ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
دوشنبه 3 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

عامل اصلی ناهنجاری در اقتصاد ایران، اشباع تولید است. در حالیکه به نظر می رسد: تولید کم است، ولی بازاری برای فروش آن پیدا نمی شود! یعنی تولید هر کالا به حدی رسیده که: مشتری نئارد. لذا کالاها در انبار ها منجمد شده، و باعث منجمد شدن تمام داراییها، من جمله سرمایه در گردش می شود. راههای برون رفت از این مخمصه، عدم واردات و افزایش صادرات است، که هر دو برعکس عمل می شود! یعنی واردات بی رویه است: با کوچکترین روزنه امیدی، واردات تریلیاردی صورت می گیرد. و صادرات نیز قدرت رقابت با: دامپینگ جهانی ندارد. راه سومی هم وجود دارد و آن: تحریک تقاضا های چند برابری است! زیرا یک یا دوبرابر شدن تقاضا، مشکلی را حل نمی کند! چون دریچه ای باز می کند برای: واردات چند برابری زیرا: مسئولین می گویند کمبود شده، پس وارد کنیم! چون تولید، بازه زمانی می طلبد ولی، واردات فوری انجام می شود. بنابر این فقط یک راه باقی می ماند: تعطیلی کارخانجات و اخراج کارگران. برای اینکه کارگران بیکار نشوند، دولت ادعای غیر علمی مطرح می کند که: تولید کم است و سرمایه در گردش باید تزریق شود، تا تولید افزایش یابد. تحت عنوان ایجاد اشتغال، همه بودجه ها را به سوی مدیران هدایت می کند. بعد از دریافت همه بودجه ها، آن وقت مدیران اقرار می کنند که: بازار اشباع است و فروش ندارند! و لذا از باز پرداخت وام ها امتناع می کنند. و چون دستشان رو شده و معلوم شد که: نبود بازار یا اشباع بازار را، لاپوشانی کرده اند و ممکن است: به جرم کلاهبرداری از سوی بانکها، زندانی شوند لذا همه پولهای دریافتی را، برداشته  راهی خارج می شوند! این رمز اصلی تبلیغات برای رونق تولید است. اما چرا تولید اشباع شده؟ و روشهای آن چه بوده؟ باید گفت که در اقتصاد قانونی وجود دارد: بنام تعادل، که نمی گذارد تولید کاهش یابد. این اصل را استادان برای رفع  تکلیف درس می دهند، و دانشجویان هم برای اخذ نمره حفظ می کنند! این قانون می گوید: وقتی کالایی کمیاب شود، قیمت آن بالا می رود، لذا همه برای تولید آن هجوم می اورند. تولید تا جایی زیاد می شود که: قیمت ها به تعادل برسد. اگر از نقطه سربه سری هزینه عبور کرد، تولید کنندگان هم یا جدیدا وارد نمی شوند، و یا اگر هستند خارج می شوند. لذا همیشه تولید در حال تعادل است. تولید کنندگان در یک ماتریس دو در دو هستند. تولید کنندگان داخلی و خارجی، تولید کنندگان رسمی و غیر رسمی! در حالت تعادل فقط تولید کنندگان رسمی هستند. که باید استاندارد بگیرند: بیمه و مالیات پرداخت کنند، و مانع واردات شوند. اما دلالان بزرگ، این معادله را به هم می زنند. تا راه برای واردات باز شود، و بتوانند صندوق ذخیره ارزی را خالی کنند. اگر دلالان با دولت هماهنگ نباشند، علاوه بر واردات رسمی، کالا بصورت قاچاق هم وارد می شود. از انطرف تولید کنندگان داخلی غیر رسمی(زیر زمینی) هم وارد بازار می شوند. لذا از چهار پنجره، کالا به بازار تزریق می شود. از این جهت بازار اشباع می شود. مصرف کنندگان گارد می گیرند! و ممکن است قیمت کاهش یابد. برای شکستن گارد مصرف کنندگان، به آنها وام داده می شود! یا بصورت قسطی فروخته می شود. به همین جهت مصرف زدگی! بالامیگیرد و همه مصرف کنندگان، دچار سوء تغذیه: فشارخون و دیابت و چربی بالا می شوند. ( در کالاهای خوراکی) و در کالاهای غیر خوراکی، به روانپریشی انبار کردن گرفتار می شوند. یعنی هر کالایی را می خرند و انبار می کنند، تا مبادا گرانتر نشود. لذا تنها راه جلوگیری از بیماری روانی مردم که درشکل استرس و فشاز خون98درصدی خود را نشان می دهد، آموزش رفتار اسلامی، از جمله قناعت است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : اشباع تولید،
لینک ها :

بیشترین خیانت ها به ایران را، کشورهای شیخ نشین می کنند، آنها با دعوت از انگلیس و آمریکا، برای حضور ناوهای هواپیمابر به خلیج فارس، آن را نا امن می کنند. لذا به نظر می رسد تنها را ساکت کردن آنها، در خواست الحاق به جمهوری اسلامی است. زیرا این کشورها قبلا و براساس: اسناد تاریخی دکتر احمد اقتداری،  تابع فرمانداری بوشهر بودند. انگلیس در چندسال پیش آنها را از ایران تجزیه نمود. البته بعنوان بازدارنده میتوان ادعا کرد که: پرونده تجزیه طلبی آنها بازبینی می شود، و برای آغاز این کار میتوان: عاملان ایرانی این تجزیه طلبی را افشاکرد. مثلا در مورد بحرین، که پایگاهی برای فروش فلسطین شده است، به راحتی میتوان پرونده: تجزیه طلبی آن را به جریان انداخت. بحرین تا سال 1348یعنی 50سال پیش، استان چهاردهم ایران بود. زبان اهالی و رسمی آنها هم فارسی بود. محمدرضا با اینکه همه اینها را می دانست، به یکباره موافقت کرد که انگلیسی ها، آن را از ایران جدا کنند. بعد ها گفت جزایر تنب و ابوموسی را با آن طاق زده است! همه شیخ نشین ها به همین شکل از ایران جدا شدند. مخصوصا امارات که 80درصد جمعیت آن، ایرانی الاصل و فارسی زبان هستند. البته بجز پاکستانی ها و اقوامی که بعد جذب شدند، تا ترکیب جمعیتی را به هم بزنند. با بررسی این پرونده ها، کمی از شرارت آنها کاسته می شود. ممکن است وزارت خارجه نتواند: رسما چنین کاری بکند، ولی قوه قضائیه می تواند در خواست: واخواهی پرونده ها را بدهد، تا بعد از واکاوی و بازبینی، لایحه ای تنظیم و به سازمان ملل ارائه شود. البته وزارت خارجه نیز اشتباه می کند که: به حریم آنها احترام می گذارد! زیرا آنها قوانین بین المللی و: عرف دیپلماتیک اگر می دانستند، اینهمه توطئه برای جمهوری اسلامی نمی کردند. اگر وزارت خارجه ایران نتواند حقوق: از دست رفته ایران را پس بگیرد، کشورهای منطقه هم میتوانند اعلام جرم کنند. در مورد بحرین، همه موارد قانونی آماده است، و به لطف حماقت دشمنان، مدارک مستدلی برای شکایت از انها، وجود دارد. اولین جاییکه میتواند طرح شکایت کند: فلسطین و تشکیلات خود گردان می باشد. ابومازن اگر راست می گوید: با فروش فلسطین در معامله قرن، مخالف است از دولت بحرین، به عنوان مداخله مسقتیم در امورفلسطین، باید شکایت کند. اگر محمود عباس هم مثل وزارت خارجه ایران، راه سازش در پیش گرفت، و یا به دیلماسی التماسی اکتفا کرد، حماس و سازمان جهاد اسلامی، این مسئولیت را پذیرا شوند. علمای عراق مخصوصا آیت الله سیستانی، نفری است که باید از دولت بحرین شکایت کند. زیرا اکثریت مردم بحرین شیعه هستند، و آل خلیفه بدون توجه به نظر آنان، حکومت می کند و دستور کشتار و: زندانی کردن شیعیان را می دهد. علاوه بر اینکه یکی از عوامل تجزیه بحرین هم، ایشان بوده که در ان موقع ادعا کرده که: مردم بحرین عرب هستند، و باید به عربستان ملحق شوند! دستگاه قضایی ایران هم میتواند به عنوان: مدعی رژیم پهلوی در ایران، نسبت به ابطال برخی از اسناد تجزیه بحرین اقدام نماید. امارات هم، اعمال مجرمانه داشته و باید تنبیه و مجازات شود. پهبادی که ساقط شد، از پایگاهی در این کشور بپا خواسته، که به معنی اقدام خصمانه برای جنگ با ایران است. ضعف وزارت خارجه ایران، باعث شده که چهل سال خیانت امارات و عربستان، و اقدامات خصمانه آنها بی پاسخ باشد. چه اقدامی از این بدتر که آنها، هزینه جنگ صدام با ایران را پرداختند. این یعنی شرکت مستقیم در: جنگ با ایران است. آل سعود نه تنها مخفیانه به اسرائیل کمک می کند، تا با ایران بجنگد، بلکه اطلاعات جاسوسی زیادی برای جنگ اقتصادی، به آنها می دهد.



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا امارات مجازات نمی شود،
لینک ها :
یکشنبه 2 تیر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی


پس از سرنگونی پهباد آمریکایی، نتانیاهو به عنوان سخنگوی ترامپ! آغاز روند جدیدی را اعلام کرد که بر مبنای: لاک دفاعی در عملیات نظامی است. وی گفت ایران به امریکا تجاوز کرده! و باید در مقابل این تجاوز ایستادگی کنیم، و در کنار آمریکا باشیم! این جمله، برآیند پروسه 80ساله ای را نشان می دهد که: توانسته آمریکا را از حالت هجومی، به حالت دفاعی منتقل کند. و او را قانع کند که دیگر توان حمله ندارد، و باید که به لاک خود فرو رود. در واقع دو راه بیشتر در جلوی: آمریکا و آل سعود و اسرائیل وجود ندارد، یا اینکه در لاک دفاعی فرو بروند، و کاری به جهان نداشته باشند، و امور را به ایران واگذار کنند. یا اینکه نابودی خود را رقم بزنند. زیرا با سقوط پهباد امریکایی، همه هیمنه و ادعاهای آمریکا فرو ریخت، و نشان داد که صدای شکستن: استخوانهای امپریالیزم غرب به گوش می رسد. این امر از زمان سفر نخست وزیر ژاپن به تهران، مطرح شد ولی کسی باور نمی کرد. مقایسه کوچکی بین ملاقات ادوارد شواردنادزه با امام خمینی، و ملاقات شین زو آبه با امام خامنه ای، همه چیز را روشن می کند. امام خمینی در ان موقع که همه فکر می کردند: کمونیزم بین المللس جاودانه، و آخرین حلقه تمدنی بشری است! و بعد از آن هیچ تمدن دیگری نخواهد بود، به زبان ساده گفتند و نوشتند که: صدای شکستن استخوانهای کمونیزم به گوش می رسد، و کمونیزم را از این به بعد در موزه ها باید دید! بیان امام خامنه ای به شین زو آبه نیز، چنین صلابتی را تداعی می کرد، که بار ها اعلام کرده بود: اسلام همه پست های کلیدی جهان را فتح خواهد کرد. فرق اساسی بین کمونیزم وامپریالیزم نبوده،  و رودر رویی با آن را یکی است. عمر کمونیزم از 1917تا 1991یعنی قریب 74سال دقیق و روشن است. امپریالیزم که آغاز آن بعد از بمباران هیروشیما، در 1945است تا 2019طول کشید که با عملکرد ترامپ، این امر اتفاق افتاده است. تنها تفاوت یلتسین و گورباچف، با ترامپ و نتانیاهو این است که هنوز، گیج بودن آنها ادامه دارد. اگر مانند گورباچف که به  راحتی تسلیم: نامه امام خمینی شد و تا کنون زنده است، و کتاب می نویسد، ترامپ و نتانیاهو هم تسلیم امام خامنه ای شوند، همه چیز به راحتی و صلح و صفا تمام می شود. اما اگر بخواهند حماقت خود را ادامه دهند، زندگی به روی انها لبخند نخواهد زد. پیشنهاد این است که نتانیاهو به امریکا رفته، و با ترامپ وسایل سفر به مکزیک را فراهم کنند. اسرائیل بدون نتانیاهو هم اداره می شود. آمریکا هم بدون ترامپ نفس راحتی می کشد. البته میتوانند از زمان باقی مانده استفاده کنند، و طرح های معقول تری اجرا نمایند. مثلا در اسرائیل اجازه ورود آوارگان فلسطینی، و اخراجی ها را بدهند تا آنها، در شهرک های جدید ساکن شوند. بعد که همه جابجایی ها انجام شد و: ترکیب جمعیتی به اصل خود رسید، رفراندوم بر گزار نمایند. در امریکا نیز مراکز مهمی مثل پنتاگون و سازمان سیا، ستاد ارتش و پلیس فدرال و خزانه داری را، به مزایده گذاشته و بدهی های آمریکا را بپردازند. سپس سازمان ملل 51کشور جدید از درون آمریکا را، به رسمیت بشناسد. هرکدام رئیس جمهوری انتخاب نمایند، و اتحاد جدید جهانی در سازمان ملل شکل بگیرد. برنامه های سازمان ملل هم، از آمریکا به ایران منتقل شود. زیرا آمریکا توان پرداخت بدهی های خود را ندارد، وبرنامه ها را منجمد کرده است. مردم آمریکا طبیعتا با انتخاب رئیس جمهور، نسبت به جمع آوری پایگاههای جهانی، یا واگذاری انها به کشور میزبان اقدام می کنند. و یا از انها به عنوان سفارت استفاده می کنند. با عدم دخالت آمریکا، کلاهک های هسته ای بلا استفاده شده، و برای تجزیه و یا اسقاط آنها اقدام می شود



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : لاک دفاعی آمریکا،
لینک ها :

   متاسفانه این یک شعار توخالی نیست، بلکه عین واقعیت است! زیرا بانکها نمی توانند بنگاه داری کنند، لذا اگر پولها برای پس انداز، بسوی بانکها جریان پیدا کند، سرمایه در گردش صنایع نابود می شود. به عبارت ساده تر: وقتی مردم تشویق می شوند که: با جایزه ها و بهره های زیاد، و بدون ریسک، پول خود را به بانکها بدهند، این یک فرهنگ می شود! لذا کسی به سراغ تولید نمی رود. زیرا تولید دارای ریسک است: ممکن است سود سرشار داشته و یا: زیان قابل توجهی بکند. ولی مردم ترجیح می دهند پول را در بانک ذخیره کنند، تا باخیال راحت ماهانه مبلیغی را بعنوان سود بگیرند. این مبلغ معمولا معادل تورم و یا بیش از ان است، زیرا بانک ادعا می کند که با این کار، می خواهد جلوی کاهش ارزش پول را بگیرد. پس همه چیز منطقی است! که مردم درآمد یا نقدینگی را به بانکها سوق دهند. بانکه البته از ان سو تبلیغ می کنند که: این پولها را به تولید کنندگان خواهند داد! ولی این یک دام است، زیرا به بهانه وام دادن، سند کار خانه یا محل تولید را ضمانت می گیرند! بعد با بهره ها و جریمه ها و دیرکردهایی، که فقط خودشان سر در می اورند! کارخانه را بدهکار کرده و مصادره می کنند. و چون باید سود کلانی به سپرده گذاران بدهند، کارخانه را فروخته و یا تبدیل به مجتمع مسکونی می نمایند. به عبارت علمی، پس انداز مردم در یک چرخه معیوب، از اطراف تولید خارج شده و: به دارایی های منجمد تبدیل می شود. زیرا همه بانکها ورشکسته اند. اگر تا کنون اعلام ورشکستگی نکرده اند، به اعتبار دارایی های منجمد است. خاصیت داراییهای منجمد این است که: با قیمت های نجومی، ترازنامه بانک را ترمیم کرده، و آن را سود آور نشان می دهد.  اما خریداری برای این داراییها، با قیمت های نجومی وجود ندارد. لذا بانکها دائم در حال ورشکسته تر شدن هستند، ولی با سیلی صورت خود را سرخ نگه میدارند. با ارزیابی های غیر منطقی و خارج از عرف، آنهم توسط کارشناسان متخلف دادگستری، سعی می کنند نقدینگی را جذب کنند. البته چون بانکها دارای کارشناسان متخلف مالی هم هستند، لذا تئوری های مالی پیشرفته ای را می سازند، که فقط خودشان سر در می اورند! تا با آن علما را بایکوت  کنند. در حالیکه همه این تئوری های مالی، فقط کلاه شرعی برای رباخواری، و توجیه نزولخواری بانکها است. فرمول کلی این است: هر بانکی که توسعه می یابد، و یا هر شعبه ای که اضافه می شود، حتما یک کارخانه تعطیل و مصادره شده است. نه تنها بانکها بلکه سایر موسسات مالی، مانند بیمه و بورس و فرابورس و بازار متشکل پولی و غیره، اینطور هستند و با زبان علمی، به رباخواری مشغولند. بطوریکه اگر محاسبات رباخواری را، از رشته مدیریت مالی و بانکداری( از مبتدی  تا دکترا) بردارند، چیزی باقی نمی ماند. پس رونق تولید در گرو: عدم رونق بانکداری است. لذا بانکداران به دنبال تعطیل تولید هستند، تا شعبات بانکها را زیاد تر کنند. در حالیکه ما اصلا مشکل تولید و اشتغال نداریم، آنها ادعا می کنند که تولید، دچار مشکل است و کمبود نقدینگی دارد! تا بتوانند به بهانه تامین نقدینگی، آنها را مصادره و تعطیل نمایند. تبلیغات آنها چنان مسموم کننده است، که از گلوی برخی مسئولین هم بیرون می آید! در حالیکه صدای مسئولینی که می گویند: مشکل تولید نداریم اصلا به گوش نمی رسد! مثلا در وزارت کشاورزی اعلام کرده: خودکفا هستیم در دارو سازی و و صنعت هم، بیش از نیاز کشور تولید می شود. که گاهی بسیاری از تولید کنندگان، بخاطر نداشتن بازار ورشکسته می شوند. این یک واقعیت است: تولید در ایران به بالاتراز حد اشباع رسیده، اما بانکها نمی گذارند، این موضوع جدی تلقی شود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : رونق بانکها برضد: رونق تولید است.،
لینک ها :
ایرانی تبار ها بر جند قسم هستند! اول آنهاییکه اصالتا و از طریق: حضرت آدم و نوح ع و ابراهیم ع ایرانی بوده، بعد پراکنده شدند. مثل رفتن هاجر و اسماعیل به عربستان، و تشکیل قوم کورشی(قرشی) یا رفتن ساره و یعقوب، به فلسطین و تشکیل قوم بنی اسرائیل، مهاجرت کرمانی ها به جرمانی! اصفهانیها به اسپانیا، قوم گیل به فرانسه، وپیشدادیان  به چین و هندو غیره! گروه دوم کسانی هستند که بعد از مشروطه، مهاجرت کرده و اقامت آمریکا، اورپا و جاهای دیگررا گرفتند(بیش از 50سال) سوم، همه مردم دنیا هستند که قبلا، همه تابع تنها امپراطوری جهان یعنی ایران،  بودند و با فروپاشی این امپراطوری بزرگ، به 200کشور تقسیم شدند. چهارم: ایرانی تبار هایی که در 50سال گذشته از ایران رفته، اقامت کشور میزبان را دریافت کرده، یا بعنوان شهروند آنجا پذیرفته شده، و شرایط کاندیداتوری برای شهردار شدن، نماینده مجلس و یا استاندار و فرمانداری را دارند. ترجیحا کسانی که میتوانند: نامزد پست های کلیدی مانند ریاست جمهوری، مجلس یا دادستانی بشوند در اولویت هستند. در حال حاضر بیش از 545شهردار، و 115فرماندار و 10استاندار و 120نماینده مجلس و کنگره در جهان، ایرانی تبار هستند که در: فرانسه و آلمان و آمریکا وکشورهای دیگر پراکنده اند. شورای ایرانیان خارج از کشور، تعداد آنها را بیشتر از این می داند. زیرا سرمایه داران و: مدیران شرکتها و موسسات را نیز، در این جمع جای می دهد.همه اینها آمار افرادی است که: به سفارت مراجعه کرده و یا آماری از خود انتشار داده اند. اگر آنهاییکه مخفی زندگی می کنند، تبار خود را منکر می شوند، یا به صورت قاچاقی از ایران خارج شده، یا در میان پناهندگان زندگی می کنند، اضافه شود به همان آمار نوع اول می رسیم! که همه جهان، ایرانی الاصل هستند. بهر حال مراکزی که در ایران پیش بینی، یا تاسیس گردیده اند تا کار ایرانیان خارج از کشور: 50سال اخیر را ساماندهی کنند، باید در کار خود دقیق باشند. ایران فرزندان خود را دوست دارد، و فرزندان ایران هم، با غیرت هستند. اگر چند نفری جاسوس یا ضد ایرانی بودند، باید آنها را در نظر نگرفت. تا فقط منحصر به برخی ایرانیان باشد! طبیعی است که هر طیفی از تفکرات ایرانی، برای خود مجموعه ای عملکردی خواهد داشت. اقوام گوناگون با هم اختلاف سلیقه نشان می دهند، و یا در سیاست، ضد سلطنت یا ضد اسلام هستند، ولی مجموع خائن و بیگانه پرست نیستند. زیرا سیل جریانی اقوام از ایران به جهان، هیچگاه توقف نداشته است. شوق ایرانیان برای رفتن به اروپا یا آمریکا، ممکن است روزی آنها را به کارهای اشتباه کشیده باشد، ولی از قدیم گفته اند: اگر کسی پول تقلبی چاپ کرد، یقه بانک مرکزی را نمی گیرند! بلکه یقه کسی را می گیرند که: پول قلابی چاپ کرده. حالا اگر عده ای هم از برند ایران، سوء استفاده می کنند باید مجازات شوند، ولی دلیل نمی شود همه را با یک چوب برانیم. ما باید افتخار کنیم که ایرانی تبار، شهردار لندن یا فرماندار نیویورک، نماینده مجلس و کنگره و غیره است. حتی وجود ایرانیان در اسرائیل را هم، باید غنیمت بدانیم! زیرا آنها هستند که اطلاعات ذیقیمتی، برای ایران ارسال می کنند. ممکن پالس ارسالی آنها برای برخی، قابل فهم نباشد ولی در این نباید شک کرد که: اگر مخالف صهیونیزم نباشند، موافق آنان هم نیستند. بلکه بر اثر تبلیغات زیاد آنها: برای یک زندگی رویایی، به آنجا رفته اند. مثلا همین پهباد برای سرنگون شدن آمده بود! زیرا چند بار هم اخطار داده شد، توجه نکرد! راننده پهباد(کسی که کی برد آن را دارد) یک ایرانی بوده، و خواسته این پهباد به دست ایران بیافتد، تا از تکنولوژی آن کپی برداری شود. این یک پالس است.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : این یک پالس است.،
لینک ها :
متاسفانه کپی رایت موضوعی شده که برخی ها، ایرانیان را دزد خطاب کنند. البته استاد مصطفی رحماندوست می گوید! حالا معلوم نیست از خودش است یا نقل قول، گرچه بیشتر به گفته خودش شباهت دارد تا دیگران! وی 315عنوان کتاب چاپ کرده، که تیراژ کتابهایش به بیش از 7 میلیون می رسد. ولی بسیار بدبین است و: می گوید سرانه مطالعه در ایران 2دقیقه در روز است. اما یک بررسی عمیق در این خصوص لازم است. زیرا قانون کپی رایت یک قانون ضد علمی است، و باید لغو شود. یکی از دلایل ضد علمی بودن آن، یکطرفه و ضد ایرانی بودن آن است. درست مثل بستن آب بر روی سپاه حضرت علی ع، در جنگ نهروان! آنها آب را روی ما می بندند و می گویند: کپی رایت بدهید و برای کپی رایت هم، چنان قیمت هایی را درخواست می کنند، که کاملا دور از ذهن است. ولی وقتی نوبت به خودشان می رسد، می گویند جریان اطلاعات باید آزاد باشد! مقالات نویسندگان ما، باید به آی اس آی فرستاده شود! و از بابت آن نه تنها پولی پرداخت نمی شود، بلکه بخاطر ثبت آن در آی اس آی، پول کلانی هم گرفته می شود. به زبان ساده یعنی اگر آنها مقاله، مطلب یا پژوهش داشتند به ما نمی دهند. اصلا در جریان هم نمی گذارند! مانند علوم مربوط به پهباد های پیشرفته، یاانرژی اتمی! اگر کسی هم آن را استفاده کرد، دزد نامیده می شود. ولی وقتی ایرانی موضوعی را کشف یا اختراع می کند، باید تمام نقشه آن را با پول زیاد بدهد، تا آنها تایید کنند و بعد هم به نفرات خودشان بفروشند! و تجاری سازی کنند. حداقل 20طرح مهم مرا، اجرا کردند بدون اینکه نامی برند! و به آنها اعتراض هم کردم، جواب نمی دهند! اما اگر این کار را ایرانی ها انجام دهند، فوری در امریکا دادگاه تشکیل می شود، و میلیون ها دلار از دارایی ایران مصادره می شود. خودشان اطلاعات مالی درجه چندم را، در بورس ارائه می دهند ولی، به ایرانی ها می گویند باید شفافیت داشته باشند. یعنی راههای فرار از تحریم را، به آنها بگوییم تا فوری آن راهها را هم ببندند. عوامل آن را هم دستگیر یا جریمه کنند. دلیل دوم این است که همه مواد آن، به نفع خودشان است مثلا می گویند: اگر از مرگ مولف 50سال بگذرد، لازم نیست کپی رایت پرداخت شود. لذا تمام کتابهای سعدی و حافظ و مولوی را، به هر شکلی می خواهند ترجمه و چاپ می کنند! قران ها و کتب قدیمی ما را سرقت می کنند، و فرمول های آن را به اسم خودشان ثبت می کنند. ولی از ما می خواهند که: حق تالیف مردگان را هم به حساب ورثه آنها بریزیم! اگر نشد فوری ایران را محاکمه و: اموالش را بلوکه یا مصادره می کنند. همه آثار تاریخی موزه های غربی و عربی، از ایران به سرقت رفته، هیچکدام کپی رایت هم نداده اند. کتیبه های داریوش و کورش و دیوار نوشته ها، از این نوع هستند. ولی وقتی پهباد جاسوسی آنها را، در آسمان ایران به زمین می نشانند! و از روی آن می سازند، آنها فوری در کنگره، ایران را به سرقت متهم کرده! اموالش را بلوکه می کنند. البته نمی خواهند اعتراف کنند که: طراح اصلی این پهباد ها هم، ایرانی تبارها هستند! که به محض اعزام آنها، مسیر و هدف آنها را برای ایران می فرستند. به همین دلیل ایران به راحتی آنها را کشف و ضبط می کند. برخی از طراحان هم قبل از طراحی، اعلام می کنند: از امکانات آمریکا استفاده می کنند، و بعد از تکمیل آن را برای ایران هدیه می فرستند. مانند زمان جنگ تحمیلی، وقتی دلالان اسلحه ( ایرانی تبار )، با پول عربی، برای صدام سلاح تهیه می کردند، آدرس آن را به سپاه ایران می دادند! تا آنها را شکار کنند و سالم وارد ایران بکنند! تا جاییکه امر مشتبه می شد که: ایران از آمریکا یا اسرائیل اسلحه می خرد!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : کپی رایت، یا جریان آزاد اطلاعات.،
لینک ها :
چهارشنبه 29 خرداد 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

   برخی پیرمردها و پیرزن ها، معمولا دچار بیماری روانی بازگشت می شوند: و در دوران جوانی خود تثبیت می گردند. به این معنی که فقط دوران جوانی خود را، از هرنظر ایدئال می دانند، و همیشه می گویند در زمان ما وضع عالی بوده! یا می گویند: جوان هم، جوان های قدیمی! هرچه به آنها بگویید: آن موقع مردم با خر و الاغ رفت و آمد می کردند، و از آب جوب می خوردند. بیماری تیفوس و آبله وحصبه و یرقان، مردم را از بین می برد! آخرش باز هم می گویند: ولی با اینهمه دوران بهتری بود! آنها الان را جزو دوران زندگی خود نمی دانند، از آینده هم می ترسند چون فکر می کنند: وضع بدتر خواهد شد. لذا دچار جزمیت یا دگم شده و به قول روانشناسان، تثبیت شده اند. حالا جریان اصلاحات در ایران هم، دچار این جمود فکری است، که حتی اگر قاتل هم باشند، مقدس هستند! میگویند: زن جوان خود را با هفت تیر کشته، و فرار کرده، می گوید: زنش اطلاعاتی بوده! و او را لو می داد، باید کشته می شد! عجب! اطلاعات هم، که اصلاح طلب است، یعنی کدام اطلاعات را می گوید؟ معلوم می شود که کارهایی می کرده، که اطلاعات خود دولت: اصلاحات هم نباید می فهمید؟ یا اینکه راه جدیدی پیش پای همسر آزار های جهان گذاشت: اول عضویت در اصلاحات، دوم متهم کردن همسر به کار اطلاعاتی، سوم هم کشتن او! در این روش مقامات مهم دولتی، او را ملاقات می کنند! وکلای مدافع خوبی می گیرند و: ممکن است اصلا برائت بگیرد! زیرا مقتول یک مامور اطلاعاتی و نفوذی بوده، و به او حمله کرده بوده، پس از خود دفاع کرده. گرچه الان هم که زندانی است، فرقی با ازاد بودنش ندارد! اصولا انتخاب کلمه اصلاحات برای انها اشتباه است. آنها با اینکه در بالاترین: قدرت اجرایی هم حضور دارند و: اختیارات بیش از حد هم گرفته اند، ولی ذاتشان اپوزیسیون است. همبنکه می گوید زنش اطلاعاتی بوده، بزرگترین جرم اوست. زیرا به فرموده امام خمینی، همه باید اطلاعاتی باشند. پس او به فرموده امام خمینی توجه نکرده، بلکه مخالفت هم می فرموده! یا اینکه مدافعان او می گویند: دچار اختلال روانی شده. کسی که دچار اختلال روانی می شود، نباید مسئولیت های مهم به او داده شود. اصولا ازدواج با زن جوان، شرایط خود را دارد. باید لودگی و طنازی او را بپذیرد. بداند نمی تواند پابه پای او بدود. ناراحتی قلبی که از او ذکر می کنند، نه به خاطر ذاتی بودن است، بلکه بخاطر فشار بیش از حد برای: همپای او دویدن است. همه اصلاحاتی ها اینطورند، که اگر نباشند خودشان را اصلاحاتی نمی دانند! مثلا در موضوع برجام، فقط می خواهند یک تنه از ان دفاع کنند! کسی نمانده که از برجام حمایت کند. حتی حمایت چین یا روسیه از برجام هم، بحاطر این است که آنها ناراحت نشوند! اروپا که جای خود دارد. جلوی صادرات نفت را می گیرند! می گویند نمی خواهیم: بابک زنجانی دوباره رشد کند. یا می گویند می خواهیم برجامی عمل کنیم، اگر نشد صادر نمی کنیم! دور زدن تحریم و کار های بابک زنجانی را نمی پذیرند. زیرا از ابتدا اشتباه کردند، که بابک زنجانی و: روش های دور زدن تحریم او را به مسخره گرفتند. حالا خودشان به بن رسیدند. زیرا بخاطر همین انقتادات بر دور  زدن تحریم، وزیر نفت اعلام کرده: بنام ایران نمی توانیم نفت صادر کنیم! واقعا بخاطر ایران هست، که زحمت می کشند؟ یا اینکه ایران را فدای اصلاحات کرده اند؟ آن هم اصلاحاتی که خودشان می گویند. والا اینها اصلاح طلب نیستند. بلکه شدیدا انقلابی (ازنوع خود) هستند. شدت عمل آنها در برخورد با حزب اللهی ها، بخوبی دیده می شود: آنقدر دوست دارند که ریشه احزب اللهی قطع شود، که دشمن اینطور نمی خواهد!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : قاتل هم، قاتل اصلاحاتی!،
لینک ها :

آل سعود توانست با حیله های گوناگون، آمریکا را به قربانگاه بفرستد! و انتقام چند سال دوشیده شدنش را بگیرد! البته ترامپ زرنگ بود، و دم به تله نمی داد! ولی نمی دانست آل سعود از او زرنگ تر است. او را تا لب چشمه برد، و تشنه برگرداند. و حالا ترامپ با نظر و اراده خودش، به قربانگاه می رود! یک بررسی کوتاه در روند چهل سال: بعد از انقلاب اسلامی نشان می دهد که: عربستان همیشه آمریکا را پیشمرگ خود میدانست. ولی امریکا مثل ملخ، هرگاه یک چرخ می زد، و خودش را رها می کرد! ولی این بار دیگر نمی تواند: از دست آل سعود فرار کند. زیرا همه کلک هایش رو شده! وقتی انقلاب اسلامی رخ داد، قبله اول و دوم  به اشغالگران این دوقبله هشدار دادند: تا خود را گم و گور کنند. ولی آنها سعی کردند، گردن کلفتی مثل آمریکا را جلو انداخته، و خودشان در پشت سر او قرار بگیرند. رژیم صهیونیستی و آل سعود، هر بار به امریکا رفته و ولخرجی می کردند: مثلا اسلحه یا سهام می خردیدند، ولی پول آن را نمی دادند! و مشروط می کردند به اینکه: آمریکا امنیت آنها را تضمین کند، تا همچنان دو قبله را در اشغال خود داشه باشند، تا آنجا را تخریب و از بین ببرند. و نامی از اسلام نماند. آمریکا در ابتدا حرف انها را باور می کرد، مقداری اسلحه و نیروهای امنیتی به آنها می داد! اما از پول خبری نیود. عبری ها و عرب ها می گفتند: ما از غرب انتظار داریم برای حفظ امنیت ما، ایران را نابود کند! در آن صورت پول می دهیم. لذا اولین کاری که کردند، صدام را مامور کشتار ایرانیان کردند! اما وقتی موفق نشدند، القاعده و طالبان و داعش را مسلح کردند، تا از شرق و غرب بر ایران بتازند، و ایرانیان را قتل عام کنند. اما این هم کاری از پیش نبرد، بلکه برعکس شد! عراق و شام مطیع تهران شدند، طالبان هم به مذاکره با ایران روی آورد. ائتلاف عربی درست کردند، تا به بهانه حمایت ایران از الحوثی ها، نفت کش ها را بزنند و راه را، برای حمله باز کنند! اما اروپا عقب نشینی کرد، آمریکا هم گفت ما برای جنگ نیامدیم! لذا استیصال بر ال سعود و رژیم صهیونیستی سایه افکند.  به سراغ چین و کره و ژاپن هم رفتند، جواب منفی شنیدند. اخیرا آل سعود گفته: باید ترامپ شخصا وارد جنگ با ایران شود، والا از پول خبری نیست. ترامپ میداند که از پول خبری نیست، زیرا با همین ترفند ها، آل سعود 22بیلیون دلار هزینه، روی دست آمریکا گذاشت. مثلا قول داده بود: تمام آنها را بپردازد ولی نپرداخت. اما از انطرف هم، ترامپ کار دیگری نمی تواند بکند! باید هرطور شده این گاو شیرده را بدوشد، ولو اینکه به ظاهر کارهایی را انجام دهد. لذا دستور حرکت ناوها را داد! و خودش هم گفت اگر برای امنیت عربستان، و تامین  نفت کش ها لازم باشد، به جنگ با ایران هم فکر می کند. اما مردم آمریکا بدانند: ترامپ زرنگتر از ال سعود نیست! اگر جنگ کند، آل سعود به او پولی نمی دهد، چرا که ندارد! همه بذل و بخشش های قبلی آل سعود، هم فقط وعده و دروغ بوده! مردم امریکا و اروپا بدانند که: آل سعود نه تنها پولی ندارد بدهد، بلکه اگر لازم باشد مانند یازده سپتامبر، مراکز مطالبه گر امریکایی را هم منفجر می کند، تا کسی نتواند سند ارائه دهد. زیرا مهمترین هدف انفجار برج های دوقلو، از بین بردن اسناد تجاری و: مدارک بدهی آل سعود بود. ال سعود همه نفت ها را مجانی می داد! لذا طلبی نداشت که بگیرد، بذل و بخشش های او، از پول حجاج ایرانی بود. زیرا هر سال نفری یک میلیون دلار، از حجاج ایران می گرفت تا: اجازه زیارت به آنها بدهد! مدتی که ایران حجاج نفرستاد، فقر و بدبختی گریبان آنها را گرفت، و به ایران التماس کردند: دوباره کاروان های حج را راه اندازی کند، ولی با قیمت ده برابر!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : آمریکا به قربانگاه می رود!،
لینک ها :


( کل صفحات : 320 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :