ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران حیابان شریعتی کوچه شهید شکوری پلاک یک طبقه سوم واحد 9
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
سه شنبه 26 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
ایران سوریه را به روسیه فروخت، و روسیه هم آن را به امریکا! البته ایران زرنگی کرد! حداقل قول سرمایه گذاری 50میلیارد دلاری را گرفت. گرچه سخنگوی پوتین آن را رد کرد، و گفت ما چنین پولی نداریم که سرمایه گذاری کنیم! ولی دکتر ولایتی گفت: پوتین گفته است این کار را می کند. ایشان پس از ملاقات پوتین، با خوشحالی اعلام کرد که روسیه، قول داده 50میلیارد دلار در نفت و گاز ایران سرمایه گذاری کند. ایشان همچنین گفت : قرار شد در سوریه با پوتین هماهنگ باشیم. (یعنی زیر بیرق او سینه بزنیم) پوتین هم که خیالش از این: خوش خیالی نماینده ایران راحت شد، با ترامپ و نتانیاهو قرار گذاشت. براساس گزارش دویچه وله : رؤسای جمهور آمریکا و روسیه، پس از گفت‌وگو با هم در هلسینکی، در کنفرانس مطبوعاتی مشترک شرکت کردند. دونالد ترامپ گفت با ولادیمیر پوتین، گفت‌وگویی سازنده از جمله: درباره ایران و جنگ سوریه داشته است. این هم یعنی اینکه روسیه، ایران و سوریه را باهم به ترامپ فروخته! و چون مانند ولایتی اهل هیات و سینه زنی نیست، شامپاین یا ودکا را از دست ترامپ خواهد گرفت. البته باز دکتر ولایتی زرنگی کرد! اگر روسها به قولشان عمل کنند، 50میلیارد دلار به نفع ایران می شود. این امر می تواند همه کمکهایی که: ایران به سوریه کرده را جواب دهد. در واقع هزینه های ایران در سوریه، یک هزینه سرمایه ای بود! که 50میلیارد دلار ارزش داشته است. مخالفانی که می گفتند: چرا ایران به سوریه کمک می کند، حالا می فهمند که ایران برای یک معامله پر سود! کار می کرده. شاید کمک یا سرمایه گذاری ایران در سوریه، به یک میلیارد دلار هم نرسد! و ایران با صبر و تدبر ولایتی ، توانست 50برابر سود کند. طبیعتا اگر برای عراق یا لبنان و یمن هم، مشتری شوند درآمد ایران، بهتر از اینها می شود. و زبان یاوه گویان بسته خواهد شد! البته دوستان و افراد خودی، اگر از این موضوع خبر دار شوند، معلوم نیست خوشحال گردند. همانطور که معلوم نیست: ضد انقلاب که همیشه می گفته: ایران نباید به سوریه کمک کند، حالا قانع شده، دست از تبلیغات منفی بردارد. چون دشمنان ما منطق که ندارند. فقط مخالف خوانی می کنند. مثلا وقتی که موشک نداشتیم، می گفتند خاک بر سر ایران! که یک موشک هم نمی تواند بسازد( شعار: فرانسه موشک می سازه، ایران آفتابه سازه، که یادمان نرفته)بعد که رفت تو نخ موشک، هرچه می ساخت باور نمی کردند! می گفتند از روسیه می خرد و: می گوید خودم ساختم! حالا که دیدند نه یک موشک و دو موشک، بلکه تریلیاردها موشک درست کرده، و در عمق زمین انبار کرده، نه تنها خوشحال نشدند و: حرف خود را پس نگرفتند، بلکه اصلا یادشان رفت قبلا چه کری! هایی می خواندند. حالا که حافظه شان را پاک کردند( دروغگو کم حافظه هم میشود) می گویند ایران (کرور کرور)میلیون ها موشک، به حزب الله داده، برای یمن فرستاده و: به کاستاریکا و موریتانی و صحرا هم صادر کرده، هیچ!بمب اتمی هم ساخته. پیش ترامپ و هرجا توانستند رفتند، نقشه های جعلی درست کردند، تا بتوانند از انها گدایی کنند، یا وام بگیرند. لذا اگر دکتر ولایتی برای خوشحالی: آنهایی که شعار می دادند: نه غزه نه لبنان، این کار را کرده، اشتباه کرده  و با آنها همسو شده. زیرا آنها فقط بهانه می گیرند! اگر ببینند درآمدی برای ایران درست شده، دوباره دوره گردی را شروع می کنند! و جلوی آن را می گیرند. همانطور که ایران سیصد میلیون یورو، از پول خودش را خواست ندادند! همه می پرسیدند ایران این سیصد میلیون را، برای چه می خواهد؟

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : کار بیخ پیدا کرد!َ،
لینک های مرتبط :
با حضور ترامپ در اروپا، گروهی ضد انقلاب در ایران و: سراسر جهان موجی از ترس به راه انداختند. این عده که درواقع: خط دهند اصلی ترامپ می باشند، برای پوشاندن چهره ترسوی او، این کار را می کنند. ترامپ که بعنوان نماینده قبیله: سفید پوستان متجاوز به آمریکا، تا کنون عملکرد های دیوانه واری داشته است، از تظاهرات بزرگ مردم لندن و ایرلند، به خشم آمده و گفته که: اتحادیه اروپا دشمن ما است. یعنی تنها جاییکه احتمال میداد: از او حمایت کند و بخاطر تعصب انگلو ساکسونی! از وی استقبال کنند، به دریایی از خشم تبدیل شد. که اگر دلار های نفتی عربستان، بودجه پلیسی انگلیس و فرانسه نبود، ترامپ هم نبود. او که بواسطه سر سپردگی به اسرائیل، و کمک به کشتار فلسطینی ها، غرق در مستی از کشتار مردم خاورمیانه است! تصور داشت اگر به انگلیس برود، برای او فرش قرمز پهن خواهند کرد! ولی دید که آتش تنور اروپا کمتر از: تنور غرب آسیا نیست. زیرا انگلستان دیگر انگلستان قبل نیست، نژاد پرستان سفید پوست در تمام جهان، فقط سالهای انتظار مرگ را سپری می کنند! با سیاستهای تنظیم خانواده، همه آنها تک فرزند،  یا اصلا ازدواج نکرده و: بی فرزند هستند. بجای آنها رنگین پوستان: دارای فرزندان زیاد، همه جا را اشغال کرده اند. آسیایی ها و آفریقایی ها، در اروپا بالاترین آمار را دارند. کوشش دولت های سکولار، به کمک یقه سفید های مزدور، برای مخفی نگهداشتن آن، بی ثمر بوده است. ترامپ هرجا سفر می کند: یک کاکا سیاه در مقابل اوست! یا یک زردپوست در مقابلش: قدرت نمایی می کند! در خود آمریکا هم، به هرجا سفر می کند، سرخپوستان او را خلاصه: قاتلان پدران خود می دانند! و خون پدارنشان را از او می خواهند! حتی سفید پوستان هم، از اینهمه تعصب و فرقه گرایی او، متنفر شده اند و حاصل این همه تحقیر را، در نظاهرات با شکوه لندن می بینیم. اگر سرکوبهای پلیسی به بهانه: بازی های جام جهانی نبود، در تمام سطح اروپا و جهان، با این خیزش عمیق مردمی مواجه بودیم. اما جام جهانی تمام شد! و روسیاهی به ترامپ ماند. از ترامپ روسیاه تر کسانی هستند که: می خواستند این تنش را به ایران منتقل کنند، و از حضور ترامپ در نزدیکی مرزهای ایران، برای ایجاد ترس و نا امیدی استفاده کنند. اینها دو دسته بودند: دسته اول دشمنانی که ششلول ها را بالا گرفته! و شمشیر ها را از رو بسته بودند. آنها فقط براندازی نظام را نشانه رفته بودند، با پولهایی که از عربستان و اسرائیل و آمریکا گرفته بودند، برضد ولایت فقیه و خط مقاومت کار می کردند. ولی فقط توانستند با تزریق این پولها: به داخل بازار، ارزاق مردمی را به تلاطم بیاندازند. و آنها را دشمن خود کنند. اینهم دلیل روشنی داشت: دشمنان مخفی یا مزدور، به کمک آنها آمدند. کسانی که با استفاده از این آشفته بازار، به واردات خودروهای خارجی اقدام کردند، یا سکه و ارز را از بازار جمع کردند. ممکن است با قصد سود آوری! به این کار مباردت نمودند و: شاید از نزدیکان بانک مرکزی هم بودند، اما نتیجه کار آنها آب به آسیاب دشمن ریختن، و از بین بردن آرامش بازار بود. بطوریکه در چند مورد رهبری شخصا، در مسائل ورود کردند و: خواستار نقشه راه برای آرامش بازار شدند. نقشه راه فقط با حذف فیزیکی: این نوع افراد ساده لوح و سودجو است. باید اینها را اعدام کرد، و اموال آنها را، بین مردم تقسیم نمود. این افراد که اکثرا تحصیلکرده آمریکا هستند! در تمام رگ وریشه بانک مرکزی نفوذ کرده، چهل سال است که با راه حل های دشمنانه خود، ارزش پول ملی را کاهش داده اند. اینها ظاهرا کارمند بانک مرکزی ایران هستند، ولی درواقع  کارشناسان ارشد آمریکا بوده اند!

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سود جویان خیانت پیشه،
لینک های مرتبط :
نقئینگی فرهنگ بی ثباتی است. زیرا ثبات اقتصادی، نیازی به نقدینگی ندارد. بازارها در قدیم، بدون انتقال پول کار می کردند. یعنی به همدیگر کالا قرض می دادند، یا قرض می گرفتند و هرماه یا هرهفته، به این حسابها رسیدگی و به: جمع بندی آن می پرداختند. روشی که الان در بیت کوین اجرا می شود! اعضا با پرداخت حق عضویت، خود را ضمانت می کنند و به همدیگر اعتماد دارند. مانند کودکان که در اسمان شب، ستاره ها را نشان می دهند و: می گویند این ستاره مال من، آن ستاره مال تو، همین اشاره کافی است که: او را مالک بدانند. در سیستم اقتصادی سنتی ایرانی و اسلامی، ضرب المثل معروفی بود که: جیب من و تو ندارد! یعنی پول اگر در جیب تو هم باشد، مثل اینکه مال من است. در سیره عملی علما در حوزه هم، مطرح بود که آنها صندوقی را می گذاشتند، و به طلبه ها می گفتند: هرکس هر چقدر لازم دارد بردارد. لذا مردم ایران در فرهنگ سنتی خود، نیازی به پول ندارند. میتوانند از مغازه سر کوچه، همه چیز بخرند و سر ماه یا هفته، آن را تسویه کنند. لذا می بینیم این سنت هزاران ساله هست، که مردم را در مقابل: تحریم های ظالمانه بیمه می کند. مردم از دست فروشان خرید می کنند، تولید کنندگان زیر زمینی هم، به دست فروشان می فروشند. لذا تولید و توزیع و مصرف دارای ثبات است. در درون مردم، هیچ گونه تنش یا ترس از تحریم نمی بینیم. اما وقتی به اقتصاد کلان، یا دولتی یا حکومتی می رسیم، قضیه کاملا برعکس می شود: قول شفاهی که اصلا قابل قبول نیست، باید رسید کتبی دارد!(بوروکراسی ارثیه ماکس وبر) رسید ها  و قرارداد ها هم، هرچه محکم باشد، فایده ندارد و بالاخره گردن دولت: زیر ساطور بخش خصوصی و پیمانکاران است. دستمزد های بالا باید بپردازد، تعطیلات و توقف های آنها را هم باید بدهد. اگر یک روز در پرداخت آن تعلل کند، پروژه نعطیل می شود! پیمانکار شکایت می کند و: دهها برابر قرارداد جریمه و: دیر کرد را به حکم دادگاه از دولت می گیرد. بنابر این یکی از راههای توزیع نقدینگی سرگردان، پروژه های عمرانی می باشد. مخصوصا آنهاییکه ظاهرا، نیمه تمام هستند. زیرا منبع دریافت پول بدون پیشرفت فیزیکی می باشند، یک تحقیق و تفحص در پروژه های عمرانی: نیمه تمام یا پروژه های عمرانی بلا استفاده: مانند ورزشگاهها و بیمارستانها و: ساختمان های خالی (اداری و مسکونی سازمانی و حتی تجاری یا دارایی های منجمد) خواهد گفت که: زیر چتر خوشنامی پروژه های عمرانی، چه مقدار نقدینگی از بانکها (وامهای کلان)، جذب و بدون بهره وری، به بازار تزریق شده است. پس اولین منبع نقدینگی سرگردان، به دست پیمانکاران است! بعد هم با اعتراض به عدم رسیدگی ! مجبور می شوند آن را در: خرید سکه و ارز روانه کنند، تا کاهش ارزش نداشته باشد. در قسمت خدمات وضع از این بدتر است. بزرگترین واحد خدماتی ارز بر، و نقدینه زا پزشکی است. مردم بطور سنتی به طب گیاهی، بدون وابستگی ارزی علاقه دارند، ولی با سیاستهای وزارت بهداشت، این تمایل سرکوب و به ارز، وابسته شده است. در زمینه واردات کالاهای اساسی و واسطه، بالاترین نرخ نبدیل ارز به پول داخلی است. اما مهمتر از همه اینها پولشویی، یا تزریق نقدینگی از سوی ضد انقلاب، و حامیان بین المللی آنها است. که به قصد براندازی، پولهای دزدیده شده خود را، برای خرید ارز و سکه، تخصیص می دهند تا ارزش پول ملی، کاهش یافته و نارضایتی مردم بالا رود! نهایتا به براندازی منجر شود. دستگیری این افراد نشان خواهد داد: آنهایی که خریدار عمده سکه و ارز هستند، دقیقا به همین منظور، یعنی افزایش نقدینگی سرگردان، وارد عمل می شوند و هزینه های: بالایی هم پرداخت می کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ریشه نقدینگی سرگردان،
لینک های مرتبط :

سیاست های درست و منطقی ایران در جهان، باعث شده تا مردم از آمریکا رویگردان شوند. و در دنیای دو قطبی فعلی، تنها کسی که از این رویگردانی مردم بهره مند می شود، ایران است. البته سیاست های غلطی هم گاهی اجرا می شود: آن اینکه سوریه را برای 50میلیارد دلار: سرمایه گذاری نامشخص روسیه، به آنان فروخته باشیم. لذا در اینجا دو انحراف بزرگ دیده می شود: اول اینکه جهان را چند قطبی بدانیم، و با دست خود، قدرت ایران را در جهان، با دشمنانی مثل روسیه و چین شریک شویم. گاهی آنها را برتر و بهتر از خود بشماریم! یا دنباله رو سیاست های ضد اسلامی آنان باشیم. نمونه این طرز تفکر را در دکتر ولایتی می بینیم، که به دستبوس پوتین رفته! بجای اینکه پیام رسان رهبر و رئیس جمهور و: نشان اقتدار ایران باشد، خوشحال است از اینکه بگوید در سوریه، با روسیه هماهنگ می شویم! جاییکه باید بگوید: روسیه با ما هماهنگ می شود. زیرا عنصر اصلی مقاومت سوریه، مردم آن هستند، نه سلاحهای تاکتیکی روسیه. در لبنان و در فلسطین هم، همین اشتباه را می کنند. امام خمینی فلسطین را مسئله اسلام می داند. ولی آقایان هرکس را که به: فلسطین غیر اسلامی هم معتقد باشد، شریک می کنند. ما اگر قرار بود غیر از اسلام، در فلسطین فکر کنیم، یاسر عرفات و معمر قذافی و عبدالناصر، از ما بهتر عمل می کردند. جهاد اسلامی و خط مقاومت، به این دلیل درست شد که: فقط راه رهایی فلسطین را، در قیام اسلامی بداند. و الا عربستان و امارات، از ما بیشتر پول می دهند. اینکه امام خمینی تاکید می کرد: همه کار ها فقط برای خدا باشد. برای همین بود. ایشان چین را همطراز انگلیس می دانست. روسیه هم تا کنون، خیانت های زیادی به اسلام کرده است. در نیروگاه بوشهر، هنوز هم بازی در می آورند. در تمام قرارداد ها، فقط به پول بیشتر فکر می کنند.  یا اینکه با مسلمان کشی آنان، در فدراسیون های روسیه مخالفتی نکنیم. بنابراین باید این فکر اشتباه اصلاح شود: ایران به عنوان پرچمدار حق، در یک طرف و کلیه کسانی که: از اسلام انحراف دارند، در طرف دیگر. یک جهان دو قطبی ایران و آمریکا! نه اینکه چین و روسیه را هم شریک کنیم، برخی ها جرات کنند حتی بگویند: برویم از ثبات اقتصادی لبنان درس بگیریم! اشتباه دوم این است: هرکس را در خط جمهوری عمل می کند، بجای جذب کردن در دفع آنان می کوشند یا آن را به دیگران منتسب کنیم. همین تظاهرات انگلیس یک نمونه است، فرانسه و آمریکا و استرالیا هم همینطورند. مخالفت آنها با آمریکا، در راستای سیاست های جمهوری اسلامی است، نباید با نادیده گرفتن زحمات آنها، بگوییم برای سوسیالیسم یا لیبرالیزم است. مردم انگلیس مخصوصا آن بخش که: در این تظاهرات شرکت کردند، اگر مسلمان تر و انقلابی تر از ایرانی ها نباشند، کمتر نیستند. هوش و استعداد آنها، حرف های منطقی ایران را می فهمد، و آن را دنبال می کند. در آمریکا نهضت 99درصدی همان انقلاب اسلامی بود، فقط از ترس پلیس و شکنجه، سعی کردند نامی از ایران نیاورند. الان هم در تمام ناکامی ها و: تلخی های حکومت های غربی، مردم آنها چشم انتظار کمک های: فکری و فرهنگی ایران هستند اما متاسفانه نسبت دادن: این موج عظیم انقلاب مردم غرب، به فرقه گرایی های نه چندان مطرح، یا قدرت های پوشالی دیگر، یک خیانت تاریخی به ملت های غربی است. همانطور که ملت های شرق را، نباید به دست دولت های خودشان، قربانی نکنیم، ملت های غرب را هم، با موهومات عجین نکنیم. همه آنها در صف واحد، از ایران و انقلاب اسلامی الهام گرفته اند. اگر جرات مدیریت آنها را نداریم، و فقط به فکر کلاه خود هستیم! که باد نبرد، باید پست ها را اشغال نکنیم، بیت المال را صرف کوچک کردن: دنیا به اندازه نوک دماغ خود، نکنیم.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : حمایت مردم انگلیس از ایران،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

جنگ اقتصادی آمریکا با جهان، نشان می دهد که تجارت سنتی: بر پایه تک قطبی در حال انقراض است. براساس تئوری های کلاسیک، تجارت جهانی باید ازاد باشد! و مزیت های نسبی اقتصادی، روند خود را ادامه دهد. اما اکنون خود آمریکا، بعنوان سردمدار سرمایه داری امپریالیستی، شروع به اعمال تحریم، یا بایکوت کردن دیگران و: برقرای تعرفه گمرکی 25درصدی ورود کالا می کند. این نشان از نقض همه قواعد گذشته و: ایجاد قواعد جدید است. لذا تمام قوانین گات و تجارت جهانی، یکباره از بین رفت.  قوانین جدیدی بر اساس جنگ اقتصادی نوین، در حال شکل گرفتن و جهانی شدن است. به همین جهت، ما سلسله بحث هایی را در این زمینه خواهیم داشت: مجله اختصاصی برای این موضوع داریم و: سعی می کنیم با توجه به اقتصاد مقاومتی، تجارت جهانی جدید را طراحی نماییم. در ابتدا باید بگوییم که: آمریکا و دیگر کشورهای جهان، در راستای اقتصاد مقاومتی، به حرکت در آمده اند و با قبول: تئوری های اقتصاد ایرانی، آن را اجرا می کنند. لذا از نظر ما جنگ اقتصادی، در بین نیست بلکه مرحله: تحول اقتصاد امپریالیستی به اقتصاد اسلامی، یا اقتصاد مقاومتی است. براساس شعار ایران در سال 1397 که به: تولید کالاهای داخلی می پردازد، و سعی دارد از واردات جلوگیری کند. آمریکا نیز همین کار را می کند: تعرفه 25درصدی برکالاهای چینی، به همین دلیل است. زیرا چین توانسته اقتصاد آمریکا را در دست بگیرد، و با روش دامپینگ(ارزان فروشی مصلحتی )، بازار آمریکا را تسخیر نموده است. مسئولان اقتصادی با تعیین تعرفه، خواسته اند این شکاف (گپ) را پرکنند. براساس محاسبه آنها، اگر اجناس چینی 25درصد گرانتر شود، نمی تواند با قیمت اجناس آمریکایی رقابت کند. لذا بجای کاهش قیمت کالاهای داخلی، که به تضعیف تولید کنندگان می انجامد، با برقراری تعرفه، قیمت کالاهای خارجی را از دسترس خارج می کنند. شکایت چین به سازمان جهانی تجارت هم، فایده ندارد زیرا که این روش تجاری، سال ها است که زیر پا گذاشته شد! خود چین هم در مقابل تایوان و ژاپن ومالزی انجام می دهد. اخیرا هم که درمقابل آمریکا و اروپا هم، تعرفه را بالا برده! اروپا نیز به این روند تعرفه گذاری پیوسته است. لذا شرایط صوری که: مانع عضویت ایران در تجارت جهانی می شد، اصلا اجرایی نبود و: فقط بهانه ای برای جلوگیری عضویت ایران بود. زیرا اگر ایران عضو می شد، همه تحریم ها از بین می رفت. این خواست آمریکا به عنوان: قدرت برتر تجارت جهانی سنتی نبود. با توجه به مزیت فراوان: کالاها و خدمات ایرانی ، عضویت در سازمان تجارت جهانی، باعث می شد تا سلطه آمریکا از بین برود، و مدیریت آن به دست ایرانی ها بیافتد. لذا مقاومت آنها در برابر ایران، قانونی نبود. حتی قانون دست نوشته خودشان هم، این را نمی خواست. بلکه بیشتر به آن جهت بود که: ایران شریک تجاری بی ضرر(احمق) بماند! یعنی از همه کشورها، بالاترین خرید ها را، با قیمت تحریمی داشته باشد. پس با عضویت ایران، تمام سود های باد آورده: همه کشورها نابود می شد. به لحاظ فروش نیز، ایران مزیت های فراوانی داشت: رتبه اول در گاز و نفت، موقعیت ژئوپلیتیکی آب و هوایی و حمل و نقل، خدمات فنی مهندسی بسیار پیشرفته، نیروی انسانی کار آمد در تراز جهانی، که بسیاری از آنها، از مدیران شرکت های رقیب بودند! همه باعث می شد ایران، از لحاظ فروش نیز دست برتر داشته باشد. هم اکنون هم هیچ کشوری، مایل نیست بازار ایران را از دست بدهد! هیچ کشوری هم از خدمات و کالاهای ایرانی، ناراضی نیست. فقط زور گویی آمریکا، باعث تبلیغات منفی می شد، که به حمدالله با ورود آمریکا و اروپا و چین و روسیه، به اقتصاد مقاومتی، مزیت های تئوریک و مدیریتی ایران نیز، کارایی خود را نشان داد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : تجارت جهانی نوین،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 تیر 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

نیاز، مادر اقتصاد است، یعنی اگر کسی نیاز نداشته باشد، هیچ کاری نمی کند. لذا اولین انگیزه اشتغال، نبازهای انسان مخصوصا: نیاز های فیزیولوژیکی است. یعنی انسان تا گرسنه نشود، به دنبال تهیه غذا نمی رود، و تا سرما نخورد، دنبال دارو نمی گردد. به همین دلیل پدران و مادرانی که: فرزندان خود را بدون زحمت دادن، بار می اورند به او تلقین می کنند: که نیازی ندارند که براورده نشده باشد. لذا احتیاجی به کار کردن هم ندارند. اغلب فرزندان افراد فعال، بیکار هستند زیرا نیازی نمی بینند که کار کنند! یا درواقع می گویند: پدر بجای ما کار می کند. پس دلیل دوم بیکاری، کار مضاعف دیگران است. پدری که فکر می کند: باید همه نیاز های خانواده را به تنهایی براورده کند، مجبور است جای چند نفر کار کند. این امر از دو جهت به ضرر اشتغال است: اول اینکه انگیزه کار کردن، که همان احساس نیاز فرزندان است، در آنها از بین می برد. دوم اینکه جای اشتغال: دو نفر یا بیشتر را پر می کند.  لذا اگر کسانی هم دنبال کار باشند، کارها به وسیله این افراد بیش فعال، قبضه شده است. مثلا کسی که سی سال، کار کرده و حالا بازنشسته می شود، یعنی یک فرصت شغلی خالی می شود، تا نیروهای کارجو آن را بدست آورند. ولی وقتی دوباره به کار دعوت می شود، این فرصت شغلی از بین می رود. بعضی ها بجای یک نفر دیگر کار می کنند، ولی برخی ها خیلی بیش فعال هستند: و ممکن است جای ده نفر کار کنند! لذا ده نفر بیکار می شوند، در حالیکه  تولید و اشتغال در حال تعادل است. یعنی جامعه احساس کمبود نمی کند. این موضوع نظم اجتماعی را به هم می ریزد، و عدالت را از بین می برد، ولی نعادل در جامعه را ایجاد می کند. یعنی تولید کافی است، و مردم نیازهای خود را برطرف می کنند. اما عدالت که یک مفهوم ارزشی است، از بین می رود. مثلا عده ای فقط نان خالی می خورند، اما عده دیگر بقدری می خورند که: جای نفس کشیدن برایشان باقی نمی ماند. عده آمار مصرف را بالا می برند. لذا می بینیم در ایران، مصرف همه کالا ها و خدمات، سه برابر مصرف جهانی است. حالا این امر خوب است، یا بد همان ارزش گذاری معنوی است. عده ای می گویند: خوب است زیرا نشان می دهد: مردم سیر هستند حتی آنهاییکه به ظاهر، کمتر می خورند ولی میتوانند از: مازاد طبقه بالا استفاده کنند. وقتی روزانه میلیون ها تن غذا، دور ریخته می شود همه اینها نابود نمی شود، بلکه بازیابی می شود. 80درصد آن با رعایت اصول بهداشتی، قابل بازیابی و قابل استفاده است. بطوریکه میتوان به افراد دیگر و یا: حیوانات دیگر تحویل داد. 20درصد غیرقابل بازیافت نیز: در چرخه طبیعت، برای استفاده گیاهان منظور می شوند. اخیرا در همه کشورها، تفکیک زباله به همین جهت، در دستور کار است. خیلی از خانواده ها، غذای اضافی خود را دست نخورده، در ظروف یکبار مصرف کاملا پوشیده، بیرون می گذارند تا رهگذران و: بی خانمان ها از آن استفاده کنند. دستور اسلامی این است که: خانواده های ثروتمند انفاق کنند، که بسیاری از مراسم مذهبی مانند: سوگواریها و جشن ها محل :توزیع غذاهای رایگان است. بنابر این اگر احساس بیکاری، یا فقر یا بی غذایی می شود، مکانیزم اقتصادی جوابگوی آن نیست، زیرا از نظر اقتصاد، اشتغال در حال تعادل و: دستمزدها همیشه نرمال، میانگین بهره وری مردم سه برابر! نقدینگی در دست مردم بسیار پرحجم است. اما از نظر مسائل انسانی و: مسئولیت های اجتماعی، یا عدالت اسلامی لازم است که: دقت بیشتری شود. با اینکه شخصی قانونا میتواند: هزار شغل و هزار در آمد داشته باشد، وجدانا و به دستور شرع، باید آن را بین فقرا، بدون هیچ چشمداشتی تقسیم کند. این کار بنام انفاق است و: انفاق یعنی تبدیل اعتدال به عدالت.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بیکاری وجود ندارد!،
لینک های مرتبط :

وقتی می گوییم اروپا، شریک دزد و رفیق قافله است، همین است که الان، وقتی ایران می خواهد سیصد میلیون یورو، از حساب های خود بردارد فوری آن را به اطلاع امریکا می رسانند! سفیر آمریکا در آلمان هم می گوید: جلوی این کار را بگیرید! گویا این پول ها، مال آمریکا است که ایران می خواهد برداشت کند. دیپلماسی باج دادن، کار را بجایی رسانده که امروز، همه دنیا خود را مالک همه چیز ایران میدانند! آلمان فکر می کند: همه صنایع ایران مال اوست، آمریکا فکر می کند همه نفت ایران را، باید او ببرد و اتگلستان و فرانسه هم، نمی گذارند از قافله عقب بمانند. این توهم از موقعی شروع شد که: دیپلماسی التماس، جای دیپلماسی عزت و حکمت را گرفت. آنهاییکه در دامن آمریکا بزرگ شدند، همه پست ها را قبضه کرده، مخفیانه همه قرارداد ها را امضا نمودند. اگر در دوران قاجار، آشکارا ایران را می فروختند، اینها ارزان و بی سروصدا می فروشند. ششلول بند های آنها هم، همه جا آماده اند تا از حذف فیزیکی، تا آبروریزی، دروغ و هتک حرمت کار را پشتیبانی کنند. سلطنت طلبها یک طرف، منافقین در طرف دیگر: از چپ افراطی تا راست افراطی، در حمایت از غارت ایران همصدا هستند. وجدانا، در طول این چهل سال، کدام یک از آنها که خود را: وطن پرست دو آتشه میدانند، یک مدرسه ساختند؟ یا در زلزله و سیل کمک فرستادند؟ یا به فقرا کمک مالی کردند؟ در حالیکه برعکس بوده، یعنی اگر از طرف دولت هم، امدادگر یا کمک مالی ارسال می شد، آنها را ترور می کردند! یا مانع از اجرای عملیات می شدند. تا به قول خودشان، پایه های حکومت را سست کنند. آنها به گدایی شرق و غرب می رفتند، تبلیغات می کردند که دولت نمی رسد، و به مردم امکانات نمی دهد، کمک مالی به بهانه زلزله زده ها، جمع می کردند، بعد: خرح عیاشی های خود می نمودند. در زلزله کرمانشاه دیدیم که: از ترس ترور امداد گران، ارتش و سپاه وارد عمل شدند. زیرا جاده ها را نا امن کرده بودند، و نمی گذاشتند کمک به مردم زلزله زده برسد. لذا این کمک ها با نگهبان ارسال می شد. نه فقط در ایران، بلکه  در یمن وبحرین و لبنان وفلسطین هم، همین کار را می کنند. کشتی های امدادی ایران را،  به بهانه اینکه در انها اسلحه هست، مصادره می کنند، یا آن را با موشک می زنند، هواپیما را سرنگون می کنند، بعد هم جایزه می گیرند که: توانستند به قتل عام یمنی ها و: فلسطینی ها کمک کنند. و نگذاشتند ایران به آنها کمک کند. ملت ها همه یک درد دارند! دوستان آنها شریک دزدان هستند. دولت بحرین،ا عربستان یا مصر، در هیچ کجا از کمک به کشتار مسلمان کم نگذاشتند. از گروه سازی و فرقه گرایی، مانند طالبان و داعش و جبهه النصره، تا سلطنت طلب و منافق، همه فقط دنبال کشتار هستند. این گروهها در افغانستان، دست به دست هم داده، خود را برای ورود از: مرز شرقی به ایران آماده می کنند. دیلمات های ایران، یا نمی دانند یا خودشان هم با آنها هستند! چون سلاح آنها را، اروپا و آمریکا می دهد، بودجه اش را عربستان تامین می کند. و دیپلمات های ایرانی هم، مشغول لاس زدن با همین ها هستند!  یک زن و یا دختر اروپایی که، کنارشان می گذارند، عقل و هوش و ایمان آنها را می دزدند! لذا همه گراها را می دهند، تا دشمن راحت تر حمله کند. بزرگترین سناریو اقتصادی قرن را، در همین چند روزه بر ضد ایران، اجرا کردند و دستهای ناپاک: همه آنها دخیل بوده: از واردات خودروهای خارجی، بالابردن قیمت ارزهای خارجی، تا احتکار سکه وطلا و مایحتاج مردم. اما مردم ایران، یک تنه ایستاده اند! و با کمک خداوند، همه این دزدان و شرکای داخلی آنها را، به سزای اعمال خود می رساند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : شریک دزد و رفیق قافله!،
لینک های مرتبط :

در حالیکه رئیس مذهب شیعه، بارگاه و مرقدی نداشته و: در تصرف وهابیت است، آیا شیعه بصیرت دینی دارد؟( من بمیرم که نداری: حرم و صحن و سرایی!) ایا فقط شعر گفتن و گریه کردن کافی است؟ یا باید برای رئیس خود کاری بکنند؟ آیا درست است که وزیر خارجه کشور امام صادق ع، از هولو کاست کشتار سه هزار نفری کربلا، و تخریب بقعه امام حسین ع و ائمه دیگر، به دست آل سعود بی خبر باشد؟ ولی برای یهودیان اشک بریزد! و هولوکاست دروغین انها را تایید کند؟ شکایت این همه بی بصیرتی را به کجا باید برد؟ برخی ها تصور می کنند بی بصیرتی، فقط برای توابین بود! که روز شهادت امام حسین ع، او را تنها گذاشتند و: بعد توبه کردند و قیام نمودند. ولی بی بصیرت ها در همه زمان ها هستند. بی بصیرت به معنی بی سواد نیست، بلکه کسی است که وقتی امامش، با او کار دارد غایب است. امام صادق رئیس مذهب تشیع، چهار هزار شاگرد فیلسوف و با سواد داشت، ولی وقتی ایشان را با طناب می کشیدند، و خانه اش را آتش می زدند، حتی یکی از آنها حاضر نبود! و دفاعی از ایشان نکردند. بعد هم طلبکارانه، در تشیع جنازه ایشان، سنگ تمام گذاشتند!اکثر اینها فقیه جامع الشرایط بودند، ولی امام زمان خود را درک نکردند.و در شدید ترین بحران ها تنها گذاشتند. آنهای دیروزی، با اینهای امروزی، چه فرقی دارند؟ امام صادق همان امام صادق است! ولی در بند وهابیان است، و همه او را تنها گذاشته اند. وقتی به جناب دکتر ولایتی می گوییم: بازسازی بقیع را ما انجام می دهیم، می گوید این کار عاقلانه نیست! دیگر از کی باید انتظار داشت؟ البته خیلی ها صحبت بصیرت می کنند، ولی تا مادامیکه صدور نفت قطع نشود! با اینکه میدانند: قطع صدور نفت، فقط و فقط به دست رژیم آل سعود است، بازهم آدرس اشتباهی می دهند! یک آدم دیوانه را نشان می دهند. اگر ترامپ، دلگرمی به دلار های نفتی و: صدور نفت مازاد عربستان نداشت، این سخن ها را نمی گفت. بصیرت در اینجا یعنی آدرس  درست دادن. یعنی دشمن را درست شناختن، نه آنکه بگوییم عربستان، برادر دینی ما است! و با او در یک جبهه هستیم! یعنی یمنی ها را سرکوب کند مهم نیست، کودک کشی نماید مهم نیست، حتی اگر سهم نفت ما را هم ببرد مهم نیست. چرا اینهمه خیانت ها مهم نیست؟ چونکه در قضیه بقیع، کوتاه آمدیم و گفتیم مهم نیست. و انتظار داشتیم فرش قرمز برای ما پهن کنند. بی بصیرتی راه دشمنی را هموار می کند. کسانی که شعار بصیرت می دهند، مانند ابو حنیفه مزدوری می شوند که: باید مخالف امام صادق عمل کند. و در نظر مردم کوچک کند. به گفته خود وی، برای مخالفت با امام صادق، مامور شده بود و همه جا موفق بود! فقط نمی دانست که امام صادق، در موقع سجده چشم های مبارک را می بست، یا باز تگهمیداشت و برای همین، فتوا داد در سجده: یک چشم بسته باشد! فقهای امامیه اثتی عشریه هم، دست کمی از آنها نداشتند. اگر چهار هزار شاگرد دور او بودند، دشمن جرات نمی کرد خانه امام صادق را آتش بزند. در حالیکه فقیه ترین و بزرگترین: دانشمندان عصر از سنی و شیعه، مسلمان و غیرمسلمان شاگرد ایشان بودند. شیخ انصاری می گوید مادرم از دزفول، برای زیارت کربلا رفت و نزد من آمد! همه به او احترام میگذاشتند و: دست او را می بوسیدند. پرسید چرا به من احترام می گذارند؟ شیخ ناچار شد بگوید: بخاطر اینکه مادر فقیهی مثل من هستی! مادر با همان لهجه دزفولی گفت: مرتضی یعنی تو کی هستی؟ خودت را بزرگ می دانی! این شیخ مرتضی است، آیا مراجع ما از ایشان بالاترند؟ این است که امام صادق می فرماید: اگر به تعداد انگشتان، یاران بابصیرت داشتم مانند: جدم حسین ع قیام می کردم!



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 273 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :