سفارش تبلیغ
صبا ویژن

ندای ماهین

سازمان ملل اسلامی ایجاد شده است تا سازمان ملل قدیم را محاکمه کند

در حالیکه جهش تولید اتفاق افتاده، و در همه مواد ذخیره کافی است، ولی اجناس همپای افزایش تولید، گرانتر شده اند! علت چیست؟ چرا برخلاف قانون عرضه و تقاضا، هرچه تولید بیشتر و از حد اشباع هم می گذرد، باز هم قیمت ها راه خود را می روند؟ این زنجیره پاره شده، یا حلقه مفقوده کدام است؟ مجوز های صادره وزارت صمت، کارخانه های در حال تولید، همگی از بالا بودن ظرفیت ها، و تولید بیش از نیاز کشور می گویند. در مجوز های جدید نگرش صادرات هم لازم است، یعنی تولیدات جدید نباید امید به بازار داخلی داشته باشند! بلکه باید راه خود را در انسوی مرزها پیدا کنند. پس چطور می شود که کالاها گرانتر می شود، بهره بانکها هم بیشتر؟ باید گفت موریانه های فسادی وجود دارند، که به چشم نمی آیند. یا خود را از چشم ها پنهان کرده اند. که باید آنها را نابود گر تولید نام برد. هدف آنها یک ضرب المثل ساده است: سرم را بشکن! ولی نرخم را نشکن. آنها حاضرند همه کار بکنند، تا نرخ پایین نیاید. نابودگران تولید طی سه مرحله، عملیات خرابکارانه خود را اعمال می کنند. اولین آن نابودی مستقیم تولید است، که بخشی از ان در کشتن: جوجه های یک روزه رسانه ای شد. آنها حاضر نشدند این جوجه ها را به مردم فقیر بدهند، که آنها خودشان در خانه مرغ تولید کنند. بلکه همه را به دور از چشم مردم در کانال های آب ریختند، تا خفه شوند و کسی متوجه نشود! با همین شگرد، در ستاد تنظیم بازار توانسته اند گوشت مرغ را، چند برابر به تصویب برسانند. این روال عادی در همه تولیدات است. نابودگران تولید با این روش، تولیدات اضافی را از بین می برند، تا تنظیم بازار به هم نخورد! و قیمت ها کاهش نیابد. یعنی سرشان را می شکنند، تا نرخشان نشکند! پس خیال خام است که با وجود اینها، دم از رونق تولید، یا جهش تولید زدن. چون مانند باغبانی ایستاده اند، تا برگهای اضافی را حرس کنند. مرحله دوم آنها دپو کردن است، که به سه طریق صورت می گیرد: تا وارد بازار نشود. اول انبار در شرکت تولید کننده(مانند خودروسازان)به: بهانه های مختلف. دوم احتکار در انبار های خصوصی، برای گرانتر شدن! سوم رسوب در انبار های دولتی، مانند گمرکات به بهانه ترخیص و غیره. مرحله سوم مبارزه با تولید در مراحل مختلف، تحت عنوان رقابت و غیره. که اینهم از سه طریق انجام می شود. ابتدا رشوه دادن به مراکز دولتی، تا مجوز جدید صادر نشود. دوم منصرف کردن تولید کننده، به بهانه زیاد بودن دست! سوم مصادره کردن یا خواباندن سوله ها، از طریق بانکها و مقامات قضایی. لذا این حلقه مفقوده که گاهی به مافیای آن صنعت! مانند مافیای گوشت و مرغ، یاد می شود و گاهی بنام سلطان مانند: سلطان سکه و دلار گفته می شود، محصول تفکر حاکمیت شرکتی است. که در واقع سود خود، یا شرکت خود را بر سود جامعه ترجیح می دهند. حاکمیت شرکتی، فرد گرایی است. یعنی شرکت در مقابل اجتماع است: اهداف سازمانی در تضاد با اهداف اجتماعی است. زیرا سود مردم با سود شرکت متباین است. اگر سود شرکت را می خواهند، باید کالا را گران بفروشند، یا دستمزد کارگر را کم بدهند، که هر دو یعنی کاهش قدرت خرید مردم، و کوچکتر شدن سفره آنان. وقتی در دانشکده ها مدیرانی پرورش می دهند، که با تفکر امپریالیستی و حاکمیت شرکتی بزرگ می شوند، انتظار مسئولیت اجتماعی از انها یعنی پشت پا زدن به تمام تئوریها! حتی  سود مدیران هم درمقابل سود شرکت است. مدیرانی دستمزد بالاتر می گیرند، که اعمال حاکمیت شرکتی بیشتری داشته باشند. لذا هرچه کالا را گرانتر بفروشند، یا دستمزد کارگران را کمتر بدهند، سودشخصی آنها بیشتر می شود. پس ریشه فساد در تئوریهای درسی است.

Destroyers of production, the missing link of corruption

While the mutation in production has taken place, and in all storage materials it is enough, but the goods along with the increase in production have become more expensive! what is the reason? Why, contrary to the law of supply and demand, the higher the production and the higher the saturation, the higher the prices? What is this broken chain, or missing link? The licenses issued by the Ministry of Silence, the factories under production, all speak of the high capacity, and the production exceeds the country"s needs. In the new licenses, the export attitude is also necessary, which means that the new products should not hope for the domestic market! Rather, they must find their way along the borders. So how can goods become more expensive and banks benefit more? It must be said that there are corrupt termites, which are not visible. Or they have hidden themselves from the eyes. Which should be called the destroyer of production. Their goal is a simple proverb: Break my head! But don"t break my rate. They are willing to do anything to keep the rate low. Production destroyers carry out their sabotage operations in three stages. The first is the direct destruction of production, part of which was killing: one-day-old media chickens. They refused to give these chickens to the poor people, so that they could produce their own chickens at home. Rather, they dumped everything in the water canals away from people"s eyes, so that they would suffocate and no one would notice! With the same trick, the market regulation headquarters has been able to approve chicken meat many times over. This is normal in all products. Production destroyers use this method to eliminate excess production, so as not to disrupt market regulation! And prices don"t go down. That is, they break their heads so that their rates do not fall! So it"s a raw fantasy that despite this, the tail of production boom, or the leap of production. Because they stand like gardeners, to prune the extra leaves. The second step is to depot them in three ways: not to enter the market. First warehouse in the manufacturer (such as automakers) to: various excuses. Second hoarding in private warehouses, to become more expensive! Third, sediment in government warehouses, such as customs under the pretext of clearance and so on. The third stage is the fight against production at different stages, called competition and so on. This is also done in three ways. First, bribe government centers so that a new license is not issued. Second, discontinue the manufacturer, under the pretext of having too many hands! Third, confiscation or dormancy of the hangars, through banks and judicial authorities. So this ring is missing, sometimes to the mafia of that industry! It is referred to as the meat and poultry mafia, and is sometimes referred to as the king, as: the king of coins and dollars, the product of corporate governance thinking. In fact, they prefer their own profit, or that of their company, to the benefit of society. Corporate governance is individualism. That is, participation is against society: organizational goals are at odds with social goals. Because people"s profits are different from the company"s profits. If they want to make a profit, they have to sell the goods at a high price, or reduce the wages of the workers, both of which reduce people"s purchasing power and make their table smaller. When educating administrators in colleges, who grow up with imperialist thinking and corporate governance, expect social responsibility from them, that is, backwardness of all theories! Even managers" profits are against the company"s profits. Managers get paid more to have more corporate governance. Therefore, the more expensive the goods are sold, or the lower the workers" wages, the higher their personal profit. So the root of corruption is in curriculum theories.

مدمرات الإنتاج الحلقة المفقودة من الفساد

فی حین أن الطفرة فی الإنتاج قد حدثت ، وفی جمیع مواد التخزین یکفی ، لکن البضائع إلى جانب زیادة الإنتاج أصبحت أکثر تکلفة! ماهو السبب؟ لماذا ، خلافا لقانون العرض والطلب ، کلما ارتفع الإنتاج وزاد التشبع ، ارتفعت الأسعار؟ ما هی هذه السلسلة المکسورة ، أو الحلقة المفقودة؟ إن التراخیص الصادرة عن وزارة الصمت والمصانع قید الإنتاج تتحدث جمیعها عن الطاقة العالیة ، والإنتاج یفوق احتیاجات البلاد. فی التراخیص الجدیدة ، فإن موقف التصدیر ضروری أیضًا ، مما یعنی أن المنتجات الجدیدة یجب ألا تأمل فی السوق المحلیة! بدلاً من ذلک ، یجب أن یجدوا طریقهم على طول الحدود. إذن کیف یمکن أن تصبح السلع أکثر تکلفة وتستفید البنوک أکثر؟ یجب أن یقال أن هناک نمل أبیض فاسد غیر مرئی. أو أخفوا أنفسهم عن أعینهم. الذی یجب أن یسمى مدمر الإنتاج. هدفهم هو مجرد المثل: کسر رأسی! ولکن لا تکسر معدل الفائدة. إنهم على استعداد لفعل أی شیء لإبقاء المعدل منخفضًا. تقوم مدمرات الإنتاج بعملیات التخریب على ثلاث مراحل. الأول هو التدمیر المباشر للإنتاج ، الذی قتل جزء منه: دجاج إعلامی عمره یوم واحد. لقد رفضوا إعطاء هذه الدجاج للفقراء ، حتى یتمکنوا من إنتاج الدجاج الخاص بهم فی المنزل. بدلاً من ذلک ، ألقوا کل شیء فی قنوات المیاه بعیدًا عن أعین الناس ، حتى یختنقوا ولا یلاحظ أحد! بنفس الحیلة ، تمکن مقر تنظیم السوق من الموافقة على لحم الدجاج عدة مرات. هذا طبیعی فی جمیع المنتجات. تستخدم مدمرات الإنتاج هذه الطریقة للقضاء على الإنتاج الزائد ، حتى لا یعطل تنظیم السوق! ولا تنخفض الأسعار. أی أنهم یکسرون رؤوسهم حتى لا تنخفض معدلاتهم! لذا فمن الخیال الخام أنه على الرغم من ذلک ، ذیل ازدهار الإنتاج ، أو قفزة الإنتاج. لأنهم یقفون مثل البستانیین ، لتقلیم الأوراق الإضافیة. الخطوة الثانیة هی تخزینها بثلاث طرق: عدم دخول السوق. المستودع الأول فی المصنع (مثل مصنعی السیارات) إلى: الأعذار المختلفة. اکتناز الثانی فی المستودعات الخاصة ، لتصبح أکثر تکلفة! ثالثا ، الرواسب فی المستودعات الحکومیة ، مثل الجمارک بحجة التخلیص وما إلى ذلک. المرحلة الثالثة هی مکافحة الإنتاج فی مراحل مختلفة ، تسمى المنافسة وما إلى ذلک. یتم ذلک أیضًا بثلاث طرق. أولاً ، رشوة المراکز الحکومیة حتى لا یتم إصدار ترخیص جدید. ثانیًا ، توقف عن الشرکة المصنعة ، بحجة امتلاک الکثیر من الأیدی! ثالثاً ، مصادرة أو سکون الحظائر من خلال البنوک والهیئات القضائیة. لذا هذا الخاتم مفقود ، فی بعض الأحیان إلى مافیا تلک الصناعة! ویشار إلیها باسم مافیا اللحوم والدواجن ، ویشار إلیها أحیانًا باسم السلطان ، باسم: ملک العملات المعدنیة والدولار ، وهو نتاج تفکیر حوکمة الشرکات. فی الواقع ، یفضلون أرباحهم ، أو أرباح شرکاتهم ، لصالح المجتمع. حوکمة الشرکات هی الفردیة. أی أن المشارکة ضد المجتمع: الأهداف التنظیمیة تتعارض مع الأهداف الاجتماعیة. لأن أرباح الناس تختلف عن أرباح الشرکة. إذا أرادوا أرباح الشرکة ، فعلیهم بیع البضائع بسعر مرتفع ، أو تخفیض أجور العمال ، وکلاهما یعنی تقلیل القدرة الشرائیة للناس وتصغیر طاولتهم. عندما تثقف الإداریین فی الکلیات ، الذین ینشأون مع التفکیر الإمبریالی وحوکمة الشرکات ، یتوقعون المسؤولیة الاجتماعیة منهم ، أی تخلف جمیع النظریات! حتى أرباح المدیرین ضد أرباح الشرکة. یحصل المدیرون على أموال أکثر للحصول على المزید من حوکمة الشرکات. لذلک ، کلما زادت تکلفة بیع السلع ، أو کلما انخفضت أجور العمال ، زادت أرباحهم الشخصیة. لذا فإن جذر الفساد یکمن فی تدریس النظریات .

?stehsal?n m?hvi, korrupsiyan?n ?skik ba?lant?s?

 

?stehsalda mutasiya ba? vermi? v? bütün saxlama materiallar?nda bu kifay?tdir, lakin istehsal?n artmas? il? birlikd? mallar daha bahal? oldu! s?b?b n?dir? T?chizat v? t?l?b qanununa zidd olaraq, istehsal v? doyma n? q?d?r yüks?k olsa, qiym?tl?r daha yüks?kdir? Bu q?r?q z?ncir n?dir, yoxsa ?laq? yoxdur? Sükut Nazirliyinin verdiyi lisenziyalar, istehsal olunan fabrikl?r, ham?s? yüks?k tutumdan dan???r v? istehsal ölk?nin ehtiyaclar?n? üst?l?yir. Yeni lisenziyalarda ixraca münasib?t d? laz?md?r, y?ni yeni m?hsullar daxili bazara ümid etm?m?lidir! ?ksin?, s?rh?dl?r boyu öz yollar?n? tapmal?d?rlar. B?s mallar nec? bahal? ola bil?r v? banklar daha çox fayda götür? bil?r? Dem?k laz?md?r ki, göz? çarpan olmayan termitl?r var. Ya da özl?rini gözl?rd?n gizl?tmi?l?r. ?stehsal?n m?hvi deyilm?lidir. M?qs?dl?ri sad? bir m?s?ldir: Ba??m? k?s! Ancaq nisb?timi pozma. Oran? a?a?? salmaq üçün h?r ?ey etm?y? haz?rd?rlar. ?stehsal m?hv ed?nl?r t?xribat ?m?liyyatlar?n? üç m?rh?l?d? h?yata keçirirl?r. Birincisi, istehsal?n birba?a m?hv edilm?si, bir hiss?si öldürüldü: bir günlük media toyuqlar?. Evd? öz toyuqlar?n? yeti?dirm?k üçün bu toyuqlar? yoxsul insanlara verm?kd?n imtina etdil?r. ?ksin?, su kanallar?nda olanlar?n ham?s?n? insanlar?n gözünd?n sald?lar ki, bo?uls?nlar v? heç kim görm?sin! Eyni hiyl? il? bazar? t?nziml?m? q?rargah? toyuq ?tini d?f?l?rl? t?sdiql?y? bildi. Bu, bütün m?hsullarda normald?r. ?stehsal m?hv ed?nl?r, bazar t?nziml?nm?sini pozmamaq üçün, art?q istehsal?n aradan qald?r?lmas? üçün bu üsuldan istifad? edirl?r! Qiym?tl?r enmir. Y?ni d?r?c?l?ri dü?m?sin dey? ba?lar?n? s?nd?r?rlar! Bel?likl?, buna baxmayaraq istehsal bumunun v? ya istehsal?n s?çray???n?n olmas? xam x?yald?r. ?lav? yarpaqlar? budamaq üçün ba?banlar kimi dayan?rlar. ?kinci add?m, onlar? üç yolla bo?altmaq: bazara girm?m?k. ?stehsalç?dak? ilk anbar (avtomobil istehsalç?lar? kimi): müxt?lif b?han?l?r. ??xsi anbarlarda ikinci mal y??ma, daha bahal? olmaq! Üçüncüsü, dövl?t anbarlar?nda çöküntü, m?s?l?n r?smil??dirm? b?han?si il? gömrükl?r v? s. Üçüncü m?rh?l?, r?qab?t adland?r?lan v? s. Adlanan müxt?lif m?rh?l?l?rd? istehsalata qar?? mübariz?. Bu da üç ??kild? edilir. Birincisi, yeni bir lisenziya verilm?m?si üçün hökum?t m?rk?zl?rin? rü?v?t verin. ?kincisi, çox sayda ?lin olmas? b?han?si il? istehsalç?n? dayand?r?n! Üçüncüsü, banklar?n v? m?hk?m? orqanlar?n?n vasit?si il? anqarlar?n müsadir? olunmas? v? ya olmamas?. Y?ni bu üzük ?skikdir, b?z?n o s?nayenin mafiyas?na! ?t v? qu? ?ti mafiyas?, b?z?n sultan kimi d? xat?rlan?r: pul v? dollar kral?, korporativ idar?etm? dü?ünc?sinin m?hsulu. ?slind?, onlar öz m?nf??tl?rini v? ya ?irk?tl?rinin g?lirl?rini c?miyy?tin xeyrin? üstün tuturlar. Korporativ idar?etm? f?rdilikdir. Y?ni i?tirak c?miyy?t? qar??d?r: t??kilati m?qs?dl?r sosial m?qs?dl?r? ziddir. Çünki insanlar?n qazanc? ?irk?tin qazanc?ndan f?rqlidir. ?g?r ?irk?tin m?nf??tini ist?s?l?r, mallar? yüks?k qiym?t? satmal? v? ya i?çil?rin maa?lar?n? azaltmal?, h?r ikisi d? insanlar?n al?c?l?q qabiliyy?tini azaltmaq v? süfr?l?rini daha kiçik etm?k dem?kdir. ?mperialist dü?ünc? v? korporativ idar?etm? il? böyüy?n idar?çil?r? kollecl?rd? t?hsil ver?rk?n onlardan sosial m?suliyy?t, y?ni bütün n?z?riyy?l?rin geriliyini gözl?yin! H?tta menecerl?rin qazanc? ?irk?tin qazanc?na qar??d?r. Menecerl?r daha çox korporativ idar?etm? üçün daha çox maa? al?rlar. Buna gör? mallar n? q?d?r baha sat?l?rsa v? ya i?çil?rin ?m?k haqq? n? q?d?r az olarsa, ??xsi qazanclar? da bir o q?d?r yüks?k olar. Dem?li, korrupsiyan?n kökü t?dris n?z?riyy?l?rind?dir