ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

عملکرد رئیس کل بانک مرکزی، نسبت به گذشته بسیار بهتر است، ولی برخی نکات است که متوجه آن نیستند. و تذکر این نکات به معنی انتقاد، یا بی حرمتی نسبت به ایشان نیست، که از ان ناراحت می شوند بلکه برای اصلاح: تئوری ها و سیستم ها و روشهای بانک مرکزی است. زیرا در بانک مرکزی هنوز انقلابی رخ نداده، و همان سیاست های انگلیسی و آمریکایی،اجرا می شود بدیهی است وفاداری به قوانین ضد ایرانی، نشان حسن مدیریت نیست. بلکه راه اصلی تغیر آنها، به نفع جمهوری اسلامی است. مانند وفاداری ستون پنجم! به شغل خود و درست انجام دادن آن، عین خیانت است. لذا باید دید که حسن انجام وظیفه، به کدام نسبت برمی گردد. مثلا اجرای قانون پولشویی غربی، که خودشان هم آن را اجرا نمی کنند، چه فایده دارد؟ علت عدم اجرای قانون پولشویی در خارج از کشور، ان است که همه کار انها پولشویی است! و لذا مبارزه با پولشویی، قانونی نامتعارف و مخالف عرف بین المللی است! اینهمه اختلاس از بانکهای ایران، و واریز به بانکهای خارجی، از جمله بانکهای سوئیسی پولشویی نباشد، چه نام دارد؟ اگر انها واقعا به پولشویی حساسیت دارند، 80تریلیون دلار پول های ایرانی را، در بانکهای سوئیس پس بدهند. 220تریلیون دلار پولهای ایرانی را، که توسط شاهزاده ها و منافقین و ضد انقلاب،  به آمریکا برده شده پس بدهند. می بینید اگر این کار را بکنند، یعنی انتقال 320تریلیون دلار به خزانه ایران، و فقیر تر شدن اروپا و آمریکا. طبیعی است که این کار را نمی کنند. این البته کم کاری قوه قضائیه هم محسوب می شود. زیرا انها هر روز بیشتر: دزدی و اختلاس می کنند، تا هم مسئولین را دزد معرفی کنند، و هم خزانه های خود را پرکنند. و بانک مرکزی هیچ کاری نمی کند! این وظیفه شناسی آنها ما را کشته! و اقتصاد ایران را نابود کرده است. قبله همه بانک مرکزی ها، صندوق بین المللی پول و اقامت آمریکا است! آیا تعهد به این آرزوها، و براورده کردن آن، و فرستادنشان به آمریکا به بهانه: سفر های علمی و مطالعاتی، وظیفه شناسی است؟ آیا ارسال صورتحساب های مالی ایران، و گزارش های محرمانه به: صندوق  وظیفه شناسی است؟ یا جاسوسی مالی؟ در مورد همین مسئله ارزی، آیا جلوگیری از سقوط ارزش دلار وظیفه ملی است؟ یا خیانت به ملت. که شما با عنوان ثبات در بازار ارز! آن را خوش فرم نشان می دهید؟ در بازار  فردوسی، ارز را به 11هزار تومان می خرند، و به بانک مرکزی 12هزار تومان می فروشند! روند کاهشی قیمت دلار، در هیچیک از مولفه های تورم، صادرات و واردات تاثیری نداشته، در حالیکه همین بانک مرکزی، علت تورم و گرانی ها را، بالا رفتن نرخ ارز اعلام می کرد. آیا این وظیفه شناسی است، یا دوگانه بینی به نفع دشمن؟ پس: وفاداری به قانون دشمن نوشته، نمی تواند مطلوب باشد. زیرا آنها به نفع خودشان نوشته اند، و باید که اصلاح شود. بانک مرکزی در این چهل سال، وفاداری خود را به قانونهای گذشته بیشتر کرده! و مانع اصلاح آنها شده. اگر قانونی هم مثل قانون بانکداری اسلامی، تصویب شده به کمک دفتر پژوهش های بانک مرکزی! آن را به مسخره گرفته و یا فرموده که: همان قانون بانکداری قبلی است، فقط اسمهایش عربی شده! بانکهای مالزی و آلمانی در اجرای بانکداری اسلامی، توفیقاتی داشته اند ولی، در ایران هرگز! حتی وقتی دانشمندان بانکی آلمان یا مالزی و دبی، تئوری های خود را در کنفرانس های بانک مرکزی، به ایران عرضه می کنند، با انتقاد های کارشناسان روبرو، یابه مسخره گرفته می شوند. یا در ایران قابل اجرا نیست چون تحریم هست! رئیس جان شما بفرمایید: در کدام کشوری بهره بانکها بالای 12درصد است؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سوبسید به دلالان ارز،
لینک ها :
جمعه 25 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

سقوط پهباد گرانقیمت آمریکایی، با یک موشک ارزان قیمت ایرانی! نشان نقطه برخورد دو تمدن است. تمدن غرب و تمدن اسلامی نوین! که سالها همه به انتظار آن بودند. بعبارت بهتر برنده این برخورد، همان برنده جنگ های صلیبی نوین است. زیرا تمدن غرب در حال نزول بوده، و تمدن نوین اسلامی در حال صعود. و این دو، در نقطه ای با هم برخورد می کنند که: پس از ان نزول تمدن غربی بیشتر شده، و تمدن نوین اسلامی هم بالاتر می رود. واین یعنی عمر تمدن غرب به سر امده، و حیات تمدن نوین تثبیت شده است. لایه های تمدن غرب از انقلاب صنعتی و انقلاب کمونیستی، انقلاب اینترنتی و انقلاب ضد بردگی امریکایی تشکیل شده بود. که باید گفت از انقلاب کبیر فرانسه، در سال 1789رسما کلید می خورد. مونتسکیو روح ایدئولوژیک بر ان می دمد. که اساس آن بر جدایی دین از دنیا و: سیاست و فرهنگ و اجتماع بود. روسو بجای تربیت دینی، تربیت اجتماعی را تعریف می کند. جان لاک و دیگری وجدان را به جای اخلاق می نشاند.آخرین ضربه را لنین می زند که می گوید: دین را باید براندازیم. بنابر این لنینیسم یک پدیده مستقل نبود، بلکه شکل عریان تمدن غرب بود که: به زبان روسی بیان شد و: بر دور آن دیوار آهنین کشیده شد. اما با ظهور انقلاب اسلامی، اولین دیواری که فروریخت همین دیوار آهنین بود! دومین دیوار آن انقلاب صنعتی غربی بود که با نبوغ ایرانی نابود شد! و اکنون در مرحله صنعتی اسلامی هستیم. یعنی قدرت موشکی و پدافندی ایران، بزرگترین قدرت صنعتی جهان را، از پا در اورد. به گفته امام جمعه تهران: ما حتی از اس سیصد روسی هم استفاده نکردیم( تا نگویند روسیه بر آمریکا غلبه کرد). از دلایل مهم فروپاشی آمریکا، همین ظهور پدیده ترامپیسم است. ترامپ با خروج از گات و تجارت جهانی، ثابت می کند که همه امید خود را به جهان خارج از دست داده است. و دیگر جایی در آن ندارد. چیزی که سالها لیبرال های ایرانی، به دنبال پیوستن به آن بودند! در واقع خروج از برجام، آغاز خروج آمریکا از جهان و تنیدن در لاک خود است. دلیل دیگر اینکه امروز، قدرتهای جهان سوم به میدان آمده اند. تئوری جهان سوم، گرچه در ظاهر برای جدایی از شوروی و آمریکا بود، ولی عملا ادامه دهنده آنها بود .و امروز که آمریکا و شوروی، دچار فروپاشی شده اند نوبت هند و چین است! که جای انها را بگیرند، و بر علیه تمدن نوین اسلامی مبارزه کنند. یعنی در فاز سوم سقوط تمدن غربی و: رشد تمدن اسلامی هستیم. فاز اول قدرت نمایی شوروی سابق بود، که با ایجاد حزب توده در داخل و کمک به صدام بعثی (سوسیالیست)در خارج، سعی داشت اسلام را نابود، و تئوری جدایی دین از سیاست را اجرا کند. در فاز دوم که بعد از فروپاشی شوروی بود، آمریکا با تمام تضاد ظاهری، پا در جای پای شوروی گذاشت، و در مقابل تمدن اسلامی نوین ایرانی ایستاد. وی با ایجاد لیبرال ها و اصلاحاتی ها در داخل، و کمک به امنیت اسرائیل و عربستان در خارج، سعی کرد جلوی انقلاب اسلامی بایستد. تا این بار او سردمدار جدایی دین از سیاست باشد.  حالا که کشتی آنها به گل نشسته! و در خلیج فارس گرو گرفته شده. هند و چین که بنیانگذار تئوری جهان سوم بودند، به میدان آمده اند: چین با کشتار مسلمانان اویغور و استعمار هنگ کنگ و مالزی و اندونزی، و هند با کشتار مردم کشمیر و مسلمانان برمه و مغولستان. این بار آنها خود را در تراز ایران می بینند! و می خواهند جدایی دین از سیاست را اجرا کنند. اما این اشتباه بزرگ آنان، بخوبی راه طی شده را روشن می کند. و نشان می دهد که مردم کشمیر و هنگ کنگ، ایغور و چچن نیز مانند مردم: یمن و بحرین و لبنان، شجاعانه در مقابل انها می ایستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تقاطع تمدن ها،
لینک ها :
جمعه 25 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

خوشحالی سخنگوی دولت از: دوبرابر شدن واردات مایه تاسف است! وی در ادامه این خوشحالی می فرماید: تمام گمرکات ما پر است از کالاهای وارداتی. اگر از روی فراموشی این حرف را می زند، یاد آوری می شود که: امسال سال رونق تولید است، نه رونق واردات. واگر از روی عمد این حرفها را می زند، یعنی می خواهد تولید داخلی را ورشکسته کند. این سیاست ضد انقلابی است، که تا کنون همه دولت های اصلاحات آن را دنبال کردند. بعید نیست ایشان هم، جزو درصد بگیران شده باشد. زیرا واردات با دلار دولتی (4200ت) به معنی: دامپینگ دولتی برضد تولیدات داخلی است. وقتی گندم یا ذرت را با دلار 4200وارد کنند، یک سوم قیمت جهانی شده است. اگر یک ریال هم زیر قیمت بفروشند، کسی تولیدات داخلی را نمی خرد. همه آن کشاورزان ورشکست شده به خاک سیاه می نشینند، سراغ کشت گندم یا ذرت نمی روند. این امر سود کلانی را به وارد کنده هم می رساند: یعنی دوبرابر قیمت وارد شده سود خالص دارد، که به جیب وارد کننده ( نه دولت) می رود. زیرا به خزانه واریز نمی شود، بلکه همان 4200با خزانه مبادله اسناد می کنند. این مبلغ هنگفت دو برابر 14میلیارد دلار: واردات هرساله کالاهای اساسی است. که بعنوان شرکت های اقماری (به بهانه تحریم) وارد: حسابهای شخصی موسس ان شرکت ها می شود. به دلیل سود های باد آورده است که: وارد کنندگان به مرگ تولید داخلی رضایت می دهند، و از ان خوشحال هستند. اگر در این چهل سال، هر سال 14 میلیارد دلار کالاهای اساسی، با ارز دولتی خریداری شده باشد، و با کمی تفاوت بازار ازاد، به عنوان سهمیه فروخته شده باشد. تفاوت آن به خزانه واریز نشده باشد، یعنی 1120میلیارد دلار به جیب: واسطه های دولتی خرید رفته است. مسلما این پولها در ایران هم نگهداری نمی شود، زیرا به بهانه تحریم، هیچ دلاری نمی تواند وارد ایران شود. بلکه به جیب زده و: در حسابهای خارجی خود ذخیره کرده اند. یا در خارج هزینه کرده و یا سرمایه گذاری نموده اند. لذا باید که از واردات خوشحال باشند. بهانه این باشد که اجناس داخلی گران است! اگر همان دلارها به تولید کنندگان داخلی می دادند، قیمت ها تا یک دهم پایین می امد. چنانچه وزیر بهداشت می گوید: 97درصد داروها تولید داخلی است، و ما کمک کرده ایم: آن سه درصد هم با یکدهم قیمت، در داخل تولید شود! تمام وزرا درصدد افزایش تولید داخلی هستند، حتی معاون اول فرمانده اقتصاد مقاومتی است و: بخشنامه های فراوانی کرده که مشکلات تولید داخلی را، برطرف کند. اما چه کسانی هستند که زحمت: همه اینها را هدر می دهند. واردات را مثل چماق بر بالای: سر انها نگهداشته و: صراحتا می گویند اگر جنس داخلی، گران یا کمیاب شود وارد می کنیم! بجای آن باید بگویند که: اگر جنس داخلی گران یا کمیاب شود، از صندوق ذخیره ارزی دلار دولتی، به آنها می دهیم تا مجبور نشوند گران بفروشند! آنها نه تنها چماق واردات را، بالای سر تولید کنندگان نگهداشته اند، بلکه حرف انها این است که: تولید کنندگان خارجی باید تقویت شوند! دانه های روغنی مثل افتابگردان یا ذرت، فقط یک بهانه است زیرا اگر: در این دو هم خودکفا شویم، چیزهای دیگری را خواهند گفت. آنها حتی از سیل زده شدن مردم، و مصیبت دیدن آنها هم خوشحال می شوند! چرا که راه جدیدی برای استفاده از: صندوق ذخیره ارزی باز می شود. بنیاد برکت همه لوازم خانگی: مردم سیل زده را داخلی تهیه کرد، حتی پول داده کارخانه ها راه افتادند. همینطور در نوشت افزار، پویش راه انداخته ولی گویا دولتی های مشکوک، عزا گرفته اند! چون تولید داخلی کاغذ و نوشت افزار، یعنی مرگ ایده جدید آنان در: واردات کاغذ است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : دو برابری واردات،
لینک ها :
چهارشنبه 23 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

موشک ها همیشه پیام آور مرگ بودند. و آزمایشهای موشکی یعنی" قدرت کشتار بیشتر که: کره شمالی در راس این اتهام قرار دارد. البته نباید پنهان کرد که: کشورهایی که ازقبل موشک ها را تولید کرده، و به کار برده اند حالا، دستها را شسته و صلح طلب شده اند! تعداد موشک هایی که آمریکا، در تمام دنیا فروریخته و یا پنهان کرده(کاشته)، ئنیا را به جنگلی از موشک ها تبدیل نموده، ولی حالا صلح طلب شده و: کره شمالی را جنگ طلب معرفی می کند. فقط تعداد موشک هایی که: دارای کلاهک هسته ای هستند، خواب را از چشمان اروپایی ها ربوده، زیرا هر ان ممکن است یکی از انها، منفجر شود و مردم را به کشتن بدهد. البته آمریکایی ها این را هم تحریف کرده اند! اتفاقی می افتد فورا آن را به لایه اوزون و: گازهای گلخانه ای نسبت می دهند. اما یک راه بهتری وجود دارد: آن اینکه موشک تبدیل به سفیه یا نفر بر هوایی شود! از نظر علمی این کار بسیار ساده است. زیرا موشک، انسان را به کره ماه یا مریخ می برد، لذا میتواند به آنسوی زمین هم برساند. موشک های ماهواره بر، از خانواده همان موشک های جنگی هستند. فقط سوخت آنها که به زمین اصابت می کند، دارای کلاهک هسته ای نیست، و از تلفات آن هم کسی آسیب نمی بیند. پس بجای کلاهک هسته ای، کلاهک مسافری با خود حمل کنند. موشک های نقطه زن دور برد، برای این کار مناسب هستند. باید کلاهک آنها در چند کیلومتری زمین، کنترل شود و سرعت آن به صفر برسد، و قبل از رسیدن به زمین متوقف شود. در محل توقف آن ایستگاه ترانسفر وجود داشته باشد، تا کلاهک مسافری موشک را تحویل گرفته، به ترمینال تهیه شده برساند. درست همان کاری که در قضا انجام می شود. منتهی بجای حرکت در خط مستقیم روبه اسمان، بتواند در یک حرکت غیرخطی به زمین برگردد. فرض کنید موشک از تهران: بسوی نیو یورک پرتاب شود. تا هنگامیکه رو به بالا و در حال فرار از جاذبه زمین است، نیاز به نیروی رانش دارد: که معمولا از سوخت موشکی تهیه می شود. در نقطه اوج که بسوی زمین برمی گردد، نیروی بازدارنده باید به آن وارد شود،. این نیرو میتواند از یک چهارم باقی مانده، کار خود را آغاز کند. و در نزدیک زمین، شتاب موشک را به صفر برساند. یا بصورت بشقاب، از زمین بسوی آن برود، و مانع فرود ناگهانی ان شده، آرام با خود به زمین برساند. یا هوایپمایی رابط باشد که: مانند هواپیماهای سوخت رسان، از یک نقطه به موازات آن حرکت کند، و کلاهک مسافری را به آن منتقل کرد. یا اینکه ایستگاه فنری، ساخت تا خود را در برابر سقوط موشک مقاوم کند. این اختراع باید بین نقاط بسیار دور آزمایش شود. ایستگاهها را میتوان در دریاها و یا بیابان ها ساخت و: ابتدا میمون ها را به سفر فرستاد. مهمترین بخش آن جلوگیری از اصطاک موشک در مقابل مقاومت هوا، یعنی جلوگیری از حرارت بیش از اندازه آن است، تا مانند شهاب سنگها دچار سانحه نشود. دومین نقطه آن نصب کاهنده سرعت در فضا است. چیزی مانند ترمز ماشین که: از داخل یا بصورت کنترل از راه دور، بتواند سرعت برخورد آن، با زمین را کنترل کند. ولی بقیه سیستم ها میتواند مانند: سیستم های موشکی ماهواره بر، یا حمل کلاهکی باشد. تا به این وسیله آغازی باشد برای تبدیل: همه سلاح های جنگی به سلاح های دوستی و صلح! چنانچه ما در تئوری اتوپیایی امام زمان عج، داریم که در عصر ایشان، سلاح ها از کار می افتند. یعنی برای کشتار استفاده نمی شوند، بلکه کار برد همه آنها صلح آمیز می شود. مثل تفنگی که بجای گلوله سربی، آمپول انسولین را تزریق کند! و پزشکان بتوانند در فاصله های دور هم، تزریقات را انجام دهند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : موشک هایی برای صلح،
لینک ها :
چهارشنبه 23 مرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

با اینکه محبوبترین نام در ترکیه، محمد و علی، حسن و حسین و فاطمه  یعنی: پنج تن آل عبا است.  ولی نام بردن از علی ع در شهر: هزار مسجد ممنوع است و در: هیچیک از اذان ها اجازه ندارند: اشهد ان علی ولی الله بگویندُُ. حدود 35درصد از کلمات ترکیه، از زبان فارسی عاریت گرفته شده، ولی دشمنی با زبان فارسی انقدر زیاد: در دانشگاهها هست که به کمتر از 25درصد رسانده اند. مردم استانبول باحجاب ترین و بانماز ترین طبقه اجتماعی هستند، ولی در هیچیک از برنامه های دولتی و دانشگاهی، اجازه پرداختن به دین را نمی دهند. گویا هنوز روح آتاترک ملعون همچنان زنده است. کسی که به زور آرارت را از ایران گرفت، و چند شهر مهم را هم از جمله دوغو بیاض را، به آن ملحق کرد و بسیاری از ارمنی ها را کشت. با اینکه همه درآمد آنها از گردشگران است، ولی گویا دشمنی آنان با گردشگران تمامی ندارد! خارجی ها را به هر شکل بتوانند سرکیسه می کنند. آب خوردن که مهریه حضرت فاطمه زهرا است، و امام حسین ع هم با تشنگی شهید شد. ولی آنها آب را بر روی مردم بسته اند! برای دستشویی و شارژ کردن گوشی هم، نگهبان گذاشته اند و تا 4هزار تومان پرداخت نشود، اجازه نمی دهند. ارزاق از همه جا گرانتر است، ولی برای گردشگران نجومی است. فقط گردشگری احترام دارد که: لخت شود! و همه پولش را خرج کند، و بدون دستمایه به کشورش برگردد. در حالیکه در اسلام برعکس آن است، و مهمان باید محترم شمرده شود. هرچه ممکن است از او پذیرایی کنند، و ازبابت پذیرایی هم چیزی نباید دریافت کنند! زیرا مهمان حبیب خدا است و: روزی اش قبل از امدن حواله می شود. دولت ترکیه ادعای ارث بردن از دولت بزرگ عثمانی را دارد، در حالیکه حتی زبان و خط آنها را پاس نداشتند. و رسم  ورسوم آنها رانابود کردند، تاریخ آنها را با تغییر رسم الخط کاملا به دور انداختند. زیرا یک ترکیه با سواد فعلی، قادر نیست حتی یک برگ یا سنگ نوشته، یکی از این آثار باستانی را بخواند. زیرا همه هزار مسجد در زمان عثمانی ساخته شده،  و به رسم الخط عربی است. حتی شعر های ترکی  و فارسی هم، به رسم الخط عربی است. نام های فارسی را تحریف می کنند! لال علی، یکی از محله های مهم است و مقبره: لال علی بابا در انجا هست. اما لال الی می نویسند! تا نام علی شناخته نشود. پارک سیمکشان و دایره تک سیم، بخوبی ثابت می کند اولین سیم کشی برق: در ترکیه توسط فارسی زبانها شده و: دایره امور عسکریه بر تارک دانشگاه بزرگ استانبول، نشان از مدیریت ایرانی دارد. ولی آنها همه را نابود کرده اند. و باز هم به دنبال نابود کردن آن هستند! بنابراین لایق وارث دولت عثمانی نیستند! ما از شهردار جدید استانبول و آنکارا، می خواهیم به این موضوع رسیدگی کنند. بخصوص شهردار جدید استانبول که: امام زاده هم هستند (امام اوقلی) و از نسل سادارت می باشند. از ایشان در خواست داریم راجع به: تاریخ و مذهب ترکیه و: بازگرداندن حروف اصلی اقدام کنند. زیرا این قطع کردن تاریخ، باعث می شود که نسل حوان، به دامن آمریکا و اروپا برود. و بجای دانش و پژوهش، به دنبال عریانی و روسپی گری باشد! تا جایی که برخی ایرانی ها، تصور می کنند ترکیه فقط یک روسپی خانه بزرگ است! و همه کسانی که به آنجا می روند، برای بی بندو باری و مشروبخواری می باشد. ما از مسئولین ترکیه می خواهیم: برای حفظ نسل جوان و آینده روشن: ملت خود و ملتهای همسایه، از گرایش به فرهنگ های مبتذل جلوگیری کنند. و ابروی یک ملت پاک و شیعه، و دوستدار علی را از بین نبرند و بگذارند در ماذنه ها، نام علی ع برده شود. پیام عدالت علی شنیده ،و راه آن رادمرد بزرگ شناخته شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا نام علی برده نمی شود؟،
لینک ها :

طبق آیه قران، انفال، متعلق به خدا و رسول است، و از انجا که علما ورثه انبیا هستند، لذا به آنها می رسد. از نظر کلی هم گفته اند که: انفال، اموال غیر شخصی است. بنابر این رودخانه ها کوهها و بیابان ها و دره ها و جنگل ها، مصداق بارز آن است. تصور غلطی که هست این است که: انفال را در یک محدوده مشخصی می دانند. مثلا رودخانه های ایران! یا معادن ایران، در حالیکه انفال به همه رودخانه ها اطلاق می شود، و کسی حق ندارد خود را مالک: رودخانه یا دریا بداند، فرقی نمی کند این دریا در ایران باشد، یا در خارج از ایران. زیرا حکم الهی تقید بردار نیست، مگر اینکه خداوند خودش آن را مقید کند. وقتی انفال جمع بسته می شود، یعنی همه مباحات جهانی برای خدا است. قاعده ای در مورد زمین هست که می گوید: زمین از ان کسی است که آبادش کند(الارض لمن احیاها)، بنابراین زمین تا موقعی که احیا نشده، یعنی کاربری صنعتی مسکونی یا کشاورزی پیدا نکرده، متعلق به هیچکش نیست.  حالا چرا این تصور پیش آمده؟ که انفال در امریکا یا اروپا متعلق به خدا نیست، باید از سکولارها پرسید! چون آنها اصلا خدا را قبول ندارند، که بخواهند زمین و دریا را به او نسبت بدهند. یکی از نشانه های بارز کسانی که به خدا ایمان دارند، عمل به احکام و دستورات الهی است. پس آنهاییکه دم از ادیان توحیدی می زنند، باید قبول کنند که انفال متعلق به خدا است، و در انها تصرف نکنند. والا در زبان گفتن! یا در همایشها سخنرانی کردن، و خود را پیرو مسیح، یهودیت و اسلام دانستن، ولی انفال را بالا کشیدن معنی ندارد. حتی بودائیها هم اعتراف می کنند: نهضت امام خمینی نه تنها: گرایش به دین را در ادیان توحیدی زیاد کرد، بلکه در ادیان دیگر هم مردم معتقد تر شده اند. پس باید که دیانت خود را ثابت کنند، و انفال را در هرکجا هست، متعلق به خدا بدانند و در: اختیار ولی فقیه قرار دهند. البته ولی فقیه هم مالک نیست، بلکه اداره آنها را برای جلوگیری از: تصرف غیرقانونی به عهده دارد، و میتواند ان را به نیازمندان بدهد، یا از درآمد آنها برای مردم رفاه ایجاد نماید. ولی فقیه همچنین: حق دارد برای بازپس گیری این اموال اقدام کند. و قانون لازم را به تصویب برساند. از انجا که امام خمینی به ولایت مطلقه فقیه عقیده داشت، بنابراین ولایت فقیه بر تمام دنیا: باید اشراف داشته باشد. و نگذارد که انفال غارت شود: یا به مالکیت غصبی تبدیل شود. ممکن است بحث مبسوط الید بودن هم مطرح شود. و بگویند چون ولی فقیه، در ایران است فقط به ایرانی ها میتواند: دستور بدهد ولی این طور نیست. ولایت مطلقه فقیه قابل تجزیه نیست، یعنی نمی توان برای مصر و اردن، یا آمریکا و روسیه ولی فقیهی جداگانه قائل شد. بلکه اگر هم لازم شد، باید نمایندگی از سوی ولی فقیه اصلی داشته، یا منصوب از طرف ایشان باشد. ادعاهای مردم عراق ومصر و افغانستان و غیره، صحیح نیست که بگویند ما: ولی فقیه را قبول داریم ولی باید: از خودمان باشد! ولی فقیه نماینده امام زمان عج است. و امام زمان هم، نماینده خداوند در روی زمین است، نه فقط در بین ایرانیان! حکومت واحد جهانی ایشان، فقط مخصوص ایران! نخواهد بود بلکه سراسر زمین را، پر از عدل و داد می کند. یکی از ظلم هاییکه جهان را پر می کند، همین انفال خواری است. دولتها و شرکتها، با تکیه بر زور یا سرمایه خود، انفال را تصاحب می کنند، و مردم دنیا را در عسرت و تنگی قرار می دهند. در حالیکه انفال برای رفاه عموم مردم است، باید که خرج شخصی نشود. هارون به موسی بن جعفر گفت: فدک را به تو برمی گردانم! حدود آن را تعیین کن، و امام فرمود مرز اولش عدن است، مرز دوم سمرقند، و مرز سوم آفریق و مرزچهارم خزر و ارمنستان


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا انفال، پیگیری نمی شود؟،
لینک ها :

برخلاف تصور غرب زدگان، سازمان ملل متحد، سازمانی با هویت ایرانی است. و باید که مقر آن به تهران منتقل شود. این غرب زدگان چنان: طوفان تبلیغاتی درست کردند، که هیچ کس در دنیا از نحوه ایجاد و: دلایل تاسیس آن اطلاعی ندارد! وقتی که استالین و روزولت و چرچیل، در تهران همدیگر را ملاقات کردند، با پیشنهاد دکتر قاسم غنی قرار شد که: در خصوص جامعه ملل آن موقع تجدید نظر شود، زیرا که نتوانسته بود مانع از: جنگ اول و دوم جهانی بشود. به همین جهت با دعوت از دکتر قاسم غنی و دکتر سیاسی و دیگران، قرار شد همه کشورهای آن موقع(45کشور) در: مقر جامعه ملل حمع شوند، و راجع به چگونگی اصلاح ساختار: تشکیلات جهانی برای جلوگیری از جنگ سوم جهانی، بحث و تبادل نظر کنند. وقتی همه در ژنو مقر جامعه ملل گرد آمدند، هریک پیشنهادی دادند. مثلا گفتند که از تولید و توزیع سلاح، جلوگیری شود یا اگر کسی خواست: جنگی را شروع کند، همه اعضا مقابل او بایستند! ولی وقتی دکتر غنی پشت تریبون قرار گرفت، و گفت که از ایران هستم همه ساکت شدند! زیرا ایشان به زبانهای مختلف از جمله: فرانسه و انگلیسی و آلمانی مسلط بود. ایشان با اشاره به منشور کوروش کبیر و: اشعار سعدی پیشنهاد دادند که بهترین راه، آموزش مردم است. با فرهنگ سازی، مردم دنیا با یکدیگر اشنا می شوند و: همدیگر را می پذیرند. درواقع با هم دوست می شوند. لذا دشمنی و کینه نابود می شود، و جنگی هم نخواهد شد! همه با احسنت و صحیح است، با او موافقت کردند. قرار شد که اساسنامه یا به قول آن زمان، منشور نوشته شود. که ایشان با استناد به قوانین اسلامی و ایرانی و باستانی، منشور حقوق بشر را نوشتند. ایشان از موسسان یونسکو هم بود، و سالها در ان سازمان همکاری می کرد. قرار بود که شعر سعدی لوگوی سازمان شود، و به زبان فارسی نیز مکاتبات انجام شود. ولی متاسفانه انگلیسی ها که در حال: تکه تکه کردن ایران بودند، آن را نپذیرفتند و به اصطلاح خودشان، آن را تصحیح کردند و تغییراتی در ان دادند. زبان انگلیسی را بجای زبان فارسی، بعنوان زبان اصلی معرفی کردند. با این حال سازمان ملل، زمینه ای ایرانی داشت و دانشمندان و سیاست مداران ایرانی، هر پیشنهادی می دادند تصویب می شد. حتی مدتی قرار شد که: خواهر شاه یعنی اشرف به دبیرکلی انتخاب شود، تا نقش زنان ایرانی هم برجسته شود، که البته با مخالفت محمد رضا روبرو شد. ایران همچنین به عنوان ثروتمند ترین عضو سازمان، همه بودجه های آن را تقبل می کرد، و بیش از سهمیه خود، کمک مالی می نمود. بسیاری از شرکت های امریکایی، انگلیسی و فرانسوی را نیز خریداری یا در سهام آن شریک شد، تا از ورشکستگی نجات پیدا کنند. پول نفت ایران بعنوان سرمایه در گردش، در صنایع امریکایی تزریق شد. یعنی آنها بجای دلار، محصولات و تولیدات خود را به ایران می فروختند. با ظهور انقلاب اسلامی، انگلیس و امریکا، برای اینکه پولها و سهام را پس ندهند، ایران را تحریم و اموال آن را بلوکه و مصادره کردند. مزدوران داخلی آنها هم که: همان غرب زده ها بودند، از طریق دروس دانشگاهی تاریخ را وارونه تدریس کردند! تا جایی که همه تصور می کنند: سازمان ملل فقط برای امریکا می باشد.  با اینکه امریکا هیچ بودجه ای نداده، و بزرگترین بدهکار به سازمان ملل است، ولی تصور عمومی که: غرب زذگن و مزدوران ساخته اند، امریکا را مالک اصلی سازمان ملل معرفی می کند. لذا به دکتر ظریف پیشنهاد می شود: ضمن آموزش های لازم، و تغییر در افکار عمومی، سعی کند مقر سازمان را به تهران منتقل کند!  خودش هم کاندیدای ریاست سازمان ملل باشد، تا حق مردم ایران بیش از این پایمال نشود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا مقر سازمان ملل، به تهران منتقل نمی شود؟،
لینک ها :

همانند دانشگاههای اول انقلاب، که تعطیل شد تا انقلاب فرهنگی اجرا شود، دو چیز هست که باید تعطیل شود! تا انقلاب ایجاد شود. یکی فوتبال ، دیگری بانک مرکزی! کسانی که در این دو ارگان ریشه کرده اند، کمتر از چریکهای فدایی خلق، پیکار و مجاهدین خلق نیستند! فقط نوع اسلحه فرق می کند. آنها علنا اسلحه دست گرفته، دانشکاهها را به سنگر جنگ با: نظام نوپای جمهوری اسلامی تبدیل کرده بودند، اینها توپ و دلار را دست گرفته، و تیشه به ریشه انقلاب می زنند! چون قبلا در مورد فوتبال نوشته شده، فقط اشاره ای می شود که: هیچیک از دربی ها در این چهل سال، بدون شورش و تخریب اموال عمومی، شعار های غیر ورزشی و هنجار شکن، سپری نشده است. بانک مرکزی هم بدون: تزریق تورم و کاهش ارزش پول ملی،هیچ کار دیگری انجام نداده است. اگر قرار بود که به احمد عراقچی ها، گیر بدهند الان وضع خیلی بهتر بود. زیرا وظیفه بانک مرکزی، قانونا تعریف شده!  ولی علنا و در روز روشن تا صد و هشتاد درجه، مخالف ان عمل می کند! یعنی بجای حفظ ارزش پول ملی، ارزش آن را از بین می برد! از سال تاسیس بانک مرکزی تا کنون، دلار 120هزار برابر افزایش نرخ داشته، یعنی هر روز 4برابر پول ملی کوتاه تر و: بی ارزش تر شده است. الان هم که به یمن پهباد ساقط شده، نرخ ها معکوس شده، بانک مرکزی به دنبال تثبیت نرخ ارز هست. یعنی نمگذار دلار از 120هزار ریال کمتر شود. این بار خزانه ریالی را خالی می کند، تا هزینه بالا نگهداشتن قیمت دلار را بدهد. یعنی دلار را 120هزار ریال می خرد، تا هیچکس مجبور نباشد: از ان کمتر بفروشد. اگر این کار را نکند، نرخ دلار با شیب متوسط الان باید: روی 90هزار ریال می نشست. لذا دستوری ان را بالا نگهداشته است. دلیل آن هم، کاهش شدید قیمت طلا  و مسکوک در ایران، برخلاف رشد آن در جهان است. علت این رفتار آن است که: مردم دیگر بدنبال فرار از ترس جنگ نیستند. لذا نیازی به خرید دلار به هر قیمت، ندارند و یا طلا و مسکوک و غیره. یکی دیگر از وظائف بانک مرکزی، نظارت بر بانکها است. در تعریف نظارت گفته اند که: همان بازجویی است! یعنی فرضیه ابتدایی نظارت، متهم بودن بانک ها است. و قاضی یا دادرس نباید رفیق متهم باشد، بلکه باید از او حرف بکشد، تا اسلاح کند. حضرت علی ع با شلاق، در بازار می گشت. تا بازاریها از ترس شلاق هم که شده، گرانفروشی نکنند. زیرا گرانفرشان که از خدا ترس ندارند! لذا باید با شلاق آنها را ترساند. بانکها را اگر رها شوند سودها را بالا می برند. بجای نرخ معمولی نرخ مرکب بکار می گیرند، و با تمام اطلاعاتی که از ربا خواری دارند، جریمه و دیرکرد را اعمال می کنند: مدیران تولیدی را به زندان می اندازند، کارگاههای انان را مصادره می کنند. برای کنترل چنین دیوهای هزار سر! است که قانونگذار بانک مرکزی را ایجاد کرده، تا بالای سر بانکها باشد، که آنها نگویند ناظر ما، از بانک سر در نمی اورد! اما الان بانک مرکزی چه می کند؟ البته منظور ما دبیرکل، یا مدیرکل آنها نیست، بلکه سیستم بررسی می شود. بانک مرکزی اصولا:  گارد نظارت نمی گیرد، بلکه خود را یکی از بانکها می داند! شاید هم مادر بانکها. یعنی باید بجای مردم، با انها مهربان باشد، خطاهای انها را نادیده بگیرد! و هرجا لازم شد از ان حمایت کند. چنانچه رئیس بانک مرکزی در مجلس، مخالف همه مصوبات بود. و سعی داشت نرخ بهره مرکب، و دیر کرد و جریمه سه برابری وام را توجیه کند. می گفت اگر جرایم بخشوده شود، بانکها منابع مالی کم می اورند! نمی توانند به مردم حوزه انتخابیه شما وام بدهند! چون حقوق های نجومی مدیران، و اعضا هیات مدیره  هیچ نقدینگی در بانک باقی نمی گذارد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا بانک مرکزی منحل نمی شود؟،
لینک ها :


( کل صفحات : 328 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :