ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
آنهاییکه منتظرند: دوباره آمریکا به قدرت سابق برسد، یا مثلا شاه دوباره برگردد. خواب و خیال است! تاریخ هیچوقت به عقب برنمی گردد. اگر به تاریخ نگاه کنیم: بعد از طوفان نوح 36تمدن بزرگ، تشکیل شده است که همگی دورانی داشته اند، رفته اند و تمدن جدید آمده. معمولا تمدن جدیدی که می آمد، چون در ابتدا ضعیف بود، همه فکر می کردند از بین می رود! ولی مانند طفل متولد شده، با رشد خودش همه را متعجب می کرد. اولین تمدن به رهبری فرزند نوج، بنام تمدن سامی شکل گرفت، و تمدن های بعدی آمدند و سامی ها را جابجا کردند! و خودشان تسلط یافتند. در زمان معاصر حداقل 3تمدن بوده است: اول تمدن جدید اروپایی که، با انقلاب فرانسه و گشوده شدن: زندان باستیل در سال 1789شروع می شود. عصبیت یا انرژی این مردم، باعث شد تا اروپا رشد کند و کم کم، به قدرتی تبدیل شود که تمدن عثمانی را از بین ببرد! و بر تمام ممالک محروسه تسلط پیدا کند، حتی آمریکا استرالیا و کانادا را نیز کشف و: ضمیمه استعماری نماید. تا اینکه مردم آمریکا، بر علیه استعمار اروپا قیام کردند، و خود را مستقل نمودند: آنها با اینکه در مقابل قدرتی بودند که: آفتاب در ان غروب نمی کرد، ولی با پایان یافتن جنگ داخلی در سال 1860و: با شعار آزادی برده ها، به رهبری جرج واشنگتن انقلاب کرده و بوسیله ابراهام لینکلن، استقلال امریکا را اعلام نمودند. اروپایی ها را در همه دنیا دنبال کرده! و آنها را از سرزمین های استغماری خارج کردند، تا استعمار نو به رهبری امریکا ایجاد شد. ولی این حرکت آمریکا نیز به عنوان: سلطه طلبی سرمایه داران تلقی شد، و مبارزه بر علیه آن شکل گرفت! با پیروزی بلشویک ها در انقلاب اکتبر 1917 و: انقلاب کمونیستی چین 1949 ،قدرت جدیدی به مقابله با آنها پرداخت: که در ویتنام و کوبا و جاهای دیگر، قدرت یا تمدن غرب از بین رفت، و تمدن شرقی شروع شد. اما کمونیزم نیز به استبداد و دیکتاتوری روی آورد! بنام دیکتاتوری پرولیتاریا، ریویزینیسم را آغاز کرد. مخصوصا بر مسلمان بسیار سخت گیری کرد. آنها را قتل عام نمود، ترکستان شرقی را که: اولین جمهوری اسلامی بود، به دوقسمت نموده، بین چین و شوروی تقسیم گردید. لذا قیام ها برعلیه کمونیزم آغاز شد. این قیامهای اسلامی در مصر و اندونزی، آغاز و به سوریه و عراق و دیگر کشورها سرایت کرد، و نهایتا در ایران به شکل انقلاب اسلامی، به پیروزی رسید. طبیعتا همه تمدن های گذشته: (امپریالیزم و کمونیزم و لیبرالیزم) دست بیکی شدند، تا این مولود جدید را از بین ببرند! اما اتحاد آنها برای کشتن مردم در 17شهریور، تحمیل جنگ صدام، همگی به شکست انجامید. اکنون انقلاب اسلامی چهل سالگی خود را پشت سر گذاشته، و همه فهمیده اند که: قدرت آمریکا قابل برگشت نیست. همانطور شوروی از هم پاشید ،استعمار پیر اروپا، حتی قادر به دفاع خود در مقابل: ایرلندی ها یا جلیقه زردها نیست، آمریکا نیز فروپاشیده است، ولی قبول آن برایشان سخت است! مانند پیرمردان، که خیلی طول می کشد: تا باور کنند پیر شده اند و باید خداحافظی کنند. اکنون تنها قدرت جهانی، ایران است. که این قدرت در فرهنگ و اقتصاد،علم و دانش هم دیده می شود، و تا موقعی که زر و زور و تزویر را، از بین نبرد آرام نخواهد یافت. مغز های بیمار گونه که دنبال قدرت دیگری می گردند، کار بجایی نخواهند برد. و آنهاییکه بدنبال بازگشت دوران طلایی! امریکا یا شوروی، چین و اروپا هستند، فقط به خودشان زحمت می دهند، و آینده شان را از بین می برند. این مرتجعان سرخ و سفید! حتی اگر با پول عربستان، در ارگانهای جمهوری اسلامی هم نفوذ کرده باشند، تاریخ آنها را رسوا کرده و: زیر چرخهای سنگین خود له خواهد کرد.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : تاریخ به عقب برنمی گردد!،
لینک ها :
No alt text provided for this image
جشنواره جهانی فیلم فجر در حالی رو به پایان است، که کاخ جشنواره ای وجود ندارد! گاهی پردیس ملت و گاهی چارسو یا فلسطین! در حالیکه شهرک های سینمایی بزرگی بلا استفاده مانده است. شهرک سینمایی غزالی در جاده کرج، و شهرک سینمایی دفاع مقدس در جاده قم. سازمان سینمایی می تواند یک طرح بزرگ، مانند بازار بزرگ چیتگر یا براساس طرحی از: اسکار هالیوود، یک کاخ بزرگ جشنواره برای سال دیگر برپا کند. حداقل 20سالن سینما 10سالن اجتماعات لازم دارد. برای مهمانان خارجی هتل با همه امکانات، و برای مهمانان داخلی پارکینگ و رستوران،  و برای هردو بازار مکاره. ساختمان اداری و فنی هم، برحسب نیاز و پیشنهاد سازمان سینمایی، به کار فرمایی خانه سینما و اجرای شهرداری به سرعت تمام می شود. در این کاخ کسانی خواهند آمد که: یک ویژگی داشته باشند: قبول قانون اساسی جمهوری اسلامی! بنابر این عده ای تصور نکنند که: شهرداری به قانون اساسی پایبند نیست! و اجازه می دهد هنجار شکنی ها و عقده گشایی ها، به خرج دولت انجام شود. طبیعی است اگر از آمریکا سینماگران: ضد رژیم دعوت می شود از ایران، باید سینماگران طرفدار رژِم دعوت شوند. والا همه خط مشی های جمهوری اسلامی، زیر پا می رود! زیرا سینماگران جهان دعوت می شوند تا به جمهوری اسلامی بیایند، و اگر وقتی آمد و دیدند همه کارگردانهای ایرانی، کاسه لیس ترامپ هستند، یا دنبال ایجاد فساد و فحشا و ازارجنسی می باشند، در اسلامی بودن جمهوری شک میکنند! از غرب بریده و از ایران هم بریده شده، سرگردان می ماند که حق باکیست؟ حسرت به دلی کسانی که از طرف: جشنواره با رادیو گفتگو صحبت می کردند، گاهی آدم را متاسف می کرد که: چرا جمهوری اسلامی حقوق به کسانی می دهد، تا بیایند در رادیوی رسمی جمهوری اسلامی، اخلاق و حجاب را زیر سوال ببرند؟ بگویند جشنواره باید با دید بازتر برخورد کند! یعنی فساد و فحشا را، دوباره وارد سینما کنند. چنانچه از فیلمهای ایرانی جشنواره، بر می اید: همگی دنبال رقض و آواز و سیگار کشیدن بودند! در حالیکه هیچیک از فیلمهای خارجی، این دوعنصر را نداشتند. البته این موضوع فقط به: سینماگران بر نمی گردد! حتی استاد دانشگاه امام صادق هم، از این قاعده کنار نیست! وقتی سخنان گوهری را در رادیو می شنوی، واقعا تاسف می خوری که پول عربستان، در دانشگاه امام صادق هم حرف اول را می زند. با اینکه رهبر معظم انقلاب بارها تاکید کرده که: این  آخرین نفس های آمریکا ست و: زور دیگری ندارند.  او می گوید این فکر اشتباه است، و ما را به تحلیل نادرست می رساند! وی قدرت ایران هیچ می داند، گرایش به شرق آمریکا را، به سوی چین می کشاند! حتی برخی تحلیلگران می گفتند: دولت باید به سینما کمک های زیادی کند ولی: نظارتی بر خرج آن نداشته باشد! میلیاردها ریال عیدی، به خانه سینما داده شد، ولی تقسیم درستی نشد و: صدای هنرمندان در آمد. اگر دولت نظارت کند، باید از او گله کرد! ولی وقتی جلوی نظارت او را می گیرند، باز هم تقصیرات را به گردن دولت می اندازند! می گویند دولت نباید به سینماگر دستور دهد، باید دست او را باز بگذارد، تا هر غلطی می خواهد بکند! جایزه بهترین کار گردانی به آقای سروش می دهند، که توانسته آوازه خوانی زن، و رقصیدن مردها را، علیرغم فتوای حرام رهبری و مراجع، در فیلم خود جا دهد! در حالیکه داریوش ار جمند در فیلم پرده آخر می گوید: چه فرقی است بین سربازی که: از جنگ فرار می کند، با بازیگری که از صحنه فرار می کند. آیا هنوز جمهوری اسلامی حق ندارد: عناصر نفوذی و فراری را مجازات کند؟ یا حداقل جلوی ضربه زدن بیشتر: انها را بگیرد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : کاخ جشنواره در شهرک سینمایی،
لینک ها :
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

امیر نادری سینماگری است که: خود را به تصویر می کشد. و در واقع امیر علی فیلم، خودش است. او از مشکلات فرار می کند، هر روز کار خود را عوض می کند، آرزویی جز فرار از وطن ندارد. ایرانی را در حد واکس زدن کفش خارجی ها می داند. متاسفانه یا حوشبختانه این امر، یک سیر تاریخی است. زیرا مرکز مهاجرت جهانی، قفقاز و اطراف رود ارس است. در طول قرون متمادی، همیشه سر ریز جمعیت، به اطراف خود را داشته. مادها و پارتها حتی هند و اروپایی، همه از کنار دریای خزر و رود ارس، در تمام دنیا پراکنده شده اند. این پراکندگی گاه ابتدا مسالمت آمیز بوده: طبیعتا تا هنگامی که سر زمین های زیر دست، ساکنانی نداشته این پراکندگی یا مهاجرت، بدون درد سر بوده ولی موج بعدی مهاجرت، بصورت جنگی بوده و باعث شده: مهاجران موج قبلی را دورتر بفرستند. سامی ها که لایه اول مهاجرت هستند، از قفقاز رانده شده و: از ایران هم به سوی عربستان مهاجرت نمودند.پشت سر آنها زنگی ها یا سیاهپوستان بودند، که تا قاره آفریقا آنها را دنبال کردند. بعد کاسپی ها بودند که در فلات ایران مستقر شدند، ایران را دشت کاسپی و دریا را، دریای کاسپین نامگذاری کردند. اما دیری نگذشت اریاییی ها آمدند، و همه را بیرون راندند. با ظهور اسلام سامی ها، که ارزوی بازگشت داشتند توانستند: در یک جنگ مذهبی پیروز شوند، که حمله اعراب به ایران نامگذاری شد. بعد ترکان تورانی و هندوها قصد بازگشت کردند. با نفوذ در دربار عباسیان، حکومت هایی را در ایران تشکیل دادند. با حمله مغول، ارزوی بازگشت قوم زرد به ایران تحقق یافت، ایرانی ها یا کشته شدند، یا به اروپا فرار کردند. و نهضت پروتستانتیسم را، در برابر کاتولیک صلیبی ها ایجاد نمودند. اروپاییها هم ناچار به آمریکا فرار کردند! و دنیای سرخپوستان را نابود کردند. بعد از جنگ جهانی دوم، آرزوی بازگشت آمریکایی ها به: اروپا و آسیا کلید خورد. سلطه آمریکا بر شرق، هر روز بیشتر می شد، تا انقلاب اسلامی واقع شد، و یکجایی جلوی آن را گرفت. اما شوق رفتن آسیایی ها، مخصوصا ایرانی ها به غرب و شرق، و نیز بازگشت آنهایی که رفته بودند، جریان دائمی بود. همه آنهاییکه از ایران رفتند،در ابتدا شور وشوق فرار داشتند: همه زندگی خود را فروختند، تا دستمایه ویزا و بلیط و مهاجرت آنها شود. تقریبا 25تریلیون دلار پول، طلا  و دیگر دارایی های منقول با خود بردند. ولی حالا پشیمان هستند، و می خواهند به اصفهان برگردند! ولی نسل عوض شده، عده ای از ایرانیان آنها را متجاوز می دانند. و عده ای که شوق رفتن دارند، به آنها دیوانه! می گویند که می خواهد دنیای ارمانی: در غرب را رها کرده به ایران برگردد. لذا دیوار بزرگی روبروی آنهاست! وقتی مملکت مشکل داشت، و به آنها نیاز مند بود، نتوانستند مشکل را تحمل کنند، و فرار کردند. برخی ها می گویند: مشکل امنیتی مانع از برگشت: ایرانیان خارج از کشور است، ولی این حرف کاملا غلط است. زیرا کسی که وطن را دوست دارد، بلاهای ان را هم به جان می خرد. اما آنها خود بهتر می دانند که: با حسرت دادن های فامیل و اشنا، همه پل های پشت سر خود را خراب کرده اند، و جرات بازگشت دارند. بنابر این باید بین شوق بازگشت، و انگیزه آن تفاوت قائل شد. شوق بازگشت نیز مانند رفتن، در دل همه هست. زیرا تمدن بشری براساس این مهاجرت ها است. ولی انگیزه آن فکر: آبرو داری برای خودشان است! یعنی احساس آنها می گوید: برگرد و اگر جرمی هم داشتی تاوان آن را بده. ولی عقل آنها می گوید: اگر برگردی آبرویت می رود: پز هایی که داده بودی، جایی برای برگشتن نمی گذارد. شاید خیلی از انها مانده اند تا: جمهوری اسلامی آمریکا را برپا کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : رفته ها پشیمانند!،
لینک ها :
چهارشنبه 4 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

از وقتی بانک ها در جهان ایجاد شد، در کنار ان سرقت و دزدی و غارت هم زاییده شد. زیرا محلی بود برای ذخیره پول! و همین کافی بود تا همه را، به فکر فرو ببرد که: چطور میتوان اینهمه پول را یکجا صاحب شد! در این خصوص بین هیچکس فرقی نبود! حتی کسی که بانک را تاسیس کرده بود، خود را مالک پول های مردم میدانست. لذا با همان پولها، زمین و ساختمان می خرید، و نقدینگی بانک را به دارایی های جامد تبدیل می کرد. وقتی نقدینگی از دستش خارج می شد، ناچار با تبلیغات زیاد از مردم خواهش می کرد: تا بیشتر از قبل، پولهای خود را به بانک بسپارند، و در عوض سود بگیرند! دولتها برای جلوگیری از این سرفت اعلام نشده، مانع اعطای سود می شدند. یا نرخ بهره را کاهش می دادند. زیرا نرخ بهره بالا، پولها را به سوی بانکها سرازیر می کرد. و تولید از بین می رفت. بانکها هم که پول داشتند، ولی بدهکار سود مردم می شدند، بناچار سوی تولید نمی رفتند! بلکه به سوی دلالی و: تجارت زود بازده می رفتند. از این جهت در اقتصاد کشور، اخلال ایجاد می شد. دولت ها با کاهش دستوری نرخ بهره، سعی می کردند تولید را حمایت کنند. زیرا بیش از 90درصد: هزینه های تولید را بهره های بانکی، جرایم و دیر کرد و امثال آن تشکیل می داد. لذا یک در گیری مستمر بین: منافع ملی و منافع بانکها وجود داشت. بعد از انقلاب اسلامی، برای حل این مسئله، بانکداری اسلامی را مصوب نمودند. ولی بانکها راه خود را می رفتند. مدتی صندوقهای قرض الحسنه ایجاد شد، که با یک توطئه بانکها، طومار انها پیچیده شد. بانکها به افزایش نرخ سود و: جذب نقدینیگی و رکود تولید ادامه دادند. تا اینکه بانکهای خصوصی آمدند، تا کمی از این درگیری بکاهند! ولی فوری مصوبه ای گدراندند، و آنها را در یکی از بانکهای قبلی ادغام کردند، و بقیه را نیز مجبور به اطاعت از:  سود بالا نمودند. ولی علما بپا خواستند و با این زیاده خواهی بانکها، مقابله کردند! لذا شورای پول و اعتبار برای پاسخگویی، بازار متشکل پولی و مالی را تصویب داد. و صرافی ها را هم، به کمک بانکها فرستاد. زیرا اصل صرافی هم مورد اشکال بود. چون پول را با پول عوض می کردند، و اضافه دریافتی داشتند. اکنون علما را پیچانده اند! کلمات و اصطلاحات جدید به کار برده اند، تا آنها از اصل موضوع آگاه نشوند. بانکها در ایران خیانت دیگری را هم انجام می دهند. که باز مثل قبلی، قابل اصلاح نیست(تربیت نا اهل را، چون گردکان بر گنبد است) این عمل بانکه تضعیف ریال در مقابل دلار است. روزی که نفت ملی شد، و قرار شد به دلار فروخته شود، برابری آن یک ریال بود. یعنی هرکس یک ریال می داد، در سال 1330یک دلار می گرفت. ولی بانکها با جمع آوری دلار ها، تحت عنوان هدایت نقدینگی سرگردان! و انتقال آن به دبی (توسط یکی از اعضا هیات مدیره: فعلی بازار متشکل پولی و بانکی) باعث بالا رفتن برابری دلار شدند. تا جاییکه دولت وقت مجبور شد، بانک مرکزی تاسیس کند! و مانع کاهش قدرت پول ملی شود. ولی بانکها راه خود را رفتند، و بانک ملی مرکزی را هم جلو انداختند! بطوریکه بانک مرکزی درست برخلاف: ماموریت قانونی خود، یکی از عوامل تضعیف پول ملی شد. و اکنون دلار 140هزار برابر ریال شده است. علما سعی کردند با شورای فقهی، مانع این دزدی ها شوند. ولی کوس استقلال بانک مرکزی زده شد! یعنی بانک مرکزی، بدون توجه به دستور علما، باید کار خودش را انجام دهد! البته در ظاهر گفتند می خواهد: تورم را کنترل کند، ولی دروغ از آب در امد. تورم همچنان بالا می رفت.. بر اثر تضعیف پول ملی و تورم، قدرت خرید مردم کاهش، و ظرفیت تولید هم، به تعطیلی کشیده می شد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : غارت مدرن،
لینک ها :

پانزدهمین نمایشگاه بزرگ بورس بانک و بیمه یا درواقع بازار سرمایه در حالی برگزار می شود که نه تنها در کتاب گینس نامی ندارد بلکه برای ثبت جهانی ان نیز اقدامی نکرده اند. اگر اقتصاد ایران یک نفر حامی داشت، وضعش اینطور نبود! همه از ان طلبکارند، و مانند یتیم، هرکسی از راه می رسد، یک توسری به او می زند! در حالیکه وزیر اقتصاد،  همان دفاعی که از عملکرد خود، یا دولت یازدهم می کند، با همان شور وعلاقه، از اقتصاد ایران دفاع می کرد، وضع اینطور نبود! البته یک ذکر کوتاهی نمود: وی که در این رویداد بزرگ مالی جهان، در نمایشگاه بین المللی تهران، سخنرانی می کرد گفت: اقتصاد ایران از نظر نیروی انسانی باهوش، بسیار غنی است معادن نفت و گاز فراوان دارد! ولی ادامه نداد که همه عوامل تولید، در ایران همینطور هستند. سرمایه در ایران بقدری زیاد است، که می گویند پولهای سرگردان! ( بعد یکی هم پیدا می شود این پولهای سرگردان را اختلاس می کند) در واقع اقتصاد ایران، بالاترین قدرت اقتصادی جهان را دارد. نباید به گفته های رادیو آمریکا گوش داد، که از یک اقتصاد دان درپیتی نقل می کند که: اقتصاد ایران فلک زده است! بدبخت نمی داند اگر 25تزیلیون دلار: سرمایه گذاری ایرانیان در آمریکا نبود، آنها فلاکت زده می شدند. ایران نه تنها بدهی سر رسید شده ندارد، بلکه مطالبات و ذخیره ارزی زیادی دارد، که میتواند تمام آمریکا را یکجا بخرد! گرچه براثر بی عرضگی برخی مسئولین ایرانی، هر روز اموال ایران را، مانند دزدهای سرگردنه، به سرقت می برند، که این از فلاکت هم بدتر است! که ناچار می شوند به دزدی روی آورند. این نوع اظهار نظرها که: فلاکت خودشان را به ایران نسبت می دهند، نشان می دهد که: در طول تاریخ چگونه نتیجه کار: پیامبران و ادیان توحیدی را از بین می بردند! و همه چیز را،  برعکس نشان می دادند. خانه ای که حضرت ابراهیم برای توحید بنا کرد،(کعبه)، آن را تبدیل به مرکز نگهداری: بت های هبل و لات و عزا کردند. عبدالمطلب حتی حاضر نشد: برای آن جنگ کند! گفت صاحب خانه خداست، و خودش آن را حفظ می کند. انیمیشن های کارگردان قدیمی در سالهای 1350 نشان می دهد که: مصادره کردن چه راحت است.  دریکی از این فیلم ها، که در جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش در امده، داستان بی فرزندی حضرت ذکریا، و بعد دوری حنه از فرزندش(مریم بین عمران) را، بصورت سام نریمان و زال در می اورند! و جبرائیل را به سیمرغ تشبیه می کنند! البته برخی معتقدند که: فردوسی تقصیر نداشته. او شیعه بوده و می خواست: عقاید شیعه را بنویسد، ناچار شد از عناصر افسانه ای استفاده کند. حضور رستم بر بالین سهراب، نمادی از به دامن گرفتن: سر مبارک حضرت علی اکبر، توسط امام حسین ع، در روزعاشورا است. آتش رفتن سیاوش هم افسانه ای است در مقابل: واقعیت گلستان شدن آتش برای حضرت ابراهیم. بهر حال برداشت های عمومی، با برداشت های خصوصی یا فرهیختگان، فرق دارد. اگر حافظ از می و میخانه صحبت می کنند، همه خواص میدانند که منظور او، خدا و عشق به اهل بیت است، ولی عموم مردم چه می گویند؟ ترجمه های انگلیسی و آمریکایی، عربی و غیره چه می شود؟  با کسانی که مشروبخواری خود را، گردن عمرخیام می اندازند چه باید کرد؟ عمر خیام می گوید: گویند بهشت و حورعین خواهد بود!  آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود. اگر ما می و معشوق گزیدیم، چه باک!  چون عاقبت کار چنین خواهد بود. حالا ممکن است مسئولین هم، با توسری زدن به اقتصاد ایران، نظر دیگری دارند ومی گویند: این برای ما کافی نیست، ولی برداشت رادیو آمریکا وانگلیس، و منافقین چه می شوند؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : رویداد جهانی و بزرگ مالی در ایران.،
لینک ها :
یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

فیلم دروازه بان، کار مشترک آلمان و انگلیس نشان داد که: حتی فوتبال هم میتواند: دشمنی های دیرینه را از یاد ببرد، دو کشور آلمان و انگلستان که با هم، جنگهای شدیدی داشته اند، دوست شوند. البته ممکن است دوستی ها کامل نشود، ولی همینکه می گویند جنگ تمام شده، یعنی زمینه دوستی ها آماده ست.  با تحلیل درست حوادث امروز، میتوان به تحلیل تاریخی دست یافت. و اینکه مردم خواهان همزیستی هستند، ولی یک عده فرمانده در رقابت: بی پایان مردم را برعلیه یکدیگر می شورانند. در حادثه تروریستی سریلانکا، بخوبی دیده می شود: در کشوری که 70درصد آن بودایی است، انفجار کلیسا(12درصد) را به مسلمانان(10درصدی) نسبت می دهند! واین نشان می دهد که چگونه، سازماندهی گروههای تامیل و دیگر تروریستها، طوری انجام می شود که: جای پایی از انها باقی نماند. بودائیها اغلب اریایی هستند، و از ایران رفته اند. سریلانکا جزو ممالک ایرانی بوده، و نام فارسی آن سراندیب است. همزمانی بودا با کورش هخامنشیان و دین زرتشت، نشان می دهد که دین حضرت ابراهیم، چگونه مصادره شده است. حضرت ابراهیم در ایران (ایلام) به دنیا آمده، و به رسم ایرانی ها، روز سیزده بدر بت ها را شکسته. ولی دشمنان حضرت ابراهیم، دین او را به نفع خود مصادره کرده اند. در یونان به شکل سقراط و بقراط در امده! در ایران بنام زردشتی، و در هند و شرق آسیا، به نام بودایی است. کلمه بودا از همان بود فارسی است، چنانچه نیشتا یا باشا در ژاپن، به همین معنی است: از بودن و (باش) و نبودن(نیشتا) می اید. و بزرگترین مذهب ژاپنی هاست.  یکی از دلایل این تفاوت ها، پراکندگی وسیع و نبود امکانات ارتباطی بوده است. چون آریا ئی ها، سلاح و رشد جمعیت بیشتری داشته اند، از اوراسیا به ایران، هند و اروپا رفته، سرزمین های وسیعی را در 2500سال پیش گرفته اند. اما به دلیل برتری جویی سران، هر سرزمین تغییراتی، در آئین حضرت ابراهیم بوجود آوردند. اغلب کسانی که این انحراف را ایجاد کردند، از همان بت پرستان زمان ابراهیم بودند، که از او ضربه خورده بودند. لذا برخی آموزه های ابراهیمی:( یا ده فرمان حضرت موسی) را، با بت پرستی به نسبت هر سر زمین! مخلوط کردند تا بتوانند: به سروری خود ادامه دهند.. براساس روایات موجود،  هبوط حضرت آدم در سراندیب بود(ابن عباس هندوستان گفته است) و: دنبال حوا گشت تا او را در عرفات پیدا کرد. با توجه به این حدیث میتوان گفت: زمین و قاره ها در ان موقع، به شکل امروز نبوده! به همین جهت نامگذاری ها متفاوت است. براساس حدیث دحوالارض، زمین از محل خانه خدا گسترش یافته، یعنی بقیه جاها زیر آب بوده، یا هنوز آماده سکونت نبوده است. لذا نسل حضرت آدم، پس از آماده سازی زمین، در ان توزیع شدند. برخی جاها، آب دریاها خشک شد یا: بین خشکی ها جدایی انداخت. هر جمعیتی که سرزمین جدیدی را کشف، یا آن را آماده می کرد، مشخصات جدیدی را هم ایجاد می کرد، که در همه امور مانند ازدواج، زبان و تاریخ موثر بود. مانند بت پرستی که امری آگاهانه، برای مقابله با انبیا بود. ولذا هنگامی که به نسل بعدی می رسید، چندان از ان آگاه نبود، و یا آن را لازم نمی دانست، لذا به دنبال اصل خویش می رفت! تا با انها متحد شود. در جنگهای صلیبی، اروپا می خواست آگاهانه، محدوده خود را جدا نگهدارد. ولی نسل بعد آن را نپسندیدند! به سوی اسیا و هند و آمریکا رفتند، تا اصل خود را پیدا کنند. جنگ جهانی اول و دوم هم، برای حفظ قدرت رایش یا اروپای جدید بود، که نسل بعدی آن را نپذیرفتند، و بازگشت به خویشتن را دنبال کردند. و امروز زمان(فاز) یکی شدن و: با هم شدن همه دنیا است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : همگرایی جهانی،
لینک ها :
شنبه 31 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

کتاب گینس در مورد جشن: نیمه شعبان که امشب است، و هزاران سال برگزار می شود، چیزی ننوشته و مسئولان جمهوری اسلامی هم، آن را ثبت جهانی نکردند! دلیلش اینست که: اصلا اعتقادی به امام زمان ندارند! یا مثل سینماگران هالیوود، یک تصور شوینیستی از او دارند، و یا آن را خرافات می دانند! یا چیزهایی شبیه آن. می گویند در گذشته، پیرزنی ریسنده خداپرست بود. دانشمندی می خواست او را اذیت کند، یک بار که او با چرخ ریسندگی، مشغول کار بود پیش او رفت و گفت: توچرا خدا را می پرستی مگر خدا وجود دارد؟ پیرزن دست از چرخاندن برداشت. به دانشمند اشاره کرد: ببین وقتی من دست از این: چرخ بر می دارم، دیگر حرکتی نمی کند! حالا جهان به این بزرگی را، چه کسی اداره می کند؟ آن کس جز خدا نیست، اگر لحظه ای عنایت خود را بردارد، جهان از بین می رود. دانشمند خیلی ناراحت شد، که یک پیرزن بافنده، او را سرکار گذاشت! لذا به ازمایشگاه خود رفت، و خواست چرخی بسازد که: دائم در حال چرخیدن باشد. تا استدلال او را باطل کند. ولی نه تنها او نتوانست، بلکه تمام دانشمندان دنیا سرکار گذاشت. در فیزیک و مکانیک، هرکس میداند که دانشمندان بزرگی، به سراغ این اختراع رفتند. و اگر در اینترنت هم بزنید:( چرخی که همیشه میچرخد) همه توضیحات را می دهد. آخرین تلاش برای یکی از اهالی کیلانی بود، که الان دستگاه او در: فرهنگسرای خاوران نگهداری می شود. موزه ملی در روز ایتالیا، نیز آن را رونمایی کردند. خدا پرستان می گویند: تنها خداست که می تواند از عدم، اشیا را به دایره وجود بیاورد.(خلق الاشیا من العدم) اما دانشمندان می کوشند: ثابت کنند بشر هم این کاره است! اما حتی ضد خدایی ترین دانشمندان، ناچار شدند در اصل اول ترمودینامیک، بگویند که انرژی، نه بوجود می اید و نه، از بین می رود بلکه، از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود. و این نقطه تاییدی بر نظریه آن پیرزن، که هزار سال پیش گفته بود! بدون آنکه دکتری فیزیک، یا مکانیک داشته باشد. گفته پیرزن موضوع دیگری هم ثابت کرد: و آن اینکه فرمول های پیچیده، فقط برای انکار خداست، و الا همه چیز روشن است. مثلا در مورد امام زمان، دانشمندان یا سیاستمداران فکر می کنند: خود آنها هستند که دنیا را اداره می کنند! حداکثر می گویند: ترامپ جهان را اداره می کند یا: اتاق شماره ده در لندن! عجیب است این آدمهایی که: نمی توانند یک مگس را بیافرینند، یا سوسک ها از بین ببرند! چطور ادعای مدیریت جهان را دارند؟ آنها بجز رقص و آواز، ویا ازار حنسی زیردستان کار دیگری بلد نیستند. خودشان می دانند که امضای آنها، فقط به درد تبلیغات انتخاباتی می خورد. والا هیچیک از برنامه های آنان، اجرایی نشده بلکه برعکس، همه برنامه های خدایی اجرا می شود! سالهاست که مسلمانان را ترور می کنند، جنگ براه می اندزند، تا آنها نابود شوند! ولی حالا ناگهان می بینند فقط: سیصد میلیون از فرزندان  ونوادگان پیامبر، در جهان هستند. که یکی از انها ملکه انگلیس است! اتاق شماره 10چندین سال است که: ملکه انگلیس را محدود کرده، همه اختیارات را به نخست وزیر داده! چون آنها از موضوع خبر دارند. این همان کاری است، که پنتاگون و ترامپ به دنبال آن هستند: تا احتیارات همه دنیا به دست خودشان باشد، ولی آیا توانسته اند کاری بکنند؟ یا برعکس، همه برنامه های آنها ازبین رفته، فقط پر رویی برای انها باقی مانده! که برنامه های خراب شده را، رفو می کنند. براساس اعتقاد شیعه مدیریت جهان در دست خداند است، حضرت مهدی را مامور نموده است، تا با وجود غیبت ظاهری،دنیا را اداره کند. مانند خورشیدی که از پس ابرها هم، نور افشانی می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : بزرگترین جشن جهان!،
لینک ها :

ایران به دلیل وسعت مساحت و تاریخ، دارای اقوام گوناگون و نژادهای زیادی است. همه آنها هزاران سال است که: در کنار هم زندگی می کنند و: هیچ نژادی بر دیگری برتری ندارد. درک این موضوع برای: رژیم های اپارتاید یا نژاد پرستی مثل: امریکا یا اروپا مشکل است، اما اگر انها به واقعیت موضوع پی ببرند، خواهند دید که در اشتباه بزرگی هستند. واقعیت این است که خداوند، انسان های زیادی در طول: میلیاردها سال خدایی خود، افریده و هیچگاه خلقت خداوند تعطیل نبوده است. نزدیکترین خلقت انسان به ما، آفرینش آدم ع است. از انجاییکه چهل پشت حضرت محمد ص، به حضرت آدم می رسد و: طول عمر انسانها در گذشته بیشتر بوده، لذا آفرینش آدم به حدود 15هزار سال قبل برمی گردد. فرزندان حضرت آدم زاد و ولد کردند و زیاد شدند، تا زمان حضرت نوح، که در طوفان نوح، همه شهر ها زیر آب رفتند! بجز موجودات داخل کشتی، همگی دفن شدند.(حدود ده هزار سال پیش). نوح ع چهار فرزند داشت که: یکی از انها سام نام داشت. فرزندان سام را نژاد سامی می گویند، و سفید پوست هستند (زیرا حضرت نوح دعا کرد و گفتخداوند روی تو را سفید گرداند). اما سه پسر دیگر، نژاد های گوناگونی از زرد و سرخ و سیاه داشتند. نوادگان نوح که زیاد شدند، از محل فرود کشتی (قفقاز) به جاهای دیگر پراکنده شدند. گروه اولیه که به ایران فعلی رسیدند، سیاهپوستان بودند. بخشی از سفید پوستان نیز به سوی اروپا، که سر سبز بود رفتند. در جنگهای قدیمی، ایرانیان را زنگی، و اروپایی ها را سفید نگاشته اند(زنگی یا رومی). قرار گاه اصلی ایران، زنگان(زنجان فعلی) بوده است. ولی در اثر افزایش جمعیت، سامی ها به ایران آمده،  زنگی ها را به جنوب ایران راندند. زنگی ها یا زنگبار ها، باز هم عقب رانده شدند، تا در افریقا آرام گرفتند.(تبار شناسی اوباما، او را از زنگبارهای افریقا، نشان می دهد که از بوشهر به آنجا رفتند، بعد هم بعنوان برده به امریکا اعزام شدند) لذا در برخی شهرهای ایران، سیاهپوست یا شبیه آن وجود دارد. اما سامی ها نیز مهاجرت داشتند: به عربستان و حاشیه جنوبی رانده شدند، کاسپی ها این کار را کردند، تا خود درجنوب دریای خزر ساکن شوند: دریا بنام آنها شد، فلات ایران هم، دشت کاسپین (قزوین فعلی) نام گرفت. اما کاسپی ها بعد از چندسال (نزدیک سه هزار قبل). با هجوم اریائیها، موطن خود را از دست دادند. آریائی ها که از روسیه آمده بودند، چون دارای اسب و تجهیزات جنگی بودند، توانستند مدت بیشتری در ایران بمانند. تا اینکه با حمله اعراب به ایران، نژاد سامی بار دیگر به ایران برگشت. مدتها اریائیها و سامی ها باهم بودند. زرد پوستها و ترکان، در بین آنها نفوذ کردند. تا اینکه بالاخره حکومت: سلجوقیان، غزنویان و خوارزمشاهیان را بوحود آوردند. اما با هجوم مغول ها، قوم زرد که به شرق دور رانده شده بود، به ایران برگشت و مدتی نیز حکومت ایران را در دست گرفت: مانند ایلخانان مغول، که خدابنده زنگان بیشترین تاثیر را داشته است. البته در زمان های بعد از طوفان، به دلیل رانش زمین، قاره آمریکا از قاره های دیگر جدا افتاد، دورتر شد و سرخ پوستان که: به آنجا رانده شده بودند، تا مدتها تماس خود را با بقیه از دست دادند. ولی پس از کشف آمریکا، با هجوم ارواسیایی ها قتل عام شدند! ولی اخیرا باز سازی قبیله ای آنها، رشد تازه ای را تجربه می کند. همه ملتهای دنیا فرزندان: رانده شده از قفقاز هستند. که به دلیل افزایش جمعیت، جنگ آنها را دورتر می کرد. امروزه  همه ملتهای دنیا، بار دیگر تمایل دارند که جابجا شوند! ولی این بار اختیاری. آسیایی ها و مخصوصا ایرانی ها، دوست دارند به اروپا و آمریکا بروند، و آنها دوست دارند به ایران برگردند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : آیا ایرانی ها سیاهپوست هستند؟،
لینک ها :


( کل صفحات : 320 )    ...   7   8   9   10   11   12   13   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :