سفارش تبلیغ
صبا ویژن

ندای ماهین

و اهالی ان را بیرون بریزند، و اموال آن را در راه فقرا هزینه نمایند. برای این منظور بهتر است که آنجا، تبدیل به حسینیه یا مسجد شود، و همیشه در ان غذای نذری به مردم داده شود. نام آن را هم میتوان حسینیه شهید سلیمانی گذاشتف تا یاد آور خون بناحق ریخته ایشان باشد، که باعث بیداری ملت آمریکا گردید. راههای اشغال آنجا بسیار ساده است. مردم به تعداد زیاد باید: در اطراف کاخ سفید به تظاهرات مشغول شوند، کاخ سفید تا کنون 4لایه محافظتی داشته، که الان به هفت لایه افزایش یافته. این لایه ها چون دارای عوامل انسانی است، چندان غیر قابل نفوذ نیست. نگهبانان کاخ سفید، بطور کلی ترسیده اند و از انجام وظیفه معاف هستند. یعنی یک لایه محافظتی، به دست خودشان از کار اقتاده. لذا اموال کاخ سفید رها شده، هرکس می تواند برای خود بردارد. مامورین جایگزین هم بیشتر دوست دارند: تا مردم غارت کنند، زیراجانشان در امان خواهد بود. بنابر این لایه دوم، که جانشین لایه اول شده، بسیار ترسو و جان دوست هستند. و از هرگونه درگیری یپرهیز می کنند. خودشان هم به غارت اموال کاخ سفید کمک می کنند، تا خشم مردم کمتر شود. لایه سوم سگها هستند. اما سگها به راحتی قابل کنترل هستند. زیرا آموزش آنان برای یافتن مجرم است، در حالیکه مردم در اطراف کاخ سفید، گم نشده اند که پیدا شوند. اگر چناچه دستور حمله به آنها داده شود، به تعداد سگها، افراد می توانند با آنها مقابله کنند، و بقیه به داخل کاخ بروند. برای مقابله با سگها هم افراد تنومند، که بتوانند آستین بند چرمی داشته باشند، مفید هستند زیرا آستین بند خود را، به سم آلوده می کنند، تا سگها همگی دچار بیماری شوند، و از کار بیاندازد. بنابراین اولین جایی که سازماندهی منظم لازم دارد، رده مقاومت در مقابله با سگها است. که داوطلبان همانجا، خود را معرفی و به تعداد سگ ها( یا کمی بیشتر)، سازماندهی می شوند.لایه چهارم پلیس فدرال، یا همان سگهای وحشی هستند! که به اندازه یک سگ هم وفا ندارند. و پاچه همه را می گیرند. راه مقابله با اینها هم فقط: سلاحهای شخصی و کوچک است. اخیرا آمار فروش این سلاحها هم افزایش یافته، و هرکس که به صف تظاهرات می رود، باید با آن مسلح باشد. البته اگر پول ندارد که بخرد، باید از همان سگهای وحشی بگیرد! یعنی آنها را بیهوش یا مجروح کند، و سلاح شان را از دستشان بگیرد. برای این کار افراد دوره دیده در ارتش، یا کهنه سربازان مفید هستند. به هیچ وجه نباید با این پلیس ها زد و خورد فیزیکی: تن به تن باشد، زیرا آنها به فنون رزمی پایبند نیستند. و از ترسشان بجای مبارزه تک نفره، مبارزه چند نفر به یک نفر را، اجرا می کنند. لایه پنجم تک تیراندازان هستند. که در پشت سر پلیسها ایستاده، صحنه را زیر نظر دارند و در صورت مشاهده معترضین، آنها را هدف قرار می دهند. خوبی این لایه، مسلح بودن علنی آنها است. به راحتی میتواند از طریق متقابل، از سوی تک تیراندازان مردمی شکار شوند. جنگ شهری  غالبا بر روی جنگ چریکی، یا همان تک تیراندازی مبتنی است. لذا پیروزی بر این لایه راه را برای ورود: به کاخ سفید هموار می کند. گارد ملی منتظر ورود مردم است، تا آنها را به رگبار ببندد. زیرا معلوم شده که پیروزی با مردم است. راه مقابله با گاردملی، سپر قرار دان سگها یا نگهبانان، و یا پلیس فدرال است. میتوان با هجوم بی سابقه که بعنوان تئوری موج انسانی است، وارد کاخ شد، که آنها برای جلوگیری از تلفات خودی، نتوانند شلیک کنند، و یا حداقل شلیک سازمان یافته نداشته باشند. اما راه دیگر آتش زدن خودروها،یا پرتاب مواد آتش زا به مقر آنها است. با آتش زدن خودروها، آنها از ترس محاصره شدن در اتش، دچار بی تحرکی می شوند. ادامه مطلب...

رئیس جمهور برای انحراف در دستور جلسات مجلس جدید! چند لایحه قدیمی را دنبال میکند، و چند لایجه نیز سریعا به مجلس داده تا مشغول باشند، تا مبادا به کار بانکها بپردازد. تا بانکها بتوانند زیر قیمت سالهای اولیه! سهام عدالت را از مردم بخرند، و صاحب همه کارخانه ها شوند! بعد آن را تخریب و مدیران آنها را زندانی نماید. بانک مرکزی می گوید: اگر دولت دست در جیب ما نکند، تورم قطع می شود. به شرط آنکه بانکها هم، همه نقدینگی ها را بلوکه نکنید! الان بزرگترین خیانت بانکها، مخصوصا بانک مرکزی کاهش ارزش پول ملی است، که دخلی به دولت ندارد. بانکها همه پولهای ایران را جمع،و به خزانه آمریکا، صندوق بین المللی پول و بانکهای سوئیس می دهند. عجیب است برای پس گرفتن آن تحریم! مانع می شود، ولی برای ارسال آن، تحریم بی اثر است.240تریلیون دلار پول ایران در بانکهای خارج، از طریق همین بانک مرکزی ارسال شده. البته به دستور روسای خیانت کار! ولی روسا چرا فقط به طرف: فرار ارز غش می کردند؟ طبیعی است که با راهنمایی بانک مرکزی بوده است. حتی اگر امکان ارسال مستقیم نبود، افرادی مثل خاوری را نفوذ می دادند، که بتواند راه خروج را پیدا کند. البته اگر این پول صرف مردم آمریکا یا اروپا می شد، اشکالی نداشت: بخشش دولت ایران را نشان می داد، که بدون ادعا طرح مارشال را اجرا می کرد. اما متاسفانه به بهانه محرمانه بودن، همه پس انداز می شد و از بهره آن ها، دولت ها بر وحشی گری، خودشان اضافه می کردند! یعنی صرف بودجه های نظامی، پاداش به پلیس های جنایت کار، و تغییر نظام های اسلامی شده. یکی از قانون هایی که ایشان اصرار دارد، حقوق شهروندی است. حقوقی که اولین اصل آن، همه جا مورد فراموشی قرار می گیرد! یا به آن تعدی می شود. اصل اول، انتخاب محل زندگی است. حقوق شهروندی در همه جای دنیا، این اصل را یاد آور می شود ولی، همه جا هم نقض می شود. اولین نقض این قانون، ترسیم مرزهای بین المللی است. که مانع بزرگ حق انتخاب شهروندان است. فرضا اگر یک ایرانی بخواهد: به سوریه، ترکیه و عراق برود و به بستگان خود، سر بزند نباید ممنوع الخروج باشد! و گذرنامه او تایید شود. یا یک آمریکایی می خواهد به مکزیک برود، یا از مکزیک و ونزوئلا وارد آمریکا شود، این منع بزرگ را دارد. یعنی همه قانون های بین المللی، اولین ناقض حقوق شهروندی هستند. بعد از مرزبندی، اختراع گذرنامه دومین مانع تحقق: اصل اول حقوق انسانی یا شهروندی است. کسانی که گذرنامه ندارند یا نمی خواهند داشته باشند، حق انتخاب محل زندگی را از دست می دهند، و مجبورند دولت سفاک آمریکا را تحمل کنند، و هر روز شاهد قتل شهروندان باشند. سومین مانع وجود گاردهای ملی در آمریکا و اروپا، یا پلیس فدرال است که نه تنها مانع از انتخاب می شوند، بلکه با سرکوب اشخاص مهاجر، همه آنها را از تمام حقوق شهروندی محروم می کند. رنگین پوست بودن یکی از دلایل سرکوب است. چیزی که در اختیار هیچ کس نیست! والا همه می خواستند: از نژاد سامی باشند! حق نفس کشیدن هم ندارند، چه برسد به حق تحصیل وکیل گرفتن و حق دفاع! مهمتر دشمن حقوق بشر، یا حقوق شهروندی سازمان ملل است. که به نام ملل تاسیس شد! ولی برای دولتها جاسوسی، و دستور انها را اجرا می کنند. برای این کار لازم است جاده دوطرفه ای، با مواد سبک تر از آب اقیانوسها ساخته شود، تا همه قاره ها به هم راه داشته باشند. اما این کار را نمی کنند، تا مردم را مجبور به اطاعت کنند! یا آنها را تعقیب و به راحتی دستگیر نمایند. قران می فرماید زمین خدا وسیع است، و استاد شریعتی می گوید: مهاجرت اساس تمدن است. ادامه مطلب...

کمک به مردم آمریکا: ضرورت ها و راهبردها:اینکه مردم آمریکا احتیاج به کمک دارند، امری محتوم است چرا که قاره آمریکا، مانند زندان بزرگ است که راه فرار از ان امکان پذیر نیست. مبادی ورودی و خروجی آن اقیانوس ها است، با کیلومتر ها فاصله، که بدون کشتی یا هواپیما که در دست دولتها است، و هزینه های بالا و مجوز پلیس و گارد ملی را می خواهد، امکان ندارد. به همین جهت پلیس یا ارتش در این کشورها بسیار قوی است، در بالاترین ردیف بودجه ای ایالت ها، یا کشورهای آن قاره است. ورود 5فروند کشتی ایرانی حامل سوخت، این امید را در انها زنده کرد، که بتوانند راه نفسی داشته باشند. ولی پلیس امریکا، علنا نفس آنها را برید! تا هیچگاه به این فکر نیافتند. الان هم کسانی که اعتراض می کنند، واقعا نمی دانند چه سرنوشتی در انتظار انها است. بالاخره دستگیر و شکنجه و زندان خواهند شد، یا با گلوله های غیبی کشته می شوند. این گلوله های غیبی را ترامپ توصیف کرده: گفته ما حمله جادویی می کنیم، که هیچکس نفهمد از کجا خورده! وی گفته ما اجازه می دهیم: افراد اعتراض کنند بعد او را شناسایی کرده، با آب پاش بدن او را خیس می کنیم! تا او فرار کند. سپس با این علامت آنها را دستگیر، درصورت فرار، درجا اعدام می کنیم. حتی پلیس ها اجازه دارند: بدون شلیک گلوله ای انها را خفه کنند. به همین جهت سخنگوی وزارت خارجه ایران، با احساس رافت، به دولت آمریکا پیام داده که: بگذارید مردم نفس بکشند! بهرحال ضرورت کمک به این مردم اسیر و برده، چه سیاه و چه سفید و زرد و سرخ، یک امری واضح است. راهبردهای کمک به این مردم چند چیز است که مهمترین آن فراهم آوردن: امکان فرار برای انها است. خداوند مردم را آزاد آفریده، و فرموده در ان زندگی کنند. در قران هم می فرماید: وقتی از مظلومین می پرسند: چرا به ظلم تن داده اید؟ آنها می گویند راه فرار نداشته ایم، و خداوند می فرماید (ان ارضی واسعه) زمین هم وسیع بود، چرا نرفتید جای دیگر. لذا امکان فرار جزو حقوق اساسی مردم آمریکا، به ضرورت توضیحات فوق است. دنیای غیر امریکایی باید مسئولیت خود را، در برابر خدا یا وجدان ادا نمایند. پناه دادن به این بی پناهان، از اوجب واجبات است. راه دیگر اموزش آنها برای مبارزه با ستم است. خیلی از انها به حقوق اساسی خود، آگاه نیستند. و به ضرورت زندانی بودن در آن زندان بزرگ، فقط چیزهایی را می دانند که حاکمان به آنها می گویند. لذا قرن ها ست که سیاهپوستان، مورد بهره برداری جنسی قرار می گیرند، بطوریکه می گفتند علت خفه کردن جرج، امتناع او از عمل پورن با پلیس مربوطه بوده. سرخپوستان که قتل عام شده اند! چون جایی برای فرار نداشتند. زردپوستان که غالبا از چین هستند، اخیرا به بهانه کرونا مورد هجمه قرار دارند، و کشتار انها مباح اعلام شده است. سیاست تحریم دولتهای قاره آمریکا، در همین جهت است تا هر گونه تماس با خارج از  قاره را محدود، و قابل کنترل کنند. حتی سیاست مهاجرت هم به همین دلیل است، چون مهاجرانی که روشنگری می کنند (مانند ایرانی تبارها)، سم مهلکی برای زندان بانان! قاره آمریکا هستند. حتی ضدیت رسانه ای با ایرانی ها، برای جلوگیری از فرار آنها است. زیرا هر امریکایی آرزو دارد: به آسیا یا اروپا برگردد، و در اغوش زمین های پهناور خدا، در گوشه ای آزادانه زندگی کند. اگر کشتی یا هواپیمایی فراهم شود، صد درصد کسی در امریکا باقی نمی ماند. یک فلسفه تاریخی می گوید (آنکه دور ماند از اصل خویش، باز جوید روزگار وصل خویش) همه آمریکایی ها مانند همه اسرائیلی ها، فریب سراب آرزوها را خوردند. اما الان در حسرت بازگشت به خویش هستند. مسئولیت خود را اداکنیم. ادامه مطلب...

باقرزاده که خود را دکتر معرفی می کند، در صحن علنی مجلس امروز، اقتصاد سکولار را به رخ مجلسی ها کشید، به نام مرکز پژوهشهای مجلس، از نمایندگان خواست همچنان: ایران را کشور جهان سومی بدانند که: ناچار است از کشورهای پیشرفته درس یاد بگیرد! هدف او معرفی کشتار مردم آمریکا به دست پلیس جانی فدرال، سقوط سیصد ساله اقتصاد کرونایی انگلیس، کشتار پیر مردان و پیرزنان به بهانه کرونا در فرانسه: بعنوان پیشرفت است؟ معلوم می شود: هنوز در قرن نوزدهم سیر می کند! و به مغز خود اجازه ورود اطلاعات روز را نداده است. حالا با این پیش فرضهای عهد عتیق، می خواهد برای فردای درخشان ایران هم برنامه بدهد. اعتراض به قانون اساسی هم دارد که: چرا مجلس را چهارساله کرده! هیچ یک از قوانین بالا دستی نظام، از جمله چشم انداز و سیاست های ابلاغی را هم مطالعه ای نکرده. فقط از روی نوشته های آدام اسمیت، قمپز در می کند که دکترا دارد و پست سازمانی هم، پژوهشگر یا احیانا ریاست پژوهشگاه مجلس است. وقتی می گوییم علوم انسانی اسلامی و غیر اسلامی، یعنی همین! پژوهشگر اسلامی در متن جامعه زندگی می کند، حقیقت را از نردیک لمس، وآن را پیشداوری نمی کند. ولی پژوهشگر سکولار، چشم خود را به پیشداوری های کتب کلاسیک قرون وسطی، دوخته و غیر از ان چیزی نمی بیند. دعوت می کند چرخ را دوباره اختراع کنیم! برای اختراع آن هم درست به همان راهی برویم، که پیشینیان رفته اند. درواقع پژوهشگر سکولار، دچار دگماتیزم متقابل شده یعنی: همانطور که انگیزیسیون در قرون وسطی حاکم بوده، حالا سکولار ها، انگیزیسیون جدیدی بنام خودشان دارند. زیرا پژوهش آنان برمبنای دین ستیزی است. اگر دین ستیزی را از انها بگیریم، بی هویت میشوند. همه مفاهیم کلاسیک و علمی انان، وقتی معنی می دهد که بتوانند در مقابل دین مطرح شود. البته دین را بنام خرافات معرفی کرده اند، تا مبنای قابل توجیهی برای ستیزه جویی داشته باشند. از نظر آنها دین: اقتصاد ندارد، علم را قبول ندارد، برنامه ریزی را نمی پذیرد و.. در حالیکه دین از سوی کسی آمده، که آنها را خلق کرده. دین بروشور راهنمای عملکردی: دستگاهی بنام انسان است. کسی که این دستگاه را ساخته، برچسب راهنمای ان را هم داده. اما سکولارها برای تخطئه خود می گویند: این دستگاه خود بخود ساخته شده! راهنمایی هم لازم ندارد، و ما با آزمون و خطا آن را پیدا می کنیم. بعنوان نمونه:آمریکا اکنون در آتش نژاد پرستی می سوزد. همه بودجه های دولتی برای تقویت ارتش و: گارد مسلح و پلیس ضد شورش به کار می رود، لذا 40میلیون بیکار و 40میلیون بی خانمان و 80میلیون کودک و زن گرسنه، با مشکلات اولیه زندگی دست به گریبان هستند. اما پژوهشگران سکولار، مانند عروسک کوکی دائما می گویند: کشورهای پیشرفته خوشبختند. آنها بیمه دارند، مستمری دارند بیمه بیکاری می دهند، کسربودجه هم اصلا ندارند! برای ابد هم برنامه رفاهی شان کامل است. این اختلاف بین واقعیت و تخیل این محققان، ناشی از نفهمی آنان نیست، بلکه خود را به نفهمی زده اند! یعنی جز پیش فرض دیکته شده سکولاریسم را، به ذهن خود راه نمی دهند. در ایران هم 42 سال است که اقتصاد ایران برپا است. کالاهای اساسی سه برابر مصرف کشور موجود است. فقط 4میلیون تن در گمرکات است. در انبار شهری هم، برای یکسال ذخیره موجود است. محتکران و گرانفروشان هم برای خود ذخیره دارند. مقداری بسیار زیاد تر در حال سفارش است، برابر تمام نیاز مردم در حال حمل است که: دموراژ تحمیلی انها برابر بودجه فرانسه است. ولی بازگو نمی کنند. ادامه مطلب...

مرحله نوین انتفاضه در امریکا شروع شده، لذا همه کسانی که قدرت دارند، و میتوانند در صحنه باشند، بهتر است حضور یابند! و برای وقت دیگری منتظر نباشند. ما، آمریکایی یکپارچه می خواهیم که: جنوبی و شمالی و کانادا نداشته باشد، همه یکپارچه و متحد ضد پلیس فدرال، و ارتش سرکوبگر ایستادگی کنند. قاره آمریکا بخودی خود یک زندان بزرگ است، که با اقیانوسها و کوههای یخ محاصره شده، و فرار از آن امکان ندارد. نفت کش ایرانی 12هزار کیلومتر، مسیر آبی طی کرد و بعد از 10روز توانست :خود را به دریای کارائیب برساند. همین موضوع خط پیامی برای مردم آمریکا، در هر نقطه آن داشت: که ایران قدرت مند و شجاع، در کنار شماست. گرچه لیبرالهای ایرانی دوآتشه تر از ترامپ، می خواهند بر این پیروزی سرپوش بگذارند، ولی مردم دنیا پیام را گرفته اند. قران تکلیف را روشن کرده: از مومنان سوال می کند: چرا به کمک مستضعفین نرفتید؟: پیرمردان و پیرزنانی ( که کرونا گرفته اند) فریاد برمی اورند: خدایا از نزد خود کمک بفرست، تا ما را از این سر زمین که اهل آن ظالم هستند، نجات دهد!(و مالکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین..) لیبرال فاشیست های ایرانی این آیه را نخوانده اند، اگر هم خوانده اند اشتباه تفسیر می کنند: قران می گوید باید در راه آنها(مستضعفان) اسلحه دست بگیرید، و جنگ و دفاع کنید. چرا که ترامپ دستور شلیک داده، و مردم مستضعف آمریکا هم، باید بتوانند شلیک کنند. پس همه مومنان جهان، باید کمک های تسلیحاتی و لجستیگ به مردم آمریکا بدهند، تا از خودشان دفاع کنند. ولی سازمان ملل فقط قطعنامه صادر می کند! و از گرگ، می خواهد که دست از دریدن گوسفندان بردارد. عین همین کار را لیبرالهای وزارت خارجه ایران می کنند. آنها هم فقط ترامپ را نصیحت می کنند. ضرب المثل فارسی است که می گوید: مرد فقیری به نزد ثروتمندی رفت، و اوضاع بد خود را گفت! ثروتمند گفت: هرچه بخواهی برایت اشک می ریزم، ولی پول از من نخواه! لیبرالهای ایرانی که عادت دارند: در برابر ظلم ظالم، به دامن آن پناه ببرند، اینجا هم فقط دیپلماسی التماسی دارند. ولی این از مسئولیت مومنان کم نمی کند. چه مردم آمریکا و چه مردم دنیا، باید مسلح شوند و در برابر: پلیس فدرال و نقشه های جادویی ترامپ برای کشتار معترضان، مقاومت کنند.  مردم آمریکا بدانند تا خودشان نخواهند، کمک دیگران هم اثری ندارد(ان الله لایغیرما بقوم..) زیرا کمک ها را برای خودشان برمی دارند. اما اگر مردم بخواهند، میتوانند پلیس فدرال را خلع سلاح کنند، پادگانها، کلانتری ها و مراکز پلیس را آتش بزنند. و گول لیبرال فاشیست ها یا سلطنت طلب های ایرانی را نخورند. در همین لبنان، رئیس بانک مرکزی مامور اجرای تنش ها، برحسب دستور پلیس فدرال آمریکاست. بانک مرکزی ایران هم همینطور است، بجای خدمت به تقویت پول ملی ایران، باعث تقویت دلار آمریکا می شود. و برای این کار بجای کلمه آمریکا، از صندوق بین المللی پول استفاده می کند! همین اخیرا قرار شد که ایران، چهار صفر از پول خود را حذف کند، ولی رئیس بانک مرکزی به شورای نگهبان گفت که: صندوق بین المللی پول راضی نیست! در حالیکه ایران بالاترین مبلغ را در صندوق دارد، ولی آنها از کمک 5میلیارد یورویی برای کرونا هم، مضایقه کردند تا ایرانی ها از بیماری بمیرند! ولی حالا که ایران می خواهد: ارزش پولش را ده هزار برابر، در برابر دلار بالا ببرد، همین لیبرال فاشیستها نمی گذارند. اما اگر ترامپ بخواهد، فوری اختلاس می کنند و به او می دهند. یا راه مصادره کردن را نشان می دهند! مثل آنکه به ترامپ گرا داد: یا یکجا نفتکش های ما را بزند! و یا برای ما دردسر درست کند. ادامه مطلب...

در هر گوشه و کنار این مملکت، بلایای طبیعی و انسانی در حال وقوع است، و همه بجای اینکه از ان درس بگیرند، فقط می خواهند که بلایا دفع شود! بلایا از سوی خدا باشد، حتما پیام دارد و اگر کسی گوشش به پیام ها بدهکار نباشد، نمی تواند درخواست رفع بلا کند. مثل اینکه کسی روزها، نشسته آب بخورد و شب ها ایستاده! طبیعی است که او درد مثانه می گیرد. حالا خود را به نادانی بزند، و بگوید چه ربطی دارد؟ فقط خود را گول زده! یا مثلا وقتی می گویند: ایستاده شلوار نپوشید، قوه باه از بین میرود! شخص آن را مسخره کند، و همیشه دنبال دکتر امور جنسی، برای تقویت قوه باه بگردد! وقتی معصومین حرفی را می زنند در واقع، زون کرده اند روی اصل مشکل و بلا. اما مردم آن را نمی فهمند، و جای دیگری برای رفع بلا می روند. آداب لباس پوشید، آداب استحمام و آداب دیگری که: در کتب معتبر آمده برای همین است. کسی که نماز می خواند، در واقع خود را بیمه می کند! اولا وضو گرفتن او همان شستن دستها است، که کرونا را دور می کند! ثانیا:قیام و قعود آن ورزش سوئدی! یا نرمش صبحگاهی است. وقتی می گویند در بین اذان صبح و طلوع آفتاب نخوابید، چون تنظیمات بدن در حال عمودی است. در حال افقی بهم می خورد. غذاهایی که شب قبل خورده اید، در حال خارج شدن از معده و وارد شدن به روده است(8ساعت بعد). الان شما ببینید که: مردم مینیا پلیس تظاهرات کردند! آنها پیام نفت کش های ایرانی به ونزوئلا را دریافت کردند. در حالیکه در خود ایران، خیلی ها اصلا گوش نمی دهند. آنها فهمیدند که ایران قدرت دارد، که از انها حمایت کند و پلیس آمریکا، این قدرت را ندارد. ترس آنها از وحشیگری پلیس آمریکا ریخته. پلیسی که یک سیاهپوست بدون اسلحه را خفه کند، یعنی خیلی بی عرضه هست که: به جنگ یک فرد بی اسلحه می روند. و معلوم است نمی تواند با افراد قوی تر از خود، که سلاح هم داشته باشند، مبارزه کنند. این تظاهرات مردم آمریکا، همه جا هست و مردم از جنوب تا شمال، تا کانادا همه خواستار سرنگونی رژیم هایشان هستند. انها یک آمریکای کامل و: هماهنگ با جمهوری اسلامی می خواهند. (جمهوری اسلامی یکپارچه قاره آمریکا) فقط راه را نمی دانند. خداوند با فرستادن طوفان، گردباد و سیل، و اخیرا کرونا، دولتها را ضعیف کرد: تا مردم نفس بکشند. حالا اگر مردم قدر ندانند، یا خودشان در تظاهرات ضد دولتهایی مثل ترامپ شرکت نکنند، بلا از سرشان دفع نمی شود. ترامپ می رود بدتر از ان می آید. مسلمانان هم همینطورند: آنها می بینند که بهشت بقیع در مدینه مخروبه شده، و چهار امام معصوم و دختر پیامبر، در ان غریبانه دفن هستند، ولی کسی برای قتل آل سعود کاری نمی کند! مردم یمن باید بقیع را آزاد کنند، یا مردم عراق و ایران و همه مسلمانها، ولی وقتی به امام بزرگوار بی اعتنایی می کنند، خداوند خشم می کند.هشتم شوال روز جهانی تخریب بقیع است. 80سال است کسی آل سعود را تنبیه نکرده، چرا یمنی ها اقدام نمی کنند؟ آیا بی عملی است؟ یا ترس از آل سعود؟ مردم عراق چرا نباید: تظاهرات بقیع را داشته باشند؟ مجلس آنها که می خواهد برعلیه آل سعود اقدامی کند، ریشه ای اقدام کند. خوب می دانند که مدتها به حرم ائمه در عراق، بی توجهی می کردند، اسیر صدام شدند. خداوند ظالمین را بر انها حاکم ساخت! حالا که 7تن از ائمه در عراق مورد احترام هستند، چرا در عربستان 5تن از انان مورد بی حرمتی باشند؟ آنها آیات خدا روی زمین هستند. واسطه فیض رحمت الهی هستند. وقتی مردم یمن کاری نمی کنند، هر روز مورد بمباران قرار می گیرند! تا بیدار شوند. وقتی مردم ایران بی توجه هستند، هر روز سیل و زلزله می آید تا شاید بیدار شوند. ادامه مطلب...

داس راچه کسی به دست پدر رومینا داد؟ سینماگر فمینیستی با تمام احکام شرعی مخالف است، و رفتار های غیر شرعی را تبلیغ می کند. یکی از مصادیق رفتارشان، بزرگنمایی و جرم انگاری کودک همسری است. این ریشه در بی اعتقادی ندارد، بلکه ریشه آن دشمنی با پیامبر اسلام است. کاری که حضرت عمر کرد! و گفت بعد از پیامبر، صیغه کردن حرام است. طلاق یک باره را سه باره کرد. در حالیکه خودش را داماد پیامبر می دانست! و دختر 9ساله اش(حصرت عایشه) را به عقد پیامبر در اورد. نمی توان گفت که خانمی که اینستاگرامش پر است از: بدگویی به کودک همسری، اطلاعی از تاریخ و زندگی پیامبر اسلام نداشته. حتی نمی توان پذیرفت که ایشان، و باند مخوفش عمری باشند! بلکه تیشه به ریشه اسلام می زنند، و حاضر نیستند هزینه آن را هم بدهند. طوری وانمود می کنند که خبر ندارند. چون اگر صراحتا به این موضوع اذعان کنند، مانند سلمان رشدی باید هزینه بدهد. حتی یکی از نمایندگان زن مجلس گفت که: کودک همسری مسئله فعلی ما نیست، ایشان ناراحت شد! یعنی هیچ کس را هم قبول ندارد. حالا این فتوای ضد کودک همسری او! نتیجه داد و پدری دخترش را کشت، تا او با مرد مسن تر از خود ازدواج نکند! مرد مورد علاقه رومینا تالشی، بیشتر از پدرش سن داشت. ولی او با آن فرار کرد. یعنی عشق به زندگی سن و سال نمی شناسد. یعنی برعلیه غریزه طبیعی، و عشق زناشویی هم قیام کرده است.  او بداند که پدر رومینا، هیچ انگیزه دیگری نداشت. فقط مخالف ازدواج دخترش با فردی بزرگتر بود. یعنی مطیع نظرات ضد کودک همسری ایشان! حالا باید ایشان به دادگاه خوانده شوند، که چرا باعث می شوند: ساده لوحان شهرستانی برای خواسته او، دست به قتل بزنند و دختر نازنین خودشان را سلاخی کنند! گرچه آنقدر دروغگو است، که حتی در اینستاگرامش سن مرد را ننویسد! و آندو را یک زوج عاشق همسن معرفی کند. بنابر این میتوان گفت کسانی که مخالف اسلام هستند، مانند گربه مرتاض علی، از هر جا بیافتند چهار چنگول روی زمین هستند. اگر کسی کشته شود، داد می زنند که فلانی کشته شد! و اگر هم کسی را بکشند، باز هم برای آن عزاداری می کنند. در همه احکام الهی این طور است: مثلا بریدن دست دزد را وحشیگری می دانند! ولی اگر از خودشان دزدیدند، می گویند باید آنها را اعدام کرد، که روی زمین پاک شود! تا وقتی دختر خودشان عاشق پیرمردها نشده، می گویند باید کودک همسری لغو شود! بعد که دیدند اینطور است، می گویند سن مهم نیست! خداوند هم، اینها را سرکار می گذارد. یک عمر گفتند خدا را نبینیم، باور نمی کنیم! حالا مجبورند ویروسی را که نمی بینند، باور کنند! یک عمر گفتند: حجاب زوری است و باید برداشته شود، حالا مجبورند از ترس ویروس، گان بپوشند و ماسک بزنند و دستکش دست کنند! و کسانی را که دستکش نمی پوشند، یا ماسک نمی زنند مسخره می کنند. یک عمر گفتند که وضو گرفتن یعنی چه؟ نماز خواندن خرافات است! حالا مجبورند هر دقیقه دستهاشان را بشوییند! و خدا خدا کنند. و کسانی را که نمی شویند، مسخره می کنند. چندتا زن گرفتن پیامبر را مسخره می کردند، ولی چند تا دوست پسر داشتن خودشان را نمی گفتند! از اینکه بوریس جانسون دختر مردم را حامله می کند، ناراحت نیستند ولی اگر او را عقد کند! ناراحت می شوند. شوهرشان اگر زنی را عقد یا صیغه کند، ناراحت می شوند ولی اگر با چند تا زن دیگر، زنا کند مهم نیست! حضرت علی ع این جور زنان را ناقص العقل خوانده: چون آنها از حلال خدا ناراضی، ولی به حرام خدا راضی هستند. ادامه مطلب...

همه اقتصاد ایران از دست دلال بازی شکایت دارد! اما کسی نمی داند این دلال کیست؟ یک نفر است؟ یک عده هستند، سازمان هستند یا گروه! زیرا دلال اصلی نام خود را بانک گذاشته تا: کسی به آن شک نکند، زیرا وقتی از دلال صحبت می شود، یک آدم ژنده پوش بدون دسته چک! تصور می کنند که در بازار منوچهری در آن ساختمان های فرسوده، ایستاده و با یک گوشی همه کارها را انجام می دهد، و همیشه هم در حال شمردن پول است. اما نمی دانند که دلال واقعی، ساختمان های زیبا خریده، کارمندان اطو کشیده و باسواد دارد، دست به پول هم نمی زند، بلکه همگی با رمزهای اینترنتی بانکهای سوئیس، پول ها را جابجا می کند. اگر کسی هم شک کرد 65میلیارد تومان، به یک نماینده مجلس می دهد، تا جلوی تحقیق و تفحص را بگیرد. زیرا مهمترین مشخصه آن، همین پولهای بی صاحب یا به قول خودشان پولهای سرگردان است. مردم را با جایزه و قرعه کشی گول می زنند، ته جیب شان را هم خالی می کنند، بعد یکجا می دهند و: سکه را با چهارصد تومان بیشتر، از بازار جمع می کنند! بعد می روند سراغ مسکن، آن را با چهار برابر قیمت می خرند. دلار و ارز را بلوکه می کنند، به دبی می فرستند. کاری که هیچ فردی به تنهایی نمی تواند بکند! اگر هم مشخص شد، به یک زن و شوهر پول می دهند: که گردن بگیرد! وکیلان یقه سفید با قیمت بالا استخدام می کنند، تا پاداش های نجومی خودشان را توجیه کنند. از مجلس هم مصوبه می گیرند که: سهام بانک رفاه فروخته نشود! بعد شروع می کنند: به خرید سهام عدالت. اگر خرید سهام عدالت از مردم، دلالی نیست؟ پس چیست؟ مردم وکالت به بانک بدهند: و هیچ گردشکاری هم نبینند! و آخر هم اگر زورشان رسید، بیایند با بانک مصالحه کنند. لذا اولین وظیفه مجلس یازدهم، محدود کردن بانکها به وظایف قانونی خودشان است. وظیفه آنها امانت داری است نه دله دزدی. با پول مردم سرمایه گذاری می کنند، فکر می کنند مال همه، مال خودشان است! حقوق نجومی آنها باید برگردانده شود. اخیرا در کار خودرو هم وارد شده بودند، که سرپرست صمت فهمید و جلوی آنها را گرفت! برای قرعه کشی 25 هزارخودرو، از 400هزار نفر ودیعه نیم میلیونی گرفته بودند، تا بلوکه کنند! ببین چه پولی می شود! با آن در این مدت بلوکه، کوه ها را جابجا می کنند! رژیم که جای خود دارد. باید بانکها مجازات شوند، و مانند دیگر ارگانهای تجاری، پلمپ شوند تا دیگر اینهمه اخلال در اقتصاد کشور نکنند، و گرانی درست نشود. یکی از خلاف های کوچک آنها! بهره گرفتن است، که طبق نظر همه مراجع گناه است. دیر کرد و جریمه که به سرشان بخورد. هرجا کارخانه ای هست، به بهانه وام دادن جلو می روند، بعد آن را مصادره، و مدیرانش را زندانی می کنند. متاسفانه کار از بیخ خراب است. چونکه در دوران انقلاب اسلامی، مردم سه جا را به آتش می کشیدند: مشروبفروشیها، روسپی خانه ها و بانکها! ولی مسئولین جمهوری اسلامی، مشروب فروشی ها را تعطیل کردند، حتی روسپی خانه ها را ظاهرا بستند. اما بانکها را تقویت کردند. فکر کردند که مردم انقلابی، اشتباه می کردند. در حالیکه در ان زمان، باز بهره ها کمتر و حساب شده تر بود. الان بنام بانکداری اسلامی، هزار برابر بهره  جریمه و دیرکرد، محاسبه، وام گیرنده را زندانی و اموالش را برمی دارند! خداوند در قران گفته این کار محاربه است. آنهاییکه از بانکها حمایت می کنند، آیا محاربه با خدا نمی کنند؟ و نباید بعنوان باغی حکم به اعدام آنها داده شود؟ آنها قوه قضائیه را هم خام کرده اند، موضوع به این سادگی، و گناه به این بزرگی را نمی بینند. بلکه برعکس کاری می کنند که: بانکها بیشتر تقویت تا بهتر چپاول کنند. ادامه مطلب...

صدا و سیما علاقه شدیدی دارد که: به هر بهانه ترامپ را نشان دهد! صبح و ظهر و شب عصر و نیمه شب ندارد. روزانه حداقل دوساعت تصویری، و سه ساعت گفتاری، حجم اخبار و مطالب مربوط به ترامپ است. این یک نقیصه استراتژیک در مضامین حرفه ای است. چرا که اگر بطور مساوی، هر دقیقه یک میلیون تومان هزینه تولید برنامه باشد، چه مبلغی از بودجه صدا و سیما را می بلعد. یعنی با توجه به قانون هزینه فرصت های از دست رفته(آپورچونیتی کاست) بجای برنامه های ترامپ، اگر چیپس یا شکلات تبلیغ می کرد، نه تنها هزینه نداشت بلکه دوبرابر آن، درآمد کسب می کرد. کل محتوای همه این تولیدات هم یک کلمه است : ترامپ احمق است! اینکه گفتن ندارد. اگر حرف شما راست باشد، مردم هم فهم و شعورمی دانند و می فهمند. لازم نیست هر دقیقه به کسی که کور است ، عیب او را یاد آوری کنیم و بگوییم: میدانی تو کوری؟ اگر دروغ باشد که بهتان است، وجهه صدا و سیما را خراب می کند. این استراتژی کودکی است که: اگر کسی او را کتک می زند، بجای فرار از دست ظالم، به دامن او پناه می برد! تا شاید دلش بسوزد، کمتر کتک بزند. مانند سیاست برجامی: در حالیکه برنامه نفتکش های ایران برای ونزوئلا، نشان داد که میتوان بدون آمریکا هم زندگی کرد، ولی برجام پرستان می گویند: فقط آمریکا باید به ما اجازه زندگی کردن بدهد. لذا از نظر اقتصادی و سیاسی، نشان دادن ترامپ از صدا و سیما باید حذف شود، اخبار مربوط به استکبار بایکوت شود. اگر خیلی مهم است، در سازمان های ضد جاسوسی مطرح شود، و یا در وزارت اطلاعات بررسی شود. والا نشان دادن ترامپ، نه فقط اثر منفی در اقتصاد و سیاست کشور دارد، بلکه از نظر فرهنگی هم مضر است. نانسی پلوسی را با آن سینه باز در صدا و سیما، نشان دادن و از او حمایت کردن، یعنی تایید بی حجابی!(البته گاهی شرنجی می کنند!) آن وقت می گویند: چرا دختران ما حجاب را رعایت نمی کنند! قهرمانان آنها، ترامپ و نانسی پلوسی است. ترامپ با آن کراوات قرمزش، که همه صداو سیما را پوشش داده! و نانسی پلوسی هم با سینه کفتری چروکیده، ایده و مد روز برای پسران و دختران می شوند. حالا خبرنگار را در چارقد و چاقچور بپیچانند، آیا جواب اینهمه ول انگاری را می دهد؟ تشبه به کفار در اسلام مذموم است. کسی که این کار را می کند اشتباه می کند. ولی کسی که آن را تبلیغ می کند، نا دانسته یا احمقانه مدل قرار می دهد، گناهش بیشتر نباشد کمتر نیست. از نظر مذهبی هم این موضع خطرناک است. وقتی همه صداو سیما و مطبوعات، پر از عکس این دو نفر است، آن وقت عکس فلان آیت الله یا فلان روحانی، در گوشه و کنار ان وصله ناجوری بیش نیست. این تهاجم فرهنگی است، که زیر نظر رهبری خود را القا می کند. در حالیکه برای مبارزه با تهاجم فرهنگی، مانند تهاجم اقتصادی و سیاسی، نیاز به وحدت داخلی هست.همه تجهیزات تبلیغی در اختیار دشمن قرار داده، بعد می گویند چرا تهاجم فرهنگی یا مذهبی می شود. نه فقط ترامپ بلکه همه چهره های کفار، این طور فرهنگ و مذهب ما را به سخره می گیرد. دانش آموزان فکر می کنند: فقهای شورای نگهبان، در واقع بصورت شیفت نگهبانی می دهند! اما همین دانش آموزان می دانند: لیونل مسی چند تا گل زده، موهایش را کدام شکلی ارایش داده. حتی میدانند جنیفر لوپز، چند مدل مو دارد در حالیکه نمی دانند: حضرت فاطمه س چند فرزند داشت! سید ها را که 14قرن است در ایران هستند، عرب می داند ولی آموزش زبان انگلیسی را، از مهد کودک یاد می گیرد! همه اینها اکو سیستم فرهنگی جامعه را، دچار فروپاشی کرده، زمینه برای بازگشت خوی استکباری به داخل آماده می شود. ادامه مطلب...

تا حالا بانکداران مخفیانه در افزایش قیمت ها عمل می کردند! و دولت ناچار بود یقه دیگران را بگیرد، یا افراد دیگری را به جرم: اخلال در بازار و گرانفروشی جریمه کند، ولی ریشه گرانفروشی خشک نمی شد زیرا: عامل اصلی همچنان نفس کش می طلبید. تا اینکه تعداد دانه درشتها کمتر و کمتر شد، مخصوصا اینکه برخی از بانکداران نیز به دام افتادند. حالا خود بانک رفاه وارد معرکه شده! سکه ها را چهار صد هزارتومان گرانتر، از سطح بازار جمع می کند. بانک رفاه از ان جهت پیشقدم شده، که بالاترین حقوق و دستمزد و پاداش غیرقانونی را، به مدیران خود می دهد، و ناچار است آن را تامین کند. دلیل دیگر ان هم وجوه: سرگردانی بنام حق بیمه در دستانش هست. 23میلیون بیمه شده در ایران، ماهانه چهارصد هزارتومان به بانک رفاه می دهند. این وجوه سرگردان، در همه جا می چرخد و همه چیز را گرانتر می خرد. یک روز در بازار خودرو، یک روز در بازار ارز و یک روزهم در سکه یا مسکن. نمونه آن شرکت شصتا بود که قرار بود: واگذار شود ولی باز خودش آن را با قیمت بالاتر، از دست خریداران بیرون کشید. الان هم منتظر اعلام سهام عدالت هست، تا پول اورت بریزد! و سهام عدالت را خریداری کرده، مانع از سهامدار شدن مردم در کارخانجات کشور شود. برای مثال فرض کنید بانک رفاه، از صبح در حال دریافت حق بیمه است: تا عصر مبالغ هنگفتی وارد بانک می شود. بلحاظ قانونی باید آن را به خزانه تحویل دهد، اما دیر می شود! و پولها در بانک می مانند! مدیر بانک به بازاری های زنگ می زند: هرچقدر پول بخواهید تا فردا صبح به شما می دهیم: با نرخ ده درصد، آنها هم از خدا خواسته همه پولها را می گیرند، جنس های خود را از گمرک و یا کارخانه ترخیص می کنند، فردا با ده درصد اضافی، ان را فروخته و پول بانک را بر می گردانند.(که البته بعید است). یعنی از خواب پول هم نمی گذرند. و این جنایتی است که هیچکس، به مقابله با ان نپرداخته. اصولا بانک بعنوان امانتدار معرفی می شود، و در اقتصاد سکولار که همه چیز برمبنای فریب مردم است، با این شعار پول را از دست مردم خارج می کنند، ولی بجای نگهداری، آن را برای ایجاد گرانی به کار می گیرند، تا سود بانکها را بالا ببرند و: جوابگوی بیمه گذاران باشند، و امثال آن. در واقع اگر دنبال موضوع حقوقی باشیم، باید بانکها را به خیانت در امانت محکوم کنیم! اما سردار حاجی زاده بعنوان فرمانده سپاه، که خود را مسئول پاسداری از اسلام در همه زمینه ها می داند، گفته که: بانکها به جای اجرای مصوبات بانک مرکزی، به فکر اجرای منویات خزانه داری آمریکا هستند.  و این امری بعید نیست! زیرا بانکها زائیده های امریکایی یا انگلیسی هستند، و باید به والدین خود احترام بگذارند! لذا راه جلوگیری از این همه جنایت بانکها، فقط منحل کردن آنها است. در اسلام جایگزین آن وجود دارد، که متاسفانه بانکداران زودتر از علما! این موضوع را فهمیده، آن را در نطفه خفه کرده اند. قرض الحسنه موضوعی است که در قران آمده. در ایران هم سابقه طولانی دارد، بطوریکه همه خانواده های بزرگ، بین خود چنین صندوقی را دارند. علاوه بر صندوق های فامیلی، در محلات هم با مرکزیت مساجد، چنین ارگانهایی هستند. اما بانکها به کمک وکلای خود فروخته، از همان ابتدا با رشد آنها مخالفت، و آن را به نظر خود از بین برده اند. استبداد بانک سکولار در ایران، کار را بجایی رسانده که حتی: وجود بانکهاب مشابه خود را هم برنمی تابد.  9بانک خصوصی که براساس قانون اسلامی کار می کردند، منحل و در یک بانک ادغامند! تا جنایات خود را با قدرت تمام انجام دهند. در حالیکه باید برعکس می شد. و قدیمی ها منحل میشدند. ادامه مطلب...