سفارش تبلیغ
صبا ویژن

ندای ماهین

انتخابات آمریکا باید تحریم شود زیرا هیچیک از دو طرف مورد قبول مردم نیستند و ایالت ها در فکر استقلال از مرکزیت هستند

در اقتصاد سکولاریستی فریب مردم حرف اول را می زند، چه با تبلیغات دروغین و چه با توجیه های شاخدار، چه با دروغهای بزرگ! مثل بانک مرکزی که وظیفه اش ثبات است ولی تعادل را انتخاب می کند: یعنی نابودی ارزش پول ملی. یا وقتی کسی سیگار نمی خرد، چون لازم ندارد، چنان تبلیغات می کنند که از نان شب برای آنها واجب تر می شود. تا حالا هیچکس از نخوردن آدامس، یا نوشابه نمرده اما تبلیغات و دروغها چنان اثر گذاشته، با اینکه مردم می دانند مضر است، ولی می خورند و می میرند! اگر نان و گندم نداشتند، مهم نیست! مهم این است که یک سیگار برلب! نوشابه در دست داشته، و فک متحرک با آدامس.از مشروبات و مواد مخدر هم باید گذشت. اقتصاد سکولار اعم از لیبرالیستی (اقتصاد آزاد) و سوسیالیستی(اقتصاد دولتی) کاری می کند که: برای خرید کالاهای حرام و قاچاق و مضر به بدن، بالاترین قیمت ها هم پرداخت شود. به قول یکی از عارفان که به فرزندش گفت: پسرم برای جهنم رفتن باید پول خرج کنی! ولی بهشت خدا مجانی است: نماز خواند یا روزه گرفتن، دعاکردن هزینه ای ندارد، اما روسپی بازی و شرابخواری بالاترین قیمت ها را دارد. فرق بین اقتصاد اسلامی با غیر اسلامی هم در همین است. اقتصاد اسلامی می گوید: نعمت ها فراوان است، روزی شما از غیب می رسد، نگران نباشید، از نعمت های رایگان خدا استفاده کنید! تقریبا مفت و مجانی در زندگی بخورید و بخوابید و تفریح کنید. اما اقتصاد غیر اسلامی می گوید: منابع محدود است و آنتظارات نامحدود، لذا باید برای بدست آوردن آن جنگید، و دیگران را از رسیدن به آن محروم کرد. متاسفانه باید گفت همه اینها بد است، ولی بدتر انکه سکولارهای ایرانی! با ادعای اینکه فرقی بین اقتصاد اسلامی و علم اقتصاد نیست! همه این جنگولک بازی ها را، بنام اسلام جازده اند. یعنی در حریم جمهوری اسلامی، با اضافه کردن یک کلمه به دنبال بانکها، آن را بانک اسلامی نامیده اند! و بالاترین رباخواری تاریخ را بنام بانکداری اسلامی انجام می دهند. علاوه بر بهره و جریمه دیرکرد، اقلامی را وارد محاسبات می کنند، که وام گیرنده ها به دریوزگی می افتند. هیچ کارخانه یا کارگاهی نیست که وام گرفته باشد، ولی مصادره نشده باشد. یا مدیرانش در زندان نباشند. زیرا بنام اسلام وام جعاله می دهند، کار خانه را مصادره می کنند. در حالیکه هرنوع عقود اسلامی، شرکت در سود و زیان است. اما بانکها با محاسبات علوم غریبه و اعداد جفر! آنقدر جریمه و بهره و بر دوش کارخانه تحمیل می کنند، تا راضی به مصادره شوند. بانک مرکزی هم که وظیفه افزایش قدرت پول ملی را دارد، در 60سال دوران خود، ارزش ریال را در برابر دلار 170هزاربار کمتر رسانده است. حالا می گوید که می خواهیم تعادل در بازار حفظ شود! یعنی هرچه عرضه کمتر شود، تقاضا بیشتر، نقطه تعادل بالاتر رود. در پوشش لفاظی ها و دروغ پردازی ها، نابودی ارزش پول ملی را، تعادل بازر می نامد. اما وقتی دلار پایین می آید، صحبت از ثبات بازار مالی می کند! ابزار های لازم یعنی تزریق پول ملی، برای بالا نگهداشتن نرخ دلار را انجام می دهد! و به نرخ نیمایی از مردم خریداری می کند. اگر بخواهند نرخ دلار را کاهش بدهند و از تضعیف پول ملی جلوگیری کنند، راه بسیار ساده است. ولی قصد آنها کمک به اقتصاد: لیبرالی آمریکا و حفظ ارزش پول خزانه داری آمریکاست، نه ایران: 95درصد دلار ها در دست دولت است، یکبار بجای تخصیص ارز به کالاهای وارداتی، آن را در بازار فردوسی پخش کنند. ولی انها به بهانه کالاهای اساسی (دروغ و توجیه) دلارها را جمع می کنند. تا قیمت ها بالا رود، و آن ها را به خزانه داری آمریکا(تحریم) تحویل می دهند.

Market stability or market equilibrium?

In a secular economy, deception comes first, whether through false propaganda or horrific justifications, or through big lies! Like the central bank, whose job is to be stable but to choose the balance: to destroy the value of the national currency. Or when someone doesn"t buy cigarettes because they don"t need to, they advertise so much that it becomes more important to them than bread at night. So far, no one has died from chewing gum or soft drinks, but advertising and lies have had such an effect that even though people know it"s harmful, they eat and die! It doesn"t matter if they didn"t have bread and wheat! The important thing is to smoke a cigarette! He has a soda in his hand, and a moving jaw with chewing gum. Alcohol and drugs should also be avoided. The secular economy, including liberal (free economy) and socialist (state economy), does something that: to buy haram goods and smuggling and harmful to the body, the highest prices to be paid. In the words of one of the mystics who said to his son: My son, you have to spend money to go to hell! But God"s paradise is free: praying or fasting does not cost money, but prostitution and drinking have the highest prices. This is the difference between Islamic and non-Islamic economics. Islamic Economics says: Blessings are abundant, one day you will reach the unseen, do not worry, use the free blessings of God! Eat, sleep, and have fun for free. But non-Islamic economics says resources are limited and unlimited expectations, so you have to fight to get it, and deprive others of it. Unfortunately, all this is bad, but worse, the Iranian secularists! Claiming that there is no difference between Islamic economics and economics! All of these jungle games are called Islam. In other words, in the territory of the Islamic Republic, by adding a word to the banks, they have called it the Islamic Bank! And they do the highest usury in history called Islamic banking. In addition to late interest and penalties, items are included in the calculations, which the borrowers fall into. There is no factory or workshop that has been borrowed but not confiscated. Or his managers are not in prison. Because in the name of Islam, they give fake loans and confiscate the work of the house. While any Islamic contract is a participation in profit and loss. But banks with calculations of alien sciences and Jeffrey"s numbers! They impose so many fines and interest on the factory that they are satisfied with the confiscation. The central bank, which is tasked with increasing the strength of the national currency, has devalued the rial against the dollar by $ 170,000 in its 60 years. Now he says we want to keep the balance in the market! That is, the lower the supply, the higher the demand, the higher the equilibrium point. In rhetoric and lies, he calls the destruction of the value of the national currency the balance of the market. But when the dollar goes down, it speaks to the stability of the financial market! It does the necessary tools, namely injecting national currency, to keep the dollar high! And it buys people at half price. If they want to reduce the dollar rate and prevent the weakening of the national currency, the way is very simple. But their intention is to help the economy: US liberalism and the preservation of the value of US treasury money, not Iran: 95% of the dollars are in the hands of the government, once instead of allocating currency to imported goods, they distribute it in Ferdowsi market. But they are collecting dollars under the pretext of basic goods (lies and justifications). Until prices rise, they will be handed over to the US Treasury (sanctions).

استقرار السوق أم توازن السوق؟

فی الاقتصاد العلمانی ، یأتی الخداع أولاً ، سواء من خلال الدعایة الکاذبة أو المبررات المروعة ، أو من خلال الأکاذیب الکبیرة! مثل البنک المرکزی الذی تتمثل وظیفته فی الاستقرار ولکن اختیار التوازن: لتدمیر قیمة العملة الوطنیة. أو عندما لا یشتری شخص السجائر لأنه لا یحتاج إلیها ، یعلن عن الکثیر لدرجة أنه یصبح أکثر أهمیة بالنسبة له من الخبز فی اللیل. حتى الآن ، لم یمت أحد من مضغ العلکة أو المشروبات الغازیة ، لکن الإعلان والأکاذیب کان لها تأثیر لدرجة أنه على الرغم من أن الناس یعرفون أنها ضارة ، فإنهم یأکلون ویموتون! لا یهم إذا لم یکن لدیهم خبز وقمح! الشیء المهم هو تدخین سیجارة! لدیه صودا فی یده وفک متحرک مع علکة ، کما یجب تجنب الکحول والمخدرات. الاقتصاد العلمانی ، بما فی ذلک اللیبرالی (الاقتصاد الحر) والاشتراکی (اقتصاد الدولة) ، یفعل شیئًا: شراء سلع حرام وتهریب ومضر بالجسد ، یجب دفع أعلى الأسعار. على حد قول أحد المتصوفة الذی قال لابنه: یا بنی ، علیک إنفاق المال للذهاب إلى الجحیم! لکن جنة الله مجانیة: الصلاة أو الصوم لا تکلف مالا ، ولکن الدعارة والشرب لها أعلى الأسعار. هذا هو الفرق بین الاقتصاد الإسلامی وغیر الإسلامی. یقول الاقتصاد الإسلامی: برکات وفیرة ، ذات یوم ستصل إلى الغیب ، لا تقلق ، استخدم برکات الله الحرة! تناول الطعام والنوم واستمتع بوقتک مجانًا. لکن الاقتصادیات غیر الإسلامیة تقول إن الموارد محدودة وغیر محدودة ، لذلک علیک أن تقاتل من أجل الحصول علیها ، وتحرم الآخرین منها. للأسف ، کل هذا سیء ، لکن الأسوأ ، العلمانیون الإیرانیون! مدعیا أنه لا فرق بین الاقتصاد الإسلامی والاقتصاد! جمیع ألعاب الغابة هذه تسمى الإسلام. وبعبارة أخرى ، فی إقلیم الجمهوریة الإسلامیة ، بإضافة کلمة إلى البنوک ، أطلقوا علیها اسم البنک الإسلامی! ویفعلون أعلى الربا فی التاریخ یسمى المصرفیة الإسلامیة. بالإضافة إلى الفوائد والعقوبات المتأخرة ، یتم تضمین البنود فی الحسابات التی یقع فیها المقترضون. لا یوجد مصنع أو ورشة عمل تم استعارتها ولکن لم تتم مصادرتها. أو مدیریه لیسوا فی السجن. لأنهم ، باسم الإسلام ، یقدمون قروضًا مزورة ویصادرون عمل المنزل. بینما أی عقد إسلامی هو مشارکة فی الربح والخسارة. لکن البنوک مع حسابات العلوم الغریبة وأرقام جیفری! إنهم یفرضون الکثیر من الغرامات والاهتمام على المصنع لدرجة أنهم راضون عن المصادرة. قام البنک المرکزی ، المکلف بزیادة قوة العملة الوطنیة ، بتخفیض قیمة الریال مقابل الدولار بمقدار 170 ألف دولار فی 60 عاما. الآن یقول إننا نرید الحفاظ على التوازن فی السوق! أی أنه کلما انخفض العرض ، کلما زاد الطلب ، زادت نقطة التوازن. فی الخطاب والأکاذیب ، یسمی تدمیر قیمة العملة الوطنیة توازن السوق. ولکن عندما ینخفض ??الدولار ، فإنه یتحدث عن استقرار السوق المالیة! إنها تقوم بالأدوات اللازمة ، أی ضخ العملة الوطنیة ، للحفاظ على ارتفاع الدولار! وتشتری الناس بنصف الثمن. إذا کانوا یریدون خفض سعر الدولار ومنع ضعف العملة الوطنیة ، فإن الطریق بسیط للغایة. لکن هدفهم هو مساعدة الاقتصاد: اللیبرالیة الأمریکیة والحفاظ على قیمة أموال الخزانة الأمریکیة ، ولیس إیران: 95? من الدولارات فی أیدی الحکومة ، مرة واحدة بدلاً من تخصیص العملة للسلع المستوردة ، یقومون بتوزیعها فی سوق الفردوسی. لکنهم یجمعون الدولارات بحجة السلع الأساسیة (الأکاذیب والمبررات). حتى ارتفاع الأسعار ، سیتم تسلیمها إلى الخزانة الأمریکیة (العقوبات ).

¿Estabilidad del mercado o equilibrio del mercado?

 

En una economía secular, el engaño es lo primero, ya sea a través de propaganda falsa o justificaciones horribles, ¡o mediante grandes mentiras! Al igual que el banco central, cuyo trabajo es ser estable pero elegir el equilibrio: destruir el valor de la moneda nacional. O cuando alguien no compra cigarrillos porque no lo necesita, anuncian tanto que se vuelve más importante para ellos que el pan de noche. Hasta ahora, nadie ha muerto por mascar chicle o refrescos, pero la publicidad y las mentiras han tenido tal efecto que, aunque las personas saben que es dañino, ¡comen y mueren! ¡No importa si no tenían pan y trigo! ¡Lo importante es fumar un cigarrillo! Tiene un refresco en la mano y una mandíbula en movimiento con goma de mascar. También se debe evitar el alcohol y las drogas. La economía secular, incluida la liberal (economía libre) y la socialista (economía estatal), hace algo que: para comprar bienes haram y contrabando y perjudicial para el cuerpo, los precios más altos que se pagan. En palabras de uno de los místicos que le dijo a su hijo: ¡Hijo mío, tienes que gastar dinero para ir al infierno! Pero el paraíso de Dios es gratis: rezar o ayunar no cuesta dinero, pero la prostitución y la bebida tienen los precios más altos. Esta es la diferencia entre la economía islámica y no islámica. La economía islámica dice: las bendiciones son abundantes, un día alcanzarás lo invisible, no te preocupes, ¡usa las bendiciones gratuitas de Dios! Come, duerme y diviértete gratis. Pero la economía no islámica dice que los recursos son limitados y que hay expectativas ilimitadas, por lo que debes luchar para obtenerlo y privar a otros de él. Desafortunadamente, todo esto es malo, pero peor, ¡los laicistas iraníes! ¡Afirmando que no hay diferencia entre la economía islámica y la economía! Todos estos juegos de la jungla se llaman Islam. En otras palabras, en el territorio de la República Islámica, al agregar una palabra a los bancos, ¡lo han llamado Banco Islámico! Y hacen la mayor usura en la historia llamada banca islámica. Además del interés tardío y las multas, los ítems se incluyen en los cálculos, en los cuales se encuentran los prestatarios. No hay una fábrica o taller que haya sido prestado pero no confiscado. O sus gerentes no están en prisión. Porque en nombre del Islam, dan préstamos falsos y confiscan el trabajo de la casa. Si bien cualquier contrato islámico es una participación en ganancias y pérdidas. ¡Pero bancos con cálculos de ciencias alienígenas y los números de Jeffrey! Imponen tantas multas e intereses a la fábrica que están satisfechos con la confiscación. El banco central, que tiene la tarea de aumentar la fortaleza de la moneda nacional, ha devaluado el rial frente al dólar en $ 170,000 en sus 60 años. ¡Ahora dice que queremos mantener el equilibrio en el mercado! Es decir, cuanto menor es la oferta, mayor es la demanda, mayor es el punto de equilibrio. En retórica y mentiras, llama a la destrucción del valor de la moneda nacional el equilibrio del mercado. ¡Pero cuando el dólar baja, habla de la estabilidad del mercado financiero! ¡Hace las herramientas necesarias, a saber, inyectar moneda nacional, para mantener el dólar alto! Y compra personas a mitad de precio. Si quieren reducir la tasa del dólar y evitar el debilitamiento de la moneda nacional, el camino es muy simple. Pero su intención es ayudar a la economía: el liberalismo estadounidense y la preservación del valor del dinero del tesoro estadounidense, no Irán: el 95% de los dólares están en manos del gobierno, una vez que en lugar de asignar moneda a los bienes importados, la distribuyen en el mercado de Ferdowsi. Pero están recaudando dólares con el pretexto de bienes básicos (mentiras y justificaciones). Hasta que los precios suban, serán entregados al Tesoro de los Estados Unidos (sanciones).