ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02133166179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی
جمعه 25 آبان 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

علوم انسان بسیار زیاد و متفاوت است، آنطور که در قران آمده، همه علوم به انسان داده شده! ولی انسان ها به آن بی توجه هستند. لذا تنها بخشی از ان را بیاد می اورند، یا به آن عمل می کنند. این بخش رابطه مستقیمی با حواس ظاهری انسان دارد. برخی معتقدند علوم شامل آن بخشی است که از طریق حواس پنجگانه بدست می آید، قابل تجربه و مشاهده می باشد. برخی دیگر حواس انسان را بیشتر از 5تا می دانند، و علوم را به علوم عقلی و نقلی تقسیم می کنند. و شناختی که از طرف عقل هم باشد، قبول می کنند. اما واقعیت آن است که علوم دامنه بسیار گسترده ای دارد، که میتوان آن بخشی را که ما قبول می کنیم، علوم آشنا و بقیه را علوم غریبه دانست. اکثر پیشرفت های انسان، به وسیله علوم غریبه است. به همین دلیل آن را از دسترس مردم خارج می کنند، تا فقط خودشان بهره ببرند. علوم غریبه غالبا از طریق: ارتباط مستقیم با خداوند به دست می آید، و برای مردم عادی عجیب و غریب است. مثلا می گویند ابن سینا، هروقت به مشکل علمی برخورد می کرد، دو رکعت نماز می خواند، نور علم به قلب او می رسید، و راه حل را پیدا می کرد. در زمان ما سودجویی وارد این علم شد، بطوریکه برای دور کرن مردم، مکتب مادیگرایی تاسیس شند! به مردم گفتند جز ابن چند روز زندگی، و استفاده از آب و غذا و رفتار مانند حیوانات، چیز دیگری نیست! مردم را به آخور  بستند و خودشان دنبال پیشرفت رفتند. برای همین است که در کشورهای کمونیستی، از همه جا بیشتر علم پیشرفت کرد. زیرا مردم کمتر مزاحم کار انها می شدند. و به اسرار آنها کاری نداشتند. آنها هم با استفاده از علوم غریبه، همه امور را در دست گرفتند. تئوری بعد چهارم که از سوی انیشتین، مطرح شد نمونه آن است. هرچه از او می پرسیدند متوجه نمی شدند! عاقبت انیشتین گفت من خودم هم نمی دانم چه می گویم! البته میدانست ولی برای راحتی از دست مردم این را گفت! همانطور که جسم دارای جرم است، روح و عوامل دیگر هم وجود دارد، که ممکن است دارای جرم نباشند. آن را انرژی نام گذاشت. تبادل بین این دو آنقدر وسیع است، که به صفر نزدیکتر می شود! یعنی در انرژی هیچ جرمی دیده نمی شود. بطور مثال عده ای تصور می کردند: الکترون ها و پروتون ها جرم دارند، لذا جدول مندلیف را تکمیل کردند. اما وقتی میکروسکپهای الکترونیکی اختراع شد، و الکترون را تصویر برداری کرد، چیزی بنام جسم در ان ندید! بلکه خود الکترون هم مانند اتم، دارای فضای بزرگی بود که: به اربیتال معروف شد. لذا اساس جرم و ماده زیر سوال رفت. چون فقط حرکت دیدند. که به نظریه ملاصدرا حرکت جوهری بود. یعنی حرکت در اثر سرعت زیاد، سخت می شود و ما آن را ماده می نامیم! ریز ماده وجود ندارد، بلکه همه ماده از حرکت درست شده است. و این تئوری ها انسان را به وجود: روح و ملائکه هدایت کرد. و دانشمندان اصلی فهمیدند گفتار انبیا درست است، و لجبازی آنها موضوع را پوشانده بود. لذا به سراغ خدا و ملائکه و روح رفتند! و به کمک آنها مشکلات بشر را، یکی پس از دیگری حل کردند، یا در واقع اختراع نمودند! همه مخترعان اذعان دارند که: تحقیقات آنها بی نتیجه بوده، یا در نهایت به نتایج دیگری می رسید! مثلا فلمینگ دنبال اختراع چیز دیگری بود، به کشف پنی سیلین نایل آمد. اختراع اینترنت و فضای مجازی هم از همین دست است، با دستیابی به قوانین غیر مادی، فضاهای جدیدی کشف کنند. قبلا که قدرت هر حافظه کامپیوتر یک بیت بود، با این کشف ها به مگابایت یا ترابایت افزایش پیدا کرد. چون خاصیت بعد چهارم استفاده کردند. چون امواج نه زمان می شناسند نه مکان، بلکه در همه جا، و همه زمان ها هستند!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : علوم غریبه،
لینک ها :

وزیر فراری یمن در مصاحبه مطبوعاتی اش گفت: الحوثی ها، بچه ها را به میدان می فرستند؟ آیا این بچه ها از گرسنگی و: بی دارویی تلف شوند بهتر است؟ یا به میدان جنگ بروند و به شهادت برسند؟ او این موضوع را درک نمی کند! و تنها شیعه علی است که میداند: شهادت در میدان نبرد، بالاترین مرگ است و مردن در بستر بیماری، بی ارزش ترین آن. همه میدانند که  جنگ در یمنف نظامی نیست بلکه جنگ اقتصادی است. زیرا در جنگ نظامی، یمن دست بالاتر دارد! و میتواند ریاض را با خاک یکسان کند. لذا هواپیماهای ائتلاف ضد بشری سعودی، به سراغ نظامیان نمی روند! بلکه از ترس کشته شدن، به میان بازار و مردم عادی رفته، و آنها را بمباران می کنند! تا نتوانند عکس العملی نشان دهند. بمباران بیمارستان ها و انبارهای آذوقه، نشان می دهد که عربستان، به دنبال جنگ اقتصادی است، همان جنگی که آمریکا برعلیه ایران به راه انداخته است. توهم آمریکا و آل سعود و صهیونیزم یکی است، همه فکر می کنند با تحریم اقتصادی، یا نابود کردن انبار های غذایی، میتوانند ملت های مقاوم را از میدان به در کنند! برای این توهم میلیارد ها دلار هزینه کرده اند! بطوریکه هیچ بودجه ای برایشان باقی نمانده است! فقیر واقعی همان آل سعود هستند! آنها عادت به گرسنگی و تشنگی ندارند، و کاهش درآمد نفتی به مثابه مرگ تدریجی برای آنها است. آمریکا دستور داده تا فروش نفت خود را کاهش دهند، و عربستان با کاهش صدور نفت، گامی بیشتر به مرگ خود نزدیک شده، ولی چاره ای ندارد. خاندان آل سعود اکنون وضعیتی بدتر از: بیماران وبایی در یمن دارند! زندان آل سعود برای خاندان خودش، بدتر از خرابه های منفجر شده در شهرهای یمن است. فرق مهم این دوخرابه این است که: یمنی ها با چشم باز آن را انتخاب کرده، و خود را نزد خدا و مردم روسفید و خوشحال می دانند. ولی آل سعود در جهنمی افتاده اند که: هرکدام مانند گرگهای وحشی، به دنبال دریدن دیگری است. سختی معیشت برای آنها، از مرگ هم بدتر است. آنها روزه گرفتن وعزاداری را مسخره می کنند! در حالیکه یمن، مردمی روزه دار، و با اشک هایی برای: امام حسین ع است که: در وضعیتی بدتر شهید شد، تا دیگران از شهادت نترسند. ممکن است دنیا تبلیغ کند که 90درصد یمنی ها، در حال مرگ هستند! و بیماری و قحطی آنها را ناراحت کرده، ولی اینطور نیست. آنها حاضرند جان خود را از دست بدهند، تا شیعه زنده بماند. بیماری و قحطی هرچه قدر هم زیاد باشد، از تشنگی روز عاشورا برای امام حسین فجیع تر نیست. آنها در مقابل امام حسین ع، خجالت می کشند که از: سختی و درد و رنج در راه اسلام حرفی بزنند. گرچه ممکن است: تعدادی مزدور سعودی باشند، و بخواهند با بزرگ کردن این: بیماری ها و قحطی ها، دولت الحوثی ها را زیر سوال ببرند، ولی آنها خودشان به مرگ فجیعی کشته خواهند شد! زیرا دروغ گویی و تبلیغات سوء، نتیجه ای جز مرگ خفت بار ندارد. مردم یمن میدانند که زندگی ذلت بار، زیر استعمار سعودی ها ارزشی ندارد، حاضر شدند سالها قحطی و بیماری را تحمل کنند! مزدوران سعودی نمی توانند: آنها را شکست بدهند. در گذشته هم اینگونه قتل عام ها وجود داشته، شیعیان زیدی در طول تاریخ بارها قتل عام شدند، ولی نتیجه چه بوده؟ دشمنان آنها نابود و از بین رفتند، و هیچ اثری از انها باقی نماند. ولی شیعیان زیدی و حسنی، ملتی با قامت استوار که دارای هویتی روشن، تاریخی پرافتخار و جاودانه هستند. و نمونه کوثری هستند که در قرآن، به آنها افتخار شده است. در سوره کوثر همین مضمون آمده که: ای پیامبر دشمنان تو بدون تاریخ و عقبه خواهند بود، ولی نسل تو از دخترت فاطمه سلام الله، ادامه خواهد یافت.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : یمن کشته در میدان یا بستر؟،
لینک ها :

در نشست خبری فابا توسط دکتر بیات، اعلام شد که بانک مرکزی مامور اصلاح نظام بانکی گردیده است. این خبر خوبی برای اقتصاد ایران است، زیرا به معنی اصلاح از درون است. بطور کلی بانک مرکزی دو ایراد اساسی دارد: اول اینکه برضد وظیفه و ماموریت خود عمل می کند، یعنی ماموریت او حفظ ارزش پول ملی است، ولی از سال 1330تا کنون نه تنها ارزش پول ملی را خفظ نکرده بلکه آن را کاهش داده! در سال 1130 هر دلار یک ریال بوده، و بانک موظف بوده آن را حفظ کند. اما تا سال 1357 به 75 برابر رسیده است، تقریبا هر سال سه برابر! بعد از انقلاب اسلامی برای خرید کالاهای اساسی، سالها نرخ رسمی دلار همان 75 ریال بود. اما در بازار آزاد، روند افزایش بهای دلار ادامه داشت. بانک مرکزی هم با تایید این نرخ، چند نرخی را پذیرفت! این روش (ثبات  و تغییر) در دوران های 8 ساله بعد از انقلاب، تکرار می شد و یک روند کلی داشت. دولتها در 6سال اول ریاست جمهوری، قیمت دلار را ثابت نگه داشته و آن را اضافه نمی کردند، یا با اضافه شدن آن مخالف بودند. ولی در دو سال آخر، برای تامین کسری بودجه، همه افزایش ها را یکجا اعمال می کردند. البته این را از عدم استقلال بانک مرکزی می دانند. لذا در مرحله اول، بانک مرکزی باید مستقل از دولت شود. البته بانک مرکزی ها، استقلال کامل را پیشنهاد می دهند! یعنی حتی زیر نظر رهبری هم نباشند. این امر اعمال حاکمیت را زیر سوال می برد، چرا که رئیس بانک مرکزی، باید از سوی جایی انتخاب و به آنها پاسخگو باشد. اگر به رای مردم، یا شورای سه قوه، یا رهبری نباشد، معنی اش این است که تابع آمریکا و: صندوق بین المللی پول باشد. و این همان کاپیتولاسیون است، که در اسلام ممنوع شده است. زیرا طبق ایه قران (لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا) راه نفوذ کفار بوسیله خدا بسته شده، و آنها قادر به اعمال نفوذ نیستند، یعنی اجازه چنین کاری را ندارند. حالا اگر به دست خود، قانونی بنویسیم که کفار را بر مال و جان خود مسلط کنیم، برضد دستور صریح عمل کرده ایم، و همان کاپیتولاسیون می باشد. ولو عنوان قوانین، پولشویی و امثال آن باشد. نفس موضوع  استقلال بانک مرکزی از ایران، و وابسته شدن آن به کفار ممنوع شرعی می باشد. لذا بهترین راه استقلال بانک مرکزی از دولت، تعیین رئیس و سیاست آن از سوی رهبری است. وجود شورای فقهی بانک مرکزی هم، به همین معنا است. اگر شورای فقهی بخواهد فتوای رهبری را اعمال کند، طبیعی است که باید خط مشی و سیاست های ان را تغییر دهد. و الا بجای اینکه بانک را اسلامی کند، اسلام را بانکدار می کند! یعنی همه اصول بانکداری غربی را، تئوریزه کرده و شکل اسلامی به آن می دهد! درواقع کلاه شرعی های معمول را قانونی می کند.  در این حالت است که: رهبری تعیین می کند: وظیفه بانک مرکزی، حفظ ارزش پول ملی است یانه، ماموریت آن، قرض دادن به دولت و تامین کسری بودجه، که موجب کاهش ارزش پول ملی (مصلحت ملی یا منافع ملی) شود. دوم اینکه بانک مرکزی وارد امور بنگاه داری شده است. مثلا: با اینکه برگزاری نمایشگاه، همایش، و دریافت وجه از اسپانسر ها، به عهده فابا است، ولی موسسه پژوهشهای پولی بانکی آن را انجام می دهد! و درآمد های نجومی از این راه کسب می کند. بانکهای زیر مجموعه هم مجبورند: بعنوان حامی طلایی عمل کنند، و از صد میلیون تا یک میلیارد تومان هم، پرداخته اند. وقتی موسسه این کار را انجام دهد، یعنی مجوز صادر کرده، تا تمام بانکها هم به کاسبکاری روی آورند! و با جیب مردم بنگاه داری کنند و صاحب سود و سرمایه شوند(با لباس دیگران داماد شوند!)


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : بانک مرکزی از خود شروع کند!،
لینک ها :
دنیای متمدن و مدرن غرب، سالها تبلیغ کرد که مهد تمدن و آزادی است! مخصوصا تجارت آزاد را یکی از بزرگترین افتخارات خود اعلام نمود. این تبلیغات در دوران جنگ سرد بسیار زیاد بود، به طوری که می گفتند آمریکا، تنها کشوری است که دولت در آن نقش ندارد! و متعلق به بخش خصوصی است. نقطه مقابل آن، شوروی سابق را حکومت دولتی، متمرکز و دیکتاتور با: اقتصاد بسته و انحصاری میدانستند. این دیدگاه در قانون اساسی ایران نیز اثر خود را نشان می دهد: اصل 44می گوید اقتصاد ایران، اقتصادی مختلط بوده و دارای سه بخش: دولتی و خصوصی و تعاونی است. با توجه به اینکه تعاونی نیز از ابتکارات: شوروی سابق بود میتوان گفت: تعاونی نیز یک اقتصاد دولتی است، مگر اینکه ما سندیکاها را هم تعاونی بدانیم، در این صورت یک اقتصاد سرمایه داری، با محوریت بخش خصوصی است! اگر نخواهیم مناقشه کنیم، اقتصاد تعاونی هم فصل مشترک بخش خصوصی و دولتی، و هم فصل افتراق آنها می باشد! این نکته زیاد مهم و مورد بحث ما نیست، بلکه مهم آن است که بحث سندیکالیزم، آلترناتیوی شد تا حکومت سرمایه داری امریکا، تبدیل به جکومت انحصاری و متمرکز فعلی شود. یعنی اقتصاد بازار محور که: بر مبنای عرضه و تقاضا باید شکل می گرفت، با ایجاد کارتل ها و تراست ها، یا اتحادیه های تعاونی، به سوی انحصاری کردن بازار حرکت کرد. بطوریکه بسیاری از کالاها و خدمات، کاملا در انحصار دولت آمریکا قرار گرفت. زیرا دولت آمریکا به تبع همین انحصارات، می تواند اعلام تحریم کند! و تحریم کردن یعنی: زیرپا گذاشتن همه اصول دمکراسی، بازار آزاد و اقتصاد سرمایه داری، روش رقابتی و عرضه و تقاضا. و در یک جمله دولت کمونیستی زمان استالین و موسولینی . این موضوع اثبات می کند که: متضاد هرچیزی از دل آن بیرون می اید! و آن را از بین می برد! براساس همین اصل که مهمترین اصل بوده، و بنام تضاد دیالکتیکی معرف شده بود، کمونیزم که ضد سرمایه داری است، از دل سرمایه داری بیرون میاید و آن را نابود و: خود را جایگزین می کند. توضیح مختصر اینکه: کارگران که در دل سرمایه داران هستند، در ابتدا سرمایه داران را کمک می دهند تا: صاحب سود و قدرت و ائدئولوژی شده، برجهان سیطره پیدا کنند. ولی کم کم، نهضت های کارگری ایجاد شده، و همان کارگران با اعتصاب و تظاهرات، سرمایه داران راسرنگون کرده، و آنان را تبدیل به کمونیست ها می کنند، و دوران دیکتاتوری پرولتاریا آغاز می شود. اکنون دولت آمریکا، در قله این قدرت جدید انحصاری و دیکتاتوری است. از رقابت و بازار آزاد و تجارت جهانی خبری نیست. همه دنیای اقتصادی در دست یک نفر، خلاصه شده و تصمیمات اوست که بر: قانون عرضه و تقاضا حکم فرمایی می کند. عرضه نفت ایران، به دستور او ممنوع می شود! قیمت که بالا رفت به دستور او، برخی تحریم ها برداشته می شود، تا قیمت ها متعادل شود! اگر تضاد دیالکتیکی را قبول کنیم، اکنون آمریکا در اوج قدرت انحصاری، و تصمیمات متمرکز قرار دارد! و نقطه اوج یعنی آغاز رشد تضاد درونی، و افول قدرت، و سرازیر شدن فواره ثروت است. و ملت ها تصمیم دارند آن را کنار بگذارند، همانطور که همه دیکتاتور ها را کنار گذاشتند! این برکناری فقط برکناری از حزب، ایالت و امثال آن نیست، زیرا در طول این مدت، دو حزب آمریکا یکی شده، و همه ایالت ها در زیر فرمان واحدی منسجم شده اند. پس همه آنها به یک دید و به صورت عنصری واحد، باید از رده خارج شوند. و دولت مستبد آمریکا به همراهی همه متحدان و حامیانش از بین برود. و متضاد ان یعنی دولت ایران، بر آنجا حاکم شود.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

از روز اول پیروزی انقلاب اسلامی، شکست ابرقدرتی آمریکا آغاز شد، ابتدا ایران توانست هیمنه و ابهت دولت فاشیست آمریکا را، در جهان نابود کند، بعد وارد فاز اخراج او گردید. اولین گام اخراج آنها از لانه جاسوسی شان در تهران ( سفارتخانه) بود، و آمریکا با عملیات صحرا و امثال آن، نتوانست کاری کند. بعد کم کم از کل منطقه اخراج گردید، و اکنون در حال اخراج از تمام جهان می باشد. لذا دوران حضور فیزیکی آمریکا در جهان تمام شد. گرچه امریکاییها با فرستادن مزدوران خود: به کشورهای دیگر هنوز تبلیغ می کنند: که می خواهند آقای جهان باشند، در حالیکه سیطره آنها به چند تراکنش بانکی محدود شده! امروز در نمایشگاه تراکنش تاکید شد که: آبن آخرین سنگر را هم از او خواهیم گرفت! شعار معروف آنها، تراکنش علیه تحریم بود. دکتر فیروز آبادی با اشاره به مگاترند ها، این حرکت را سرعت بخشید. باید دانست با توجه به مگاترند، آخرین لانه های سیطره آمریکا را هم، باید فتح کرد و نگذاشت که آمریکا، یکه تاز میدان نرم افزار های بانکی باشد، تا نتواند با تحریم آن، در اقتصاد جهان اثر بگذارد. بیت کوین یا هر نوع ابزار فین تک، باید کاملا در اختیار قرار گیرد، و راه سوء استفاده از انها مسدود شود. آمریکایی ها(مقصود دولت نژاد پرست و فاشیست آن) تبلیغ می کنند که: ایران از ترس شفافیت مالی، به این ابزار ها رویکرد مثبتی ندارد! در حالیکه خودشان بدترین روش پولشویی را دارند. همه میدانند که آمریکا بدهکارترین دولت دنیا است، قانونا نباید هیچگونه حرکت مالی بکند! زیرا هر نوع هزینه کرد دولت، به معنی افزایش بدهی است. ولی آنها نمی گویند در حال افزایش این بدهی یا: چرا این بدهی ها ایجاد شده. همچنان دست خود را در جیب دیگران می کنند. نمونه بارز آن اخاذی از رژیم مستبدی است که: هیچگونه حزب یا انتخابات ندارد تا آن را، یک رژیم اصلاح طلب و لیبرال معرفی کنند، و دشمنی جهانی را کمتر نمایند!  آل سعود دیگر قادر به ادامه تولید نفت نیست. درامد های آن کاملا کاهش یافته، و در حال نابودی است. ولی هیچ شفافیتی در این خصوص نشان نمی دهند. اسرائیل با آخرین توان خود، آمریکا و عربستان را می دوشد! و به گروههای تروریست مثل داعش، کمک مالی و تسلیحاتی می کند، ولی هیچ شفافیتی ندارند. از ایران می خواهند که شفافیت مالی داشته باشد، ایران بدهی خارجی یا کسر بودجه ندارد، لذا کاملا شفاف عمل می کند. زیرا محل درآمد ها و هزینه های دولت، در بودجه ذکر شده و به تصویب: مجلس رسیده و خارج از آن، نمی توان هزینه کرد! ولی انها می گویند ایران به لبنان و یمن کمک می کند! پس تروریست است. این دروغ بزرگ آنها ناشی از ان است که: سازمان ملل چهار گروه مورد حمایت آنها را، تروریست معرفی کرده! ولی انها با رای خود، ایران ولبنان را در لیست تروریست ها قرار می دهند. آیا نظر امریکا و اسرائیل و عربستان، بالاتر از سازمان ملل است؟ اگر نیست، ایران به هیچیک از تروریست های مورد نظر سازمان ملل، کمک مالی نمی کند، بلکه با آنان مبارزه هم می کند. ولی اگر سازمان ملل الکی است! و آمریکا از ان بالاتر است، آنها لبنان و یمن و نیروهای مقاومت: بحرین وفلسطین و عراق را تروریست می دانند. وادعا می کنند ایران به آنها کمک مالی می کند! درحالیکه آنها به ایران کمک مالی می کنند! یعنی از ایران موشک و سلاح می خرند، همان کاری که عربستان برای امریکا می کند! اگر این جرم است، آنهم باید جرم محسوب شود! مگر فروش سلاح کمک مالی است؟ لذا کج فهمی انها باعث شده: فکر کنند ایران مخفیانه عمل می کند، چون آمریکا قادر به کشف آن نیست! لذا باید اف ای تی اف تصویب شود!


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : آخرین پناهگاه آمریکایی ها!،
لینک ها :
دوشنبه 21 آبان 1397 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
نتیجه تصویری برای مهندس غلامرضا اربابی
مهندس غلامرضا اربابی نخبه ایرانی تحصیلکرده آمریکا بود، که در سال 1356 تصمیم به بازگشت می گیرد. اما رژیم ستمشاهی وی را به جرم کمونیست بودن! دستگیر و راهی زندان ساواک می کند. شاید حوالی ظهر بود که درب: سلول انفرادی من باز شد و: مهندس اربابی را (که من از قبل هم شهرت او را شنیده بودم) دیدم. خیلی زود صحبت را آغاز کردیم، از او پرسیدم برای چه دستگیر شدی؟ که ماجرا را گفت. منهم گفتم که: در مسجد الهادی سه شب ماه رمضان سخنرانی کردم، و مرا تعقیب و دستگیر نمودند. وی نبوغ زیادی داشت و یکی از آنها، نوشتن کتاب های زیادی در باره تله پاتی بود. ضمن اینکه وی با استفاده از این روش، میتوانست بیسوادان را شش ماه باسواد کند. (هنوز هم گروه فرهنگی اربابی، این موضوع را ادامه می دهد! آخرین باری که گذری دقت کردم، در خیابان هدایت این تابلو را دیدم، ولی فرصت نشد دیدار تازه گردد). بهرحال ایشان نظریات بسیار خوبی داشت که هنوز هم، ممکن است کسی اطلاع نداشته باشد، از جمله می گفت: شوروی سابق زیر دریایی ساخته و به داخل اقیانوس ها می فرستادند. ولی کنترل آنها مشکل بود.(مانند امروز اینترنت وجود نداشت) آنها دو خرگوش قرمز و سفید مادر را، در ستاد نگه می داشتند و: بچه های آنها را در درون زیر دریایی می گذاشتند. اگر خطری زیر دریایی را تهدید می کرد باید: بچه خرگوش قرمز را بکشند. با کشتن بچه خرگوش، مادرش در ستاد دچار تنش می شد، و می قهمیدند زیر دریایی در خطر است. روسها با این روش درک کردند که: رابطه ای مادی رقیق، بین مادر و بچه هست که با سرعت زیادی منتقل می شود. مانند گاز ها که همیشه تمام اندازه ظرف را پرمی کنند، این رابطه هم زمان نمی شناسد، و در چشم به هم زدنی، فواصل را طی می کند. این زابطه ناشناخته را سایبر اسم گذاری کردند. (با شناخت کامل آن، اینترنت امروزی تاسیس شد.) برای اثبات مادی بودن این رابطه، مثال تله پاتی و امثال آن را ارائه می داد. مثلا در مورد عطسه معتقد بود: امواج مغز با اراده ما، روی هدف زون می کند، اگر در بسته بود یا سوژه را پیدا نکند، مانند رادارهای جغدی! بازگشت کرده و: روی بینی اثر می گذارد، لذا ما عطسه می کنیم، واصطلاحا می گوییم صبر آمد. وی شکل اهرام ثلاثه را، برگرفته از سامانه راداری بینی انسان می دانست! و می گفت احتمالا انسان های فضایی، آن را ساخته اند و به این وسیله، اخبار زمین را رصد می کنند. زیرا ساخت دست بشر کنونی، یا پارینه سنگی وغیره نیست.(  چه طنابی بوده که: به این سنگهای غول پیکر می بستند، و آنها را جابجا می کردند؟!!) روی امواج مغز و عصب، بسیار کارکرده بود و می گفت: در شوروی سابق اصلا هواپیما ربایی نیست! زیرا سایبر یا امواج مغزی خلبانها را، مدل سازی کرده اند و در مرکز ثبت کرده اند. در صورتی که خلبان خارج از مدل کار کند، ارتباط عصبی مغز و دستها، قطع و بجای ان امواج مدل را به عصبها ارسال می کنند، تا مطابق روال عادی کار کند.  می گفت امواج مغزی هرکسی فرکانس مخصوص خود دارد! فرد باهوش باشد دارای فرکانس مغزی بالاتر است. آنها دستگاههایی دارند که: این امواج را شناسایی و کنترل می کند. لذا افرادی که حد بالایی فرکانس مغزی دارند،(نحبگان) مورد مطالعه و ارزیابی و کنترل: مراکز جاسوسی روسیه است. و خارش بینی افراد نخبه، نشان ارسال امواج خارجی است. در سازمان ملل برعلیه شوروی صحبت نمی شود، زیرا مخالفان مورد حمله امواج، روی گلوی قرار گرفته ، سرفه می کنند. دره سلیکون آمریکا هم، جایی هست که چیپ های الکترونیکی (مغز اصلی کامپیوتر) را می سازند، و هیچ کس و هیچ جای دنیا، قادر به ساخت و تولید آن نیستند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : سایبر و قصه خرگوش ها،
لینک ها :
متاسفانه تحلیل گران سواد رسانه ای، با قیافه حق به جانب، مشغول تخریب فرهنگ ایران و: ایرانی بودن هستند، هروقت می خواهند از ایرانی حرف بزنند، گویا از مردم بورکینافاسو یا هر گوشه دورافتاده دنیا، حرف می زنند و اصلا رعایت نمی کنند که: خودشان هم ایرانی هستند! بقول کارشناسی: چهل سال انقلاب در ایران، نتوانسته مخ آنها را تکان دهد! هنوز ایران را کشور جهان سومی می دانند، که بسیار عقب افتاده است و هر کشور دیگری، بجز ایران را جرو کشورهای پیشرفته میدانند! دهانشان را پر می کنند و می گویند: برخلاف ایران که جهان سومی است، در عربستان! که جزو کشورهای پیشرفته دنیا است، فلان و بهمان! عربستان که یکی از ایالت های ایران بوده، الان بخاطر دلار هایی که خرج این رسانه ای ها می کند! جزو پیشرفته ترین کشورها است. کشوری که نه یک حزب دارد! و نه انتخابات و نه حتی آزادی بیان! معلوم می شود  200نفر روزنامه نگاری که: مستقیما از بن سلمان حقوق می گیرند، بغل گوش ما هستند(مانند آمد نیوز) و زهر خودشان را می ریزند. می گویند در همه کشورها، قوانین وجود دارد که رسانه ها را محدود می کند! و نمی گذارد بچه ها به برنامه بزرگتر ها دسترسی داشته باشند! ولی وقتی در ایران چنین کاری کنند، فوری می گویند: آزادی بیان حتی برای کودکان هم از بین رفته! مرض آنها همان یک مشت دلار است، که این حرفها را میزنند. اما باید بدانند که مردم، تایید نمی کنند کسی از بن سلمان خط بگیرد. زیرا بزودی همه آنها از بین خواهند رفت. و تنها فرهنگ مسلط و سواد رسانه ای ایران، باقی خواهد ماند. از یک طرف ادعا می کنند، که 65درصد مردم ایران صداو سیما را قبول دارند، و تلویزیون را می بینند، از طرف دیگر می گویند: ماهواره ها ذهن مردم را تسخیر کرده و نمی گذارند: به صدا و سیما نگاه کنند یا گوش بدهند. آنها باید بدانند که مردم ایران، دارای فرهنگ غنی چند هزار ساله هستند، هیچگاه تسلیم نوکیسه ها و روند فرهنگی و: رسانه ای و آموزشی آنها نمی شوند. ایرانی ها حتی اگر در تویتر هم عضو شوند، دلیلش آن است که امید کردستانی، مدیر آن است! و اگر از گوگل، یا هو و حتی سی ان ان بیشتر استفاده می کنند، برای این است طراحان و مدیران اصلی آن ایرانی هستند. و برنامه هایشان، منطبق با خواسته ها و علایق ایرانیان است. آیا این سرکوفت زدن دارد؟ یا افتخار آفرین است؟ فرهنگ ایران برخلاف فرهنگ غربی، دارای چشم انداز وسیع و سعه صدر است. در حالیکه فرهنگ غربی یا شرقی، تنگ نظرانه و متعصبانه است. در آمریکا نشان دادن تصاویر: آتش و طوفان و امثال آن ممنوع است! و بعد به ایرانی ها ایراد می گیرند که: چرا سکس و خشونت را ممنوع کرده است! از نظر ایرانی ها، همه تکنولوژیهای دنیا، اگر مبتکرش ایرانی نباشد، دستیار ایرانی ها است! اروپا که چیزی نداشت، در قرون وسطی هم، هرچه بود نابود شد. این فرهنگ ابن سینا ها بود که: اروپا را زنده کرد. همین امروز در امریکا و اروپا و: همه کشورهای شرقی، مدیریت ایران حاکم است، و همه پست های کلیدی به دست ایرانی ها است. در سخن گفتن و نامگذاری هم، اگر لهجه ها را کنار بگذاریم، همه فارسی صحبت می کنند! در فلوریدا، جایی که آتش گرفته بهشت آن منطقه، و نامش پارادایز است. مگر پارادایز همان پردیس فارسی نیست؟ که به معنی بهشت است و: معرب آن هم فردوس! آیا اسپانیا همان اصفهانیها، کرمانی همان جرمانی، و گل های فرانسه همان گیل های ایرانی نیستند؟ با نابود کردن حافظه ملت یا مردم جهان، نمی توان خقایق را از بین برد. بدانند که حق باریک می شود، ولی پاره نمی شود! به گفته امام علی حق ممکن است کج بشود ولی نمی شکند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها :
لینک ها :

هرکسی ادعای منیت دارد! و خود را قادر به اداره همه جهان می داند، حتی بالاتر از ان! سعی دارد این نظم فعلی را به هم بریزد، و نظام نوینی برای جهان ایجاد کند. و در بخش اجتماعی بتواند: به مردم رفاه و خدمات بیشتری بدهد! و مدعی است که اشکالات نظام فعلی، بسیار زیاد است و اگر وی، صاحب اختیار شود میتواند: شرایط بهتری ایجاد نماید. در این موقع است که باید خود شخص و دیگران، بدانند که ظرفیت اجرای این ایده ها تا کجاست. از این رو خداوند در دو مرحله انسان را آزمایش می کند! اول قبل از دریافت قدرت و ثروت! دوم بعد از دریافت نعمت و ثروت. تقریبا هرکس دوران محرومیتی را طی کرده است. این دوران در واقع بازسازی: صورت مسئله یا تعریف و بیان مسئله و مشکل است. یعنی شخص فرصت دارد: کمبود ها و کاستی ها را از نزدیک لمس کند، و آنها را جمع بندی کند. مثل کودکی که در دست پدر و مادر اسیر است! کمبودهایی که پدر و مادر، در حق او اجرا می کنند، ممکن است پدر و مادر اطلاع نداشته باشند، و یا عمدا آن را ایجاد کرده باشند. ولی کودک آنها را شمارش می کند و برای رفع آنها، آرزو دارد هرچه زودتر بزرگ شود! این مرحله همان آسیب شناسی است. و هرشخصی این دوران را می گذراند. براساس آسیب شناسی، راه حل هایی در ذهن او شکل می گیرد، و این راه حل ها بصورت منسجم در امده، و به شکل ایدئولوژی نمایان می شود. افرادی بعد ازسن بلوغ وارد این مرحله می شوند، زیرا نسبت با خانواده تغییر پیدا کرده، و اکنون وارد اجتماع شده اند. پس دوران آسیب شناسی او شروع می شود: ممکن است شخص خیلی هم ثروتمند باشد، یا امکانات رقاهی زیادی داشته باشد، ولی مانند ماهی که در آب هست، وجود آب را حس نمی کند! آنها هم در هر سطخی از رفاه بزرگ شده باشند، درک آن برای خودشان مشکل است، ولی از دیدگاه دیگران کمی روشنتر می شود. لذا در انتهای این محرومیت های نسبی هست که: ایدئولوژی شخص شکل می گیرد. وقتی برایش کامل شد و بشکل مدون در امد، ابتدا آن را با دیگران به اشتراک می گذارد، و در واقع نظر سنجی انجام می دهد، و با نظرات دیگران آن را تکمیل تر می کند. وقتی بطور کامل آماده شد، تصمیم به انجام یا اجرای آن می گیرد، در این مرحله می گویند: وارد سیاست شده است. امتحان اصلی از این موقع شروع می شود. آیا شخص به ایدئولوژی خود، وفادار خواهد بود؟ از نظر الهی، انسانها قبلا نیز به این جمعبندی رسیده! و در عالم ذر قول وفاداری داده اند.(الست بربکم قالوا بلی) و این دنیا کلا محل آزمون و خطای انسان، برای تعهد یا وفاداری او است. ارسال وحی و بعثت انبیا برای یاد آوری آن است. هر روز بشر در جریان اجرای این تعهدات است، تا بتواند ممارست کند و تمرین نماید. کسانی که بتوانند تا انتهای تعهد خود، بروند و هیچ انحرافی نداشته باشند، معصوم هستند. و فقط 14نفر چنین بوده اند. ولی بقیه گاه دچار فراموشی، تنبلی یا بی میلی می شوند. برحسب فعالیت آنها و تعهداتشان، خداوند هم به آنها مزد می دهد. مزد الهی این است که: اداره بخش از خلقت خود را به او می سپارد! و خود به خلقت های جدید می پردازد.(کل یوم هو فی شان) این افراد به نسبت پشتکار و همت خود، دارای بخشی از صفات و افعال خدا می شوند: مثلا قدرت خلاقیت و آفرینش پیدا می کنند، تا هر انچه اراده کنند برایشان تولید یا ایجاد شود.(و لحم طیرا مما یشتهون) به همین دلیل است که نعمت های خدا، بی حد و حصر می شود: هم از نظر مکانی  و هم زمانی. سلسله مراتب این مدیریت مومنانه هم، مطابق معصومیت اشخاص است، بنابر این 14معصوم در راس همه قرار می گیرند، و بقیه در درجات مختلف بهشت، جایگزین می شوند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب ها : چرا امتحان می شویم؟،
لینک ها :


( کل صفحات : 288 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :