ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
جمعه 30 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

با توجه به اینکه کتاب گینس، یک کتاب نژاد پرستی است، و همه آمار آن مربوط به کشورهای دوست ترامپ است، لذا باید یک کتاب گینس جدیدی ابداع شود: که بتواند نیاز جهان را براورده کند.  در خندوانه، یا عصر جدید و بسیاری از برنامه های تلویزیونی، شاهد بروز استعداد هایی هستیم که دهها برابر: رتبه های اول گینس رکود زده اند، اما نامی از انها در کتاب گینس نیست. یک جوان رباط کریمی که توانسته: با روپایی دوبار تمام پله های برج میلاد را، آنهم از پشت سر طی کند، نامش کجای گینس است؟ بنده خودم شاهد بودم که: نماینده گینس وجوه خیلی کلانی درخواست می کرد! بعد هم می گفت اگر مجوز بدهند، ما چاپ می کنیم! زیرا ایران در تحریم است. الان رویداد بزرگ سینمایی ایران، در حال برگزاری است که هر بیننده ای را، دچار شگفتی می کند ولی نامی از آن، در کتاب گینس نیست. یا رویداد بزرگ فرهنگی در زمینه کتاب، در حال انجام است اما گینس، به خواب ابدی فرو رفته است . در همه زمینه های علمی، ایران ربته اول را دارد ولی گینس، در خواب خرگوشی خود است. در زمینه های اقتصاد، ذخائر معدنی، نفت وگاز حرف ایران شنیدنی است، ولی گینس از خواب زمستانی بیرون نمی آید. باید کسی آن را بیدار کند. اگر بیدار شدن او، با پول و دلار امکان پذیر بود، ایران بهترین دستمزدها را می تواند بدهد! ولی مشکل این است که ترامپ، حتی گینس را تحریم کرده است! تا در مورد ایران چیزی ننویسد. زیرا می داند این تازه اول بسم الله است: سازمان سیا در گزارش های خود نوشته است: که توجه مردم آمریکا به ایران، روز به روز زیادتر می شود. و امکان تشکیل جمهوری اسلامی آمریکا، دور از ذهن نیست! بخصوص اکنون که شکاف بین دموکرات ها، و جمهوریخواهها بیشتر شده و: مجلس نمایندگان با وجود شکست در: طرح عدم فروش اسلحه به عربستان، که با وتوی  ترامپ همراه بوده، دنبال طرح جدیدی بر علیه عربستان است، و این خود حادثه بزرگ قابل ثبت در گینس است، ولی گینس کجاست؟ وقتی گینس به خواب می رود، خیلی از گینس مانندها! هم به خواب می روند. مردم ایران در انقلاب اسلامی، توانستند ترس از موشک و بمب افکن ها، و سلاح های مرگبار آمریکایی را، از بین ببرند و فرهنگ شهادت را، در مقابل آن ایجاد کردند. الان دیگر کسی از بمب اتم نمی ترسد! به همین دلیل آنهاییکه هنوز، ترس در دل دارند فکر می کنند: با  متهم کردن ایران، مردم را می ترسانند! ولی مردم امروز از بی عدالتی، بی دینی و دروغگویی بیشتر می ترسند. در خاورمیانه و غرب اسیا، در اروپا و حتی داخل آمریکا، همه به دنبال عدالت هستند، و سینه خود را در مقابل گلوله های ماکرون، پنتاگون و سنتکام سپر کرده اند! و ازموشک ها و ناوها های انها، هیچ ترسی ندارند! قایق های تندرو ایران هر روز، بارها به ناوهای امریکایی می روند، و اعلامیه پخش می کنند! تا سربازان آمریکایی بفهمند، و مردم را نکشند. در عرصه هوا وفضا، کیست که بتواند با ایران مقابله کند؟ همه دانشمندان ایرانی تبار، که توسط آمریکا یا روسیه دزدیده شده بودند، به ایران برگشتند و حالا هیچکدام از برنامه های فضایی آنها، به نتیجه نمی رسد و با کوچکترین اشکالی، سقوط می کند. در حالیکه برنامه های فضایی ایران، بیشتر از آنها در حال پیشرفت است. باز سوال اینجاست که گینس کجاست. گینس حتی نمی داند: سرمایه گذار اصلی  تکنولوژی آمریکا، با ایرانی ها است. اگر ایرانی ها فقط اپل را نخرند آمریکا ورشکست می شود! اینهمه تراز منفی چین و آمریکا و روسیه برای چیست؟ چرا اروپا گرفتار بحران و بیکاری شده فقط بخاطر این است که ایران(بدلیل تحریم!) از انها نمی خرد!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : کتاب گینس ایران!،
لینک ها :
پنجشنبه 29 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

 تا در دادگاههای فدرال، علیه آمریکا شکایت کند! ولی هیچکس به فکر نیست، و فقط به التماس روی آورده اند: وزیر خارجه ایران می گوید: امیدوار است که آمریکا پشیمان شود! در حالیکه باید او را پشیمان کرد! همین دیپلماسی التماسی، باعث شده که آمریکا فکر کند مهم است، و تحریم هایش همه را به زانو در می اورد. لذا به صورت همه چنگ می زند! و همه را تحریم می کند. منتظر می ماند که تحریم اثر کند! اما هیچیک از کشورهای تحریم شونده، کوتاه نیامدند! این معلوم می کند: تحریم سلاح کهنه و زنگ زده است، که بیشتر خود آمریکا را ازار می دهد. زیرا تراز تجاری امریکا، برای چندمین سال منفی شده است. این یعنی حودکشی جمعی آمریکائیان. بجای اینکه به دیگران ضرر بزنند، خودزنی می کنند. خودزنی در تمام فیلمها و: کارتن های امریکایی هم مشهود است! همه فیلمها با محتوی جادو جنبل است.  آرزوهای بزرگ برای مردم می افریند! آنها را به دنیای عجائب می برد، تماشاگر با تاثیر از این انیمیشن های عجیب و غریب، از دنیای واقعی فاصله می گیرد. وقتی بیرون می اید با عزم راسخ، به دنیال آن کار ها می رود، و چون هیچکدام را نمیتواند انجام دهد، احساس پوچی می کند. لذا به خودکشی می رسد! البته این فرهنگ از ابتدا، در غرب وجود داشت: زیرا آنها از دین فاصله گرفتند. لذا دنیای آنها بدون ابتدا و انتها شد! مانند نیهلیسم که در اروپا، غوغا می کرد و صادق هدایت ما را هم، به کام خود کشید! در توجیه این حرکات می گویند: سینما آموزشگاه اخلاق نیست! تماشاگر می آید تا دو ساعت، میخکوب شود و برود! این حرف یعنی: دزدیدن وقت مردم. آنها را از خود بیخود کردن! مانند کاری که ماری جوانا، تریاک و هروئین می کند. لذا می بینیم یک هماهنگی کلی بین: فروش این فیلمها، اسلحه، مواد مخدر و فروش انسان، وجود دارد و غرب، درآمد های سرشار خود را، از همین راهها بدست می اورد! مواد مخدر لحظاتی انسان را از واقعیت دور می کند، و انتظارات او را بالا می برد. وقتی به عالم واقع بر می گردد، تاب تحمل از دست می دهد، اسلحه خریده خود و دیگران را می کشد. بعد هم بدن او را می فروشند! لذا باید جلوی این حرکت ایستاد. باندهای مخوف فروش اسلحه، فیلم و مواد مخدر و برده فروشی را متوقف کرد. تنها با این کار می توان: از رشد افرادی مثل ترامپ جلوگیری کرد. زیرا سود سرشار، آنها را دیوانه کرده است. همان پول را خرج می کنند: آدم کش استخدام می کنند، تا سپاه یا ارتش را در: کشورهای دیگر از بین ببرند. لیبی نمونه آن است، که اکنون در دستور کار عربستان قرار دارد. ترامپ مصوبه کنگره را، به همین دلیل وتو کرد، تا دست عربستان در خرید اسلحه و به کار بردن آن باز باشد، و سود سرشار آن، به جیب ترامپ برود. بعد هم اعلام کند برای اقتصاد کشورش، به این پولها نیاز دارد. یعنی برای زنده ماند ترامپ ودارو دسته اش، باید همه بمیرند. تنها جاییکه به این نیت بدخواهانه: ترامپ و وپمپئو پی برده است، سپاه پاسداران است. چون وزارت خارجه براثر اشتباهات، تحت تاثیر ترامپ است، و اقدامی نمی کند. اگر شکایت برعلیه ترامپ مطرح شود، میلیاردها دلار طلب ایران، از حلقوم او بیرون کشیده می شود! و عقلش سرجا می اید. در هر اقدامی هم موفق می شود. نمونه آن رای دادگاه مبنی بر: رفع توقیف از 2.5میلیارد دلار: دارایی ایران بود. لذا بجای سیاست توئیتری و: دیپلماسی التماسی بهتر است: برای همه دروغ ها و خلاف های ترامپ: بر علیه ملت ایران، شکایتی تنظیم شود. پیگیری ان هم بسیار ساده است: حقوقدانان ایرانی تبار آمریکا، حاضر به همکاری هستند. حتی حقوقودانان و قضات آزاده و: بیطرف هم کمک می کنند. قوه قضاویه هم آماده است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سپاه یک ماه وقت دارد:،
لینک ها :
چهارشنبه 28 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

در حال اتفاق افتادن در تهران است! نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، با حضور2400ناشرکه 800ناشر آن خارجی. سیصد هزار عنوان کتاب، که 137هزار آن خارجی است، باهزینه بالغ بر 15میلیارد تومان، بدون حضور دلار، میرود که دنیا را فتح کند. بنا به گفته معاون فرهنگی: وزیر فرهنگ  و ارشاد اسلامی، نظیر چنین چیزی در دنیا وجود ندارد. گرچه ممکن است: در برخی کشورها بتوان از تیراژ بیشتری سخن گفت، ولی در مجموع کاری است بزرگ. لذا پیشنهاد می شود درباره اهمیت آن، بیشتر بحث و تحقیق شود، و بعنوان رویداد بزرگ جهانی ثبت گردد. این رویداد یکی از دستاوردهای 40ساله انقلاب اسلامی است، که سی دو بار تا کنون برگزار می شود، و هرساله مرتبا رشد داشته است. با اینکه جایگاه بزرگتری در شهر آفتاب، برای آن در نظر گرفته شده بود، ولی برای دسترسی آسان تر، مصلی تهران که در مرکز فرهنگی شهر تهران، واقع شده انتخاب گردید. مهمان ویژه امسال کشور چین است، زیرا تنها کشوری است، که در باره تاریخ و فرهنگ ایران، بیشترین اثار چاپی را دارد. البته دو چالش بزرگ در مسیر آن قرار دارد: یکی کپی رایت و دیگری نشر مکتوب. به این معنی که از نظر برخی کشورها، موضوع کپی رایت بسیار جدی گرفته شده! بطوریکه جریان ازاد اطلاعات را، با چالش بزرگی روبرو کرده است. براساس نظر اسلام، هرکس چیزی فرامی گیرد، باید آن را منتشر کند، و به بقیه نیر اموزش دهد(زکات العلم نشره)، که اکنون به نام جریان: ازاد اطلاعات مطرح می شود. ولی قبلا مخصوصا در غرب، علم در اختیار طبقه خاصی بود، و هرگز اجازه دسترسی به دیگران داده نمی شد.(مانند انرژی هسته ای) آن را سرقت اطلاعات، یا استفاده بدون ذکر منبع می گفتند. حتی اگر ذکر منبع هم می شد، مبالغ کلانی برای جریمه! باید پرداخت می کردند. زیرا معمولا کپی رایت را، طوری برنامه ریزی می کردند که: هیچکس قادر به خرید آن نباشد. لذا پارادایم غرب، در روشنفکر جلوه دادن خود، با تبلیغ جریان ازاد اطلاعات، با مفهوم کپی رایت، کلا بی معنی می شود. زیرا اگر علم وسیله کسب درآمد شود(تجاری سازی)، فقط در بین طبقات با در امد بالا، منتشر می شود و مردم متوسط، یا کم درآمد امکان دسترسی: به آن را نخواهند داشت. مانند بن هایی که برای دانشجویان در نظر می گیرند. دانشجویی که قادر نیست، شهریه خود را بپردازد، و از کمک های مالی صندوق ها، یا وام ها استفاده می کند، چطور می تواند بن بخرد؟ طبیعی است که امتیاز آن را، به دانشجویان پولدارتر می فروشد! تا  پول آن را به زخم زندگی بزند. از همینجا، چالش دوم هم خود را نشان می دهد: و آن نشر دیجیتالی است. وقتی یک نفر میتواند: با خرید یک دی وی دی، 8000کتاب را داشته باشد! طبیعتا به سراغ کتاب که: هر یک عدد آن دهها برابر: قیمت دی وی دی است نمی رود. لذا ناشران مکتوب، با انگ زدن های مختلف، مانع رشد دیجیتال یا اینترنت می شوند. در حالیکه هرکس که: با شبکه های اجنماعی سرو کار دارد، هر روز صد ها کتاب را ناخواسته میخواند! مثلا وقتی نیمه شعبان می شود، رسم ایرانی ها ارسال  تبریک به همراه: پند یا نکته ای از فرمایش های امام زمان است. اگر آنها را در یکجا جمع کنیم، صد ها برابر کتب سنتی و نشر مکتوب است. لذا با پذیرش ای تی در نمایشگاه کتاب، همه مردم دنیا در همه ثانیه های نمایشگاه، حضور خواهند داشت. و پهنه آن فقط مصلی تهران نخواهد بود. لذا  ناشران مکتوب دندان طمع را  بکشند، و دایره را ترک کنند. هر بار یکی از بیماریها را علاج می کنند، مرض دیگرش عود می کند: مشکل کاغذ، کپی رایت و مشتری آنها، بودجه سنگینی به دولت تحمیل می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بزرگترین رویداد فرهنگی جهان،
لینک ها :
سه شنبه 27 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

میر کریمی می گوید: جشنواره بین المللی فجر، در آسیا رقیب ندارد! از جشنواره های روسیه و چین و ژاپن، بالاتر قراردارد، و امارات و دیگران هم که تعطیل هستند! امید می رود: این سعی  و کوشش میر کریمی، بتواند سال دیگر را، با شعار مقابله یا رقابت با اسکار برگزار کند. سینما، گرچه در غرب متولد و رشد کرد، ولی الان به انتهای راه خود رسیده است. فیلم هایی که از اسکار جایزه می گیرند، مانند همه جوایز آمریکایی ها، فقط بر اساس نژاد پرستی است! آنطور که یک نویسنده ایرانی می گوید: ما هرسال نامزد جایزه می شویم، ولی به ماجایزه نمی دهند! اصلا به ایرانی ها جایزه نمی دهند! و این حاکی از عمق کینه آنها نسبت به: تاریخ و تمدن ایران است. کشوری که تاریخ ندارد، مانند فرهنگ ش تازه به دوران رسیده است. دویست سال فرار از اروپا، و دویست سال کشتار مردم بومی آمریکا، کل تاریخ آمریکا است. لذا سینما هم مانند هنرهای دیگر، به انتها رسیده است و: دچار فقر محتوا گردیده اند. اغلب فیلمها اسیر جادو جنبل هستند! مثل هری پاتر و ارباب حلقه ها، یا آنقدر دور از ذهن هستند، که به تاریخ میلیون ها سال قبل و: عصر دایناسورها می روند! و یا آنقدر جلو می روند که: داستانهای تخیلی جنگ ستارگان را می سازند. حتی اگر فیلم تاریخی هم می سازند، مانند فیلم سیصد پر از تناقض و اشتباه است. با اینکه پرداختن به مسائل روز، قدرت مالی شگفتی به آنان می دهد، و میتوانند فراز از زندان یا: ترور رئیس جمهور را تا صدها قسمت بسازند، ولی به دلیل دروغ پردازیها و: نژاد پرستیهای موجود در ان، حقیقت را قربانی می کنند. از نظر آنها در هر صورت آمریکایی، خوب است و باید قهرمان شود. در مقابل، سینمای ایران از پر محتوایی، در حال پوست انداختن است! تاریخ جنگ و ایثار گری های مردم، در 8سال دفاع مقدس، گنجینه ای تمام ناشدنی است، بطوریکه برای تیمن وتبرک! جشنواره، قرار است فیلم دیده بان بعنوان آغاز گر: جشنواره و افتتاحیه آن باشد. اسکار گرفته های ایرانی هم، از پخش فیلم دونده در این جشنواره، در پوست خود نمی گنجند! فیلمهای چهل ساله ایران، هر کدام یک اسکار است، و اگر نژاد پرستی آمریکاییها نبود، میتوانست حداقل 120اسکار برای ایران بیاورد. مردم دنیا میدانند که سینمای ایران، بی چون و چرا خوب است. هر کجا آمریکا، زورش نرسیده، فیلم ایران بازار را پر کرده است. علاوه بر مضامین عرفانی در: فیلم های جنگی، سریال های انبیا، از آنهم گرانبها تر است. سریال های خوب حضرت یوسف و یا: مردان آنجلس و امام علی و غیره، تکرار ناپذیر است! این گنجینه هم تمام ناشدنی است، ولی عملکرد نژاد پرستانه اسکار، باعث شد تا کارگردان مهم: فیلم حضرت محمد(ص) دلسرد شود، و به کارهای دیگر بپردازد. اما دیگران دلسرد نشدند. ابراهیم حاتمی کیا می گوید: برای اینکه به اسلام و: دفاع از قران نپردازیم، ما را خیلی تحقیر می کنند! پرو پاگاندا می گویند، سفارش بگیر می خوانند! کاش کسی بود که به ما سفارش می داد! و اسپانسر می شد، تا لا اقل حرف آنها دروغ نباشد! ولی در تمام این فیلمهایی که ساخته ام، برای آن جنگیده ام! در هیچکدام از فیلمهای ایرانی، لذت های حیوانی مانند: شهوت و عیش و نوش، باعث پربار شدن گیشه نبوده. همیشه مخاطب درگیر مسائل فکری و: زیبایی های اندیشه بوده است. خصلتی که وجه تمایز انسان از حیوان است. در حالیکه سینمای غرب، در فقر محتوایی، هیچ مضامینی برای کار کردن ندارد! مجبور است به سراغ لذت های مشترک: انسان و حیوان برود. بططوریکه نماد اسکار، زن روسپی است و: مرد همیشه مست و میخواره و قمارباز. بهرحال امید می رود، مسئولین دلسوز، راه را برای جهانی شدن سینمای ایران هموار سازند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : رقابت نفس گیر با اسکار!،
لینک ها :

یکی از مشخصات آمریکایی ها، این است که دوستان خود را، در مواقع لازم تنها می گذارند! تا از بین بروند مانند: شاه ایران، حسنی مبارک مصر و صدام عراق قذافی لیبی! بطوریکه هیچ حکومتی بجز اسرائیل و آل سعود باقی نمانده! که قرار است آل سعود هم به بهانه قتل خاشقچی، کنار گذاشته شود. زیرا بودجه عربستان منفی شده، و قادر به خرید آز آمریکا نیست. حتی آنهاییکه قبلا خریده، هنوز بدهکار است. علت سقوط حکومت سودان هم به همین دلیل است: زیرا که قول کمک به عمرالبشیر: برای تجزیه سودان عملی نشد. سودان تجزیه شد و: عمر البشیر هم رفت! البته ترامپ فکر می کند: برای بازسازی آمریکا به پول اسرائیل نیازمند است، ولی بزودی خواهد فهمید که: دست نتانیاهو هم بسته است. آی پک نه تنها کمک به ترامپ نمی کند، بلکه در صدد است که بودجه بیشتری را به اسرائیل بفرستد! یکی از دلایل حماقت ترامپ همین موضوع است که: فکر می کند از نتانیاهو پول در می اید، اما نمی داند: آیپک همه پولها را به اسرائیل فرستاده است. یعنی کمک های اسرائیل به دولت آمریکا، از محل پولهای خود آمریکا بوده است، که فقط ده درصد آن را شامل می شده. در حال حاضر غیر از ترامپ، نظامی لیبیایی نیز گول آل سعود را خورده: ژنرال حفتر به امید کمک های اسرائیل و آمریکا و عربستان، به طرابلس حمله کرده. حالا که به نیمه کار رسیده، با کسر بودجه مواجه شده، و هرچه درخواست کمک می کند، فقط وعده  می گیرد. آل سعود حتی به ایران هم کلک زده! در رسانه ها گفته که چند میلیارد دلار، به سیل زدگان ایران کمک می کند! در حالیکه میداند، بخاطر تحریم ها تا کنون یک دلار، یا یورو به ایران فرستاده نشده است. اما مزدوران عربستان، بدون توجه به این موضوع روشن، سعی دارند بگویند که: عربستان پول فرستاده، ولی مسئولین ایرانی به سیل زده ها نمی دهند. درست برعکس آمریکا و اذناب آن، ایران تمام دوستان خود را، حتی در شرایط بسیار سخت هم رها نکرده، تا اینکه آنها پیروز شدند: مانند بشار اسد و یا مادورو. البته تعداد دوستان ایران هر روز بیشتر می شود: یمن و بحرین و لبنان و عراق هم اضافه شدند. و ایران به دست سپاه پاسداران، به آنان کمک کرد. در سیل اخیر هم دیدیم که آمریکا، برای جلوگیری از کمک سپاه به سیل زده ها، آن را تروریست اعلام کرد! تا سپاه امکانات خود را جمع کند، و به سیل زده ها کمک نشود. مزدوران آمریکا هم، طوری تبلیغ کردند که یعنی، سیل را سپاه بوجود آورده! تا مردم را به شک دچار کنند. فقط موضوع سیل زده ها نبود. موضوع لیبی و سودان و دیگر جاها بود. چون آمریکا و عربستان می خواستند: از غیبت سپاه سو استفاده کنند. لذا این موضوع را طرح کردند. والان با تبلیغات پیش دستانه، باعث شدند تا مردم لیبی و سودان والجزایر، خواهان جمهوری اسلامی نشوند. زیرا همه کشورهای جهان سوم، در خواست جمهوری اسلامی دارند. و مردم می کوشند تا انقلابی، به سبک ایران داشته باشند. حتی اروپاییها از مبارزات روشنفکران خود، نا امید شده اند و آنها را ناتوان به: ادامه انقلاب می بینند. لذا جهان آبستن یک جمهوری اسلامی بزرگ است، جمهوری اسلامی جهان! ممکن است عده ای تصور کنند که: آمریکایی ها با جمهوری اسلامی مشکل دارند! ولی نظر سنجی ها نشان می دهد: فقط یک درصدی ها مشکل دارند، و 99درصدی ها هیچ مشکلی با جمهوری اسلامی ندارند. چون علیزغم تبلیغات دولتهای خود، در عرض این چهل سال دیده اند که: آنها دروغ می گویند، و تبلیغاتشان برعلیه جمهوری اسلامی ایران، کلا دروغ است. زیرا آنها چهل سال است می گویند: حکومت ایران ازبین میرود. ولی هربار آن را تمدید می کنند، که گویا اصلا نگفتند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : ایا ایران هم دوستان خود را تنها می گذارد؟،
لینک ها :
یکشنبه 25 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

دنیای غرب بخصوص رسانه های دروغگوی آن، سالهاست که از آزادی زن! و برابر حقوق آنها سخن می گویند، ولی تاکنون  جز برای آزار جنسی، هیچ تمایلی به ازادی زن نداشته،  و نگذاشته اند در هیچ زمینه ای، این برابری تحقق پیدا کند. اما قران می فرماید:(المومنین و المونات والمسلمین والمسلمات..) زنان و مردان با هم یکسان هستند. بهترین روش احقاق حقوق زن، و برابری آنها این است که: حداقل امور خودشان را به دست خودشان واگذار کنیم! نه اینکه معلمشان مرد باشد، و آنها همیشه شاگرد! رئیس شان مرد باشد، وآنها همیشه کارمند. در جمهوری اسلامی، این تساوی در بسیار از موارد تحقق یافته، و حتی در برخی موارد، مانند علم ودانش زن ها جلوتر افتاده اند! در کنکور سراسری و دیگر رشته ها، آمار دختران بیش از پسران است. امروز در مسابقات بین المللی قران کریم، نمونه بارز این تساوی را تجربه کردیم. در این مسابقات، زنان همگی در رده های مختلف، مسئولیت داشتند! از سرباز و نگهبان دم در تا: استاد و داور وقاری! همه از زنان ودختران بودند. لذا صوت آنها را نامحرمان نشنیدند! ولی جوایز را بردند! در اماکن مقدسه نیز می بینیم: مدیریت بخش زنان با حودشان است، و نامحرمی حق ندارد در بین آنها نفوذ کند، یا فرمان بدهد و یا: آنها را سرزنش کند. اگر د ر مدارس، بیمارستانها و سایر سازمان ها هم، کارهای زنان به خودشان واگذار کنند، خواهیم دید مشکل اخلاقی جامعه حل می شود. آزار های جنسی و سوء استفاده ها کم می شود. زیرا اغلب تجاوزها و ازار جنسی، در محیط کار صورت می گیرد. کارمند دون پایه زن، مجبور است به خواسته های مافوق خود، تن در دهد. مشکل رعایت حجاب و مانند آن نیز، از بین می رود. در ورزشگاههایی که: این تفویض اختیار صورت گرفته، زنان به راحتی ورزش خود را انجام می دهند. البته آنها میدانند: برای بیرون از محیط زنانه، باید لباس رسمی به تن کنند. همانطور که یک جودو کار، یا رزمی کار با لباس خود مشکلی ندارد، زنان نیز باید باحجاب اسلامی، که فرموده خداوند است، نباید مشکل داشته باشند. برخی ها ممکن است بگویند: بدون چادر ما بهتر بازی می کنیم! مانند این است که فوتبالیست ها هم بگویند: بدون شورت و پیراهن راحت تریم! لذا همان خدایی که فرموده: زنان با مردان حقوق برابر دارند، دستورات دیگری هم داده است، که به نفع خود زنان است: زیرا آزار جنسی یا سوء استفاده از انان را، ازبین می برد. نباید بعضی دستورات خدا را بپذیریم، و برخی دیگر را رها کنیم! مسابقات قرانی در همه زمینه ها میتواند: در اجرای فرامین الهی، پیشتاز باشد. این پیشتازی باید به ثبت برسد، و الگوی دیگران هم باشد. یونسکو به عنوان بالاترین مرکز فرهنگی جهان، مسئولیت دارد این مسابقات را هم، ثبت جهانی کند. مسئولین قرانی کشور باید در این زمینه پیشقدم شوند. واقعا جای تعجب است که: کوچکترین و بی شرمترین حرکات، در کتاب گینس درج می شود! یا ثبت جهانی می گردد، ولی حوادث و مسائل مهم و جهانی، در ایران دفن می شود! و خبری از ان در سازمان های بین المللی نیست. ایران با برگزاری مرتب 36دوره مسابقات جهانی قران، در تمام زمینه ها و باحضور بیش از صد کشور، رتبه اول را در جهان دارد، ولی هیچکس به فکر این امتیاز زیبا نیست. کنفرانس وحدت و دیگر همایش های بین المللی، سالهاست با روند روبه جلو و: فراگیری وسیع تر برگزار میشود، ولی هیچ امتیازی در هیچ جا ثبت نمی شود. ولی اگر منافقین! ده نفر را در یک جا جمع کنند، همه جا ثبت می شود! و احزاب تک نفره آنها، در بوق و کرنا دمیده می شود. به نظر میرسد برنامه  تلویزیونی عصر جدید، می تواند از امور مقام اولی ایران، مستند سازی نماید.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : مانور بزرگ: تساوی زن و مرد!،
لینک ها :
یکشنبه 25 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

600نفری که پمپیو از ان سخن می گوید، درواقع شش هزار نفر بودند! پمپدو نیز مانند همه آمریکایی های بزدل، از ترس ایجاد وحشت، یک صفر آن را نادیده گرفته. برطبق آخرین آمار سنتکام، که محرمانه در اختیار سیا گذاشته، جمع کل قربانیان این فرماندهی، از ابتدای حضورش در غرب آسیا، تا کنون 967826نفر بوده است. که هر روز به طور مرموزی، در حال افزایش است. البته برخی از این ها آمار خودکشی ها و یا: خودزنی های سربازان و افسران آمریکایی را هم شامل می شود. تعداد 56نفر هم فرماندهانی هستند که: به دست افسران یا درجه داران کشته شدند. آمار فراریان یا پناهندگان در ان درج نشده است. بخشی از این ها در یمن، و برخی دیگر نیز در افغانستان و عراق کشته شدند. ولی به ادعای برایان هوک و دیگران، همه آنها به دست ایرانیان، یا بوسیله ایرانیان صورت گرفته است. مثلا 8321نفر از انان که :عضو داعش بودند در سوریه و عراق، مستقیما توسط نیروهای مدافع حرم ایرانی کشته شدند. و برخی از انها جسد شان نیز، تحویل خانواده های انان نشده! تا مردم آمریکا بیشتر به وحشت نیافتند. یک عضو سپاه قدس که همه اروپا را گشته است، تعریف می کرد: وقتی از بوسنی وارد قطار شدم، تا به سفر بروم، در قطار نشسته بودم که ناگهان در باز شد، و یک غول سیاه آمریکایی وارد شد. این نظامی آمریکایی که با پا در را باز کرده بود، از همان لحظه ورود به بقیه پرخاش می کرد! و حتی غذای یکی از مسافران را گرفت، و خورد و بعد سراغ من آمد. از من پرسید تو اهل کجایی؟ گفتم من از سپاه پاسدارا انقلاب اسلامی ایران هستم! گفت چی؟ ایرانی هستی؟ با چشم غره گفتم بله! ناگهان لب و لوچه اش آویزان شد، دست ها را به سینه گذاشت، روی برگرداند و رفت و در یک گوشه، چهار دست و پا نشست و تا آخر هم، ساکت بود و چیزی نگفت! این روحیه یک رمبو آمریکایی است، که به جنگ با ایرانیان اعزام شده است! داستانهایی از این دست زیاد است، که باید نویسندگان متعهد و با استعداد جهان، آن را بصورت رمان در بیاورند، و یا مانند برخی سینماگران متعهد، از ان فیلم و مستند تهیه کنند. واقعیت این است که در هر کجای دنیا، آشوب و بی ثباتی است، سه نفر در ان دست دارند: یک یهودی به عنوان دو بهم زن، و طراح و نقشه کش، یک عرب بعنوان اسپانسر و پول خرج کن! و یک نفر امریکایی به عنوان: بازیگر و نقش اصلی. و این سیاست زر و زور و تزویر است، که در سه مکتب صهیونیسم، ارتجاع عرب و لیبرالیزم ظاهر شده، و نتیجه آن تروریسم و انارشیسم بین المللی است. این سیاست تا موقعی که شناخته شده نبود، پیشرفت خوبی داشت چنانکه مردم: مصر و سودان ولیبی را از :اخوانی بودن منصرف کرد. این سیاست از جنگ شش روزه اعراب، علیه اسرائیل شروع شده بود. همه مسلمان زیر شعار صد میلیون عرب، به جنگ با اسرائیل مشغول شدند. اما عبدالناصر با یک حرکت چرخشی، این مسیر را منحرف کرد! وی با دشمنی با ایران، و تغییر نام خلیج فارس، به آل سعود اعتماد کرد و: نقشه جگ شش روزه را با او درمیان نهاد. آل سعود هم بلافاصل به فامیل های یهودی خود، اطلاع داد و جنگ قبل از شروع، لو رفت و همه ارتش ها بمباران شدند! و در عرض شش روز یک ارتش کوچک، کمتر از یک میلیونی! توانست با بمباران نیروی هوایی مصر و سوریه آنها را از بین ببرد. و صحرای سینا را به خود ملحق کند. تا کنون این راز افشا نشده بود! همه فکر می کردند که آل سعود، با اعراب هست و حتی آنها را رئیس اتحادیه اعراب! یا بزرگ اعراب می دانستند. غافل از انکه نزدیکی آل سعود به فلسطینی ها و اعراب، برای کسب اطلاعات و فروش آن به اسرائیل بود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آن ششصد نفر!،
لینک ها :
شنبه 24 فروردین 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

سنتکام از سوی شورای عالی امنیت ملی ایران، بعنوان مرکز فرماندهی گروههای: تروریستی شناخته شد. و هر آن امکان دارد موشک بر سر آنها فرود آید. لذا بهتر است که فوری تسلیم شوند. براساس یک نظر سنجی در بین: نیرو های نظامی سنتکام، 80درصد آنها خواهان بازگشت به خانه های خود هستند. 10درصد بدنبال راهی برای تسلیم شدن! و الباقی هم بدنبال انتقام گرفتن: از فرماندهان خود بودند. آنها می گفتند اگر مجبور شویم، فرمانده خود را می کشیم! زیرا علت این امر، طولانی شدن حضور انها در ناوهای جنگی، یا پایگاههای نظامی اطراف ایران است. 25درصد این نیروها، به محض دریافت نامه اعزام، دچار عوارض روانی شده، از اعزام منع می گردیدند. از انهاییکه با اعزام انها موافقت شده، حدود 50درصد به روانپریشی دچار شده اند. زیرا از یکسو حقوق آنها به موقع رداخت نمی شود، لذا در ارسال پول برای خانواده خود، دچار مشکل هستند و از سوی دیگر، خبر های خوشی از پولهای فرستاده شده هم، به گوش نمی رسد. بخشی از پولها به بهانه واریزی در محل، از بین می رود و بخشی نیز بعنوان دستمزد، یا کارآنه برداشت می شود . حتی پولهایی که به همکاران خود می دهند، تا به دست خانواده هاشان برساند، مغلوم نیست چه می شود. لذا بزرگترین دغدغه نیروهای سنتکام، مشکلات خانوادگی آنها است. زیرا به امید دستمزد بالاتر، به این نیروها ملحق شده اند. شرکت های امنیتی مثل بلاک واتر، وضع و روز بهتری ندارد. زیرا فقط وقتی به آنها پول داده می شود، که ماموریت کشتار افرادی را انجام داده باشند! در بقیه روزها  فقط باید: مشروبخوری و دیوانه بازی کنند! دیوانه بازی آنها برای این است که: تمام عملیات آنها برعلیه مردم افغانستان یا عراق، در پرونده شان ضبط و این پرونده ها، توسط نیروهای ایرانی حک شده است. ایرانی ها آنها را غیابا محاکمه، و آماده دستور رهبری هستند. مقام معظم رهبری، که فرماندهی کل قوا را هم بعهده دارد، و دستور جنگ و صلح با ایشان است، به این دلیل تا کنون دستور جهاد نداده اند، تا مبادا افرادی بیگناه کشته شوند. اگر اطلاعات ایرانیان از پرونده ها تکمیل شود، مجرمین به سزای اعمال خود می رسند. یکی دیگر از دلایل تعویق فرمان جنگ، احتمال توبه و بازگشت این نیروها است. همانطور که اشاره شد، شاید فقط یک درصد این نیروها که: در غرب اسیا مستقر هستند، دستشان به خون بیگناهان آلوده شده باشد. لذا 99درصد نیروها، تقریبا بی گناه هستند. از لحاظ روانی این 99درصد، آمادگی دارند با اولین شلیک گلوله از سوی ایرانیان، همگی تسلیم شوند و مانند: تفنگدارن دریایی قبلی، بعد از اسارت فوری آزاد شده، به خانه های خود برگردند. بخشی از سینگالهایی که می رسد، نشان می دهد حتی نیاز به شلیک گلوله هم نیست! کافی است اخطار داده و کاملا موضوع جدی شود. در آنصورت همه ناوها، با تمام تجهیزات خود، صحیح و سالم تحویل نیروی دریایی: مقتدر جمهوری اسلامی خواهد شد. اغلب آنها خواب های آشفته، از حملات قایق های تندرو: نیروی زمینی سپاه دارند. یا از پهبادهای  هوافضای سپاه، در هراس هستند، لذا ترجیح می دهند بطور رسمی، بعنوان اسیر جنگی، سلاح خود را قبل از درگیری، تحویل دهند. و این البته به دلیل ان است که: طراح اغلب این ناوها، جت های جنگی و هواپیماهای اف 16تا 35 ، همگی ایرانی بودند! و راز و رمز آنها را در اختیار: ارتش جمهوری اسلامی گذاشته اند. لذا به نظر می رسد: نیروهای امنیتی سنتکام، هرچه سریعتر توبه نموده و: تسلیم و یا به ایران پناهنده شوند. طبیعی است که ایرانی ها قول می دهند: مانند گذشته (از گروگانگیری 1980تا اسارت تفنگداران2017 ) آنها را بعد از تسلیم،  آزاد کنند


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سنتکام چه باید کند؟،
لینک ها :


( کل صفحات : 310 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :