سفارش تبلیغ
صبا ویژن

ندای ماهین

 

66/110/1000

Honorable President of the United Nations

Greetings and Regards

"We, the people of Illinois’ Chicago and all 51 states, call for the repeal of the United States law," he said. So that each of us, as an independent, recognized country, has: a president with a direct vote and a constitution. If that organization does not recognize us and makes excuses, we will all have to surround the United Nations and surround it. We may even set it on fire! Because, it hinders our goals.

Thanks

 

Independent people of Chicago


 گاهی انسان فکر می کند: بودن یا نبودن هر شی چه تفاوتی دارد. فلان سازمان یا فلان مدیر، بودن یا نبودنش چه اثر هایی دارد. حضرت علی ع می فرماید: هرکس باید بداند از کجا آمده، به کجا می رود و الان در چه موقعیتی است. این سه سوال اساسی، مرکز ثقل فلسفه و علم را تشکیل می دهد. از دانشمندان می پرسیم: جهان از کجا آمده به کجا می رود، و الان چه می کند؟ و آنها سعی دارند که جواب دهند.  اما جواب آنها میتواند با منظر های متفاوت باشد. مثلا اگر  خط مترو و راننده آن را در نظر بگیریم، از خود سوال می کند: چرا یک مسیر را روزی ده یا بیست بار میرود و برمیگردد! برای او دیر و زود رفتن یا نرفتن، فرقی نمی کند. اما از دید یک مسافر نگاه کنیم، ثانیه های مترو برای او اهمیت دارد. واگر کمی دیر شود، اعصابش به هم می ریزد. از دیدگاه کلی، هر کسی صبح از خواب برمی خیزد صبحانه می خورد! سرکار یا درس می رود، و شب برمی گردد، این چه معنی دارد؟ اما از دیدگاه خداوند ذره ذره رفتار او مهم است. مثلا اگر شخص آتش نشان باشد، از نظر خودش، کاری اعصاب خرد کن است، باید همیشه استندبای باشد! اما از منظر کسی که آتش گرفته، برای یک ثانیه دیر کردن، باید مجازات شود. اکنون در ایران شاهد آتش سوزی های سریالی هستیم. فقط با این منظر می توان فهمید که: آتش سوزی ها به دست افراد آتش نشان(معاند) است! زیرا طرز آتش زدن، بسیار ماهرانه عمل می شود! تا مجازاتی در پی نداشته باشد. بلافاصله از ان فیلم می گیرد، و گزارش می دهد! رئیس زندانها می گوید: در سه ماه زمستان، کارتن خواب ها به سراغ دزدی می روند! پس از دزدی هم به پلیس تلفن می زنند، و خود را لو می دهند! تا بتوانند سه ماه سرد زمستان را، هم سرپناه داشته باشند، و هم خورد و خوراک! کلیه عملیات ضد انقلاب را از این روش میتوان شناخت: همان کسی که فیلم می گیرد، و می فرستد عامل انتحاری هم هست. هواپیمای اکراینی دارای تجهیزات جاسوسی بوده، و در پوشش مسافربری عمل می کرد. و با عملیات انتحاری هواپیما را به زمین کوبید. بلافاصله هم عکس و فیلم آن به تمام رسانه ها مخابره شد. لذا می بینیم که افراد، همه به سه سوال اساسی پاسخ می دهند. اما با روش پیچیده. برای اینکه از مجازات آن در امان باشند. کلا چهار حالت پیش می اید:  اینکه جرم انجام نداده و کیفر نمی شوند. جرم انجام داده، کیفر معادل آن می شوند. این دوحالت بسیار اندک است، زیرا که مجرم باهوش تر از پلیس است. پلیس باید مدتها مطالعه کند، تا جرم یا بی جرمی او را محک بزند. معمولا افراد، جرم نکرده مجازات می شوند، یا جرم کرده و مجازات نمی شوند. زیرا میتوانند مسیر حرکت خود را طراحی کنند، تا به گردن دیگران بیافتد. اهمیت این موضوع از ان هم بالاتر است: جایی که اصول دین را هم تشکیل می دهد. توحید و نبوت و معاد، جواب این سه سوال است. مبدا همه از خداوند است، انسانها بوسیله نبوت هدایت می شوند، در معادهم رفتار انان ارزیابی و جایگاه ابدی انان مشخص می شود. لذا اگر در این دنیا نتوانیم آنها را مجازات کنیم، روز قیامت مجازات می شوند.: مثال دیگر: هواپیمای مسافر بری ایران، مورد اصابت موشک قرار می گیرد، 229نفر شهید می شوند. ولی ضارب آن جایزه می گیرد! ایران هم بخاطر رعایت کاپیتولاسیون، کسی شکایت نمی کند. یعنی ایران در طول 80سال، هیچگاه از امریکایی ها شکایت نکرده! برای جنایات، آنها را فقط نصیحت کرده. البته اخیرا در مورد شهادت سردار سلیمانی، حکمی صادر، آمر و معاونان تا 36نفر به اینتر پل معرفی شدند، ولی اینتر پل گفته ما اصلا اهمیت نمی دهیم. لذا سوال اینجاست که: بودن یا نبودن اینترپل چه فرقی دارد؟ ادامه مطلب...

استفاده نابجا، هدف سازماندهی غیر الهی است. مثلا کسانی که زیاده خواه بوده، به روزی خود قانع نیستند، به دنبال سازماندهی جدیدی می روند که: بطور خودکار، دستمزد دیگران را به حساب آنها بریزد. این مثال روشن است و چون همه ممکن است آن را درک کنند، میتوانند آن را به هم بریزند. لذا هرچه می گذرد، این سازماندهی مخفی تر و تخصصی تر می شود. لذا پیچیدگی های سازمانی، نشان اهداف غیر الهی است. بطور مثال چین درصد نابودی مسلمانان است، لذا به دنبال سازماندهی های جدیدی است که: این هدف را دنبال کند. یکی از کارهای سازمان یافته او، عقیم کردن مسلمانان ایغور است. بطوریکه زاد و ولد مسلمانها از بین برود. این سیاستی است که در همه جای دنیا، از سوی دشمنان اسلام طراحی و اجرا می شود. و نام آن را سیاست جمعیتی می گذارند. شوربختی انها در این است که: درست نقطه مقابل آن را، برای دوستان خود انجام می دهند. مثلا وهابی ها برای از بین بردن شیعیان، علاوه بر ایجاد گروههای داعشی، حتی به تغییر ژنتیکی مواد غذایی هم، دستبرد می زنند. با اینکه کلزا در ایران بخوبی به عمل می آید، ولی از کشورهایی وارد می کنند که: تراریخته باشد و باعث عقیم شدن انسانها بشود. سهام همه کارخانجات روغن کشی را می خرند، به آنها می گویند فقط از این نوع کلزا استفاده شود. صهیونیست های اسرائیلی ، کمونیست های چینی و ارتجاع عرب آل سعودی، هرسه سیاست واحدی دارند: و برای آن سازماندهی می کنند. چین، کشورهای مالزی و اندونزی و فلیپین و امثال آن را زیر فشار می گذارد، تا مانند هنگ کنگ، قانون امنیتی این سازمان ها را تصویب کنند، یا تحمل نمایند. اسرائیل کشورهای شمال آفریقا، شرق اروپا و غرب اسیا را در نظر گرفته، و آل سعود فقط به ایران فشار می اورد. زیرا به دلیل خادم الحرمین بودن! میتواند سازماندهی خود را سرعت بخشد. روش کلی انها ایجاد یک سازمان بزرگ بین المللی است، که از طبیعت و حوادث آن، برعکس استفاده کنند. مثلا خداوند کرونا را فرستاده، تا مردم دائم الوضو باشند. و لی آنها برعکس، اول از همه مساجد را می بندند. با اینکه مردم در عروسی ها، به دلیل ناپرهیزی ها کرونا می گیرند، ولی انها مجالس ختم را مورد تهاجم قرار می دهند. 12قرن است امام رضا ع  به معجزه شفا دادن، شهرت دارد ولی آن را تعطیل می کنند، تا به مردم بگویند از این امام هم، انتظاری نداشته باشید. با اینکه هیچ گزارشی از نمازجمعه ها، برای ابتلا به کرونا نرسیده، ولی آن را از بین می برند: و حاصل سالیان سال تبلیغ برای جمع کردن مردم را، به باد می دهند. سازمان بهداشت جهانی، مثلا یک سازمان رسمی است! ولی با سازمان غیر رسمی خودشان، کاری می کنند که نسخه ها معکوس بدهد. کوبید 19به دستگاه تنفسی خسارت می زند، آنها هم با توصیه ماسک زدن، تشدید می کنند. زیرا ماسک نفس های آلوده را تهویه می کند. اکسیژن جدیدی به ریه ها نمی رسد، و شخص دچار خفگی می شود. بعد ادعا می کنند که بیماری زمینه ای داشته! آمار ها نشان می دهد که: هرچه مصرف ماسک بیشتر شده، ابتلا به کرونا هم بیشتر شده. ولی برعکس ان وانمود می کنند! شهر ها و مکان های سفید بررسی شده، جاهایی هستند که هنوز ماسک، ونتیلاتور یا تب سنج به آنجا نرسیده. هرچه استفاده از تب سنج ها بالا می رود، تعداد مبتلایان هم زیادتر می شوند. یک همبستگی مثبت معنی داری بین فروش لوازم بهداشتی، با شیوع کرونا دارد. و همه جا قابل اثبات است. اما تفسیر آنها برعکس است. همه اینها به مدد سازماندهی غیر الهی است که: آنها دارند و با پشتیبانی لجستیک، آن را باور پذیر می کنند. و مخالفان را هم نابود می کنند. ادامه مطلب...

No:110/121/8The people of Washington D C

 

 

UN Secretary-General

 

Greetings and Regards

 

The people of Washington County and other cities have left the union to protest the racist actions of the United States government and demand independence.

 

We also call on the Security Council to stop the rape of the Federal Police or its security forces and to stop the killing of our people.

 

Given that the US police force has recently been formed by returnee ISIS, there is a lot of panic among our people, so we demand that a number of Quds Force forces be stationed on the border of our country as peacekeepers.

 

Thanks

The people of Washington D C

 

 


علم مدیریت اشتباه بزرگی کرده است، طبق نظریات علم سکولار، همه شرایط بیرون را ثابت فرض کرده، فقط به مدیریت و تغییرات توابع آن توجه نموده. مدیریت شامل هدفگذاری،سازماندهی! استخدام و امثال اینها، در شرایطی باید صورت گیرد که: زمان صفر باشد و هیچ متغییر دیگری در ان اثر نگذارد. و این خلا، فقط در تصورات شخصی یا: در آزمایشگاههای استرلیزه است. واقعیت این است که همه چیز در حال حرکت و تغییر است. ما در دنیای نسیم ملایم، باد یا طوفان زندگی نمی کنیم، بلکه در دنیای گردبادها و گرداب ها زندگی می کنیم! فرق طوفان با گردباد، در این است که طوفان جهت و سرعت و توان مشخصی دارد! و در طول مسیر خود ثابت است. اما گردباد یا گرداب این طور نیست، بلکه تلاقی دو یا چند طوفان در یک نقطه است. به همین جهت گاهی جلو رفته و: گاهی به عقب برمی گردد! زیرا دو باد یا طوفان، در نقطه مقابل یکدیگر، با هم برخورد می کنند. هرکدام نیروی بیشتری داشت، دیگری را با خود می برد. گرداب هم حاصل دو رودخانه در جهت مخالف هم، که در یک نقطه به هم برخورد کنند. گردابی مانند سرگیجه بوجود می آید. در مورد انسان ها این وضع پیچیده تر است، یعنی مدیریت کاملا هوشمند است. به معنی اینکه مدیران چون هوشمند هستند، میتوانند هر لحظه تغییر تصمیم بدهند. لذا مانند بازی شطرنج، مدیر الف هر حرکتی کند، طرف مقابل حرکت او را مطالعه کرده، سعی می کند خنثی نماید، یا او را شکست دهد. مدیریت لحظه ای هوشمند، با مدیریت علمی قرون وسطی تفاوت دارد. لذا می بینیم که کرونا شناخته نمی شود. هربار که دانشمندان او را می شناسند، و برایش نسخه می نویسند به شکل جدیدی، آن نسخه را باطل کرده و قوی تر ظاهر می شود. در مواردی دستورالعمل معکوس هم تجویز می کنند. مثلا ما در مورد ماسک تاکید می کنیم! آنها ماسک های آلوده به بازار می دهند. که خود ماسک، عامل انتقال بیماری می شود. آمار نشان می دهد که هرجا ماسک بیشتر مصرف شده، کرونا بیشتر بوده است. از روز اول هم بهداشت جهانی، ماسک را پیشنهاد داد! اما فقط ماسک هایی که از چین وارد شود، یا از فرانسه! زیرا ماسک های دیگر آلوده نبودند. با همین ماسک ها، ویروس پخش می شد. بعد که برخی کشورها خودشان، ماسک تولید کردند، دستگاه تست کرونای آلوده، به آنها دادند. یعنی به عنوان تست، ویروس را دربین مردم پخش می کردند. بطوریکه مسئولان ستاد کرونا، رفتار متناقض ویروس را می دیدند، ولی توجیهی برای آن نداشتند: هرجا ماسک نرفته بود کرونا هم نرفته بود! در موضوع اعتیاد هم این طور است: یعنی فکر می کنند تمام شرایط ثابت است، و فقط ایران باید جوانان خود را، از خطر اعتیاد حفظ کند . درحالیکه همین دغدغه، در دستور کار دشمنان است: منتهی بر عکس آن. یعنی آنها رصد می کنند که: ما چه کاری می خواهیم بکنیم، بلافاصله بدل آن را می زنند. اگر ما بگوییم که سیگار دروازه اعتیاد است. آنها تبلیغ می کنند که: سیگار اصلا اعتیاد نیست! بلکه اعتبار افزایی برای جوانان است. اگر ما بخواهیم جوانان را، از دوستان بد جدا کنیم! آنها می گویند پدر و مادر ها با دوستان: فرزندانش مشکل دارد. لذا باید دانست که شیطان، همیشه در کمین است، تا برای توجیهات ما را کمک کند. او هوشمند است. یعنی مانند زمان های قبل عمل نمی کند، بلکه برعکس هر حیله را یکبار بیشتر، به انسان نمی زند. اگر بار اول کسی با یک بفرما، معتاد شد، برای بار دوم به او می گوید: دوای درد کرونا! اعتیاد است. دفعه بعد به او می گوید: درمان تنهایی اعتیاد است. لذا مدیریت اسلامی باید برمبنای هوشمندی و توکل بر خدا اداره شود، تا نقشه های دشمن (شیطان) را متوجه شده خنثی کند. ادامه مطلب...

No:110/121/7

 

 People sitting in  New York  

UN Secretary-General

 

Greetings and Regards

 

The people of NY and other cities have left the union to protest the racist actions of the United States government and demand independence.

 

We also call on the Security Council to stop the rape of the Federal Police or its security forces and to stop the killing of our people.

 

Given that the US police force has recently been formed by returnee ISIS, there is a lot of panic among our people, so we demand that a number of Quds Force forces be stationed on the border of our country as peacekeepers.

 

Thanks

People sitting in  New York  

 

 


شعور مردم آمریکا بسیار بالا است، آنها کودک صغیر نیستند که: نتوانند از خود دفاع کنند. آنها همگی دارای اسلحه هستند، با وظایف شهروندی آشنا. ولی پلیس با آنها برخورد سختی می کند. آنها را جریمه می کند، زیر چرخ های ماشین خود می گیرد، یا خفه کرده و در خیابان ها می کشد. آیا این به معنی توهین به شعور مردم نیست؟ تمدن غرب که این همه تبلیغ می کنند، و قرار است که آینده بشریت را، در آزادی مطلق و رفاه کامل اداره کند، دروغ بوده؟ آیا فرانسه مهد آزادی نیست؟ اگر چنین است، پس وجود پلیس چه چیزی را ثابت می کند؟ البته اگر در کشورهایی مثل ایران، که عقب افتاده شمرده می شود! و جزو کشورهای جهان سومی هست، پلیس اشتباهی کند مهم نیست! چون هنوز دمکراتیزه نشده اند. ولی در امریکا که سعی می کند: همه جهان را دمکراتیزه کند، این چه معنی دارد؟ یعنی هنوز ملت خود را دمکراتیزه نکرده؟ هنوز در میان سیصد میلیون نفر، موفق نشده دموکراسی را پیاده کند. تا مردم در ارائه نظرات و زندگی کردن آزاد باشند؟ پس چطور به کشورهای دیگر می رود، تا آنها را هم با آداب و تمدن غربی آشنا کند؟ بودجه پلیس در امریکا و اروپا، از همه جا بیشتر است. تقریبا برای هر ده نفر یک پلیس وجود دارد. دستورات او حکم قانون را دارد، اگر کسی کوچکترین اعتراضی کند، به زندان می رود. از هر 4نفر امریکایی، یک نفر زندان هست. اگر زندانبان ها، ارتش را و سازمان سیا و اف بی آی و.. را هم به گارد ملی آمریکا اضافه کنیم، تمام بودجه کشور را از بین می برند. این است آن تمدنی که تبلیغ می کنند؟ آیا جلوگیری از پایین آوردن: مجسمه های برده داران، دموکراسی است؟ ایا اگر مردم نخواهند برده باشند جرم است؟ بیش از نیمی از زنان برده جنسی هستند، حتی به آنان لباس حیوانات می پوشانند، تا افراد دیگر به آنها تجاوز نکنند. این فرهنگ تمدن غرب است، که زن را مانند دوران برده داری، عریان کنند؟ و او را در محله های بدنام، به بهره کشی وادار کنند؟ چرا از اینکه جرج واشنگتن 716برده داشته، احساس شرم نمی کنند؟ و هنوز هم مجسمه او را برپا می دارند؟ واقعا شرم آور است که مردم انگلیس، تا سالها غرامت برده داران را می دادند، تا آنها رضایت بدهند که: برده داری ولو به صورت ظاهر، لغو شود. سیاهپوستان چرا باید 5برابر سفید پوستان همشهری خودشان، در کرونا قربانی شوند؟ رنگین پوستان مگر حق زندگی ندارند؟ چرا پلیس آنها را می کشد؟ با اینکه 200سال بیشتر تمدن غرب درست شده، ولی 160میلیون نفر سرخپوست، و 50میلیون نفر سیاهپوست،50میلیون ایرانی، با زجر و شکنجه قتل عام شدند. حالا اگر انها اشتباه کردند، چرا نمی گذارند که مردم انتقام بگیرند؟ مردمی که فقط می خواهند: بودجه پلیس کمتر شود، چه گناهی دارند؟ این است که می بینیم قوای پلیس، یا گاردملی و ارتش در تمدن غرب، باید منهدم شود. زیرا وجود آنها توهین به شعور مردم، و نشان نبود دموکراسی است. چرا نمی گذارند مردم آمریکا و اروپا، مسلمان شوند تا طبق دستور قران، همه دارای یک دین و یک خدا باشند؟ خداوند در قران کریم فرموده: شما همه یک امت هستید، و باید که فقط مرا بپرستید. لذا کسانی که خدا را نمی پرستند، یا جلوی خدا پرستی دیگران را می گیرند،باید نابود شوند. مردم با اعتقاد به خدا، به رشد عقلی کافی می رسند، و با فرماندهی واحد او، سازمان واحدی را تشکیل می دهند، و نیازی به هیچ نیروی قهری ندارند. کلیه انسانها با شرایط برابر، در کنارهم زندگی خواهند کرد اگر: هیچ پلیسی و یا گارد ملی آمریکایی وجود نداشته باشد. بنابر این اگر تمدن غرب، اینهمه دروغ گفته باید آن را رها کرد، و به تمدن خدایی پناه برد که: همیشه یار و یاور همه است. ادامه مطلب...

کاپیتولاسیون بطور مرموزی در ایران ریشه دوانیده، بطوریکه هنوز کسی جرات شکایت:علیه جنایات آمریکا را ندارد. کشتار جمعی اروپا برعلیه ایران، بی پاسخ مانده و هواپیمای ساقط شده، بدون شاکی است و حجاج شهید شده، هم بی نتیجه از دریافت دیه هستند. وقتی در سال 1342 امام خمینی برعلیه کاپیتولاسیون قیام کرد، خیلی ها تصور کردند که موضوع حل شده است. اما اینطور نبود، طبق قانون کاپیتولاسیون، آمریکایی ها هر جنایتی در خارج از آمریکا، یا برعلیه ایرانی مرتکب شوند، کسی حق شکایت از انها ندارد، دادگاهها هم صلاحیت رسیدگی ندارند. اگر خیلی مهم باشد، باید پرونده به آمریکا ارسال شود تا: در انجا به قانون شهووندی آمریکایی رسیدگی کنند. بسیاری از جنایت های انان در قانون آمریکا اصلا جرم نیست: داشتن سلاح، تجاوز به عنف، کشتن سیاهپوستان و شرقی ها، اصلا جرم حساب نمی شود. لذا می بینیم آمریکا، هواپیمای مسافربری ایران را می زند، 229 نفر مسافر آن را شهید می کند. ولی به عامل این جنایت جایزه می دهند. پس کاپیتولاسیون یعنی بجای مجازات، تشویق در کار است. در این سو هم، کسی جز گریه و زاری کاری نمی کند. در همه طول این 60سال، و شاید 90سال فقط یک نفر از امریکایی ها انتقام گرفت! آنهم وحید افراخته بود. چنان بلایی به سرش اوردند که دوست و دشمن، او را تف و لعنت کرد. در بقیه جاها جز التماس کار دیگری نشده است. بطور مثال ترامپ دستور شهید کردن سردار سلیمانی را داد، خودش هم به آن اعتراف کرد، ولی کوچکترین پرونده ای برعلیه او تشکیل نشد. اصلا قوه قضائیه خود در اندازه! اعتراض به ترامپ نمی بیند. این نشان می دهد که قوه قضائیه، زیر سایه آمریکا( بدون اینکه بداند) هنوز: پیرو ساکت قانون کاپیتولاسیون است. والا باید حکم قصاص برای ترامپ صادر می کرد، جوخه اعدام را به سراغ او می فرستاد. قران در این خصوص می فرماید: که مقابله به مثل کنید(فاعتدوا به مثل مااعتدا علیکم) اما کاپیتولاسیون، قوی تر از آیات قرانی عمل می کند، و هیچ مجتهدی هم این را رد نکرده است. هواپیمای اکراینی، با نصب ادوات جاسوسی مامور بمباران 52نقطه فرهنگی بود، ولی بجای شکایت از امریکا، چند سرباز و یک فرمانده را دستگیر کردند که: چرا این تیراندازی شده است. فقط اینها نیست، سند 2030و دیگر اسناد محرمانه، در حال اجرا است. با تمام تاکیدات رهبری برای جمعیت پیران، هنوز برنامه تنظیم خانواده فعال است! در ساخت مسکن 25متری! یا پرداخت هزینه معیشتی( دو فرزند کافی است) اجرا می شود. در مسائل فرهنگی هم به همین شکل است: سالها است که رادیوهای بیگانه، و رسانه های معاند، شایعه پراکنی می کنند. اگر همین کار را یک ایرانی بکند، او را اعدام می کنند! ولی یکبار نشده برای مدیران این رسانه ها، یا مجریان و یا بنگاههای سخن پراکنی: انگلیس و آمریکا شکایتی تنظیم شود. یا مقابله به مثل شود. چرا صدای آمریکای آزاد، یا اروپای ضد برده داری ایجاد نمی شود؟ در حالیکه مردم اروپا و آمریکا هم، احتیاج به کمک دارند. آنها بیش از هرچیزی، ظلم پلیس را احساس می کنند. اصلا وجود پلیس در امریکا به چه معنی است؟ یعنی مردم آمریکا و اروپا وحشی هستند؟ فرهنگ و تمدنی که می گویند، کجای این برنامه است؟ مردم اروپا و آمریکا با تحصیلات بالا و سواد رسانه ای، آیا نمی توانند امنیت خودشان را تامین کنند؟ حتما باید پلیس بالای سرشان باشد؟ دوربین های میلیونی حتی توالت آنها را هم چک کنند؟ لذا باید رسانه ای با مرکزیت قم یا تهران باشد، که به مردم کمک کند تا: آنها از زیر یوغ پلیس آزاد شوند و شرایط لعنتی را عوض کنند. آنها باید بتوانند بر علیه نژاد پرستی و بیعدالتی برخیزند ادامه مطلب...

در حالیکه جهش تولید اتفاق افتاده، و در همه مواد ذخیره کافی است، ولی اجناس همپای افزایش تولید، گرانتر شده اند! علت چیست؟ چرا برخلاف قانون عرضه و تقاضا، هرچه تولید بیشتر و از حد اشباع هم می گذرد، باز هم قیمت ها راه خود را می روند؟ این زنجیره پاره شده، یا حلقه مفقوده کدام است؟ مجوز های صادره وزارت صمت، کارخانه های در حال تولید، همگی از بالا بودن ظرفیت ها، و تولید بیش از نیاز کشور می گویند. در مجوز های جدید نگرش صادرات هم لازم است، یعنی تولیدات جدید نباید امید به بازار داخلی داشته باشند! بلکه باید راه خود را در انسوی مرزها پیدا کنند. پس چطور می شود که کالاها گرانتر می شود، بهره بانکها هم بیشتر؟ باید گفت موریانه های فسادی وجود دارند، که به چشم نمی آیند. یا خود را از چشم ها پنهان کرده اند. که باید آنها را نابود گر تولید نام برد. هدف آنها یک ضرب المثل ساده است: سرم را بشکن! ولی نرخم را نشکن. آنها حاضرند همه کار بکنند، تا نرخ پایین نیاید. نابودگران تولید طی سه مرحله، عملیات خرابکارانه خود را اعمال می کنند. اولین آن نابودی مستقیم تولید است، که بخشی از ان در کشتن: جوجه های یک روزه رسانه ای شد. آنها حاضر نشدند این جوجه ها را به مردم فقیر بدهند، که آنها خودشان در خانه مرغ تولید کنند. بلکه همه را به دور از چشم مردم در کانال های آب ریختند، تا خفه شوند و کسی متوجه نشود! با همین شگرد، در ستاد تنظیم بازار توانسته اند گوشت مرغ را، چند برابر به تصویب برسانند. این روال عادی در همه تولیدات است. نابودگران تولید با این روش، تولیدات اضافی را از بین می برند، تا تنظیم بازار به هم نخورد! و قیمت ها کاهش نیابد. یعنی سرشان را می شکنند، تا نرخشان نشکند! پس خیال خام است که با وجود اینها، دم از رونق تولید، یا جهش تولید زدن. چون مانند باغبانی ایستاده اند، تا برگهای اضافی را حرس کنند. مرحله دوم آنها دپو کردن است، که به سه طریق صورت می گیرد: تا وارد بازار نشود. اول انبار در شرکت تولید کننده(مانند خودروسازان)به: بهانه های مختلف. دوم احتکار در انبار های خصوصی، برای گرانتر شدن! سوم رسوب در انبار های دولتی، مانند گمرکات به بهانه ترخیص و غیره. مرحله سوم مبارزه با تولید در مراحل مختلف، تحت عنوان رقابت و غیره. که اینهم از سه طریق انجام می شود. ابتدا رشوه دادن به مراکز دولتی، تا مجوز جدید صادر نشود. دوم منصرف کردن تولید کننده، به بهانه زیاد بودن دست! سوم مصادره کردن یا خواباندن سوله ها، از طریق بانکها و مقامات قضایی. لذا این حلقه مفقوده که گاهی به مافیای آن صنعت! مانند مافیای گوشت و مرغ، یاد می شود و گاهی بنام سلطان مانند: سلطان سکه و دلار گفته می شود، محصول تفکر حاکمیت شرکتی است. که در واقع سود خود، یا شرکت خود را بر سود جامعه ترجیح می دهند. حاکمیت شرکتی، فرد گرایی است. یعنی شرکت در مقابل اجتماع است: اهداف سازمانی در تضاد با اهداف اجتماعی است. زیرا سود مردم با سود شرکت متباین است. اگر سود شرکت را می خواهند، باید کالا را گران بفروشند، یا دستمزد کارگر را کم بدهند، که هر دو یعنی کاهش قدرت خرید مردم، و کوچکتر شدن سفره آنان. وقتی در دانشکده ها مدیرانی پرورش می دهند، که با تفکر امپریالیستی و حاکمیت شرکتی بزرگ می شوند، انتظار مسئولیت اجتماعی از انها یعنی پشت پا زدن به تمام تئوریها! حتی  سود مدیران هم درمقابل سود شرکت است. مدیرانی دستمزد بالاتر می گیرند، که اعمال حاکمیت شرکتی بیشتری داشته باشند. لذا هرچه کالا را گرانتر بفروشند، یا دستمزد کارگران را کمتر بدهند، سودشخصی آنها بیشتر می شود. پس ریشه فساد در تئوریهای درسی است. ادامه مطلب...