ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

در نشست خبری فابا توسط دکتر بیات، اعلام شد که بانک مرکزی مامور اصلاح نظام بانکی گردیده است. این خبر خوبی برای اقتصاد ایران است، زیرا به معنی اصلاح از درون است. بطور کلی بانک مرکزی دو ایراد اساسی دارد: اول اینکه برضد وظیفه و ماموریت خود عمل می کند، یعنی ماموریت او حفظ ارزش پول ملی است، ولی از سال 1330تا کنون نه تنها ارزش پول ملی را خفظ نکرده بلکه آن را کاهش داده! در سال 1130 هر دلار یک ریال بوده، و بانک موظف بوده آن را حفظ کند. اما تا سال 1357 به 75 برابر رسیده است، تقریبا هر سال سه برابر! بعد از انقلاب اسلامی برای خرید کالاهای اساسی، سالها نرخ رسمی دلار همان 75 ریال بود. اما در بازار آزاد، روند افزایش بهای دلار ادامه داشت. بانک مرکزی هم با تایید این نزخ، چند نرخی را پذیرفت! این روش (ثبات  و تغییر) در دوران های 8 ساله بعد از انقلاب، تکرار می شد و یک روند کلی داشت. دولتها در 6سال اول ریاست جمهوری، قیمت دلار را ثابت نگه داشته و آن را اضافه نمی کردند، یا با اضافه شدن آن مخالف بودند. ولی در دو سال آخر، برای تامین کسری بودجه، همه افزایش ها را یکجا اعمال می کردند. البته این را از عدم استقلال بانک مرکزی می دانند. لذا در مرحله اول، بانک مرکزی باید مستقل از دولت شود. البته بانک مرکزی ها، استقلال کامل را پیشنهاد می دهند! یعنی حتی زیر نظر رهبری هم نباشند. این امر اعمال حاکمیت را زیر سوال می برد، چرا که رئیس بانک مرکزی، باید از سوی جایی انتخاب و به آنها پاسخگو باشد. اگر به رای مردم، یا شورای سه قوه، یا رهبری نباشد، معنی اش این است که تابع آمریکا و: صندوق بین المللی پول باشد. و این همان کاپیتولاسیون است، که در اسلام ممنوع شده است. زیرا طبق ایه قران (لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا) راه نفوذ کفار بوسیله خدا بسته شده، و آنها قادر به اعمال نفوذ نیستند، یعنی اجازه چنین کاری را ندارند. حالا اگر به دست خود، قانونی بنویسیم که کفار را بر مال و جان خود مسلط کنیم، برضد دستور صریح عمل کرده ایم، و همان کاپیتولاسیون می باشد. ولو عنوان قوانین، پولشویی و امثال آن باشد. نفس موضوع  استقلال بانک مرکزی از ایران، و وابسته شدن آن به کفار ممنوع شرعی می باشد. لذا بهترین راه استقلال بانک مرکزی از دولت، تعیین رئیس و سیاست آن از سوی رهبری است. وجود شورای فقهی بانک مرکزی هم، به همین معنا است. اگر شورای فقهی بخواهد فتوای رهبری را اعمال کند، طبیعی است که باید خط مشی و سیاست های ان را تغییر دهد. و الا بجای اینکه بانک را اسلامی کند، اسلام را بانکدار می کند! یعنی همه اصول بانکداری غربی را، تئوریزه کرده و شکل اسلامی به آن می دهد! درواقع کلاه شرعی های معمول را قانونی می کند.  در این حالت است که: رهبری تعیین می کند: وظیفه بانک مرکزی، حفظ ارزش پول ملی است یانه، ماموریت آن، قرض دادن به دولت و تامین کسری بودجه، که موجب کاهش ارزش پول ملی (مصلحت ملی یا منافع ملی) شود. دوم اینکه بانک مرکزی وارد امور بنگاه داری شده است. مثلا: با اینکه برگزاری نمایشگاه، همایش، و دریافت وجه از اسپانسر ها، به عهده فابا است، ولی موسسه پژوهشهای پولی بانکی آن را انجام می دهد! و درآمد های نجومی از این راه کسب می کند. بانکهای زیر مجموعه هم مجبورند: بعنوان حامی طلایی عمل کنند، و از صد میلیون تا یک میلیارد تومان هم، پرداخته اند. وقتی موسسه این کار را انجام دهد، یعنی مجوز صادر کرده، تا تمام بانکها هم به کاسبکاری روی آورند! و با جیب مردم بنگاه داری کنند و صاحب سود و سرمایه شوند(با لباس دیگران داماد شوند!)


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بانک مرکزی از خود شروع کند!،
لینک ها :
دنیای متمدن و مدرن غرب، سالها تبلیغ کرد که مهد تمدن و آزادی است! مخصوصا تجارت آزاد را یکی از بزرگترین افتخارات خود اعلام نمود. این تبلیغات در دوران جنگ سرد بسیار زیاد بود، به طوری که می گفتند آمریکا، تنها کشوری است که دولت در آن نقش ندارد! و متعلق به بخش خصوصی است. نقطه مقابل آن، شوروی سابق را حکومت دولتی، متمرکز و دیکتاتور با: اقتصاد بسته و انحصاری میدانستند. این دیدگاه در قانون اساسی ایران نیز اثر خود را نشان می دهد: اصل 44می گوید اقتصاد ایران، اقتصادی مختلط بوده و دارای سه بخش: دولتی و خصوصی و تعاونی است. با توجه به اینکه تعاونی نیز از ابتکارات: شوروی سابق بود میتوان گفت: تعاونی نیز یک اقتصاد دولتی است، مگر اینکه ما سندیکاها را هم تعاونی بدانیم، در این صورت یک اقتصاد سرمایه داری، با محوریت بخش خصوصی است! اگر نخواهیم مناقشه کنیم، اقتصاد تعاونی هم فصل مشترک بخش خصوصی و دولتی، و هم فصل افتراق آنها می باشد! این نکته زیاد مهم و مورد بحث ما نیست، بلکه مهم آن است که بحث سندیکالیزم، آلترناتیوی شد تا حکومت سرمایه داری امریکا، تبدیل به جکومت انحصاری و متمرکز فعلی شود. یعنی اقتصاد بازار محور که: بر مبنای عرضه و تقاضا باید شکل می گرفت، با ایجاد کارتل ها و تراست ها، یا اتحادیه های تعاونی، به سوی انحصاری کردن بازار حرکت کرد. بطوریکه بسیاری از کالاها و خدمات، کاملا در انحصار دولت آمریکا قرار گرفت. زیرا دولت آمریکا به تبع همین انحصارات، می تواند اعلام تحریم کند! و تحریم کردن یعنی: زیرپا گذاشتن همه اصول دمکراسی، بازار آزاد و اقتصاد سرمایه داری، روش رقابتی و عرضه و تقاضا. و در یک جمله دولت کمونیستی زمان استالین و موسولینی . این موضوع اثبات می کند که: متضاد هرچیزی از دل آن بیرون می اید! و آن را از بین می برد! براساس همین اصل که مهمترین اصل بوده، و بنام تضاد دیالکتیکی معرف شده بود، کمونیزم که ضد سرمایه داری است، از دل سرمایه داری بیرون میاید و آن را نابود و: خود را جایگزین می کند. توضیح مختصر اینکه: کارگران که در دل سرمایه داران هستند، در ابتدا سرمایه داران را کمک می دهند تا: صاحب سود و قدرت و ائدئولوژی شده، برجهان سیطره پیدا کنند. ولی کم کم، نهضت های کارگری ایجاد شده، و همان کارگران با اعتصاب و تظاهرات، سرمایه داران راسرنگون کرده، و آنان را تبدیل به کمونیست ها می کنند، و دوران دیکتاتوری پرولتاریا آغاز می شود. اکنون دولت آمریکا، در قله این قدرت جدید انحصاری و دیکتاتوری است. از رقابت و بازار آزاد و تجارت جهانی خبری نیست. همه دنیای اقتصادی در دست یک نفر، خلاصه شده و تصمیمات اوست که بر: قانون عرضه و تقاضا حکم فرمایی می کند. عرضه نفت ایران، به دستور او ممنوع می شود! قیمت که بالا رفت به دستور او، برخی تحریم ها برداشته می شود، تا قیمت ها متعادل شود! اگر تضاد دیالکتیکی را قبول کنیم، اکنون آمریکا در اوج قدرت انحصاری، و تصمیمات متمرکز قرار دارد! و نقطه اوج یعنی آغاز رشد تضاد درونی، و افول قدرت، و سرازیر شدن فواره ثروت است. و ملت ها تصمیم دارند آن را کنار بگذارند، همانطور که همه دیکتاتور ها را کنار گذاشتند! این برکناری فقط برکناری از حزب، ایالت و امثال آن نیست، زیرا در طول این مدت، دو حزب آمریکا یکی شده، و همه ایالت ها در زیر فرمان واحدی منسجم شده اند. پس همه آنها به یک دید و به صورت عنصری واحد، باید از رده خارج شوند. و دولت مستبد آمریکا به همراهی همه متحدان و حامیانش از بین برود. و متضاد ان یعنی دولت ایران، بر آنجا حاکم شود.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

از روز اول پیروزی انقلاب اسلامی، شکست ابرقدرتی آمریکا آغاز شد، ابتدا ایران توانست هیمنه و ابهت دولت فاشیست آمریکا را، در جهان نابود کند، بعد وارد فاز اخراج او گردید. اولین گام اخراج آنها از لانه جاسوسی شان در تهران ( سفارتخانه) بود، و آمریکا با عملیات صحرا و امثال آن، نتوانست کاری کند. بعد کم کم از کل منطقه اخراج گردید، و اکنون در حال اخراج از تمام جهان می باشد. لذا دوران حضور فیزیکی آمریکا در جهان تمام شد. گرچه امریکاییها با فرستادن مزدوران خود: به کشورهای دیگر هنوز تبلیغ می کنند: که می خواهند آقای جهان باشند، در حالیکه سیطره آنها به چند تراکنش بانکی محدود شده! امروز در نمایشگاه تراکنش تاکید شد که: آبن آخرین سنگر را هم از او خواهیم گرفت! شعار معروف آنها، تراکنش علیه تحریم بود. دکتر فیروز آبادی با اشاره به مگاترند ها، این حرکت را سرعت بخشید. باید دانست با توجه به مگاترند، آخرین لانه های سیطره آمریکا را هم، باید فتح کرد و نگذاشت که آمریکا، یکه تاز میدان نرم افزار های بانکی باشد، تا نتواند با تحریم آن، در اقتصاد جهان اثر بگذارد. بیت کوین یا هر نوع ابزار فین تک، باید کاملا در اختیار قرار گیرد، و راه سوء استفاده از انها مسدود شود. آمریکایی ها(مقصود دولت نژاد پرست و فاشیست آن) تبلیغ می کنند که: ایران از ترس شفافیت مالی، به این ابزار ها رویکرد مثبتی ندارد! در حالیکه خودشان بدترین روش پولشویی را دارند. همه میدانند که آمریکا بدهکارترین دولت دنیا است، قانونا نباید هیچگونه حرکت مالی بکند! زیرا هر نوع هزینه کرد دولت، به معنی افزایش بدهی است. ولی آنها نمی گویند در حال افزایش این بدهی یا: چرا این بدهی ها ایجاد شده. همچنان دست خود را در جیب دیگران می کنند. نمونه بارز آن اخاذی از رژیم مستبدی است که: هیچگونه حزب یا انتخابات ندارد تا آن را، یک رژیم اصلاح طلب و لیبرال معرفی کنند، و دشمنی جهانی را کمتر نمایند!  آل سعود دیگر قادر به ادامه تولید نفت نیست. درامد های آن کاملا کاهش یافته، و در حال نابودی است. ولی هیچ شفافیتی در این خصوص نشان نمی دهند. اسرائیل با آخرین توان خود، آمریکا و عربستان را می دوشد! و به گروههای تروریست مثل داعش، کمک مالی و تسلیحاتی می کند، ولی هیچ شفافیتی ندارند. از ایران می خواهند که شفافیت مالی داشته باشد، ایران بدهی خارجی یا کسر بودجه ندارد، لذا کاملا شفاف عمل می کند. زیرا محل درآمد ها و هزینه های دولت، در بودجه ذکر شده و به تصویب: مجلس رسیده و خارج از آن، نمی توان هزینه کرد! ولی انها می گویند ایران به لبنان و یمن کمک می کند! پس تروریست است. این دروغ بزرگ آنها ناشی از ان است که: سازمان ملل چهار گروه مورد حمایت آنها را، تروریست معرفی کرده! ولی انها با رای خود، ایران ولبنان را در لیست تروریست ها قرار می دهند. آیا نظر امریکا و اسرائیل و عربستان، بالاتر از سازمان ملل است؟ اگر نیست، ایران به هیچیک از تروریست های مورد نظر سازمان ملل، کمک مالی نمی کند، بلکه با آنان مبارزه هم می کند. ولی اگر سازمان ملل الکی است! و آمریکا از ان بالاتر است، آنها لبنان و یمن و نیروهای مقاومت: بحرین وفلسطین و عراق را تروریست می دانند. وادعا می کنند ایران به آنها کمک مالی می کند! درحالیکه آنها به ایران کمک مالی می کنند! یعنی از ایران موشک و سلاح می خرند، همان کاری که عربستان برای امریکا می کند! اگر این جرم است، آنهم باید جرم محسوب شود! مگر فروش سلاح کمک مالی است؟ لذا کج فهمی انها باعث شده: فکر کنند ایران مخفیانه عمل می کند، چون آمریکا قادر به کشف آن نیست! لذا باید اف ای تی اف تصویب شود!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آخرین پناهگاه آمریکایی ها!،
لینک ها :
دوشنبه 21 آبان 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
نتیجه تصویری برای مهندس غلامرضا اربابی
مهندس غلامرضا اربابی نخبه ایرانی تحصیلکرده آمریکا بود، که در سال 1356 تصمیم به بازگشت می گیرد. اما رژیم ستمشاهی وی را به جرم کمونیست بودن! دستگیر و راهی زندان ساواک می کند. شاید حوالی ظهر بود که درب: سلول انفرادی من باز شد و: مهندس اربابی را (که من از قبل هم شهرت او را شنیده بودم) دیدم. خیلی زود صحبت را آغاز کردیم، از او پرسیدم برای چه دستگیر شدی؟ که ماجرا را گفت. منهم گفتم که: در مسجد الهادی سه شب ماه رمضان سخنرانی کردم، و مرا تعقیب و دستگیر نمودند. وی نبوغ زیادی داشت و یکی از آنها، نوشتن کتاب های زیادی در باره تله پاتی بود. ضمن اینکه وی با استفاده از این روش، میتوانست بیسوادان را شش ماه باسواد کند. (هنوز هم گروه فرهنگی اربابی، این موضوع را ادامه می دهد! آخرین باری که گذری دقت کردم، در خیابان هدایت این تابلو را دیدم، ولی فرصت نشد دیدار تازه گردد). بهرحال ایشان نظریات بسیار خوبی داشت که هنوز هم، ممکن است کسی اطلاع نداشته باشد، از جمله می گفت: شوروی سابق زیر دریایی ساخته و به داخل اقیانوس ها می فرستادند. ولی کنترل آنها مشکل بود.(مانند امروز اینترنت وجود نداشت) آنها دو خرگوش قرمز و سفید مادر را، در ستاد نگه می داشتند و: بچه های آنها را در درون زیر دریایی می گذاشتند. اگر خطری زیر دریایی را تهدید می کرد باید: بچه خرگوش قرمز را بکشند. با کشتن بچه خرگوش، مادرش در ستاد دچار تنش می شد، و می قهمیدند زیر دریایی در خطر است. روسها با این روش درک کردند که: رابطه ای مادی رقیق، بین مادر و بچه هست که با سرعت زیادی منتقل می شود. مانند گاز ها که همیشه تمام اندازه ظرف را پرمی کنند، این رابطه هم زمان نمی شناسد، و در چشم به هم زدنی، فواصل را طی می کند. این زابطه ناشناخته را سایبر اسم گذاری کردند. (با شناخت کامل آن، اینترنت امروزی تاسیس شد.) برای اثبات مادی بودن این رابطه، مثال تله پاتی و امثال آن را ارائه می داد. مثلا در مورد عطسه معتقد بود: امواج مغز با اراده ما، روی هدف زون می کند، اگر در بسته بود یا سوژه را پیدا نکند، مانند رادارهای جغدی! بازگشت کرده و: روی بینی اثر می گذارد، لذا ما عطسه می کنیم، واصطلاحا می گوییم صبر آمد. وی شکل اهرام ثلاثه را، برگرفته از سامانه راداری بینی انسان می دانست! و می گفت احتمالا انسان های فضایی، آن را ساخته اند و به این وسیله، اخبار زمین را رصد می کنند. زیرا ساخت دست بشر کنونی، یا پارینه سنگی وغیره نیست.(  چه طنابی بوده که: به این سنگهای غول پیکر می بستند، و آنها را جابجا می کردند؟!!) روی امواج مغز و عصب، بسیار کارکرده بود و می گفت: در شوروی سابق اصلا هواپیما ربایی نیست! زیرا سایبر یا امواج مغزی خلبانها را، مدل سازی کرده اند و در مرکز ثبت کرده اند. در صورتی که خلبان خارج از مدل کار کند، ارتباط عصبی مغز و دستها، قطع و بجای ان امواج مدل را به عصبها ارسال می کنند، تا مطابق روال عادی کار کند.  می گفت امواج مغزی هرکسی فرکانس مخصوص خود دارد! فرد باهوش باشد دارای فرکانس مغزی بالاتر است. آنها دستگاههایی دارند که: این امواج را شناسایی و کنترل می کند. لذا افرادی که حد بالایی فرکانس مغزی دارند،(نحبگان) مورد مطالعه و ارزیابی و کنترل: مراکز جاسوسی روسیه است. و خارش بینی افراد نخبه، نشان ارسال امواج خارجی است. در سازمان ملل برعلیه شوروی صحبت نمی شود، زیرا مخالفان مورد حمله امواج، روی گلوی قرار گرفته ، سرفه می کنند. دره سلیکون آمریکا هم، جایی هست که چیپ های الکترونیکی (مغز اصلی کامپیوتر) را می سازند، و هیچ کس و هیچ جای دنیا، قادر به ساخت و تولید آن نیستند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سایبر و قصه خرگوش ها،
لینک ها :
متاسفانه تحلیل گران سواد رسانه ای، با قیافه حق به جانب، مشغول تخریب فرهنگ ایران و: ایرانی بودن هستند، هروقت می خواهند از ایرانی حرف بزنند، گویا از مردم بورکینافاسو یا هر گوشه دورافتاده دنیا، حرف می زنند و اصلا رعایت نمی کنند که: خودشان هم ایرانی هستند! بقول کارشناسی: چهل سال انقلاب در ایران، نتوانسته مخ آنها را تکان دهد! هنوز ایران را کشور جهان سومی می دانند، که بسیار عقب افتاده است و هر کشور دیگری، بجز ایران را جرو کشورهای پیشرفته میدانند! دهانشان را پر می کنند و می گویند: برخلاف ایران که جهان سومی است، در عربستان! که جزو کشورهای پیشرفته دنیا است، فلان و بهمان! عربستان که یکی از ایالت های ایران بوده، الان بخاطر دلار هایی که خرج این رسانه ای ها می کند! جزو پیشرفته ترین کشورها است. کشوری که نه یک حزب دارد! و نه انتخابات و نه حتی آزادی بیان! معلوم می شود  200نفر روزنامه نگاری که: مستقیما از بن سلمان حقوق می گیرند، بغل گوش ما هستند(مانند آمد نیوز) و زهر خودشان را می ریزند. می گویند در همه کشورها، قوانین وجود دارد که رسانه ها را محدود می کند! و نمی گذارد بچه ها به برنامه بزرگتر ها دسترسی داشته باشند! ولی وقتی در ایران چنین کاری کنند، فوری می گویند: آزادی بیان حتی برای کودکان هم از بین رفته! مرض آنها همان یک مشت دلار است، که این حرفها را میزنند. اما باید بدانند که مردم، تایید نمی کنند کسی از بن سلمان خط بگیرد. زیرا بزودی همه آنها از بین خواهند رفت. و تنها فرهنگ مسلط و سواد رسانه ای ایران، باقی خواهد ماند. از یک طرف ادعا می کنند، که 65درصد مردم ایران صداو سیما را قبول دارند، و تلویزیون را می بینند، از طرف دیگر می گویند: ماهواره ها ذهن مردم را تسخیر کرده و نمی گذارند: به صدا و سیما نگاه کنند یا گوش بدهند. آنها باید بدانند که مردم ایران، دارای فرهنگ غنی چند هزار ساله هستند، هیچگاه تسلیم نوکیسه ها و روند فرهنگی و: رسانه ای و آموزشی آنها نمی شوند. ایرانی ها حتی اگر در تویتر هم عضو شوند، دلیلش آن است که امید کردستانی، مدیر آن است! و اگر از گوگل، یا هو و حتی سی ان ان بیشتر استفاده می کنند، برای این است طراحان و مدیران اصلی آن ایرانی هستند. و برنامه هایشان، منطبق با خواسته ها و علایق ایرانیان است. آیا این سرکوفت زدن دارد؟ یا افتخار آفرین است؟ فرهنگ ایران برخلاف فرهنگ غربی، دارای چشم انداز وسیع و سعه صدر است. در حالیکه فرهنگ غربی یا شرقی، تنگ نظرانه و متعصبانه است. در آمریکا نشان دادن تصاویر: آتش و طوفان و امثال آن ممنوع است! و بعد به ایرانی ها ایراد می گیرند که: چرا سکس و خشونت را ممنوع کرده است! از نظر ایرانی ها، همه تکنولوژیهای دنیا، اگر مبتکرش ایرانی نباشد، دستیار ایرانی ها است! اروپا که چیزی نداشت، در قرون وسطی هم، هرچه بود نابود شد. این فرهنگ ابن سینا ها بود که: اروپا را زنده کرد. همین امروز در امریکا و اروپا و: همه کشورهای شرقی، مدیریت ایران حاکم است، و همه پست های کلیدی به دست ایرانی ها است. در سخن گفتن و نامگذاری هم، اگر لهجه ها را کنار بگذاریم، همه فارسی صحبت می کنند! در فلوریدا، جایی که آتش گرفته بهشت آن منطقه، و نامش پارادایز است. مگر پارادایز همان پردیس فارسی نیست؟ که به معنی بهشت است و: معرب آن هم فردوس! آیا اسپانیا همان اصفهانیها، کرمانی همان جرمانی، و گل های فرانسه همان گیل های ایرانی نیستند؟ با نابود کردن حافظه ملت یا مردم جهان، نمی توان خقایق را از بین برد. بدانند که حق باریک می شود، ولی پاره نمی شود! به گفته امام علی حق ممکن است کج بشود ولی نمی شکند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

هرکسی ادعای منیت دارد! و خود را قادر به اداره همه جهان می داند، حتی بالاتر از ان! سعی دارد این نظم فعلی را به هم بریزد، و نظام نوینی برای جهان ایجاد کند. و در بخش اجتماعی بتواند: به مردم رفاه و خدمات بیشتری بدهد! و مدعی است که اشکالات نظام فعلی، بسیار زیاد است و اگر وی، صاحب اختیار شود میتواند: شرایط بهتری ایجاد نماید. در این موقع است که باید خود شخص و دیگران، بدانند که ظرفیت اجرای این ایده ها تا کجاست. از این رو خداوند در دو مرحله انسان را آزمایش می کند! اول قبل از دریافت قدرت و ثروت! دوم بعد از دریافت نعمت و ثروت. تقریبا هرکس دوران محرومیتی را طی کرده است. این دوران در واقع بازسازی: صورت مسئله یا تعریف و بیان مسئله و مشکل است. یعنی شخص فرصت دارد: کمبود ها و کاستی ها را از نزدیک لمس کند، و آنها را جمع بندی کند. مثل کودکی که در دست پدر و مادر اسیر است! کمبودهایی که پدر و مادر، در حق او اجرا می کنند، ممکن است پدر و مادر اطلاع نداشته باشند، و یا عمدا آن را ایجاد کرده باشند. ولی کودک آنها را شمارش می کند و برای رفع آنها، آرزو دارد هرچه زودتر بزرگ شود! این مرحله همان آسیب شناسی است. و هرشخصی این دوران را می گذراند. براساس آسیب شناسی، راه حل هایی در ذهن او شکل می گیرد، و این راه حل ها بصورت منسجم در امده، و به شکل ایدئولوژی نمایان می شود. افرادی بعد ازسن بلوغ وارد این مرحله می شوند، زیرا نسبت با خانواده تغییر پیدا کرده، و اکنون وارد اجتماع شده اند. پس دوران آسیب شناسی او شروع می شود: ممکن است شخص خیلی هم ثروتمند باشد، یا امکانات رقاهی زیادی داشته باشد، ولی مانند ماهی که در آب هست، وجود آب را حس نمی کند! آنها هم در هر سطخی از رفاه بزرگ شده باشند، درک آن برای خودشان مشکل است، ولی از دیدگاه دیگران کمی روشنتر می شود. لذا در انتهای این محرومیت های نسبی هست که: ایدئولوژی شخص شکل می گیرد. وقتی برایش کامل شد و بشکل مدون در امد، ابتدا آن را با دیگران به اشتراک می گذارد، و در واقع نظر سنجی انجام می دهد، و با نظرات دیگران آن را تکمیل تر می کند. وقتی بطور کامل آماده شد، تصمیم به انجام یا اجرای آن می گیرد، در این مرحله می گویند: وارد سیاست شده است. امتحان اصلی از این موقع شروع می شود. آیا شخص به ایدئولوژی خود، وفادار خواهد بود؟ از نظر الهی، انسانها قبلا نیز به این جمعبندی رسیده! و در عالم ذر قول وفاداری داده اند.(الست بربکم قالوا بلی) و این دنیا کلا محل آزمون و خطای انسان، برای تعهد یا وفاداری او است. ارسال وحی و بعثت انبیا برای یاد آوری آن است. هر روز بشر در جریان اجرای این تعهدات است، تا بتواند ممارست کند و تمرین نماید. کسانی که بتوانند تا انتهای تعهد خود، بروند و هیچ انحرافی نداشته باشند، معصوم هستند. و فقط 14نفر چنین بوده اند. ولی بقیه گاه دچار فراموشی، تنبلی یا بی میلی می شوند. برحسب فعالیت آنها و تعهداتشان، خداوند هم به آنها مزد می دهد. مزد الهی این است که: اداره بخش از خلقت خود را به او می سپارد! و خود به خلقت های جدید می پردازد.(کل یوم هو فی شان) این افراد به نسبت پشتکار و همت خود، دارای بخشی از صفات و افعال خدا می شوند: مثلا قدرت خلاقیت و آفرینش پیدا می کنند، تا هر انچه اراده کنند برایشان تولید یا ایجاد شود.(و لحم طیرا مما یشتهون) به همین دلیل است که نعمت های خدا، بی حد و حصر می شود: هم از نظر مکانی  و هم زمانی. سلسله مراتب این مدیریت مومنانه هم، مطابق معصومیت اشخاص است، بنابر این 14معصوم در راس همه قرار می گیرند، و بقیه در درجات مختلف بهشت، جایگزین می شوند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا امتحان می شویم؟،
لینک ها :
خلقت ذات خداوند است، یعنی خداوند ذاتا خلاق است و لذا دوست دارد: خلاقیت او به نفع مخلوق باشد. یکی از مهمترین مخلوقات خدا انسان است، که به خاطر آفرینش او بخود تبریک گفت.(فتبارک الله احسن الخالقین) ولذا بسیار آن را دوست دارد، و می خواهد که برایش کاری بکند. اما این کار چه باشد؟ خداوند برهمه چیز توانا است، ولی ایا بشر هم آن را می خواهد، یا آن را می پسندد؟ پس لازم است که بشر هم در خواستی بکند. این درخواست او دعا نام دارد! دعا فلسفه بسیار عالی در خود دارد. از یکسو خواست خدا است، یعنی اگر اراده و خواست خدا نباشد، کسی هم قدرت بر دعا کردن پیدا نمی کند! پس ابتدا باید خدا بخواهد. سپس مصلحت بشر است. وقتی اراده خدا بر این قرار گرفت که: ما قادر به خواستن و دعا کردن باشیم. ممکن است خواست ما نامناسب، کم و یا بی ارتباط باشد. لذا مصلحت در این است که بدانیم خداوند، درچه زمینه هایی خواسته های ما را اجابت خواهد کرد. یکی از اصولی که باید رعایت کنیم، آن است که دعا در جهت توسعه نعمت های خدا باشد، نه در جهت نابودی آن. مثلا اگر مرگ کسی را بخواهیم، ممکن است اجابت نشود! ولی اگر تولد خواسته باشیم، سریعتر به اجابت می رسد. برای همین منظور است که پیامبر اسلام مامور به: رحمت برای همه دنیا است. او چون تن مادی دارد و می تواند: در بین مردم دیده شود، و حرفهایش شنیده شود، لذا به آدم ها می گوید که: چه چیزی از خدا بخواهند تا اجابت شود. یکی از خواسته های مهم، مراوده و دوستی بامردم است، که به حفظ و ارتقا بشریت کمک می کند. عفو، گذشت و بخشودگی و از جمله صفاتی است که: برای رشد و بقا انسانیت لازم است. اگر هر کسی برای انتقام گیری، کسی را بکشد نسلی بر روی زمین باقی نمی ماند. ولی اگر هر بدی را با خوبی پاسخ دهیم، نژاد بشری شاداب و رو به تکامل می گذارد. خداوند نعمت های دنیایی را، به کسی می دهد که قادر به توزیع آن باشد، والا کسی که همه چیز را برای خود بر می دارد، کفران نعمت می کند. بنابر این بخشنده ترین کس، ثروتمندترین مردم است. زیرا (ترن اور) مالی او بالا است. و لزومی ندارد که همه آن، تبدیل به سرمایه شخصی اش شود. لذا کسانی که در آمد یا اموال یا ثروت می خواهند، باید کیسه خود را سوراخ شده بدانند. نه دوخته شده! کسانی که کیسه می دوزند، و می خواهند همه را جمع کنند! و مخفیانه فقط خودشان آن را بشمارند، مورد غضب خداوند هستند:(الذی جمع مالا و عدده) اما کسانی که بخشنده اند، ولو مسلمان نباشند، پرنعمت خواهند بود. در واقع به زبان امروزی، قبول مسئولیت اجتماعی، کلید ثروتمند شدن است. چنانچه در قدیم می گفتند: حاتم طائی بخشنده بود، ولی با اینکه قبل از اسلام بوده، اما خداوند وپیامبر او را ستایش می کردند. در واقع بخشندگی انسان، مجرای توسعه جهان(انا لموسعون)، و در راستای خلاقیت خداوندی است. تا دنیا هر روز بیشتر و بزرگتر، با امکانات پیچیده تر شود. کسانی که به جنگ و نابودی دیگران فکر می کنند، انسان های تنگ نظری هستند که همه چیز را برای خود می خواهند. اگر کسی تنگ نظر باشد ولو، عمر او زیاد باشد، او دچار تنش روانی بنام حرص می شود! سعی دارد هرچه میتواند بر ثروت خود اضافه نماید. تا جایی که همه حجم اختصاص یافته خود را، سریعتر به دست آورد! ولی بدبختی او زمانی شروع می شود که: بقیه عمر را فقط نگهبان اموالی خواهد بود، که درلحظه مرگ از او جدا می شود، و به هیچ کار او نمی اید. در حالیکه اگر انها را بخشیده بود، هرکدام یک عمل صالح محسوب می شد! و او را در دنیای باقی، برای نعمت های باضرایب بینهایت، در فضای بی انتها و زمان ابدی آماده می کرد.(هم فیها خالدون)

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا باید دعا کنیم؟،
لینک ها :

ایران کشور امام رضا است! قلب معنوی ایران در مشهد می زند. ملت ایران با اینکه بیشترین نیروهای فعال خود را، به پیاده روی اربعین اعزام کرده بود، و آنها با فواصل بسیار دور، خود را به کربلا رساندند ولی، خستگی ناپذیر بودند و امروز هم، با پای پیاده به زیارت امام رضا ع در مشهد رفتند. آنهاییکه نتوانستند به مشهد بروند، به دیدن برادران ایشان در شیراز وتهران و خواهر ایشان در قم رفتند! امام رضا از خانواده ای پرجمعیت بود، برادران و خواهران زیادی داشت، که بعد از ولیعهدی ایشان در مرو، برای ملاقات با ایشان، از مدینه راهی ایران شدند. فقط 12هزار از امام زادگان و عموزادگان ایشان، تا شیراز آمدند. آنها از مسر جنوب، یعنی ماهین البصره وارد شدند، اما خواهر ایشان حضرت معصومه از: ماهین الکوفه آمد و به قم رسید. دشمنان امام رضا اینها را تعقیب کردند، و بسیاری از انان را شهید نمودند. که مهمترین آنان، یعنی خواهر ایشان حضرت معصومه، در قم مدفون است، و برادر بزرگ امام رضا، در شیراز، برخی از برادران و خواهران ایشان هم، به جاهای دیگر رفتند که: امامزاده صالح تجریش در طهران، و احمد بن موسی در شهرری، از ان جمله هستند. امروز تهرانی های عاشق امام رضا، که نتوانسته بودند خود را به قافله مشهد برسانند، به امامزاده صالح تجریش رفتند. خطیب امروز بسیار با شکوه صحبت کرد و گفت: دو ماه عزاداری را به پیشگاه امام رضا تقدیم می کنیم! چون امام رضا خودش می فرماید: پرونده شیعیان ما در روز دو بار نزد ما می اید! اگر کارهای خوب کرده باشند، دعا می کنیم و اگر اشتباه کرده باشند، درخواست بخشش از خدا برایشان داریم. امام همچنان فرموده: اگر برای چیزی خواستید گریه کنید، برای امام حسین گریه کنید! و نیز فرموده: هرکس به زیارت من بیاید، من هم درسه جا به دیدن او می روم . در شور و شوق اینهمه دیدار و زیارت، پذیرایی به سبک عراقی ها هم، در همه جا رایج بود! موکب های امام رضا بر سر چهار راه ها و: مکانهای مهم در تغذیه و: کمک رسانی به مردم کوشا بودند. در امامزاده صالح مانند همه 7هزار امامزاده دیگر در ایران، رسم است که هرکس با توجه به: وسع حو.د غذایی را آماده و: بین مردم توزیع می کنند. برخی شکلات و خرما و چای، برخی نیز بله یا ساندویچ های بومی و محلی: از نان و سبزی و پنیر و خرما درست کرده، به مردم تعارف می کردند. هیچ کس هم از کم و زیاد آن ناراحت نبود، زیرا آن را لقمه مقدس می دانست، و در خوردنش هیچ شکی نداشت. این بود که ایام تحریم، اصلا مورد توجه کسی نبود! ملت ایران برخلاف لیبرال ها، هیچ چیز را گران نکرد. لیبرال ها دلار  و طلا و خودرو را، به بهانه تحریم گران کرده بودند، ولی همه چیز به روال قبلی بود! و در برخی موارد بیشتر هم عرضه می شد، تا هیچ کس احساس کمبود نکند. محرم و صفر امسال ما، با این حرکت ضد تحریمی، توانست شیپور نابودی استکبار جهانی و: ارتجاع داخلی را به صدا در آورد. کسانی که هنوز این بوق را نشنیده اند، یا کر هستند! و یا موقعی می شنوند که کار از کار گذشته. اگر آنها بوق نابودی خود را نشنیده اند، پس چرا همه چیز خود را فروخته، و به دلار یا طلا تبدیل کرده اند؟ آنها اهل فرار هستند، فکر می کنند پول دزدی و اختلاسی، آنها را نجات می دهد! ولی بدانند که این دزدی ها، به هیچ کس وفا نکرده است! دزدی پهلوی در سال آخرش، چه سودی برایش داشت؟ حتی امریکا حاضر نشد او را بپذیرد. دزدی بن سلمان قاتل خودش شد،  دلارهای نفتی اش مانع نمی شود که او را نکشند! ترامپ که به دوشیدن بن سلمان افتخار می نمود، حالا باید حساب پس بدهد! و تهدید او برای مقابله با مثل هم، فایده ندارد!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :


( کل صفحات : 288 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :