ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
چهارشنبه 26 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

دولت هر سال خزانه را خالی می کند، و دلار ها را به بیرون می فرستد! با این کار باعث افزایش قیمت دلار می شود. مثلا هر سال 12تا 20میلیارد دلار، برای کالاهای اساسی می دهد! که  در ایران تولید می شود، و واردات بیش از حد آن، الگوی مصرف ایرانیان را تعییر داده است. واغلب در گمرکات باقی مانده،  یا به عنوان ذخیره ی احتیاطی از ان یاد می شود، که همگی به ضرر تولید داخلی است. اکنون نیز اجازه 5هزار میلیارد دلا ر را گرفته، تا برای سیل زده ها خرج کند! که عاقبت، مانند سرنوشت دلار های 4200می شود! که برای کالاهای اساسی گرفتند، ولی همه را هاپولی کردند! و الان مجلس بررسی آنها را کلید زده است. پس به دلایل زیادی نباید: کالاهای اساسی خریداری شود. تا پولها و دلارها در خزانه بمانند، و ذخیره ارزی بالا رود، و قیمت دلار کاهش یابد. اولین دلیل آن است که کالاهای اساسی بهانه است. همه کالاهای اساسی در ایران تولید می شود، یا امکان تولید دارد. براساس واردات بی رویه دامپینگ معکوس، برعلیه تولیدات داخلی می شود، و تولید کنندگان را نابود می کند. زیرا گندم یا برنج با دلار دولتی (4200) وارد می شود، لذا قیمت آن به یک سوم کاهش می یابد! و تولید کننده داخلی که با ارز آزاد (13000) کار می کند، نمی تواند رقابت کند، ورشکست می شود. دومین دلیل باعث  تغییر ذائقه مردم ایران، و تحمیل الگوهای پرمصرف می شود. مثلا مردم ایران که سالی یکبار، آنهم برنج ایرانی اعلا مصرف می کردند، به مصرف سه بار در روز، آنهم برنج خارجی روی آورده اند. و این به دلیل سهمیه بندی، یا کوپنی کردن کالا بود! که شخص فکر می کرد: اگر مصرف نکند از دست می رود. سوم اینکه دامپینگ ضد ایرانی است. یعنی اجناس خارجی، با دلار دولتی که به یک سوم قیمت خریداری می شود! فقط برای پرکردن بازار، و نابود کردن تولید داخلی است. در حالیکه اگر همان دلار را به تولید کننده بدهند، تا یک دهم قیمت ارزانتر تولید می کند! و رونق تولید اتفاق می افتد. دلیل چهارم از بین بردن ذخائر ارزی، و بازپرداخت بدهی های دشمنان! یعنی آمریکا که پول نفت به ایران بدهکار است، دلار از او نمی گیریم! و بجای آن برنج آمریکایی وارد کنیم! همه پول نفت ایران به این شکل نابود می شود. به عبارتی خام فروشی را تبلیغ، و مجانی فروشی را تحمیل می کند! اولا چه اصراری هست که نفت خام فروخته شود؟ وقتی مشتری نیست، یا در محاصره هستیم، چرا باید نفت را خام فروشی کنند؟ که مخالف تمام سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری است. در ثانی وقتی می دانیم که پول آن برگشت ندارد، هند و چین و روسیه یک دلار هم نمی دهند، چرا باید اجناس بنجل آنها را وارد کنیم، تا کشوری که مثلا صادر کننده آجیل بوده، الان مصرف کننده آجیل چینی باشد؟ بنابر این از دو جهت خالی کردن خزانه را هدف گذاری کرده اند: اینکه ذخائر نفتی ما خام فروشی شده، از دست برود. درآمد آنهم خرج عطینا و اجاس بنجل شود، و پر مصرفی را به مردم تحمیل کند. پنجم اینکه فقط یکسال است که: موضوع کالاهای اساسی دروغین پیگیری می شود، همه سالها اینطور بوده و مجلس باید: از همه سلها تحقیق و تفحص کند، تا معلوم شود بهزاد نبوی ها، بنام کالای اساسی و کوپنی کردن کالا، چطور خزانه مملکت را به دشمنان تقدیم می کردند. تحقیق و تفحص دیگر این که معلوم شود: کالاهای اساسی خریداری شده حتی: در صورت واقعی بودن(مانند گندم و گوشت  و لاستیک..) چرا در: گمرکات می مانده و یا به انبارها ی متفرقه انتقال داده می شده، براثر عدم نیاز پوسیده و به مزایده گذاشته می شد؟ ششم اینکه تحمیل مصرف کالا به مردم، باعث رونق قاچاق ان کالاهای اساسی، به کشورهای همسایه می شد. 


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : خالی کردن خزانه!،
لینک ها :
سه شنبه 25 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

موسسات تولیدی و خدماتی همیشه دارای زیان هستند، گاهی زیان انباشته آنان از حد سرمایه و سهام هم، بالاتر رفته است. که باعث تغطیلی کار گاهها و بالا بودن هزینه های تولید و غیر قابل رقابت شدن کالا هم شده، و کسی برای درمان آن اقدام نمی کند. در حالیکه راه بسیار ساده برای سود آور کردن: همه مجتمع های تولیدی و خدماتی، سازمانها و نهادها و شرکتهای دولتی و خصوصی وجود دارد. در تجزیه و تحلیل صورتهای مالی شرکت ها و موسسات، عامل اصلی زیان ده بودن شرکتها، هزینه بهره بانکی است. اصولا هیچ شرکت زیان ده ی، بدون بهره بانکی وجود ندارد. یعنی رمز سود آوری شرکتها عدم استفاده از وام بانکی است. دلیل ان بسیار ساده است: شخص به اضطرار به سراغ دریافت وام می رود، و در آن لحظه، هر شرایطی که وام دهنده مقرر کند، با چشم بسته امضا می کند! بانکها از این موضوع سوء استفاده می کنند، و شرکت ها را نابود می کنند. به گفته یکی از نمایندگان مجلس در صحن علنی، یک نفر 100 میلیون وام می گیرد، بعد از باز پرداخت 200میلیون تومان! بانک به او اعلام می کند: 300 میلیون تومان دیگر بدهد! همه اینها هم، طبق قرارداد و امضا ها و رضایت وام گیرنده است! اما چه رضایتی ؟ طبق قانون مدنی و قانون اسلامی، هر گونه اقدام یا اعتراف تحت فشار و اضطرار، فاقد ارزش و وجاهت قانونی است. لذا قابل استناد نیست. ضمن اینکه بدهکاری جرم محسوب نمی شود. البته مخالفین هم می گویند: اینهمه قرارداد، برای جلوگیری از عدم بازپرداخت است، یعنی کسی که وام می گیرد، از ابتدا قصد بازپرداخت ندارد!. ممکن است عده ای هم برای این منظور وام گرفته باشند. ولی کسی که بازپرداخت می کند، تحت نام این دسته نباید باشد. زیرا اگر چنین هم باشد، بر اثر تبلیغات سوءعملکرد بانکی است. یعنی برای اینکه طرف آن را امضا کند، به او دلداری می دهد که: باز پرداختی در کار نیست! مانند کسی که در ازدواج، مهریه سنگین می خواهد، معمولا می گوید: کی داده و کی گرفته! یعنی زوجه با این کلمات، زوج را برای امضای مهریه سنگین تشویق می کند. اما هنوز  شش ماه نشده، مهریه را به اجرا می گذارد. حق الاجره و بهره دیرکرد و: جرایم و هزینه های دادرسی را هم مطالبه می کند. لذا تولید کنندگان و کار افرینان، اگر قصد انجام کار دارند، روی وام بانکی حساب باز نکنند! بانکی ها زرنگ تر از شماهستند، و شمارا به روز سیاه می نشانند. اگر خیال می کنید: وام گرفتن نقد است و پس دادن آن نسیه! این کار را نکنید! البته کسانی که قصد تولید ندارند، ممکن است آگاهانه وارد شوند. زیرا هدف آنها اجرای سیاست: دزدی و اختلاس بیگانگان است، تا بتوانند پناهندگی بگیرند. یا به بهانه زندگی بهتر در آمریکا و کانادا، همه پولهای ایران را خارج کنند. این ها، دشمن رو در رو هستند. و باید با آنها به عنوان: جاسوس اقتصادی یا دشمن مسلح برخورد کرد. عملکرد آنها دو جنبه دارد اول اینکه: پولها را از ایران خارج می کنند، تا به قول آمریکایی ها پولی دست ملاها نماند! تا خرج تروریست های حزب الله شود. دوم اینکه مسئولین را به فساد متهم می کنند! یعنی اختلاس آنها بجای اینکه: به نام آمریکا تمام شود، به نام رهبری یا نظام تبلیغ می شود. سردسته این کارها هم، رادیو آمریکا است که: تروریستهای اقتصادی و سیاسی را پرورش می دهد، و به بهانه درج اخبار شان، به آنها دستور می دهد که چه کاری انجام دهند. مثلا در حال حاضر، شاهد پایین آمدن نرخ دلار هستیم. اما پیاده نظام دشمن ساکت نیست، بلکه می خواهد به بهانه قیمت نیمایی، مانع از کاهش بیشتر آن بشود! در حالیکه دلار بی ارزش تر از پول ایران است، و نباید به سیاست قبل از: سقوط پهباد(چله اول) ادامه داد!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تنها راه سود آوری،
لینک ها :
دوشنبه 24 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

وقتی از شفافیت اطلاعات سخن به میان می اید، همه ادارات دولتی یا سازمانها، موظف به این کار می شوند ولی مردم، خودشان از ان دایره بیرون می مانند! در حالیکه اگر در مورد مردم، شفاف سازی شود، همه شفاف سازی ها کامل می شود! زیرا کارکنان دولت هم، از همین مردم هستند! به این دلیل باید سیستم یکپارچه و جامعی طراحی شود که: مثلا صد میلیون خانه داشته باشد. هر فروم یا خانه آن، متعلق به یک ایرانی باشد که در ان، همه اطلاعات او درج شده باشد: از سال تولد و محل تولد و میزان درآمد: تا صورت دارایی ها و اموال. به این ترتیب هیچ ایرانی، در هیچ جای دنیا غریب و ناشناس نخواهد بود. دولت هم به وظایف خود، بهتر عمل خواهد کرد! مثلا سازمان بهزیستی توانایی جسمی یا ذهنی آنها را رصد می کند. و کسی که ناتوان باشد، از قلم نمی افتد، و دولت می تواند همه را بطور روشن و: بدون نیاز به تحقیق و پژوهش، تحت پوشش قرار دهد زیرا یکبار برای همیشه، اطلاعات پیمایش شده و در طول زمان آمایش  می شود، و بعد از اصلاح هم، پایش ان تامین می گردد. سازمان مالیاتی دیگر با پدید ای بنام فرار مالیاتی، یا ظلم مالیاتی مواجه نخواهد بود. زیرا درآمدها از طریق این سامانه جامع اطلاعاتی، راستی آزمایی می شود. خط سیر پولها را میتوان در آن مشاهده کرد. زیرا هر نوع معامله ای درون این سیستم انجام می گیرد. پولی که از جیب یک نفر می رود، با راستی آزمایی طرف گیرنده منطبق می گردد. و باصطلاح حسابداری ملی، هر بدهکاری یک بستانکاری مساوی خود دارد. و ریالی گم نمی شود. اگر مغایرتی بوجود آمد، فوری خود را نشان می دهد. آموزش و پرورش هم، براحتی می داند سال بعد، چند نفر دانش آموز خواهد داشت (بالقوه) و اگر، نتوانست به آن حد برسد، نقاط ضعف را جستجو و رفع مغایرت کند. ارتش می داند چند نفر سرباز، با چه میزان درآمد یا سواد و بهداشت خواهد داشت. اگر تعداد منطبق با واقع نشد، افراد گم شده یا خارج از سیستم را، تا رفع مغایرت جستجو می کند. از موازی کاری مخصوصا در امداد رسانی، جلوگیری می شود و سازمان های متعدد، خواهند دانست که هرکس از کجا، منبع درآمدی دارد. تا که یک نفر به هیچ جا دستش نرسد، و نفر بعدی که سند سازی می داند، از همه جا کمک بگیرد. براساس اعتراف رئیس سازمان بهزیستی، حدود 60هزار نفر از افراد ناتوان و کم توان، یارانه نمی گیرند! یعنی کم توانی آنها بقدری زیاد بوده، که حتی قادر به ثبت نام در: سیتسم یارانه ای نبوده اند، یا مدارک لازم را ارائه نداده اند. و این ظلم مضاعف در همه مقاطع که: اطلاعات شفاف نباشد، اتفاق می افتد. بنابر این تجمیع اطلاعات افراد، و یکپارچه سازی آن امری لازم، و بر سبیل عدالت است. تا راه فساد و تباهی ها را ببندد. ممکن است عده ای بگویند این اطلاعات، حریم خصوصی است! اشکال ندارد، حریم خصوصی برای افراد خصوصی، از بین می رود! مثلا افراد عضو یک خانواده، به اطلاعات زیادی از یکدیگر نیاز دارند، تا بهتر با هم ارتباط داشته باشند. بنابر این همانطور که پزشک، محرم اسرار بیماران خود است، سازمان تجمیع اطلاعات و: شفاف سازی ملی که ما، آن را دیده بان ملی می نامیم، هم یک پزشک ملی است! و محرم همه ملت محسوب می شود. یا اینکه اطلاعات مورد نیاز این سیستم، به دلیل ضرورت داشتن برای برنامه ریزی اجتماعی، حریم خصوصی محسوب نمی شود. زیرا خلا همین اطلاعات، باعث می شود تا افراد سودجو، قاچاق کالا و ارز کنند و: یا فرار مالیاتی انجام دهند: لذا از افشای برخی اطلاعات خود بیم دارند. ضمنا این طرح می تواند در مسیر تکاملی خود، تا 8میلیارد خانه هم داشته باشد! که هیچ بنی بشری از قلم نیافتد.(ولارطب ولایابس)


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : دیده بان ملی!،
لینک ها :
اروپا بدون آنکه بداند، قربانی بازی موش و گربه با ایرانیان شده است. گربه وقتی موش را به تله می اندازد، فوری آن را نمی بلعد! بلکه تا مدتها با آن بازی می کند، تا اشتهایش باز شود! البته اشتهای ایران قبلا بواسطه بازی با آمریکا، کور شده بود وحالا کمی، با اروپا بازی می کند تا اشتهایش باز شود. موضوع از این قرار است که: آمریکا و اروپا در معرض فروپاشی، و افتادن به دامن اسلام هستند. و هرچه دست و پا می زنند، نجات پیدا نمی کنند! لذا ایرانیان که دست و پازدن آنها را دیدند، دلشان به حال آنها سوخت و مدتی، به آنها اجازه زنده ماندن دادند! البته اروپایی ها و سکولار ها فکر می کنند: این از زرنگی آنها است که: چند روزی بیشتر میتوانند: شعار های سکولار ولیبرالی بددهند، و قدرت نمایی کنند.  اما ایرانیان همه جا ثابت کرده اند که: آنها فقط یک قربانی هستند. اولا هیچگونه پیشرفت چشمگیری در علوم وفنون ندارند. یعنی مرزهای دانش بر روی آنها بسته شده. حتی در امر فضا و پرتاب موشک، که روزی با سرعت پیشرفت می کردند، امروز همه آن پیشرفت ها زیر سوال رفته! مردم فهمیده اند که در صحرای نوادا، فیلم برداری کرده اند و گفته اند: در سطح کره ماه هستند! اخیرا هم، هربار ماهواره ای را هوا می کنند، ترجیح می دهد فورا برگردد! آخرین هنرنمایی آنها برای اعزام: سفینه جاسوسی برای امارت، توسط فرانسه بود که: هنوز از زمین برنخاسته! شکست خورد و بر زمین اصابت کرد. البته ممکن است آنها طبق معمول بگویند: نقص فنی! بوده ولی عقل سلیم می داند: کسانی که قبلا این کار را براحتی انجام می دانند، نقص فنی برای انها امکان پذیر نیست. زیرا علم عقبگرد ندارد. فقط یک موضوع باقی می ماند: و ان اینکه قربانی ایران شده باشند. دلایل بسیار واضحی برای این کار وجود دارد. به مسائل امنیتی و حاشیه ای، کاری نداریم ولی براحتی می توان حدس زد که: خرابکاری بوده و یا عدم توانایی علمی! و هردو به ایران برمی گردد. اگر عدم توانایی علمی بوده، یعنی اینکه آنها به دروغ! ادعا های قبلی خود را تبلیغ می کردند، و دانش آن را نداشتند. وجود دانشمندان ایرانی در بین آنها، قدرت می داده است. که چون به ایران برگشته اند، و برای وطن خود کار می کنند، جای آنها را کسی نمی تواند پرکند. حالت دوم یعنی خرابکاری هم باشد، باز هم نشان از قدرت علمی: افسانه ای ایرانیان دارد. که حتی موشک در حال پرواز را هم، از کار انداخته اند. آنهم باز به دلیل برتری علمی، نسبت به سازندگان آن! چرا که سازندگان نتوانسته اند: این خرابکاری احتمالی را تشخیص دهند. در ثانی میتوان گفت: همین فاجعه در مسائل اقتصادی و سیاسی هم، برای آنان اتفاق افتاده است. یعنی به دروغ ادعای ثروتمندی، یا پیشرفت می کردند. همه آنها به دست ایرانیان انجام می شده، ولی بنام آنها ثبت می گردیده. دراین مورد مثال ها فراوان، ودلایل بسیار عینی تر و واضح تر است. همه افتخار انگلیس، به جواهراتی است که از ایران، به سرقت برده اند که مانند: الماس کوه نور در تاریخ می درخشد. همه داراییهای موزه ای فرانسه، و تاریخ و تمدن آن، با آثار باستانی رقم خورده که: آنها را هم از ایران به سرقت برده، و بنام خود یا بنام یونان و روم ثبت کرده اند. تمام سرمایه گذاری های آمریکا متعلق به ایران است، زیرا ایرانیان با ثروت افسانه ای خود، به آمریکا پا گذاشته اند! فقط 22تریلیون دلار سرمایه نقدی است، که بصورت دلار توسط شاهزاده ها و ضد انقلاب ها، به آنجا منتقل شده است. و کافی است به ایران بازگردانده شود. به همین دلیل اینستکس یک قرص سیانور برای اروپا و آمریکا است.اگر اجرا کنند باید همه پولهای ایران را برگردانند! لذا بجای گدایی و التماس، گردن کلفتی می کنند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : اینستکس یا بازی موش و گربه،
لینک ها :

سید مقاومت در مصاحبه های خود، یک موضوع را تاکید دارد که: اگر ایران مورد حمله آمریکا قرار بگیرد، تنها نخواهد ماند! این اشاره به یک استراتژی عمیق و حساب شده، در جهان امروز است که درک آن، برای بسیاری از تحلیل گران مشکل است. و آن استراتژی جایگزینی عملیاتی است. به این معنی که در گام دوم انقلاب اسلامی، همه چیز به سود انقلاب پیش می رود، عملکردهای گذشته تبدیل به آلترناتیوی شده اند، که ایران را بسوی تشکیل ائتلاف بزرگ هدایت می کند. این ائتلاف در استراتژی های نظری دیده نشده، و عمدا هم  غفلت شده، ولی در این زمان خود را بر تاریخ تحمیل می کند. همانطور که در گام اول، یا چهل سال گذشته انقلاب، همه ائتلافها برعلیه ایران بود، در گام دوم ضرورتا و بدون دخالت اراده های شخصی، آن ائتلاف ها نابود شده و: ائتلاف جدیدی به هواداری ایران تشکیل می شود. همانطور که دکتر ظریف اشاره کرد: آمریکا در شورای حکام آزانس هم تنها شده! مفهوم دیگر این اشاره آن است که: همه به ائتلاف با ایران رای داده اند. هر کجا ائتلاف به رهبری امریکا تضعیف شده، دو عامل در ان موثر بوده: یکی عامل تبدیل کننده و دیگر عامل جایگزینی. عامل تبدیل کننده همه ائتلافهای آمریکایی به: ائتلاف های ضد آمریکایی، در درون هیات حاکمه آن بوده است. یعنی عملکرد سخیف، بی برنامه و زور گویانه باعث شده: تا هواداران هیات حاکمه آمریکا، دچار ریزش شده و او را تا حد تنهایی رها کنند. اما عامل جایگزینی، در درون هیات حاکمه ایران است. بسیاری از قدرت ها سعی داشتند: جایگزینی برای آمریکا بشوند. اگر خودشان هم نمی خواستند، تحلیل گران چنین خواسته ای داشتند. ولی نقطه قوتی در درون حاکمیت آنها نبود، تا این تحلیل ها به حقیقت برسد. اما در هیات حاکمه ایران، ثبات رای و قدرت تصمیم گیری و توانایی مقاومت وجود داشت، که افکار عمومی را قانع میکرد تا بدانند نقطه اتکای خوبی است. بخصوص اینکه هیات حاکمه ایران، علاوه بر قدرت و ثروت و استعداد های لازم، دارای بینش صلح آمیز و جهان گرا بوده است. رهبری ایران همیشه طرفدار: عدم مداخله در امور دیگران بوده، و دائما تکرار می کرد که: جنگی را شروع نخواهد کرد . دیگران هم همین حرف را می زدند، تا نقطه اتکا شوند! ولی آنها صدها مورد ادعاهای خود را نقض کردند، که موجب بی اعتمادی شد. چین یک از جایگزین های مناسب بود، و امید های زیادی به آن بسته شد. ولی در دامپینگ اقتصادی نشان داد: که می خواهد مانند دامپینگ سیاسی، کشورهای دیگر را ببلعد، و نابود کند. از مالزی، اندونزی تا اویغور ها و: تایوان و هنگ کنگ، همگی شاهد این زور گویی ها بودند. لذا بقیه نیز قبل از نابود شدن، راه خود را جدا کردند. روسیه در جنگ کریمه و اکراین، یا کشتار چچن و داغستان، یا ادغام دوباره کشورهای همسود، نیت خود را آشکار کرد. لذا بقیه نیز از ترس بلعیده شدن، رای به جایگزینی آن ندادند. هندوستان در قضیه کشمیر، جنایت ها که نکرد. درگیری های مذهبی بودائیان برمه و امثال آن را راه انداخت. ژاپن کشتار مردم خود، بوسیله بمب اتمی آمریکا را، فراموش کرد و به مزدور و پیام رسان آمریکا مبدل گردید. اروپا به مردم خود پشت کرد، با کشتار نژادپرستانه معترضین، از هستی ساقط شد. اما ایران بدون اینکه بخواهد ائتلافی ایجاد کند، منطقه وارد ائتلاف با ایران شد. با اینکه پاسخی دریافت نکرده. اما التزام عملی خود رابخوبی: حفظ و توسعه داده است. پیوند فکری و ارمانی  با ایرانی، نوعی پیش درآمد در وفاداری: به خط مقاومت و مواضع اعلام شده، از سوی ایران است. آنها تعصب قومی و نژادی را هم دور زدند! تا این ائتلاف نانوشته پا بگیرد، و توسعه پیدا کند. بعون الله


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : ائتلاف ایرانی: برای صلح،
لینک ها :

بعد از چهل سال بالاخره، مسئولین فهمیدند در پشت قضیه کودکان کار، توطئه بزرگی نهفته است! تا آبروی نظام اسلامی را زیر سوال ببرند. دولت را ناکارآمد و مردم را فقیر و بدبخت نشان دهند. براساس آخرین آمار موجود، 96درصد کودکان کار مخصوصا کودکان خیابانی، اتباع بیگانه مخصوصا پاکستانی هستند، که با نقشه های دقیق و حساب شده، بر سر چهار راهها کاشته می شوند، تا از انها عکس گرفته، به عنوان کودکان کار ایرانی، و نشان ضعف مدیریت نهادهای بهزیستی، و کمیته امداد تبلیغ نمایند. اغلب اینها هم در پادگان اشرف در تیرانا، پردازش می شوند. لشکر سایبری پادگان اشرف تیرانا، اعلب مواد تغذیه ای خود را از طریق: پاکستان دریافت می کنند زیرا: که دلار های سعودی باعث ایجاد علاقه مشترک آنها شده است. براساس اعلام سازمان بهزیستی، همه این کودکان جمع آوری می شوند، ولی غالبا نه کارت شناسایی دارند و نه، حاضر به همکاری برای شناسایی هستند! اخیرا نیز با اینکه از اثر انگشت و قرنیه چشم، برای شناسایی آنها اقدام شده ولی باردوم، که دستگیر می شوند باز هم اظهار بی اطلاعی می کنند! و تطبیق را مشکل می نمایند. تمام اینها در مصاحبه اقرار می کنند که: فقط چند روز است که بطور قاچاقی، از مرزهای پاکستان به تهران آمده! و بر سر چهار راه کاشته شده اند. باندهای تبهکار که قاچاق انسان می کنند، بارها دستگیر شده اند ولی اغلب آنها به عنوان: رافت و عطوفت اسلامی آزاد شده اند! آنهاییکه دوست دارند که کودکان کار، در خیابان ها دیده شوند، تا تبلیغاتشان موثر باشد استدلال می کنند: که فرقی بین کودکان ایران و افغانستان و پاکستان و غیره نیست! اما فقط شعار می دهند، تا کار کودکان به پلیس امنیت و: ضد جاسوسی باز نشود، زیرا معلوم است که این کودکان کار، به دو دلیل استثمار می شوند: یکی زشت نشان دادن چهره جمهوری اسلامی، دوم کسب اطلاعات از مراکز حساس، و انتقال آن به سران باندها. این باندها نیز اول کار تا 95درصد درآمد آنها را، بعنوان دستمزد برمی دارند. بعد هم اطلاعات آنها را به سازمان منافقین می فروشند، تا در شبکه های اجتماعی بر ضد ایران جریان سازی کنند. نه فقط کودکان کار اینطور هستند، بلکه همه کسانی که به نحوی: شائبه فقر و بدبختی را مطرح می کنند، عضو این باندهای تبهکار هستند. در جریان سیل، تعداد زیادی سارق دستگیر شدند که: فقط از اموال سیل زده ها سرقت می کردند! بدون اینکه نیازی به آن داشته باشند. تا ترویج نا امنی در میان مردم مصیبت زده کرده، آنان را برعلیه نظام وادار به اعتراض کنند. اینها فقط دسته کوچکی نبودند، بلکه افرادی بودند که بعنوان سیل زده، به ارگانها مراجعه می کردند، دهها یخچال و قالی و امثال آن را به غارت می بردند. غیر از خرده سارقان، اختلاس گران هستند که با همین مکانیزم، وارد اقتصاد کلان می شوند. آنها در ظاهر بعنوان سیل زده، خانواده رزمنده یا مددجوی سازمان بهزیستی، از سهمیه طرح ترافیک و کنکور و غیره استفاده کرده، در مراکز حساس وارد می شوند. تا بعد از مدت کوتاهی، همه اموال وداراییهای زیر مجموعه خود را فروخته، و راهی خارج شوند و به: منافقین یا سلطنت طلبها می پیوندند. یا به دولتهای کانادا و استرالیا و اروپایی و آمریکایی پناهنده می شوند! البته قضیه برعکس هم هست. یعنی به انها قول پناهندگی می دهند، به شرط آنکه دزدی و اختلاس کنند. زیرا می خواهند که هیچ پولی در دست ملا ها نباشد! مثلا تعدادی، با سند سازی وارد مددجویی بهزیستی می شوند، با دریافت 160هزارتومان مستمری، به همه جا مراجعه می کنند و: فیش خود را نشان داده، و گدایی می کنند! در حالیکه به این پولها احتیاجی ندارند. فقط برای ضد تبلیغ است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : توطئه ای بنام: کودکان کار،
لینک ها :

وقتی به تبلیغات دشمنان داخلی و خارجی نگاه می کنید، تعجب می کنید که یک ایرانی چطور زنده است! آنها می گویند دلار هر روز بالاتر می رود، فشار گرانی و تورم مردم را از بین برده! در تمام خیابان ها زباله خور ها قدم می زنند، تا شکم خود را سیر کنند. روستاها امکانات نیست، همه مجبورند به شهر ها فرار کنند. در شهرها هم کار نیست، و خانه ندارند! لذا حاشیه نشین شده، با کاغذ و مقوا و حلب برای خود خانه می سازند، و از برق دزدی می کنند. آنقدر از این حرفها می زنند که: خودشان هم باورشان می شود، و بعد منظرند یک یا دو روز دیگر، جنازه همه ایرانی ها از گرسنگی و تشنگی، در خیابان ها باشد. یا اینکه مردم همگی بمیرند و کسی نباشد: آنها را دفن کند. زیرا قیمت زمین بهشت زهرا هم بسیار گران است، کسی توان خرید آن را ندارد... ولی با کمال تعجب هر روز، که خسته از غصه خوردن های شبانگاهی، بیرون می ایند می بینند: مردم با شور و شوق دنبال کار ها هستند، آنقدر عجله و کار دارند که حتی حاضر نیستند: یک ثانیه نقص فنی مترو را تحمل کنند، یا از شلوغی خود را کنار بکشند، و با مترو بعدی بروند! می بینند خیابان ها، آنقدر وسیله نقلیه گرانقیمت هست که:همه جا راه بندان شده. آنها هم با عجله و سرعت، به دنبال کار خود هستند! حتی حاضر نیستند یک ثانیه: چراغ قرمز را دیرتر تحمل کنند! بلیط هواپیما و قطار گیر نمی آید، آنقدر مسافر در صف ایستاده که برای ماهها ی بعد، نوبت بگیرند. جلوی سفارتخانه آنقدر صف ایستاده اند، که نوبت یکساله به آنها می دهند. با تمام گرانی بلیط هواپیما و هزینه سفر، همه را با کمال میل پرداخت می کنند، و کسی اعتراضی نمی کند! شب قبل که او فکر می کرده: مردم گرسنه خوابیده اند، حالا می بیند کیلو ها زباله، آن هم تفکیک نشده از خانه ها بیرون می ریزند! در میان زباله ها، همه چیز پیدا می شود! از غذای آکبند دست نخورده، تا ظروف و قدیمی و مبلمان دمده! ابتدا سعی می کند ببیند: دیشب خواب بوده یا الان! دوسه بار سیلی به صورت خود می زند. اخبار بیگانه را گوش می دهد، می بیند نه دیشب خواب بوده و نه الان. رادیوهای بیگانه همانطور از: فقر و فروپاشی ملت ایران صحبت می کنند، ولی او شادمانی و انگیزه بالا را می بیند. آنقدر بیگانه ها تبلیغ کرده اند، که وزیر بهداشت هم باور کرده: مردم ایران غمگین هستند، و برنامه های شاد ندارند! گویا وزیر ها بیشتر خواب ند. و دیدن اینهمه انگیزه در مردم، آنها را بیدار نمی کند. وزیر بهداشت کافی است: یک سفر غیر رسمی به شمال یا جنوب برود! یا در تعطیلات در بین مردم باشد، تا بداند شادی یعنی چه. اگر مردم غمگین هستند، چرا اینهمه دوست دارند: تعطیلات اضافه شود؟ همه مردم ایران منتظرند تا چهارشنبه شود! از عصر چهارشنبه، تعطیلات خود را شروع می کنند: بار سفر را می بندند! خوب است آمار آنها را از: راهنمایی رانندگی بگیرد، یا از پلیس امنیت بپرسد. چرا وزیر دارو ساز، مردم ایران را روانپریش می خواند؟ و برای آنها روانپزشک تجویز می کند. این خود محل سوال نیست؟ وزیر دارو ساز،  نمی داند که 99درصد مردم ایران، داروهای گیاهی مصرف می کنند! ولی او با داروهای گیاهی دشمن است. فرق داروی گیاهی این است که: اولا مضر نیست! یعنی میوه و سبزیجات هرچه بخورند بهتر است. ولی داروی شیمیایی، اگر یک اثر مثبت داشته باشد، هزاران عوارض جانبی دارد.  زیرا در خلقت خداوند دستکاری کرده اند. مهمتر اینکه تولید داخل است. اما وزیران می خواهند جیب اربابشان پرشود! و دلار ها همه به دست امریکا و اروپا برسد، آنهاهم بگویند: دیگر پولی در دست ملاها نمانده است! اما آنها نمی دانند که: ایرانی انگیزه الهی دارد، و از خزانه غیب ارتزاق می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : انگیزه های الهی یک ایرانی،
لینک ها :

امر به معروف با استفاده از هوش هیجانی، میتواند سرشار از انرژی برای جوانان باشد. برای این کار ما باید ابتدا معروف ها را بشناسیم، و بعد آنها را تنظیم کنیم (ایجاد ارتباط)، سپس برای از بین بردن منکر ها، معروف مقابل را ترویج کنیم. فرضا اگر اعتیاد را منکر می دانیم، یک راهپیمایی یا تجمع بزرگ سراسری، برای آنهاییکه ترک اعتیاد کرده اند، بگذاریم. وقتی همه (ان ای ها) معتادان ترک کرده گمنام، در یکجا جمع شوند، طبیعتا اجتماع بزرگی خواهد بود، و همدیگر را درک خواهند کرد، لذا معتادانی که ترک نکرده اند، به انزوا تهدید می شوند. مثال دیگر وقتی در جامعه بی حجابی یا بدحجابی، یک منکر است پس در مقابل آن، حجاب و با حجابی یک معروف است. علت اینکه بدحجابها، زیاد تر می شوند به دلیل این است که: به آنها اهمیت داده می شود! هر ماهواره تلویزیونی و یا هر فیلم سینمایی، (متاسفانه بسیاری زا فیلم های: سینمایی و تلویزیونی وطنی!) به نحوی آنها را مخاطب قرار می دهد. و برای زیاد کردن سطح قابل رویت موهای سر! انرژی جدیدتری به آنان تزریق می کند. در هر فیلم سینمایی ایرانی، هرسال روسری ها کمی عقب تر می رود. و در سریال های خارجی، هر بار لباس ها کوتاه تر، نازکتر و اندام نماتر می شوند. طبیعتا زیر بمباران تبلیغات بی حجابی، دختران نوجوان تصور می کنند که: حجاب یک امری ناپسند یا قدیمی شده است. برای مقابله با این هوش هیجانی منفی، باید پالس های مثبت داده شود. مثلا قیلمهایی ساخته شود: با هنرپیشه های خارجی محجب! یا اینکه در تلویزیون و سینمای ایران، هر روز روسری ها بزرگتر شود، و سطح نامحرمانه را کمتر کند. یکی از راههای بالابردن هوش هیجانی مثبت: در زنان محجبه همین تجمع امروز، در سراسر کشور بود که اگر در: کشور های مسلمان و غیر مسلمان هم، هماهنگی می شد خیلی موثر تر بود. وقتی همه آنها دریک جا همدیگر را ملاقات می کنند، اولا به وجود فعلی خود افتخار می کنند، و ثانیا برای آینده نیز تصمیم بهتری می گیرند. عدم برگزاری دائمی این قبیل همایش ها، باعث می شوند نه تنها حجاب پایش نشود، بلکه  به نقطه ضعفی برای ضربه زدن هم تبدیل شود. اما اگر در هر ماه، یک همایش یا باصطلاح یک  اتفاق باشد، همبستگی زنان محجبه حفظ شده، و حجاب آنها پایش شده و استوارتر می گردد. و اگر از تمام زنان دنیا، خواسته شود تا به این نهضت بپیوندند. دو اثر مهم دارد: اول اینکه آنها هم خوشحال می شوند که: مورد توجه قرار گرفته اند، دوم اینکه ایرانی هم متوجه می شود که: راه شان درست است. یا بجای 12 همایش واخد برای حجاب، این اتفاق ها برای 12 مورد: معروف ها باشد بهتر است. مثلا مبارزه با اعتیاد به مواد مخدر که اشاره شد، مبارزه با مشروبخواری، بی قانونی شهری، بی ادبی دروغ و تهمت و افترا و کفر و نفاق و ( برگرفته از حدیث: لشکر عقل و جهل امام صادق ع ) برای هر موردی یک تجمع برگزار شود، و در ان تجمع معروف تبلیغ شده، و منکر تقبیح شود، اثرات دائمی داشته و هوش هیجانی، با هوش منطقی و هستی گرا تکمیل خواهد شد. در ایران باستان که یگانه پرستی مورد توجه بوده است، برای این امر برنامه منظمی داشتند. بنا بر روایت حضرت علی ع اصحاب الرس(ساکنان اطراف رود ارس) دوازده شهر داشتند: بنام های فروردین و اردیبهشت و خردادو.. رسم بر این بود که در روز همان ماه، مردم در ان جمع می شدند! و مراسم شکر گزاری داشته اند. مثلا اول فرودرین در شهر فرودرین، دوم اردیبهشت در شهر اردیبهشت، و سوم خرداد در شهر خرداد.  جشن سپاسگذاری از خداوند بر گزار می کردند. معروفترین آنها مهرگان است، که روزهفتم از ماه مهر است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : برنامه جامع امر به معروف،
لینک ها :


( کل صفحات : 324 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :