می کنند. تا از آینده خود همیشه هراسان باشند. کارخانه ها را عمدا تعطیل می کنند، تا به دلالی خود برسند! همه کارخانه های تعطیل شده، تبدیل به واحد های مسکونی و تجاری شده، و به چند برابر قیمت فروخته شده اند. کارگران را مجبور می کنند تا اعتصاب کنند، ظاهرا حقوق آنها را پرداخت نمی کنند! ولی به آنها دو برابر حقوق رشوه می دهند، تا جاده را ببندند، و جلوی مجلس جمع شوند و شعار بدهند! ونظام را با چالش مواجه کنند. از پیگیری های دقیق رسانه های بیگانه، در این موارد بخوبی میتوان دریافت که: نقشه مشترک دشمنان داخلی و خارجی است، تا کشور را آشوب زده و: غیر قابل کنترل نشان دهند. بر اثر این جنگ روانی و عدم امنیت، میتوانند کالاهای خود را به چندین برابر بفروشند، و اقتصاد را فلج کنند. شناسایی این عوامل و تشکیل پرونده برای آنها، اولا میزان دریافت مالیات را افزایش می دهد، ثانیا جلوی فرار مالیاتی را می گیرد، ثالثا اطلاعات مقیدی برای جلوگیری از: پولشویی و جنگ روانی به دست می دهد. دلار فروش ها هرکدام، چند بسته دلار در دست دارند! اگر به همدیگر هم قرض دهند، فقط شفاهی می گویند: دو بسته طلب دارم! از ترس مالیات جایی نمی نویسند. اگر دولت بتواند جلوی اینها را بگیرد، تا از طریق صرافی ها عمل کنند. خریدار و فروشنده معلوم باشد، خودبخود این بازار سیاه از بین می رود. زیرا همه آنها پرونده جاسوسی هم دارند، و اگر کمی به آنها فشار بیاید، رابطین خود در امارات و ترکیه، آلمان و آمریکا را لو می دهند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی


با داشتن نسل جنگنده نباید روزه سکوت گرفت! یا دکترین التماس داشت.  متاسفانه این موضوع اتفاق افتاده. توطئه سکوت در مقابل تخریب بقیع، و جلوگیری از بازسازی آن، نمونه دکترین التماس است که: در رابطه با عربستان و آل سعود در پیش گرفته شده . در واقع مسئولین دولتی چون از بدنه ملت جدا هستند، هیچ برداشتی از جنگندگی ملت ندارند. و برای داشتن یک سفر حج آرام، حاضرند التماس کنند. به همین دلیل ولیعهد عربستان گفته بود که: کاری می کند تا ایرانی ها به التماس بیافتند! امروز سالروز تخریب بقیع است، همه مسئولین هم این را میدانند! ماهین نیوز هم در سطح وسیعی، اطلاع رسانی کرده بود تا نگویند فراموش کردیم. ولی توطئه سکوت همچنان ادامه دارد، گویا اصلا اتفاقی نیافتاده! بقدری این توطئه سکوت عمیق است، که بسیاری از مردم تصور می کنند: قبرستان بقیع از ابتدا مخروبه بوده! یا کسی نیست که آن را بازسازی کند. در حالیکه نسل جنگنده ما، برای جلوگیری از تخریب بقعه عمه سادات، چه فداکاری ها نکردند! برای بازسازی عتبات چه هزینه ها نپرداخت. پس برای باز سازی بقیع، نه پول کم داریم،  نه مهندس و معمار. فقط کمی غیرت  و جرات مسئولین را می خواهیم، تا دست از دکترین التماس و دیلماسی خواهش بردارند. نه فقط در برابر عربستان و آل سعود، این سیاست ضد مردمی اعمال می شود، بلکه در مقابل آمریکا و انگلیس وفرانسه و: حتی اسرائیل هم همینطور است. به در خواست اسرائیل، کاری کردند تا در ایران اسلامی هم، کسی جرات نکند هولوکاست را انکار، یا در باره آن سوال مطرح کند. به دستور آمریکا! همه توان هسته ای را نابود کردند، دانشمندان را یا به دم گلوله دادند! یا بیکار و بایکوت نمودند. معلوم نیست تاکجا می خواهد ادامه پیدا کند. البته عراقچی گفته هفته دیگر تمام است. به دستور چین، کشتار مسلمانان در ترکستان شرقی و: دیگر ایالت های مسلمان نشین، بایکوت خبری شد و رسانه ها که کوچکترین خبر بورکینا فاسو! را منتشر می کنند، یک کلام راجع یه این قتل عام ها نمی گویند. در روسیه هم همینطور است. ایالت های مسلمان نشین مانند: چچن واینگوش و تاتارستان و داغستان، به عنوان تروریست سرکوب می شوند. کشتار وسیع آنها بدتر از زمان استالین و: خروشچف ادامه دارد، ولی هیچ انعکاسی درایران نمی بینیم. دولت های اروپایی دستور داده اند: تا توان موشکی ایران کنترل شود، و هیچ نوع تولید صنعتی، در ایران پانگیرد تا آنها بتوانند: قرارداد های هنگفت خود را با: پیش دریافتهای نجومی منعقد کنند و: در همه مناقصه ها برنده شوند. دولت در مقابل نتیجه اینهمه پرداختها، هیچ گزارشی نمی دهد. اگر نصف بودجه ای که صرف: ایجاد و ادامه برجام شد، صرف تولید داخلی می شد، الان ترسی از تحریم نداشتیم. سیاست التماسی می گوید: باید لابی کنیم و رشوه های کلان پرداخت کنیم، تا تحریم را کمی عقب بیاندازند. یا به آنها التماس کنیم که: به ایران کالا بفروشند یا قرارداد منعقد نمایند. اگر سیاست التماسی نبود، لازم نبود که مغز های خود را تعطیل کنیم، و منتظر دکترین آنها بمانیم. اگر چراغ سبز سیایت التماسی نبود، نامه مذکره مستقیم نوشته نمی شد. اگر گاهی مماشات می کنند از ترس مردم است، ممکن است مردم به دکترین سکوت و التماس آنها پی ببرند، و دولت را برکنار کنند. رجز خوانی های ترامپ وامثال آن وقتی بدون جواب بماند، این یعنی دکترین سکوت و التماس! وقتی هرلحظه ترس از حمله آنها وجود دارد! این همان سیاست بنی صدری است، که میگفت بگذارید آنها بیایند در داخل، تا ما تصمیم بگیریم! ولی نمی دانستند که برنده هرجنگ کسی است که: اولین مشت را بزند، زیرا ممکن است به گیج گاه بزند، و کار را تمام کند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 31 خرداد 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

ضرب المثل فارسی است که می گوید: چوب را که برداری، گربه دزده فرار می کند! یعنی مقصر با کوچکترین اشاره ای، خود را لو می دهد. حالا قضیه آمریکا است که: هر جا چوبی را برمی دارند، صدای آمریکا در می آید. و این نشان می دهد که آن توطئه، با طرح و نقشه آمریکا بوده. محمد ثلاث که با اتوبوس به داخل مردم و: مامورین رفت و چند نفر  را کشت، صدای آمریکا و رادیو بی بی سی و سایت دویچه وله، از او حمایت کردند و دائما از این مرد قاتل مطلب می نویسند! یک روز نیست که ذکری از ان نکنند. حالا هم که اعدام شد، ولی دست بردار نیستند. اگر این جنایت در آمریکا بود، یا یک ایرانی آن را انجام می داد، همه دنیا را از شعار های حقوق بشری پر می کردند! که چرا یک نفر با اتوبوس، مردم را زیر گرفت و کشت. او را قاتلی که عمدا جنایت کرده، و بیش از یک نفر را کشته میدانستند، و چند بار اعدام برایش در خواست می کردند. ولی حالا آمریکا اصلا به جرم او اشاره نمی کند! و فقط می گفت او را آزاد کنید. اگر فقط ایشان بود، می شد گفت که خبر ندارد چه اتفاقی افتاده! با اشتباها از قاتل حمایت می کند. اما در خیلی از موارد اینطور است. یک خط کلی است. بنابر این، اعترافات و مدافعات آمریکا میتواند: به عنوان اقرار مشارکت در قتل، یا حتی آمریت در ان را اثبات کند، که قابل طرح در دادگاهها است. میتوان خونبهای مقتولین را از: خزانه داری آمریکا مطالبه نمود. یا آمریکا را محکوم به پرداخت خسارات نمود. مطابق قانون اسلام و همچنین قانون اساسی جمهوری اسلامی، آمریکا را محاکمه نمود، و خسارات وارده را محاسبه و دریافت کرد. حتی اگر قابل دریافت نباشد، یا آمریکا نخواهد پرداخت کند، یا نداشته باشد! لا اقل سند بدهی آن تثبت شده باشد. به پیش بینی گربه ها! بزودی رژیم نژاد پرست آمریکا، متلاشی خواهد شد و اگر چنین احکامی نباشد، نمیتوان حقوق مردم ایران را استیفا  کرد. این دادخواست ها باید مطرح شود. اگر آمریکا و نماینده او،  در دادگاه ایرانی حاضر نشد، احکام غیابی صادر و: خسارت های وارده محاسبه شود. لا اقل میتوان بخشی از دارایی های خود ایران را، که در امریکا هست توقیف نمود. معلوم نیست چرا تا کنون قوه قضائیه، این کار را نکرده و اگر انجام داده، اطلاع رسانی ننموده است. به نظر می رسد خود کم بینی، در مقابل آمریکا باعث این کار شده است. یعنی خود را در حد مبارزه یا مقابله با آمریکا نمی بینند! همانطور که خاتمی و دیگران می گفتند: مرگ بر آمریکا نگویید، اینها هم همینطورند، ولی جرات ابراز آن را ندارند. چنانچه روحانی امروز فرمایش فرمودند: ملت ایران در مقابل توطئه های آمریکا، تسلیم نمی شود! در این جمله به ظاهر انقلابی رئیس جمهور! حد اقل دو ترس بزرگ وجود دارد! یکی اینکه آن را از زبان ملت می گوید! یعنی خودش را به حساب نمی آورد. دوم صحبت از تسلیم  بحای مبارزه. است. یعنی باید بگوید من، همراه مردم ایران، با توطئه های آمریکا مبارزه می کنیم. زیرا طبق نظر روانشناسان اجتماعی، مفاهیم منفی اثرات روانی منفی هم دارند. در حالیکه مردم ایران حالت جنگندگی دارند، نه تسلیم پذیری و فرار از مبارزه. شاعر در نماز عید فطر هم گفت : ترساندن از جنگ خطا بود. خداوند هم در قران، مومنان را به تسلیم نخوانده، بلکه خودش آنها را به جنگندگی دعوت کرده، و به پیامبر هم دستور داده تا: روحیه جنگندگی را تقویت کند( حرض المومنین علی القتال) نمونه آن تیم فوتبال ایران است. که با روحیه جنگندگی به مصاف: قدرت های بزرگ فوتبالی رفت. و اگر می خواست با روحیه تسلیم و صلح وارد زمین شود، همان ابتدا مانند سالهای قبل، باید میدان را ترک کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 بالاخره بعد از چهل سال، صاحب نظران دریافتند که: بانکها نیاز جامعه امروز نیستند! و به: دایناسور های در حال انقراض می مانند. در ایران برای جلوگیری از انقراض بانکها، سعی کردند آن را اسلامیزه کنند! ولی پژو هشکده پولی و مالی تاسیس کردند، تا راهکار های انطباق معکوس را دنبال کند. یعنی راهکار های تبدیل بانک اسلامی، به بانک ربوی سابق را پیگیری کند، و به اصطلاح ثابت کند همان قبلی است! فقط کلمات عوض شده است. یعنی بجای اینکه بانکها را اسلامی کنند، اسلام را ربوی کردند. و همان کلاه شرعی را که: در اقتصاد خرد بر روی نزول می گذاشتند، بطور علمی در اقتصاد کلان پیاده کردند. اما سکته های شدید بانکها، موجب انقراض آنها شد: اولین سگته آن که چند سالی است بحث می شود، انجماد دارایی ها است. یعنی دارایی هایی که براثر ورود بانکها، به بنگاهداری برای کسب سود بیشتر، در خرید املاک وارد شده بودند، بدون مشتری مانده! و اقلام وسیعی از نقدینگی را به باد داده است. ولی جراح ماهر آن را تعدیل کرده! و با قیمتهای نجومی فرضی، به داراییهای بانکی اضافه می کند. سکته دیگر آن، رسوب نقدینگی در شریانهای بانک است. که به عنوان انجماد نقدینگی می توان نام برد. براساس آمار های موجود، چاپ اسکناس بیش از نیاز بانکها هست. بطوریکه حجم نقدینگی در ایران، بالاترین نسبت را درجهان دارد. اما جالب است بدانید که این وجوه نیز، مانند دارایی های دیگر بانک، دچار انجماد شده است! یعنی انباشته شده تا استفاده نشود، و بعدا بعنوان عتیقه، با صدها برابر قیمت در کنار خیابان فردوسی، بفروش برود. برای روشن شدن موضوع، قبلا مردم پول های خود را، در زیر تشک ها، یا درون بالش نگهداری می کردند. و این عدم اعتماد به بانکها بوده است. سیستم بانکداری الکترونیکی، توانست با سرعت انتقال خود، اعتماد را بازسازی کند، و: مردم پول های خود را به بانکها تحویل دادند، و بجای آن کارت بانکی گرفتند. در ایران تنها ایستگاهی که هنوز: به پول نقد نیاز دارد تاکسیرانی است. اما این بی اعتمادی از بین نرفت بلکه: از مردم به درون بانکها منتقل شد، نمونه آن بدهی بانکها، به بانک مرکزی است. یعنی بانکها این وجوه را دارند، ولی انتقال نمی دهند و در بالشهای خود! گاو صندوق ها نگهداری می کنند. دلیل ساده آنها تامین موجودی: برای عابر بانکها عنوان می شود. اما واقعیت این است که بانکها، خودشان در راس بی اعتمادی هستند. چه آن زمان که بانک مرکزی، در صد سپرده اجباری برای بانکها تعیین می کند، و از انها اخذ می کند. و چه زمانی که بانکها این مبلغ: ذخیره نزد بانک مرکزی را پرداخت نمی کنند، و جزو موجودی خود حفظ می کنند. البته بانک مرکزی ادعا می کند: این ذخیره باتکها نزد بانک مرکزی، برای کنترل نقدینگی و محدود سازی تورم است. ولی همه میدانند که اگر بانک مرکزی، تورم و گرانی را اضافه نکند، ابزار کاهش آن را ندارد. تورم براثر احتکار تولید ایجاد می شود. یعنی تولید کننده به اندازه کافی، حتی بیشتر هم تولید کرده! بازار هم کشش خرید آن را دارد، ولی دلال آن را خریداری و احتکار می کند، تا گرانتر بفروشد و سود بیشتری ببرد. ایزار دلال هم وجوه نقد است. پس بانک مرکزی میتواند با پرداخت وجوه، دلال را یاری کند، ولی نمی تواند مانع احتکار او شود. بلکه به احتکار او برای: تامین سود خود نیازمند هم هست. تئوری ذخیره از همین اصل پیروی می کند: بانک مرکزی می خواهد پول و اسکناس را احتکار کند، به بانکهای دیگر فشار وارد می کند: تا درصد ذخیره خود را بالا ببرند. بانکها هم از مشتریان می خواهند! به این ترتیب انجماد نقدینگی، اتفاق می افتد و پول و اسکناس، خودش و سیله احتکار و گرانی می شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : انجماد نقدینگی یا نقدینگی حجیم،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 273 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :