ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

با اینکه سند بنیادین تحول در آموزش تهیه شده، و لی هیچکدام از نهادها که ماموریت آموزش دارند، آن را نمی پذیرند! اصلا تحول را نمی پذیرند، فقط گاهگاهی چند اعتصاب و جواب به اعتصاب ها و تمام! علت اینهمه کوتاهی در این امر و امور مشابه، آن است که اصلا اعتقادی به تحول ندارند. می گویند البته ایراداتی هست! ولی تحول معنی ندارد. روحیه محافظه کاری و حفظ وضع موجود، از انجا ناشی می شود که کلیه عناصر مامور به تحول، همگی کاملا مسن و از پا افتاده هستند، توان پیمودن راه جدید را ندارند. و می خواهند در همان لجن زاری که بودند، بمانند تا عمرشان تمام شود. در صنعت وضع از این بدتر است: چسبیدن به کارخانه های صد ساله، که از حیض انتفاع ساقط هستند، و با آمپول و تزریق پول می خواهند آنها را سرپا نگهدارند. صنعتی که مانند خودرو یا نساجی، ماشین آلات آن صد بار پوسیده و: کارگران آن همه بازنشسته شدند، چه نیازی به زنده کردن دارند؟ در حالیکه با یکصدم این کمک ها، میتوانند شرکت های دانش بنیان و: پارک های غلم وفناوری را فعال کنند. اصلا شاید نیازی به وام دادن هم نباشد، فقط کار شکنی نکنند، آنها بازار خود را پیدا می کنند! بنا بر اعتراف رئیس دانشگاه تهران که همه دنیا را سیر کرده، جوانان ایرانی بالاتر از حد متوسط هستند، و در همه زمینه ها حرف اول را می زنند. ولی عده ای چسبیده اند به: چند کارخانه زنگ زده خارج از رده! در علم و دانش هم به همین صورت است. با رد هرگونه تکنولوژی جدید در آموزش!( ممنوعیت استفاده از موبایل و تبلیت) می خواهند با چند کتاب زوار در رفته، به مردم آموزش بدهند. بابا، کتابخوانی برای قرن نوزدهم بود! که چون چاپ اختراع شده بود، مردم ذوق زده شده بودند. حالا جوانان ما برای اپلیکیشن! های جدید ذوق زده می شوند. نباید پای انها را بست و کتاب به دستشان داد! که راه فقط همین است. حضرت علی ع می فرماید فرزند زمان خود باش، معلوم می شود این آقایان، کسی جز خودشان (حتی حضرت علی) را قبول ندارند. والا اگر یک نگاه به تاریخ ایران بیاندازند، خواهند دید در مقابل تمدن دویست ساله غرب، ایران دارای تمدن هزاران ساله بوده، و برای این تمدن هم، هیچ چیز کم نگذاشته است. وزیر اموزش و پرورش می گوید: ما نیروی انسانی کم داریم! عجب، اینهمه تحصیلکرده دانشگاه و حوزه، اینهمه سرباز معلم های اماده بکار، چرا نیروی انسانی کم دارد؟ زیرا آموزش و پرورش را ایزوله، و در قرن نوزدهم فریز کرده اند! جوانان جدید را برای اموزش و یاد دادن، واجد صلاحیت نمی دانند! می گویند فضای آموزشی کم داریم، اگر انجماد فکری آنها نبود، اینهمه مسجد و حسینیه در ایران است. آیا کپر های بیابانی، شرف دارد بر مسجد و حسینیه؟ این چه تفکر الحادی است، که بر اموزش کشور حاکم است، و آن را از تاریخ بریده و: در یک نقطه سکولاری تثبیت کرده، و نمی گذارد از این لاک بیرون بیاید. ابن سیناها و فخر رازی ها، همه از مسجد بیرون آمدند. بزرگترین دانشگاههای دنیا در ایران بوده، و همه کتب دانش ایرانی، بوسیله شاگردان امامان معصوم نگارش شده. چه اصراری است که صفحات متعددی از کتاب درسی را، اختصاص به کسانی بدهیم که علم ائمه را سرقت کرده، و بنام خودشان ثبت نمودند. وقتی ابن هیثم در باره نور نظریه میدهد، و دیگران هم در هزار سال بعد، همان حرف را می زنند معلوم است که سرقت علمی کرده اند. وقتی قران در 1400سال پیش، علوم زیستی و نجومی را به خوبی توضیح می دهد، و بعد از 1400کسان دیگری همان حرف را می زنند، معلوم است که سرقت علمی کرده اند. آن وقت آموزش و پرورش ما با هزینه بیت المال، ذهن کودکان این مملکت را پر از: تکریم و تعظیم این سرقت های علمی می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

امام جمعه موقت تهران می گوید: این فتنه زود متولد شد! این حرف به معنی آن است که ضد انقلاب سزارین شد! چون چند بار هم سزارین شده، لذا دیگر عقیم می شود، و امکان فتنه جدید را ندارد. خیلی ها حرف رئیس جمهور را باور نکردند، که کار را به شورای امنیت سپرده بود! تا آنها زمان گرانی بنزین را اعلام کنند. اما اگر چنین باشد، یعنی ضد انقلاب برگه خورد. شورای امینت با هدف سزارین کردن ضد انقلاب حامله، این برنامه را کلید زد. و لذا توانست خیلی فوری آن را جمع کند. براساس اطلاعات موجود، همه این برنامه ریزی انجام شده بود، تا به بهانه 16 آذر یا دیگر عنوانها اقدام شود، در انصورت فرماندهی دست ضد انقلاب  بود، ولی با این کار باعث شد تا دشمن، از سوراخ خود بیرون بزند. مانند این غافلگیری در زمان مختار هم بود، وی به ابراهیم اشتر حکم داد تا: با لشکریان زیاد به موصل برود، اما در خفا به او گفت نرفته برگرد! زیرا با رفتن او دشمنان از سوراخ های مخفی شده بیرون می ایند. در این جا هم گرچه مردم ضرر دیدند، ولی از ضرر بزرگتر رهایی یافتند. زیرا اگر آنها فرماندهی را به دست می گرفتند، عملیات ضد شورش حالت خوبی نمی گرفت، و احساسات مردمی را به خود جذب می کرد، و زمان بیشتری میتوانستند در کف خیابانها حضور داشته باشند. ولی در این حالت بعلت آماده باش نبودن آنها، دیر تر شروع و زودتر هم تمام شد. شورای امینت با اشراف کاملتری انها را رصد کرد. تنها اشتباه شورای امنیت آن است که: فقط به دنبال خرده پا ها است. تفکر حاکم بر ان اجازه نمی دهد تا عاملان و آمران اصلی را دستگیر کند. آنها فکر می کنند که پمپیو یا ترامپ، آزادیخواه هستند! و به اشتباه در این ماجرا افتاده اند. در حالیکه پول و امکانات و تجهیزات می دهند. و بطور علنی هم فرمان تخریب و کشتار را صادر می کنند. و از آشوبگران حمایت می کنند. وهمین دلایل محکمه پسند کافی است که آنها را دستگیر، و به داخل ایران انتقال و محاکمه کند. متاسفانه شورای امنیت به قدرت انقلاب اسلامی شک دارد! و رهنمود های رهبری را یک شعار می داند. در حالیکه اکنون هیچ قدرتی  بالاتر از قدرت جمهوری اسلامی، و خط مقاومت وجود ندارد، و ترس شورای امنیت، از امریکا یا اروپا بی مورد است.(اگر!). آنها میتوانند از بسیج حقوقدانان کشور بخواهند: تا پرونده ای برای حداقل 5نفر تشکیل دهد. ترامپ، ماکرون و رضاپهلوی و برایان هوک و مریم رجوی را، به عنوان عاملان و آمران کشتار و تخریب در ایران، تحت پیگرد قرار داده، بازداشت و محاکمه نمایند. و بدانند که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد! و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند! وقتی آنها بازداشت شوند، انتقام خون کشتار های طول تاریخ انقلاب اسلامی، از انان گرفته خواهد شد. و دادگاههای ایران تجربه خواهند کرد تا: مجرمان واقعی را محاکمه کنند، نه پادو های دست چندم آنها را. درست است که رئیسی هم، هنوز به این فکر نیافتاده، ولی اگر او هم از تصمیم شورای امنیت خبر دار شود، حمایت می کند. زیرا ایشان هم ترس و دغدغه از امنیت ایران دارند، و نمی خواهند مشکلی برمشکلات افزوده شود. اما شما مطمئن باشید خدا جای حق نشسته، و فرموده امام خمینی (آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند) یک استراتژی است، نه یک شعار یا بیان توخالی. فرمانده نیروی دریایی به همه اطمینان داده که: هیچ ردپایی از میلیتاریسم آمریکا در خلیج فارس باقی نخواهد ماند. فرمانده ارتش هم بارها گفته که هیچ قدرتی، نخواهد توانست به ایران اسیبی برساند.  شما از چه می ترسید؟ چرا هیچ وقت در هیچ ارگان دولتی و حکومتی ایران، پرونده فسادی برای ضد انقلاب باز نشده، و آنان را محکوم نکرده ؟ فقط به چند نوجوان و یا جوان، فضای مجازی بند کرده اند؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سزارین ضد انقلاب!،
لینک ها :

امروز روانشناسان اجتماعی دور هم جمع شده بودند، تا از دکتر ابوالهری تقدیر نمایند. و ایشان در صحبت های خود گفت: این رشته را کسی حمایت نمی کند! و ما به سختی ان را حفظ می کنیم تا یک انستیتو بدهند! اما ایشان نگفت که چه کاری کرده است! اگر دفاع از رشته ای باشد که کار کردی ندارد، به چه دلیل باید آن را کمک کرد؟ در حالیکه جای خالی این رشته، در جامعه و جهان به شدت احساس می شود. به نظر می رسد اقایان بیشتر در جناح های سیاسی، که ماندگاری ندارند فعالیت کرده اند، و لذا با رفتن یک جناح، علم روانشناسی اجتماعی هم رفته. در حالیکه این علم برای خود شخصیت دارد، و تا کنون برای جامعه کاری انجام نداده. یکی از کار های مهم ان ساختن افکار عمومی است. البته به انها حق می دهیم که جناحی فکر کنند، زیرا ساختن افکار عمومی برای بهره برداری یک جناح خاص تصور می شود. در حالیکه باید فراجناحی(ملی) فکر کنند مشکل حل می شود مثلا افکار عمومی ایرانی را بسازند. مشکلات روانی مردم ایران به دو دلیل به وجود آمده است: یکی گسست آن با تاریخ باعظمت خودش. یعنی اینکه می گوید ما هزاران سال قدرت اول جهان بودیم، چطور شد که این دویست سال اخیر دیگران جلو افتادند؟ و ما را عقب زدند. به همین جهت دچار افسردگی هستند. مانند اینکه وقتی حضرت آدم ع از بهشت بیرون رانده شد! کاری نداشت جز گریه! و می خواست راهی پیدا کند، تا دوباره به آن بهشت برگردد. خداوند راه توبه را برایش معرفی کرد، و او خودش به بهشت برگشت. ولی فرزندان او که اینهمه افسردگی و حسرت را در پدر می دیدند، نمی توانستند مثل پدرشان باعظمت باشند، لذا راه بازگشت به بهشت برایشان مشکل می نمود. در ان موقع دو راه حل پیش رو داشتند: یکی اینکه توبه کنند و به لطف خدا امیدوار باشند، تا بعد از مرگ به بهشت بروند.(این پشنهاد الهی بود) دوم اینکه: به نیروی عقل و علم خود! اکتفا کنند. فرش دست باف ایران را نتیجه همین تفکر می دانند. زیرا ایرانیان فرش پر از گل می بافند و زیر پا می اندازند! نقش فرش ها همان توصیف های پدر بزرگشان از بهشت است. لذا وقتی روی ان راه می روند، گویا در بهشت قدم می زنند. واین افسردگی انها را کاهش می دهد. یا برای خود کاخ و باغهای مانند بهشت توصیفی، می ساختند و خود را بی نیاز از توبه و بازگشت به سوی خدا می انگاشتند. در مورد این موضوع در زمان ما، روانشناسان میتوانند مردم را قانع کنند: مانند کورش و داریوش یگانه پرست و پیامبر گونه شوند، تا بتوانند فتوحات کورش را دوباره زنده کنند، و به عظمت آن موقع برسند. یا اینکه امپریالیستی فکر کنند! بگویند برای خودتان در امریکا و اروپا، خانه بخرید و در انجا زندگی کنید و در محیط انجا، فرزندان خود رابزرگ کنید! دلیل دوم مفهوم رفاه است. الگوی رفاه برای مردم تبیین نشده، لذا هرچه رفاه به دست می اورند، احساس فقر بیشتری می کنند! مثلا تا دیروز می گفتند فقیر کسی است که: نان شب نداشته باشد! حالا که یارانه به همه میدهند، تا لا اقل نان بخرند و بدون نان شب نمانند، باز هم می گویند ما فقیر و بدبخت هستیم! فلاکت مورد ادعای انها، آنقدر بالا است که وزیر تعاون هم نمی تواند جوابگو باشد! وزیر تعاون اعلام کرده: کسانی که خانه بالای یک میلیارد، یا خوردوی بالای نیم میلیارد داشته باشند، مشمول طرح کمک معیشت نمی شوند! اما همه صدایشان در امده: که چرا می خواهید این را بدانید! پس: همه آنها بالای میلیاردر هستند، ولی باز هم چشمشان به دویست تومن دولت است. آمار مرکز آمار هم همین را می گوید! 90درصد فقیران ایران کارمندان دولت و بازنشسته ها هستند! روانشناسان میتوانند قناعت یا کاهش انتظارات را در مردم تقویت کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : گرانی و روانشناسی اجتماعی،
لینک ها :

همایش بزرگی در تهران، همه ساله در بیمارستان میلاد برگزار می گردد تا: مسئله چاقی را بررسی کند. اما آنها اشتباه می کنند! چاقی در ایران نتیجه گرانی است، نه چیز دیگری. علت آن هم کاملا روشن است: چون همه چیز در حال گران شدن است، مردم از ترس گرانتر شدن، اجناس را می خرند و در خانه انبار می کنند. برخی ها مثل یهودیهای قدیم، یک جعبه پرتقال می خرند. هر روز سراغ آن می روند و تعدادی را که در حال گندیدن است، برمی دارند و مصرف می کنند. لذا پرتقال ها تا موقعی که فاسد نشدند، همچنان در صندوق می مانند!  بعضی ها هم که بهداشتی ترند، تازه های ان را یکجا می خورند! مانند یکی از اقوام که می گویند: تا یک خرما در خانه اش موجود باشد، آن شب خوابش نمبرد تا همه را بخورد! در حالت اول دچار بیماری های نقرس و رماتیسم و: برخی بیماریهای قابل انتقال از گیاه به انسان می شوند! ولی در حالت دوم دچار قند و چربی و اوره اضافی می گردند، که در قالب چاق شدن بی تناسب خود را نشان می دهد. می گویند گواتر گرفته! یا کبد آنها انسولین کافی تولید نمی کند. اما همه اینها افسانه است، تا پزشکان به لفت و لیس خودشان برسند. دو طایفه در ایران با مرگ اضطرار و  بیماری  تجارت می کنند. بانکها از زندانی شدن مدیران کارگاهها لذت می برند، چون بعد از ان میتوانند کارخانه آنها را مصادره کنند. پزشکان هم از بیماری مردم لذت می برند، چون به دستمزدهای نجومی خود می رسند و هرچه، ترس مردم بیشتر، دستمزد آنها بالاتر. و برای اینکه هیچگاه بیکار نباشند و دستمزد آنها کم نشود، همه انسان ها را جامع الامراض می دانند! تا همه ازمایشها را بدهند و به همه پزشکان رجوع کنند، و هر ماه یکبار این چک آپ را ادامه بدهند. این هردو برخلاف اسلام است. در اسلام پول قرض کردن(وام گرفتن) مکروه است. حضزت علی از روبروی قصابی هر روز رد می شد، ولی گوشت نمی خرید! قصاب گفت چرا گوشت نمی خری؟ فرمود پول ندارم! گفت به تو قرض می دهم! فرمود من به شکم خود مهلت می دهم، تا زیر بار قرض نروم. از ان طرف هم می فرماید: اگر قرض دادید آن را پس نگیرید! به حساب خدا بگذارید!(یعنی اینکه به خدا قرض بدهید و عوضش را از خدا بخواهید) در مورد بیماری هم، در اسلام توصیه هایی شده که شخص، هیچگاه بیمار نشود!(مثل روزه گرفتن و کم خوردن) ولی اگر مریض هم شد، باید تحمل کند زیرا گناهان او آمرزیده می شود. یک دیابتی میداند: تا موقعی که ناشتا نخورده، قند او بالا نیست. به محض غذا خورد، فشار او بالا می رود و انسولین او کفایت نمی کند. اما بیمار بجای اینکه کم بخورد، یا روزه بگیرد، از هول گرانتر شدن دارو و غذا، هر دو را می خورد! یعنی هم غذا می خورد تا مریض شود! و هم دارو می خورد تا بهبود پیدا کند. و جالب است که هم غذا و هم دارو را، حداقل برای یکسال خود تامین می کند. به همین دلیل است که شاخص مصرف همه چیز در ایران، سه برابر متوسط جهانی است. زیرا هر ایرانی یک وعده غذا در خانه می خورد! یک وعده کامل هم به چلوکبابی ها یا کله پاچه (طباخی ها) و ساندویچی ها زحمت می دهد. یک وعده هم در سرکار نوش جان می کند. به همین جهت همه شکم ها گنده! یعنی سه برابر معمولی است، و همه بدنها چاق و با فشار خون و قند بالا. این موضوع وقتی جالب می شود که: عده ای می گویند مردم ایران گرسنه اند، و نان شب ندارند! گرسنگی روی زرد و فشار پایین و افت قند می اورد. نه فشار بالا و بیماری قند و:  تنگی نفس و گونه سرخ! پزشکان اعلام می کنند که 90درصد مردم ایران چاق هستند. آن ده درصد باقی هم در معرض چاقی یا فشار خون هستند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : گرانی و چاقی چه نسبتی دارند؟،
لینک ها :

دولت نمی تواند گرانی ها را نابود کند و یا: جلوی آن را بگیرد و تابحال هرکاری کرده، معکوس نتیجه داده  زیرا سرنا را از سرگشادش می زند! برای گشت تعزیرات اضافه کاری منظور نمی کند، بسیاری از ناظرین را افتخاری انتخاب می کند! لذا آنها با اولین پیشنهاد گران فروشان، قلم را غلاف می کنند! و بر فرض اینکه  جریمه کند، نه به جیب مردم می رود و نه: در بودجه دولت، بلکه واریز سپرده های قوه قضائیه می شود. در نتیجه به نفع قوه است که گرانی باشد! چون میتواند جریمه کند. به نفع دولت هم هست: به بهانه گرانی موجود! خدامات خود را هم گران می کند. و از ان سو مالیات بیشتری هم جذب می شود. لذا تا این چرخه اصلاح نشود، مبارزه با گرانی تبدیل به مبارزه با ارزانی می شود. هرکس ارزان بفروشد مسخره می شود، ولی چون گران بفروشد، قدر ببیند و بر صدر نشیند! مجلس با اصلاح قوانین می تواند این ساختارها را کارآمد کند. بطوریکه واقعا با گرانفروشی مبارزه شود. زیرا تنها قوه ای است گوش شنوا برای مردم دارد.(نماینده مردم است) بنابر این در نحوه جریمه و هزینه کرد و حقوق بازرسان ورود کند. مثلا وقتی یک گرانفروش جریمه می شود، مبلغ جریمه به حساب افراد همان محل تخس شود. تا مردم احساس کنند اگر کسی سر انها کلاه گذاشت، یا گرانفروشی کرد میتوانند شکایت کنند و: خسارت خود را دریافت کنند. در حالیکه الان حتی کالاهای قاچاق هم معلوم نیست، چه سرنوشتی پیدا می کنند که کشف انها، هیچ تاثیری در قیمت ها ندارد! یک میلیون گوشی قاچاق کشف شده، حتی اگر به قیمت بازار هم تخس شود، قیمت ها را می شکند و فراوانی ایجاد می کند! اما آنها را در گمرکات یا انبارها نگهمیدارند، تا از بین برود. یا آنها را راسا معدوم می کنند. همه اینها به موجب قانون و رای دادگاه است. که اگر قانون اصلاح شود، رای دادگاه هم تصحیح می شود. و مردم نتیجه مبارزه با گرانی را می بینند. علت اینکه خشم مردم نسبت به گرانی ها، فروکش کرده فقط به این خاطر است که: رئیس جمهور محترم فرمود همه این پولها را، به حساب اشخاص می ریزیم، و ریالی برای بودجه دولت بر نمی داریم. اگر همه گرانیها اینطور تنظیم شود، چیزی گران نخواهد شد! اگر هم گران شد، مردم میدانند که مابه التفاوت را نقدی می گیرند. ولی حالا اینطور نیست، و چطور رئیس جمهور آن را اجرایی کرده، باید تبدیل به رویه و قانون شود. نه اینکه معلوم نشود کجا رفته، و یا حتی در بودجه قوه قضائیه مصرف شود. تالی فاسد این است که: قوه چشم انتظار گرانی می ماند، و دعا می کند که گران شود، تا جریمه کند و بودجه اش را تامین نماید. حتی اگر در بودجه دولت یا مجلس هم صرف شود، گرانی ها ادامه خواهند داشت. و گرانفروش محترم خواهد بود! زیرا باعث تامین کسری بودجه دولت شده، و میتواند به حقوق های نجومی بیشتری ادامه دهد. تصور کنید اگر مغازه داری گرانفروشی کرد، او را جریمه کنند و بگویند بمدت چند روز، باید اجناس خود را رایگان بدهد! آیا کسی گرانفروشی می کند؟ اما وقتی او را جریمه می کنند و معلوم نیست کجا می رود، به محض اینکه مامور رفت، اجناس را بیشتر گران می کند تا این مبلغ را تامین کند، و می گوید: باید پول مفتخورها را جور کنم. این به فرهنگ عمومی تبدیل می شود، و مردم هم گرانفروشی را گزارش نمی دهند! چون بعد از هر گزارش، اجناس را باید چندلا پهنا بخرند. فروشگاههای زنجیره ای هم باید مشمول حقوق های قانونی باشند، والا دستمزد نجومی مدیران آنها، هزینه ها را بالا برده و ناچار به گرانفروشی روی می اورند.همه اینها ماده واحدهای بیش نیست: مبلغ جرایم حاصل از گرانفروشی، در بین همان مردم توزیع شود. همان کاری که رئیس جمهور کرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مجلس، گرانی ها را نابود کند!،
لینک ها :

گرچه قوه قضائیه ایران، تعدادی از آشوبگران را محاکمه می کند، ولی طبق دستور قران کریم باید افراد اصلی را، پیدا کرد و ازبین برد(فقاتلو ائمه الکفر)لذا اگر وظیفه اصلی قوه قضائیه را تعریف کنیم، باید پمپئو و ترامپ و مکرون و نتیانیاهو و برایان هوک را دستگیر و محاکمه کند. تا موضوع افتابه دزدی پیش نیاید. این کار هم از نظر عرفی، قانونی و روابط بین المللی کاری مشروع و قابل قبول است. چنانچه مثلا در اروپا، دادگاه میکونوس آیت الله هاشمی رفسنجانی را محاکمه کرده، و تحت پیگرد داشت و ایشان نمی تواسنت: سفر خارج برود زیرا به سرعت دستگیر و زندانی می شد. قبل از آن، سلمان رشدی با اینکه تبعه ایران نبود، ولی امام خمینی حکم اعدام او را صادر کرد، اگر محافظت پرهزینه روباه پیر از ایشان نبود، تا بحال معدوم شده بود. دادگاهها و دولت آمریکا که، از این ها هم جلوتر رفته و به هر بهانه ای، ایران را محکوم و اموال آن را مصادره می کند. پس رویه قضایی هم در این خصوص موجود است. و جهان به آن عمل کرده و می کند. از نظر تقسیم کار، دولت میتواند شروع به تدوین لایحه و تنظیم دادخواست نماید. اما وزارت کشور تا کنون این کار را نکرده است. با اینکه اخلال در امنیت کشور، تخریب بانکها و اموال عمومی را باید جوابگو باشد. ولی هرگز این مسئولیت را قبول نکرده، و نمی خواهد بپذیرد. ساده ترین اصل امنیتی این است که: اگر قرار است بنزین گران شود، باید پمپ بنزین ها حمایت شود، هم از نظر حفاظت فیزیکی و انسانی، و هم از نظر تغذیه و تکمیل مخازن آن تا: مردم بهانه کمبود بنزین یا حمله به آن را نداشته باشند. ولی چنین کاری نشد. همه اماکن عمومی بلا دفاع رها شدند. اکنون هم حاضر نیست از عاملان اصلی آن، یعنی رسانه های معاند، رئیس سازمان منافقین و سلطنت طلبها، سران امریکا و اروپا شکایت کند. وزارت خارجه هم فقط به محکوم کردن لفظی اکتفا می کند. در حالیکه میتواند لا اقل مدارک لازم را جمع اوری، و برای شکایت آماده نماید. قوه قضائیه هم که اصلا آمریکا را مجرم نمی داند! زیرا وکلا و متخصصین حقوقی آن، تحصیلکرده امریکا یا اروپا هستند. ماهین نیوز هم بارها این را تذکر داده، ولی علیرغم درخواست رئیس قوه قضائیه، تاکنون موفق به ارتباط با ایشان نشده! حتی از شرکت در جلسات و نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه هم، بدون دلیل محروم شده است. بهر حال به رئیس قوه قضائیه هشدار داده می شود که: ما به نظر شما احترام گذاشته ایم. چون شما چندین بار اعلام کرده اید: صاحب نظران پیشنهاد های خود را بدهند، ولی گویا گوش شنوایی نیست! یا کانال ارتباطی ایزوله است، که از ماهین نیوز هیچ خبری به رئیس نمی رسد. اما تکلیف شرعی ایجاب می کند تا: از هر وسیله ای برای رساندن سخن خود استفاده کرد. سخن این است: آقای رئیس! بدانید و آگاه باشید که: دشمنان جمهوری اسلامی شما را سرکار گذاشته اند! بجای معرفی ریشه ها، شاخه ها و برگهای ریخته شده را به شما معرفی می کنند. برای همین است که نه میتوانید گرانی را مهار کنید، و نه دستگیری ها انتهایی دارد! الان زندان فشافویه و تهران بزرگ پر شده و: امکانات آن بسیار کم است و بودجه دادگستری هم، تخت فشار. ولی نتیجه ای حاصل نیست! شما می بینید که 90درصد این زندانیان کاره ای نیستند. اگر افرادی مثل زم هم دستگیر می شوند، بازهم فریبی بیش نیست، زیرا یک کانال تلگرامی که اینهمه قدرت ندارد. اگر خیلی بخواهیم به روح الله زم نمره بدهیم او مرد شماره صدم! است. اصل کار الجبیر است، پول می داده و خط او را ترسیم می کرده. دولت با عادل الجبیر نرد عشق می بازد! معلوم است که صدها روح الله زم دیگر در راه است! چون سرچشمه خشک نشده.( و عقبه آن مورد تکریم و احترام است)


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : پمپئو دستگیر باید گردد/،
لینک ها :
یکشنبه 3 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

بعد از پایان داعش و پایان دلار، نوبت پایان گرانی است. اعتراضات مردم ولایتمدار به گرانی و تورم، مسئولان را به فکر انداخت تا دیگر، دنبال گران کردن نباشند! بلکه علت گرانی را پیدا کنند. فعلا دولت علت گرانی را در کمبود: نظارت می بیند و دنبال فعال کردن 124 است. همه ارکان حکومت را از صدر تا ذیل، به کار گرفته! اما بزودی خواهد فهمید علت گرانی ها، دو یا سه چیز است! اول حقوقهای نجومی دوم  بهره های بانکی. سومی هم که در ذیل اولی جای می گیرد، واردات بی رویه است. درواقع آنهاییکه ما را از داعش می ترساندند! همان هایی هستند که: از تحریم آمریکا می ترسانند، ولی علیرغم ترس آنها هیچ اتفاقی نیافتاده! رئیس مرکز ملی فرش می گوید: با اینکه سی درصد صادرات فرش به آمریکا است، و آمریکا آن را تحریم کرده، ولی بازار کار خودش را می کند. لذا بررسی علل واردات در ایران، از همان ابتدای دوران قاجار و پهلوی و جمهوری اسلامی، یک هدف بیشتر نداشته! واین را استاد راغفر هم با نمودار صد ساله نشان داده است.  هدف آن تحقیرو نابود کردن تولید داخلی بوده است. وقتی کفش خارجی وارد شد، همه کفاش های تهران و تبریز ورشکست شدند! اخیرا هم واردات از چین همین کار را می کند. واردات پارچه، همه شرکتهای نساجی را ورشکست کرد. کار بجایی رسیده که حتی عمامه آخوندها! باید از پارچه وال وارداتی باشد، و چادر زن های محجبه هم کن کن ژاپنی است. اینها اصلا به دلیل ناتوانی در تولید نبوده است، ولی انها تبلیغات خود را بر ناتوانی متمرکز کرده بودند. علت اصلی آن سود بالای واردات بود. زیرا تعیین قیمت آنها بسیار راحت بود، کشش بازار هم به دلیل نوجویی انسانها، قوی بوده است. بنجل ترین کالاهای چینی یا اروپایی، در حراجی های آخرهفته یا آخرماه و آخرفصل! به ارزانترین قیمت خریداری، و به بالاترین قیمت در داخل فروخته می شده است. بلایی که در ذرت های وارداتی اخیر، شاهد آن بوده ایم. با اینکه ذرت در ایران فراوان است، ولی انها با تحقیر تولید داخلی گفتند که: نوع خاصی ذرت وارد می کنند که بتوانند روغن! بدون پالم از ان استخراج کنند. بعد وقتی وارد شد همه دیدند که گندیده، فاسد و تاریخ گذشته بود، وقتی به دامداری ها دادند، همه دامها بیمار شدند. گوشت و برنج هم به همین شکل بود! می گفتند تولید کم است! و باید از خارج وارد کرد، بعد می رفتند گوشت های منجمد و حرام را، خریداری و با کوپن! به مردم می دادند. و قبل از اینکه کسی بتواند از کوپن ها استفاده کند، در بازار سیاه از مردم می خریدند. و همین گوشت یخی را بجای گوشت گرم، به بالاترین قیمت می فروختند. بنابر این اگر واردات متوقف شود، و مسئولین واردات این کالاها اعدام شوند، خواهند دید که تولید داخلی از همه جا بهتر و بیشتر است. این روند را در اجرای اصل 4ترومن به خوبی میتوان دید: مردم کشاورز و روستایی که مرغ خانگی داشته، کره و برنج و همه مواد غذایی خود را تامین می کردند. با واردات سنگین برنج آمریکایی و مرغ آمریکایی! روغن و تخم مرغ و غیره، کاری کردند که روستاها ویران، و مردم به شهر ها مهاجرت نمودند. ممنوع کردن واردات کافی نیست! زیرا وارد کنندگان، به راحتی قانون را دور می زنند! بصورت قانونی خودروهای لوکس وارد می کنند! بصورت قانونی! دلار دولتی می گیرند، و بجای مایحتاج، سیگار و مشروبات و لوازم آرایشی وارد می کنند. همه با امضاهای مجاز وارد می شود! دوبرابر یا سه برابر ان کالاهایی هست، که منشا ورود آنها مشخص نیست! مثلا گمرک اعلام می کند: ما از ترکیه فرش یا لباس وارد نکردیم! ولی ترکیه اعلام می کند: میلیارد ها دلار پوشاک و فرش! به ایران صادر کرده است.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : پایان گرانی،
لینک ها :
یکشنبه 3 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

فواره چون بالارود، عاقبت سرنگون گردد! مثال کسی است که همیشه سربالا می رفته، بالاخره یک روزی این سربالایی تمام می شود، و باید که سرازیر شود. در عربی هم گفته می شود: کمال کل شی اول زواله : اوج هر چیزی اول سقوط ان است. چهل سال است که قیمت ها می تازند، و بالا می روند! اما دیگر عمر انها به سر امده، و رو به کاهش گذاشته اند. مدتها بود که قیمت ها را به کاهش ارزش پول ملی، و بالارفتن قیمت ارز نسبت می دادند! و چون اهرم دلار دست خودشان بود، آن را هر روز گرانتر می کردند. تا اینکه آن پهباد متجاوز ساقط شد، و دلار را هم ساقط کرد. اکنون کوشش دشمنان در حفظ قیمت فعلی، یا ثبات قیمت ها است که دلار، بیش از این سقوط نکند. اما کوشش آنان بی حاصل بود، زیرا همه کشورها دلار را از چرخه اقتصادی بیرون انداختند. و چون اینها از جیب مایه می گذاشتند، تا دلار بیش از این ساقط نشود، لذا بر روی کالاهای دیگر خود را نشان می داد. مانند اینکه قیمت طلا و سکه سکته می کرد. یعنی با دلار انها، هیچ چیزی را نمی توانستند بخرند. غول تولید آمریکا، تبدیل به غول واردات شده بود! و هر روز به دلار بیشتری احتیاج داشتند، تا بدهی خود را بپردازند. اما چیزی نداشتند بدهند تا دلار بگیرند! واین قضیه در کشورما معکوس شد! یعنی دلار ذخیره شد، چون کالایی با آن نخریدند. و واردات در ایران به غول صادرات تغییر شکل داد. رونق تولید بحدی شد که: بسیاری از کارخانجات، بازاری برای کالای خود پیدا نکردند! و ناچار باید صادر می شدند. این داستان نابود شدن گرانی بود. کاهش قیمت از طلا و سکه به کالاهای دیگر رسید: فرش و  میوه جات در ردیف بعدی بود. زیرا بقدری تولید بیش از مصرف بود، که جایی برای گرانفروشی نمی گذاشت. نقطه عطف این شکنندگی از بحث: گران کردن بنزین شروع می شود، دست دولت را داغ گذاشت: که سلطان گرانی ها را هم به زندان بیاندازد. همانطور که سلطان سکه و ارز و طلا به زندان رفتند. اکنون با سلطان واردات باید شروع کرد. آنهاییکه به بهانه ارزان شدن، کالا وارد می کردند ولی به دهها برابر می فروختند! و سود به جیب می زدند، و تولید داخل را هم نابود می کردند! برنج وارد می کردند که ارزان بدهند، بعد کوپن ها از مردم می خریدند! تا برنج گرانتر شود. و با این بازی تولید برنج در ایران را هم نابود می کردند، تا رقیبی برای سود های باد آورده نداشته باشند. امروز کشور آمریکا23بیلیون دلار بدهی دارد که: بخاطر واردات است. بلایی که به سر ایران وارد آوردند، با بصیرت مثال زدنی ایرانیان، تبدیل به سلاحی بر علیه خودشان شد. الان آمریکا بدون واردات از چین نمی تواند زندگی کند. دولت می خواهد برخلاف تبلیغات بازرگانی خودش، تعرفه بر انها ببندد تا کمتر وارد شود، ولی جایگزینی ندارد لذا عقب نشینی می کند. این نقطه مقابل ایران است: دولت می خواهد بنزین را گران کند، ولی هیچکس موافق نیست. ادعا می کند که قیمت تمام شده آن زیاد است(مثل اب  و برق و نفت و..) اما معلوم می شود: تمام این هزینه ها فقط حقوق مدیرعامل و: پاداش هیات مدیره می شود. که اگر این نوع هزینه را در نظر نگیرند قیمت تمامشده کمتر از مبلغی می شود که اکنون محاسبه می شود. قلم عمده دیگر که قیمت تمام شده ها را بالا می برد، بهره بانکی و جریمه های مالی و سربار است. مدیران برای کسب سود بیشتر برای خودشان، نه تنها حقوق و پاداش نجومی منظور می کنند، بلکه با دریافت وام از بانکها و یا انتشار اوراق قرضه، همه را یکجا اختلاس کرده به آمریکا می فرستند. اگر این هزینه ها هم بجای خود برگردد، قیمت حامل های انرژی به صفر نزدیک می شود. چرا همه آنها منابع خدا دادی است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

مدیریت واسعه اسلامی حکم می کند که: بین کارکنان و مسئولین در درهکده جهانی، برای پاداش یا مجازات فرقی نباشد. اگر فقط  دزد های فقیر را مجرم بدانند و مجازات کنند، ولی از مجازات دانه درشتها چشم پوشی کنند، همانقدر که این امر در داخل کشور زشت است، در خارج از کشور هم زشت است. مثلا بجای اینکه نیم پهلوی مجازات شود، فقط به سراغ مزدوران آنها برویم. تا بحال هیچ دادگاهی در ایران نه مریم رجوی را محکوم کرده، و نه رضا پهلوی را، درحالیکه همه میدانند آمر و فرمانده و معاون در: همه قتل ها و تخریب ها و ترورها، این دو بودند. وزارت اطلاعات هم، فقط مزدوران ریز آنها را دستگیر می کند، ولی از دستگیری دانه درشتها غافل است. در حالیکه دستور قران (فقاتلوا ائمه الکفر) است. واقعا با اینهمه اعترافات دستگیر شدگان، چرا کیفر خواستی علیه این فرماندهان ظلم و جنایت قرائت نمی شود؟ چرا آنها با خیال راحت، جوانان وطن را گوشت دم توپ گذاشته، خودشان میگساری می کنند؟ قوه قضائیه باید به این جرمها رسید گی کند. مدعی العموم دلایل و مستندات کافی برای این کار دارد. علاوه بر اقاریر دستگیر شدگان، اعترافات خود این قاتلان هم، در همه شبکه ها معاند گواه بر مدعا است. حکم را صادر و به وزارت خارجه اعلام کنند. و یا به پلیس بین الملل بفرستند تا آنها را، دستگیر و به ایران تحویل دهند! والا شبهه می شود که با اینها همدست هستند! همانطور که گفته شده که: در روز برفی 25 آبان، شهردار تهران به دستور برادرش، عمدا غافلگیر! شد تا گروههای فشار، بتوانند راهبندان ایجاد کرده، و مردم را عصبی نمایند، که دست به شورش بزنند. دستگیر چهار نفر قمه کش یا خرابکار مهم است، ولی وقتی عقبه آنها سالم باشد، آتش زیر خاکستر می شوند! و هردم ممکن است دوباره آشوب به پا کنند. و این تازه، مدیران میانی فتنه است! یعنی هنوز دستور دهنده اصلی نیستند! بلکه دستور دهنده اصلی، ترامپ و پمپیو و برایان هوک هستند. آنهاییکه بودجه تصویب می کنند و علنا: در آتش فتنه دمیده و مردم را به خرایکاری تشویق می کنند. قوه قضائیه و وزارت خارجه، تا کنون طوری عمل کرده اند، که گویا خبر ندارند! و یا مدرک کافی ندارند. و یا اینکه مماشات می کنند تا آنها سرعقل بیایند. چرا این مماشات را با قمه کش های فریب خورده نمی کنند؟ آیا همان قضیه افتاب دزدی است؟ لذا از قوه قضائیه در خواست می شود: اکنون که نوبت به دانه درشتها رسیده، فرماندهان و آمران آشوبها را رها نکنند. گرچه با بدنه کارشناسی وزارت خارجه و یا قوه قضائیه، این امر بعید به نظر می رسد! زیرا غالب حقوقدانهای این دو دستگاه، یا درس خوانده آمریکا هستند، یا آمریکا را اصلا خطاکار نمی دانند. و در هیچیک از کار های آنان، اشتباهی تصور نمی کنند! آدم های مسخ شده ای که همه گناه ها را، به مسئولین ایران یا مردم عقب مانده! آن نسبت می دهند. فرمان های ستیزه جویانه و خرابکارانه: ترامپ و پمپیو و ماکرون را، نصیحت های خیر خواهانه و مصداق کامل: ازادی بیان می دانند. رئیس قوه قضائیه باید مانند مختار، از بالای سر انها عبور کرده، به آنها زخم بزند! البته وکیل های متعهد هم وجود دارند، که وطن فروش نباشند، و بخواهند برعلیه دشمنان وطن احکامی صادر نمایند. از انها کمک بگیرند و: ترامپ وپمپیو و ماکرون را به جرم دخالت در امور داخلی ایران، و دستور قتل و تخریب محاکمه نمایند. حکم صادره را اعلام نمایند. سربازان امام زمان عج، این حکم ها را اجرا و در همانجا آنها را، به درک واصل خواهند کرد. چنانچه امام خمینی ره در مورد سلمان رشدی حکم صادر کرد.(او که تبعه ایران نبود) تا همه بدانند که: از چنگال عدالت نمی توانند فرار کنند، یا برای خود حاشیه امنی بسازند. برای ارتش ایران یا سپاه کاری ندارد که یک موشک بزنند، فقط نیاز به حکم دارند.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :

دولتها دچار یک بدهی منجمد هستند به نام بودجه جاری. که شامل حقوق و دستمزد کارمندان، پاداش هیات مدیره و مدیران است. رهایی از این  امر باعث می شود: دچار کسری بودجه نباشد، و دولت چابکتر گردد. راههای مختلفی برای کاهش هزینه های جاری پیشنهاد شده، ولی عملا آن را  افزایش داده و: بصورت مخفی در اورده! بطوریکه بیش از 60درصد هزینه های عمرانی هم، بایت حقوق و پاداش مدیران است. فرضا اگر به مدیرعامل بانک رفاه نمی توانند بیش از صد میلیون بدهند، بقیه را در شرکت های شستا یا پروژه های عمرانی! به او پرداخت می کنند. این پرداختها هم به بهانه کوچک کردن دولت! است یعنی می گویند: بجای اینکه صد نفر استخدام شوند! به یک نفر صد تا شغل می دهند. لذا به قول مولوی: از قضا سرکنگبین صفرا فزود: به جای اینکه دولت کوچکتر و چابکتر شود، بزرگتر و پرهزینه تر می شود. بجای اینکه پروژه های عمرانی خاتمه یابند، فقط افتتاح می شوند تا: بهانه برای پرداخت پاداش ها موجود باشد. راه حل اصلی همه این کار استفاده از تراکنش است. پلاتفرم هایی تهیه شود تا: وظائف دولت را انجام دهد! تا سازمانهای خدماتی، کارکنان خود را مرخص کنند. نمونه این کار در صندوقهای بازنشستگی است. در ایران 19صندوق بازنشستگی است و همگی به دلیل حقوق بالای مدیران عامل آنها، ورشکست شده اند. حق بیمه ها قبلا پیش خور شده اند. دولت هم به دلیل نداشتن بودجه، به جای بدهی انها تعدادی شرکت یا سهام به آنها واگذار کرده است. که اگر این شرکتها سودی داشته باشند، اول صرف کارکنان و مدیران شرکتها و صندوق ها می شود. و برای پرداخت مستمری از سیستم بانکی قرض می کنند. که بانک ها با بهره های سنگین، آنها را ورشکسته تر می کند. اما وقتی که پلاتفرم تهیه شد، هر کسی وارد آن شده و پس از تکمیل، به خودی خود به بانکها معرفی می شود، و بانکها هم طی یک تراکنش در ماه، کل مطالبات انها را واریز می کند. همه موسسات خیریه و سازمانهای تابعه وزارت رفاه همینطورند: مانند بهزیستی یا  کمیته امداد  میتوانند تمام کارمندان خود را مرخص کنند، ساختمان و املاک را بفروشند، و با یک پلاتفرم مددجویان را حمایت کنند. به این ترتیب یک دولت الکترونیک بوجود می اید، که در مجموع باعث ایجاد کشور هوشمند می شود. با هوشمند شدن کشور، شهر ها و شرکتها هم هوشمند اداره می شوند. بوروکراسی و کاغذ بازی از بین می رود. مثل اینکه فیش کاغذی  تلفن و آب و برق کاملا حذف شده، بجای ان اسمس ارسال می شود. و مردم هم با گوشیهای خود، آن را پرداخت می کنند. همین قطع کاغذ که اتفاق افتاده، میلیارد ها به نفع شده است. و باعث ارزانتر شدن هزینه برق و آب گردیده. اگر کل کار هوشمند شود، هزینه آب و برق بدون نیاز به سوبسید، قابل اداره می شود. و برای جهان هم صادر می گردد! و قیمت های جهانی را هم کاهش می دهد. و اسلام معنی خود را نشان می دهد. زیرا پیامبر (ص)فرمود: بهترین انسان ها کسانی هستند که برای مردم، مفید باشند و بهره بیشتری به آنان برسانند. اما چرا با اینکه مزایای ان را همه میدانند، ولی کسی حاضر به اجرای ان نیست؟ طبیعی است همان مدیران نجومی بگیر هستند که: مانع پیشرفت مملکت و یا چابکتر شدن دولت، و کاهش هزینه های تولید هستند. متاسفانه این افراد اغلب انقلابی هم نیستند، و فقط برای چاپیدن و اختلاس کردن، به دولت نفوذ کرده اند. هرچه می گذرد آنها قوی تر می شوند! و منابع بیشتری را برای خود برمی دارند. بطوریکه تعدا مسئولان ساده زیست، اندک بوده و شاید از انگستان دست هم کمتر باشند! که با تمسخر الباقی روبرو بوده، و قدرت عرض اندام ندارند





نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :


( کل صفحات : 274 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو