ندای ماهین
ماهنامه سیاسی اقتصادی
درباره ندای ماهین


ندای ماهین
www.nedayemahin.ir
ماهنامه سیاسی اقتصادی
تحلیلی خبری به زبان فارسی دارای مجوز شماره 77703/95 از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
صاحب امتیاز و مدیر مسئول سید احمد حسینی ماهینی
آدرس تهران فرحزاد خیابان امامزاده داوود پلاک 169
mahinvare@gmail.com
02188806179
1565846418

مدیر سایت : سید احمد حسینی ماهینی

سورنا ستاری می گوید: تا موقعیکه شهر هوشمند نشود، شهردار کنترلی ندارد. این یک واقعیت است که سرعت فناوری اطلاعات، جهان را دگرگون کرده است و نمی توان: با روش بورکراسی جهان را اداره کرد. از سوی دیگردولت چابکتر باید کم حجم تر هم بشود. این دو ایراد اساسی، در صورتی رفع میشود که: تغییرات را پذیر باشیم: تاریخ مدیرت جهان را میتوان بر سه قسمت کرد: دوران شفاهی، دوران کتبی و دوران هوشمند. تا قبل از اسلام جهان بصورت شفاهی اداره می شد. یعنی قول و حرف، معیار هر گونه ساختار اجتماعی و سیاسی بود(چه فرمان یزدان چه فرمان شاه). اصول مدون وجود نداشت، زیرا چاپ و کتابی در کار نبود. اگر هم بود بسیار کم بود، که در جریان کلی مدیریت جهان بی تاثیر بود. مثلا یهودیان بخاطر تورات، خواندن و نوشتن می دانستند. مسیحیان هم برای انجیل.  در ایران بیشتر از جاهای دیگر کتیبه ها، و دست نوشته ها و سنگ نوشته ها، مرسوم بود. اما با دستور حضرت علی ع، دنیا متحول شد. زیرا ایشان حکومت جهانی ان موقع را در اختیار داشت، و به مردم می گفت: همه چیز را با نوشتن جاودانی کنید.( علم را با نوشتن به بند بکشید) لذا همه دستورات، کتبی ابلاغ می شد. نامه ایشان به مالک اشتر یمنی، که می خواست فرماندار کشور مصرشود، بسیار زیاد و پر بار است. البته غربی ها با حذف این قسمت از تاریخ، کلمه (نگو بنویس) را به ماکس وبر نسبت می دهند، و او را پدر بوروکراسی می دانند! در حالیکه ایشان سرقت علمی کرده، و سخنان هزار سال پیش علی ع و محمد(ص) را بنام خود ثبت کرده. در ایران نیز بورکرات ها، که تازه بیدار شده اند. هنوز فکر می کنند عصر وبر است، و سخنان او را با طلا می نویسند!و در تمام دوره های مدیریت تدریس می کنند. در حالیکه دقیقا از زمان وبر، عصر هوشمندی یا انفجار اطلاعات شروع می شود، زیرا چاپ اختراع شده و کتابها به سرعت، دست به دست می شود و مجلات و روزنامه ها هم، در انتقال اطلاعات سرعت بیشتری داده اند. اگر قبلا دستویس بوده و: سال یا ماهی یک نسحه منتشر می شد، با اختراع چاپ هفته نامه ها و روزنامه ها، اطلاعات را روزانه کردند. ماکس وبر در انتهای بوروکراسی نشسته، و آن را تئوریزه کرد، تا کار با دقت به پایان برسد. اما غرب زده ها فکر می کنند: چراغ راه آینده است. در همان زمان که ماکس وبر فاتحه بوروکراسی را می خواند، اینترنت (رادیو تلفن و امثال ان) وجود داشت. حتی اگر محدود به ارتش ها، یا اهداف نظامی هم بود، ولی به هرحال نقش خود را در مدیریت جهان ایفا می کرد. و انفجار اطلاعات را به لحظه می رساند. یعنی با تلفن یا رادیو و تلگراف، مشکل اطلاع رسانی آن لاین حل شده بود. لذا دوران بورکراسی که از ان به: اقیانوس کاغذ بازی یاد می شد روبه افول بود. باخروج این ابزار از انحصار نظامیان، جهان با روش جدیدی از مدیریت اشنا می شد، و آن مدیریت هوشمند بود. دیگر لازم نبود چرچیل یا روزولت، نامه بنویسند! در رادیو نطق می کردند و یا با تلفن دستور می دادند. کاغذ از بین رفته بود. اما کاغذ دوستان و کتاب پرستان! این مرگ مغزی را نمی پذیرفتند. همان نطق ها را چاپ می کردند، یا همان دستورات را پرینت می گرفتند، تا مدرک! وجود داشته باشد. لذا باید به کتاب پرستان باید گفت: در ختان را بیخود قطع نکنید: امروزه حتی مدرک و امضا هم، دیحیتالی شده! بیایید همانطور که قبوض اب و برق را قطع کردید، و استفاده های نجومی بردید، همه ادارات را تعطیل کنید، بودجه آن را در جیب ملت بریزید. زیرا دولت هوشمند ضمن اینکه کم هزینه می شود، چابک و کم جا هم می شود: مانند خانه کوچک و گلی علی و فاطمه، که تاریخ را مدیریت می کند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : هر وزارتخانه فقط یک پلاتفرم!،
لینک ها :

عده ای فقط حرف می زنند، و گوش مجانی می خواهند برای شنیدن، سعی کنید برای انها گوش مجانی نباشید. رسانه های بیگانه همین خاصیت را دارند، مخصوصا رسانه های فارسی زبان: بی بی سی یا صدای آمریکا و العربیه. البته از ترکیه و برخی کشورهای همسایه هم، رادیوها و صداهایی شنیده می شود، ولی چون گوش مجانی ندارند! لذا کسی هم آنها را نمی شناسد. یکی از مسائل مهم حوادث اخیر حضور افراد بیگانه، در تظاهرات بوده که از جمله: ترکیه تجهیزات زیادی به شورشگران فروخته بود، که با پلیس ضد شورش درگیر شوند. سلاح های سنگین و امثال آن هم، در کار بوده است. یک دیوانه صدای آمریکا هم، گیر داده که: بدل شخصیت های ایران را معرفی کند. احمق نمی داند بدل کاری برای قیلم ها و سریال ها است. والا اگر بدل کسی بهتر از خودش باشد، نیازی به خود او نیست! اصولا بدل برای برخی مواقع است، نه برای همیشه. البته در بین مردم زیاد به این حرفها گوش نمیدهند. تاسف در این است که مسئولین دهن بین ترند. آنها نمی دانند اگر هم گوش می دهند، به نمایندگی از ایران هست و: برای تحلیل محتوا است، نه این که همسو شوند و: حرفهای انها را باور کنند. و از ان بالاتر، در پخش آن هم کمک کنند. برجام نمونه این شیفتگی مسئولین است، که به کشور آمریکا و اروپا بها دادند! حرفهای ریز و درشت آنها را مهم کردند. در حالیکه اصلا نباید گوش می دادند، و آنها را در بایکوت خبری می گذاشتند. مثال مهم این امر موضوع دلار است. دلار در برابر همه ارزها، بی ارزش شده ولی در ایران، هر روز گرانتر و پربها تر می شود. چون مسئولین به حرفهای انها گوش می دهند، و آنها می گویند بمیر می میمرند. سفارتخانه های انها، زنان را به جشن ها دعوت می کنند، و با زنان ایرانی خوشگذرانی می کنند. در حالیکه همین کار را در فرانسه، یا دیگر کشورهایشان انجام دهند، به عنوان آزار جنسی دستگیر و زندانی می شوند. نه تنها در موضوع دلار و زن، دست آنها را باز گذاشته اند، بلکه در موضوع مالی وبانکها هم بی نصیب نیستند. بهره بانکی در همه دنیا، به سوی صفر میل می کند: بالاترین نرخ بهره 4درصد است. ولی این مسئولین بانکی می گویند: نرخ بهره باید بیشتر شود! حتی به 20درصد یا 40درصد هم قانع نیستند. قبلا بهانه تورم را داشتند، حالا که تورم کنترل شده بهانه دیگر می اورند. تمام روشهای تخریب دشمنان را، کسانی کار امد می کنند که: برای انها گوش مجانی هستند. در حالیکه همین ها حوصله گوش دادن: به درد دل مردم ایران را ندارند. صداو سیما را هم گوش نمی دهند، حتی اخبار خودشان را از مونیتورینگ سوال می کنند! که آیا پخش شده یا نه و چطور پخش شده. در مجموع باید گفت: با آل علی هرکه در افتد، ور افتاد. خیلی سعی می کنند که انقلاب را از بین ببرند. ولی مردم نمی گذارند. در دو جا خدا خنده اش می گیرد! یکجا که همه دست به دست هم می دهند، که فرد یا گروهی را نابود کنند، ولی خداوند آنها به انها عزت و احترام می دهد. یکی هم برعکس، همه مردم دست به دست هم می دهند تا: کسی را مهم و با شخصیت جلوه دهند، ولی خداوند او را زمین می زند. آمریکا و اسرائیل و آل سعود و دولتی ها! دست به دست هم داده اند، تا اسلام و آل علی را از بین ببرند، ولی حکومت سید ها، هر روز قوی و پر شوکت می شود.  در عراق خرج کردند تا عکس  مرجع دینی را پاره کنند، به قبر سید حکیم اهانت کردند! الان  که گردو خاک ها کنار رفته، مردم، در روشنایی ها زیرا پرچم آیت سید علی حسینی سیستانی جمع شده، و بر دشمنان سید ها لعنت می فرستند. از سید مقتدا صدر تا سید حکیم و: سید سیستانی. که هنوز گذرنامه ایرانی اش و استان را عوض نکرده است.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : شما گوش مجانی آنها نباشید!،
لینک ها :

در این چهل سال مجلس سکولار، نام اسلام را یدک می کشید، ولی در این دوره باید واقعا افرادی به انجا بروند، که مجلس را از یوغ قانون های ضد بشری و ضد مستضعفین پاکسازی کنند. یکی از چیز هایی که سکولار هست مسئله مالیات است. نصف بودجه دولت را مالیات، که معلوم نیست چظور گرفته می شود تشکیل می دهد! طبق اعتراف خودشان، سلبریتی ها که مالیات نمی دهند! پزشکان و وکلا هم بالاترین فرار مالیاتی دارند، کارخانجات هم همگی ورشکسته، و از مالیات معاف هستند. لذا یک جو روانی بر جامعه حکم فرما است، که چون پول زور است نباید داد. واینهاییکه می گیرند فقط با زور دادگاه و یا: رد و بدل کردن رشوه است. علت آن است که مردم در قران و سنت، می خوانند که باید خمس و زکات بدهند. دو موضوع مهم از فروع دین را، همین دوتا تشکیل می دهند. ولی مجلس انها را کنار زده و مالیات را مطرح کرده است. دو موضوع دیگر از ده موضوع فروع دین، به امر به معروف و نهی از منکر اختصاص یافته! مجلس محترم نهادهای را که مامور این کارند، موظف به فرهنگ سازی نموده و آنها را، از امر و نهی معاف کرده است. جهاد را فراموش کرده و هرگونه کمک به مقاومت، بلافاصله درز می شود و در آمار: رادیوهای بیگانه اعلام می شود، و بعد می گویند بودجه مردم را صرف دیگران کرده اند. مصوبه اخیر انان اینکه :اصلا بودجه ای برای زیارت داده نخواهد شد. انسان را به یاد زمان جنگ می اندازد، که برای اینکه به جنگ کمک نکند، همیشه کسری بودجه را گردن جنگ می انداختند، و می گفتند خط قرمز را هم عبور کرده ایم. و نگذاشتند یک دلار صرف جنگ شود. این در حالی بود که دشمن 22بیلیارد دلار، صرف جنگ مستقیم و نیابتی برعلیه اسلام نموده است. مجلس انقلاب، حتی به اندازه مجلس ملی قدیم هم اسلامی نبود! در انجا قانون تصویب کردند که بحرین متعلق به ایران است، و استان چهاردهم محسوب می شود. ولی در اینجا از پیوستن و همبستگی ملل با ایران، جلوگیری می کنند. اخیرا هم با کمک دولت، نهاد شورای نگهبان و دیگر ارگانهای مورد حمله قراردادند، تا مبادا از ورود نمایندگان سکولار جلوگیری کند. از ابتدای این مجالس با وجود مجتهدان در مقام های مختلف، سکولارها میدان داری کردند و با نصب: یک تابلوی اسلامی همه چیز را التقاطی کرده، و دولت را مجبور به اجرای قوانین کردند، که حتی در کشورهای سکولار هم اجرا نمی شود. دموکراسی و یا جمهوریت، مقوله ای است که در هیچ کجا اجرایی نمی شود، و فقط شعار ان را می دهند. ولی در ایران برای مقابله با اسلام، به انها هویت خیالی داده می شود. کشور قدرتمند ایران را که در همه چیز برتر است، ضعیف دانسته و با همان عینک دوران رضاخانی، به ان نگاه می کنند و کلمه جهان سومی یا عقب افتاده و یا توسعه نیافته! ار دهانشان نمی افتد. کل اصول دین و فروع دین را از مباحثات، بیرون برده و باخحالت از انها یاد می کنند! هرجا قانونی در این زمینه باشد، با اکراه روبرو شده و به عنوان: دستوری! ان را تلقی می کنند. با اینکه کلیساها ازادند بوق های خود را باز نگهدارند، ولی به مساجد ایراد می گیرند که: چرا اذان می گویند. مصلی بزرگ امام خمینی، سالها است که در انتظار بودجه است، در حالیکه فرهنگسراها به عنوان محل هجوم: به فرهنگ حجاب و عفاف هر روز گسترده تر می شود. سینما رکس آبادان را که آتش زدند، انها می گویند اسلام اتش زده و سینماسوزی را با کتاب سوزی، جرم مسلمانان می شمارند، در حالیکه میلیونها نفر از این مردم، در اتش فقر وفلاکت و حصبه و وبا وقحطی، که انگلیسی ها ایجاد کردند، کشته شدند اصلا یادی نمی شود. با مو گرینی عکس یادگاری می گیرند! در حالیکه یک مجتهد یا عالم اسلامی را به مجلس دعوت نکرده اند. عکس بگیرند



ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب :
لینک ها :
شنبه 16 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

التقاط فکری و عملی مانند سکولاریسم، ریشه در اعماق تفکر دارد. و باید روزی آن را تصفیه کرد، و به توحید اندیشید. باید بجای اینکه اسلام را با زندگی روز مره تطبیق دهیم، زندگی خود را با اسلام تطبیق دهیم. مثلا در جاییکه خمس و زکات از فروع دین است، نباید آن را رها کرده، و به فکر گرفتن مالیات باشیم. مالیات ساخته پرداخته حاکمان غیر اسلامی است، تا از بند اسلام رها باشند. اما روحانیت که یک سازمان اسلامی ریشه دار است، با خمس و زکات اداره می شود. لذا باید برای رهایی مردم از مشکلات زندگی، مالیات بطور کلی حذف شود. عوارض و جریمه و بهره و گمرکی، از زندگی مردم بیرون برود. می بینیم فقط صحبت از ان و تبلیغ در باره آن، جامعه را به استرس دچار می کند. نمونه آن را در استرس سلیبریتی ها دیدیم. با اینکه همه میدانند برخی از انها، سالانه میلیادها درآمد دارند ولی باز دچار استرس شدند! که مبادا دولت از انها مالیات بگیرد. در حالیکه میدانیم این ها به انتخاب خود و به اختیار خود، خیریه هایی ایجاد کرده یا به خیریه ها کمک می کنند. این فرق مالیه اسلامی، با مدیریت مالی غیر اسلامی است. نباید بنام اسلام، امور مالی عیر اسلامی را اجرا کرد. خمس و زکات کاملا اختیاری و: براساس خود اظهاری است، علاوه بر آن ثواب هم دارد. یعنی شخص می داند با خدا معامله می کند، و دستور کتبی خدا را در قران اجرا می کند. اما استرس مردم که نهایتا به بدبختی و احساس فقر آنها می انجامد، برای این است که مالیات به زور است، ختی ضوابط اعلام شده را هم در نظر نمی گیرند. اجر اخروی هم ندارد. لذا باید کلا مالیه غیر اسلامی تعطیل شود. والا بودجه بسته شده حرام، و باعث ضمان هم می شود. نه فقط در اجرا همه چیز التقاطی است، یعنی غیر اسلامی را بنام اسلام اجرا می کنند، بلکه در عقاید و دانش هم به همین شکل است: یافته های علمی امروز که هزاران سال پیش، خداوند بیان کرده سرقت علمی است. که بنام غیر خدا ثبت شده، و تدریس می گردد. بخش دیگری که مورد تایید قران نیست، و تدریس می گردد نیز موجب ضمان است! زیرا صحت آن مورد تایید نبوده و شخصی که: آن تئوری را داده با کسانیکه آن را اجرا می کند، شریک جرم هستند. مانند اینکه سالها تبلیغ کردند که آپاندیس، عضو زائدی است و باید جراحی شود! و بسیاری از مردم را ناقص کردند. یا با انجام برنامه تنظیم خانواده! مانع بارداری خیلی ها شدند، و کودکان را سقط کردند. کسانیکه این را تایید کردند، با کسانی که آن را اجرا کردند، در قتل میلیونها کودک شریک هستند. اکنون نیز کسانی که انسانها را معلول می دانند، یا آنها را جامع الامراض می شمارند، در تحقیر و غم و اندوه آنها شریک هستند. از نظر اسلام کسی معلول نیست، زیرا هرکسی به هر انچه دارد باید افتخار کند، نه به آنچه که ندارد. پزشکان نباید برای درآمد های خود، مردم را از بیماریها بترسانند. بسیاری از این بیماریها وجود خارجی ندارند! بلکه توسط خود پزشکان تزریق می شوند. مانند ویروس ایدز یا ابولا و یا بیماری سرطان. اگر مردم از پشت پرده کار انها خبر ندارند، ولی خداوند می داند که آنها، با ایجا جهش در سلولها و یا افزودن موادی به عذای مردم، آنها را در معرض پوسیدگی دندان و سرطان و قرار می دهند، تا شغل خودشان تامین شود. از نظر اسلام بیماری وجود ندارد. همه بیماری ها به خوراک انسان برمی گردد، و اگر کم خوری کنند به هیچ بیماری دچار نمی شوند. و طبیب هم نباید برای کار خود دفتر داشته باشد، یا دستمزد مطالبه کند. بلکه دوره گردی کند، و هرچه مردم دادند بپذیرد. می بینیم به سادگی دستورات کفر امیز را، بنام اسلام اجرا می کنند. به آن افتخار هم می کنند، نتیجتا مردم ضرر می کنند.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : مالیات یا خمس؟،
لینک ها :

به کوری چشم آنهاییکه نمی توانند ببینند! و به کر شدن گوش کسانی که: سیاهنمایی می کنندو به رغم کسانیکه میدانند و نمی گویند! ایران دارای 200میلیارد دلار درآمد سالانه است. که 120میلیارد نفتی و 80میلیارد: غیر نفتی حاصل از صادرات است. طبق ردیف های بودجه نزدیک به صد میلیارد دلار ان، در داخل سوبسید داده می شود! بقیه هم به خارجی ها. سوبسید در داخل ایران به سه صورت است: یارانه نقدی که طی سه مرحله واریز می شود: مرحله اول از قدیم به صورت: بن، مستمری و کمک های بلاعوض بوده، مرحله دوم از زمان احمدی نژاد است، و مرحله سوم که جدید آغاز شده کمک معیشتی می باشد. نوع دوم یارانه غیر نقدی است. مثلا به خانوارهای دهک های پایین، از سوی سازمان بهزیستی و کمیته امداد وزارت رفاه، سبد کالا پرداخت میشود. اما نوع سوم، سوبسید پنهان است. طبق فرموده امام خمینی، آب و برق و نفت رایگان است. لذا با سوبسید پنهان، همه حامل های انرژی و نان  در حد رایگان است. مبلغی که بابت آب و برق یا نفت و گاز از مردم گرفته میشود، دستمزد کارمندانی است که از خطوط نفت ولوله آنها، محافظت می کنند. اصل نفت و گاز و برق رایگان می باشد. بطور مثال سوبسیدی که برای بنزین پرداخت می شود، در یکسال می تواند یک پروژه مانند ستاره خلیج فارس را ایجاد کند. اما به دستور امام و رهبری، نان شب یا نفت و گاز و برق برای مردم مهمتر است. زیرا هدف از ساخت کارخانه ها، توسعه اقتصادی و رشد تولید هم، رفاه مردم است. اگر بجای سوبسید نان یا بنزین، کارخانه بسازیم از نظر برخی خوب است، ولی معیشت مردم تامین نمی شود. به همین دلیل است که نرخ سوبسید پرداختی در ایران، رده اول جهان است. لذا مصرف برق و آب و گاز و نان مردم در ایران، سه برابر متوسط جهانی است. اما صد میلیاردی که به خارجیها سوبسید داده می شود نیز، بر سه نوع است: اول قاچاق کالاهای اساسی به کشورهای همسایه، .یک سوم مردم 500میلیونی اطراف ایران، کالاهای اساسی خود را از ایران می خرند. اولین و مهمترین آنها نفت است، که توسط کولبرها برده می شود و یا توسط: لنج ها به همسایه های حنوبی حمل می شود. نان و گوشت و برنج و دیگر سبد کالایی ها هم، در ردیف های بعدی هستند. دومین نوع سوبسید به خارجی ها، خرید مسکن و ایجاد کارخانه برای کشورهای دیگر است. که اغلب به واسطه اختلاس و یا همراه مسافر، به آنجا برده می شود. اما از همه مهمتر ناتوانی در دریافت، و انتقال دلار ها به داخل ایران است، که معمولا صرف تقویت صنایع و خرید: کالاهای بنجل و کمک به دامپینگ آنها است. یعنی هند و چین و روسیه، از ایران نفت می خرند پول نمی دهند!(سویفت) همانطور که انگلیس و امریکا هم که خرید کرده اند، نداده اند. لذا اگر یک حسابداری واقعی جهانی باشد، سالانه دویست میلیارد دلار ایران ، حداقل در 40سال گذشته 8تریلیون می شود، که در جهان سرمایه گذاری شده،و یا صرف دستمزد و خرید کالا و مواد اولیه گردیده. اگر کشورهای صنعتی، بخواهند طلب ایران را بدهند، کاخهای سفید و سرخ وزرد شان را باید تحویل ایران دهند. البته ایران هم بیکار ننشسته، بزودی همه این کاخها به حسینیه تبدیل می شود،  تا محل تغذیه رایگان همه جهان (به صورت وقف و نذری ) در آید. زیرا ایران 8بیلیارد دلار طلب دارد، ولی آمریکا 22بیلیارد بدهی دارد. همه میدانند که اگر 7تریلیون آن در عراق خرج شده، بقیه هم برای مبارزه با ایران هزینه شده. لذا پیشرفت مخالفان و موافقان ( یعنی همه جهان) با پول ایران بوده است. مخالفان از امریکا پول وکمک مالی می گرفتند، و موافقان از ایران. بنابر این شیرازه جهان در دست ایرانی است


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : ایران اقتصاد اول دنیا است،
لینک ها :

همه وکیل های ایران خوب هستند، ولی برای دفاع از ضد انقلاب! یا حمله به ارکان نظام و قانون اساسی. یکی از انها حاضر نیست: از اسلام و انقلاب دفاع کند! حتی از منافع کشور دفاع نمی کنند. نمونه اش قرارداد میلیاردی مربی تیم ملی، که همه چیز به نفع دشمن است. تمام قراردادهای فدراسیون ها همینطور است: با اینکه همه مشاور حقوقی و کیل دارند، ولی هیچ قراردادی به نفع ایران بسته نمی شود. در برجام هم که اینهمه دقت کردند! و ادعا می کردند: ترس از جنگ را از سر ایران بردند، می بینیم سه کشور اروپایی دوباره پرونده را به شورای امنیت بردند! آن موقع بحث این بود که می خواهند ببرند! ولی الان بردند! این حاصل همه شعار های برد برد است. ناوکیل  برعلیه ایران پرونده تشکیل می دهند و: میلیاردها دلار از ایران غرامت می گیرند، یک وکیل نداریم جلوی انها بایستد. این ها همه پیشکش! یک وکیل نداریم حتی بحرین را پس بگیرد. قانون آن در مجلس تصویب شد: و استان چهاردهم ایران است. یا ارارات و هیرمند و اروند، که در دوران پهلوی از دست رفت. کسی جرات ندارد طرح مسئله کند! از آنطرف: می روند و بنام طرح هرمز، می خواهند همه این ادعاها را هم بلااثر کنند و جزایر سه گانه را هم بدهند! تا صلح بیاید. حتی وقتی ولیعهد قطر به جزایر سه گانه می رود نه گذرنامه دارد، و نه به ایران اطلاع داده! مانند جلسه سران سه کشور متفقین، که در تهران برگزار شد نه از شاه دعوت کردند، و نه اصلا به او اطلاع دادند. پس وکلای ما کجا هستند؟ امید می رفت که بسیج وکلا کاری کند، ولی انهم فقط مشاوره خانواده ها در مساجد به عهده گرفته! تا طلاق بیشتر شود. کجاست آن وکیل که: پرونده ای باز کند برای برگرداندن: همه عتیقه جات قاچاق شده به خارج؟ کجاست وکیلی که پرونده ای در باره: دلارهایی که توسط خاندان قاجار و پهلوی، از ایران خارج شده مطرح کند. اگر مردم گرفتارند و از کمبود درآمد رنج می برند، فقط یکی از این پرونده ها را زنده کنید! همه مردم ایران ثروتمند می شود. برحسب نظر کارشناسان ماهین نیوز، طی دویست سال گذشته 200تریلیون دلار از ایران خارج شده و برنگشته. و در بانکهای سری و مخفی آمریکا، سوئیس و انکلیس و فرانسه پس انداز شده. سرنوشت صاحب اینها هم مرگ بوده. داستان معروف گلوبند را همه شنیده اند. همه پولهای ایرانیان در حساب های سوئیس، سری بوده و رمز آن را در یک گردنبند، به او می دادند تا همیشه همراه باشد. حتی در استخر هم از گردن خود در نمی اوردند. و غالب آنها هم، یا در استخر می مردند و یا اینکه موقع بیرون آمدن، می دیدند که گردنبندی وجود ندارد. شایع بود که بانکهای سوئیس، این کار را می کردند تا پولها در بانکها بماند. در عصر ما هم دهها برابر ان، بابت فروش نفت بوده که به جای دزدیدن گردنبندها! سویفت را بسته اند. اگر هرسال 120میلیارد دلار فروش نفت ایران باشد، صد و ده سال نفت  صادر شده. تا قبل از انقلاب که ندادند! و گفتند سهام می دهیم، و بعد هم ندادند. بعد از انقلاب هم گفتند تحریم هستید و ندادند. آیا دلسوزی برای: این انقلاب نیست؟ برای ایران نیست؟ اینهمه در روزنامه ها و رسانه ها و ماهواره ها، آنها دستور دخالت در ایران می دهند، حتی کشته سازی و کشتار و تخریب را آموزش می دهند! یکی از انها می گفت: از خانه خودتان جوراب و شلوار اضافه بیاورید، و در خیابان بریزد تا ما بتوانیم ادعای کشته سازی کنیم! چرا هیچ وکیلی نیست یقه اینها را بگیرد، و حقوق شهروندی را به آنان تذکر دهد! هیچ افسر یا درجه داری نیست، انها را جلب و باز داشت نماید. از آن طرف، یک جوجه تیغی! برعلیه رهبر وسپاه این کشور در دادگاههای امریکا پرونده باز می کند. خجالت اور نیست؟


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : چرا یک وکیل خوب وجود ندارد؟،
لینک ها :
سه شنبه 12 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

فتنه ها ممکن است باز هم ادامه یابد! زیرا سرچشمه آنها یعنی آمریکا و اروپا مجازات نشدند. فقط چند نفر فریب خورده را دستگیر و مجازات می کنند. دلایل ادامه فتنه کشته سازی است. فرضا 143 نفر هم کشته شده باشند، دشمنان باید شرم کنند که این فتنه را به راه انداختند. آنها باید اعدام شوند نه اینها. حالا که دست پیش گرفته اند، برای این است که خط  و ربط را گم کنند. زیرا هزینه سنگینی کرده بودند، ولی همه باد هوا شد. نیچر وان به مایک پنس گفته: شما که 7تریلیون دلار در عراق خرج کردید، یک تریلیون هم در ایران خرج کنید! به تعداد بسیاری از این کشته شده ها، هزاران دلار پیش پرداخت داده بودند! حالا منتظرند که دولت نام آنها را بگوید، تا ببینند چقدر ضرر کرده اند. فکر نکنید کسانی که مرده اند کم اهمیت هستند. بلکه آنها کلید افشا افرادی مثل: صادقی و عارف هستند. به همین دلیل این دو بیشتر نگران هستند. پروژه کشته ساری هم به دست اینها کلید خورد. البته کسان دیگری هم بودند، ولی آنها بی ابرو بودند و کسی به حرفشان گوش نداد. امثال مطهری که گفته: رهبری دستور داده که بنزین را گران کنند. در حالیکه همه می گویند: اول در سران قوا تصویب شد، بعد به رویت ایشان رسید. گرچه ممکن است عقب افتاده ای مثل ایشان، سنگی به چاه بیاندازد که صد عاقل نتواند بیرون بیاورند! اما به هرحال در زمین دشمن بازی کردن، خود بخود مایه ننگ آنها خواهد شد. یکی از دلایل مهم که این نمایندگان جلو افتادند، این است که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بترسند، و عاملان اصلی را دستگیر نکنند. اگر انها نبودند، جرم روشن این همه کشتار ها، به گردن ماکرون و ترامپ است. با دستگیری آنها، ملت اروپا و آمریکا هم قیام کرده و به آزادی می رسیدند. اکنون هم دیر نشده. کافی است بسیجی های بی ترمز را اجازه بدهند. فردا خواهند دید که ترامپ و نتانیاهو و ماکرون، در زندان ایران هستند. و آمریکا و اروپا هم قیام کرده، و جمهوری اسلامی امریکا و اروپا، یا آتلانتیک شمالی را تشکیل داده اند. ما برای اداره آمریکا و اروپا نیرو کم نداریم. الان همه شریان های اقتصادی در اروپا و آمریکا، به دست با کفایت ایرانیان اداره می شود. دستگیری ترامپ راه را برای آنان باز می کند. همین امروز در انگلستان رقیب اصلی نخست وزیری، یک ایرانی است. اما باید به مردم اروپا و آمریکا گفت: کم کاری ایرانیان به دلیل بی توجهی آنها، به نهضت 99درصدی و یا جلیقه زردها نیست، بلکه آنها به دروغ سران ایران را فریب می دهند، که کاری نکنند. مثلا ماکرون که دستش به خون هزاران فرانسوی آلوده است، به سراغ روحانی رفته و با او دست می دهد! که یعنی روحانی، شریک جرمش در سرکوب مردم فرانسه است، تا شما را با مسئولان ایرانی دشمن بکند. چرا ترامپ برای مذاکره یا عکس یادگاری با روحانی، اینهمه هزینه می کند؟ فقط برای اینکه مردم آمریکا را فریب بدهد! و بگوید کار هایش مورد تایید دکتر روحانی است. و کشتار و زندانی کردن مهاجران، یا تهدید نهضت 99درصدی خواست ایران است. به این وسیله هم خود را محبوب خواهد کرد، و هم اینکه مردم آمریکا را از ایران دلسرد می کند. زیرا مردم می گویند ایران به نهضت آنها توجهی ندارد، و ترجیح می دهد از ترامپ، دارو گدایی کند! تا به داد مردم آمریکا نرسد. آنها تبلیغات وسیعی کرده اند که: دشمنی با ترامپ را دشمنی با مردم آمریکا، جا بیاندازند. در حالیکه مردم آمریکا مورد تایید هستند. و بزودی شر ترامپ و ماکرون، از سر انها کم خواهد شد. ساز مان سیا و پنتاگون، همبستگی خود را با ملت ایران و امریکا اعلام کرده اند، فقط بخشی از پلیس فدرال است که به سختی از ترامپ محافظت می کند! اگر انها هم سیگنال های مثبتی بدهند کار یکسره میشود.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : سرچشمه باید خشک شود!،
لینک ها :
دوشنبه 11 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

به افزایش قیمت بنزین هیچ کس اعتراض نداشت، و همه اینها دروغ می گویند! زیرا همانطور که سلبریتی ها پیام دادند، دکتر روحانی را دوست دارند، و هنوز هم جایزه خود را به او تقدیم می کنند. نوه امام خمینی نیز او را تایید کرد. لذا هیچکس از طرفدارن روحانی در این اعتراضات شرکت نداشتند، و حضور خود را تکذیب می کنند. کسانی هم که به روحانی رای ندادند، یا از او برگشتند تا صبح صبر کردند، تا نظر صریح رهبری را بشنوند. ایشان هم قضیه را تایید کرد، بنابراین بسیجی ها و خط امامی ها هم هیچ اعتراضی نکردند. زیرا مر قانون است، و باید اجرا شود. علاوه بر اینکه همه مردم پیش پرداخت خرید بنزین با قیمت جدید را هم دریافت کردند. هر نفر 55هزار تومان، به عنوان کمک معیشت به حسابشان واریز شد. بنابر این می ماند کسانی که: نه رهبری را قبول دارند و نه رئیس جمهور را! اینها هم دو گروه هستند: عاقل هستند یا دیوانه. عاقل اگر بودند، از راههای مسالمت آمیز اعتراض می کردند: مانند اینکه لاریجانی گفت: ما هر روز در مقابل مجلس، گروهی معترض داریم. بنابر این می امدند و اعتراض می کردند، تا هم هویت آنها معلوم باشد، و هم نمایندگان مردم بدانند که به چه کسی پاسخ می دهند. پس فقط کسانی که ضد انقلاب بودند، در این آشوب ها شرکت داشته و: به تخریب اموال عمومی پرداختند. در عراق و لبنان هم به این شکل است: در عراق مرجعیت دینی  از مردم خواسته: صف خود را از آشوب گران جدا کنند. پس آنهاییکه آشوب می کنند، مرجعیت دین را قبول ندارند، و به همین دلیل به عکس آنها هم، هتک حرمت می کنند. اینها سه دسته اند: دسته اول نیروهای  آمریکایی هستند که: از سوریه به آنجا برده شدند.(نا آرامی های اولیه) دسته دوم زندانیان آزاد شده داعشی هستند! و یا داعشی هاییکه مخفی شده بودند، بیرون آمدند. دسته سوم هم رئیس جمهور عراق است. زیرا در تمام این آشوب ها، اصلا علیه او کاری نکرده و یا شعاری ندادند. اگر معترضین از هوادارن رئیس جمهور عراق نیستند، چرا یک عکس او را پاره نکردند! در حالیکه عکس علما را پاره می کردند، و به کنسولگری های ایران هم حمله نمودند. علت آنهم روشن است: با استعفای نخست وزیر قدرت او بین مجلس و رئیس جمهور تقسیم می شود. و با توجه به انحلال پارلمان، همه قدرت ها به دست او می رسد. بنابر این همه اشوبها برای این است که: رئیس جمهور برخلاف قانون اساسی، بر همه ارکان مسلط باشد. و مردم عراق بجای حشد الشعبی، پیشمرگه داشته باشند و بجای: یعیش العراق، بگویند بژی عراق! و شاید هم بژی سوریه و ترکیه و ایران! البته ترکیه دست آنها را خوانده، لذا پا پیش گرفته که پس نیافتد. حمله به شمال سوریه و عراق، به همین جهت است. اما عراق و لبنان نتوانسته! و در دام آنها گرفتار شده اند. و می بینیم وقتی که مرحله اول اعتراضات عراق و لبنان، فروکش کرد دیدار رئیس اقلیم کردستان با آمریکایی ها انجام شد! و دوباره این اعتراضات شغله ور گردید. پیش بینی اردوغان هم درست از آب در امد که: گفته بود آنها می خواهند این آشوبها را، به ایران هم بکشند. لذا آشوب طلبان و تجزیه طلبان در لبنان و عراق، پیامی برای ایران هم فرستادند: در ماهشهر بجای اشوب، جنگ به راه اقتاد. یعنی اشوب طلبان به تیر بار و سلاحهای جنگی هم مجهز بودند. در تهران و تبریز و کرج هم، با تجهیزات کامل آمده بودند. دوربین ها را می شکستند، و با تالیور های بزرگ همه چیز را تخریب می نمودند، و اگر کسی اعتراض می کرد: ماشین یا خانه اش را به آتش می کشیدند. لذا میتوان با اطمینان کامل گفت اعتراضی در بین نبوده، بلکه براندازی و تجزیه طلبی بوده که بحمدالله خنثی شد.


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : هیچکس اعتراض نداشت،
لینک ها :
یکشنبه 10 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی
 آلودگی هوا یک حساسیت کاذب است، که شاید توجیه سیاسی داشته باشد، تا به بهانه آن مدارس و دانشگاهها تعطیل شوند! که افراد نفوذی نتوانند در آن فتنه ایجاد کنند! زیرا اصحاب فتنه که همه آرزوهای خود را برباد رفته می بینند، ساکت ننشسته و در صدد برنامه های جدید هستند. عده ای پروژه کشته سازی را کلید زده، مدعی هستند که 143نفر در این فتنه ها کشته شدند. باید دانست که این اعتراض نبود، بلکه فتنه بود. زیرا مردم هیچ اعتراضی به گرانی بنزین نداشتند. به دلیل اینکه بلافاصله به پمپ بنزین ها مراجعه کرده، با بنزین سه هزا تومانی به: دور دور! خود در شهر ادامه دادند! کلاس گذاشتند و افاده فروختند. دولت هم این را می دانست، لذا هیچ عقب نشینی از ان نداشته و نخواهد کرد. بنابر این همه کسانی که برای اعتراض آمده بودند فتنه گر بودند، چون با آمادگی کامل این کار را انجام می دادند. لذا کسانی که نام آن را اعتراض می گذارند، لایه سوم فتنه هستند. تا زمینه را برای ادامه آن فراهم کنند. مثلا روزنامه اعتماد یا روزنامه ایران، از اهم این لایه حساب می شوند. خبرنگار اعتماد شدیدا به دنبال آن بود که: از زبان وزیر اموزش و پرورش بیرون بکشد که: دانش آموزان هم در این فتنه شرکت داشته اند! و حتی کشته یا زندانی هم شده اند. اما وزیر بارها تکرار کرد که: طبق گزارش از تمام استانها اصلا دانش اموز زندانی، یا شرکت کننده یا کشته شده وجود خارجی ندارد. خبرنگار روزنامه ایران هم نوشته که باید جوی خون! از پاستور تا بهارستان به راه بیافتد. لایه دوم فتنه رسانه ها هستند که به این اظهار نظر ها دامن می زنند. روزنامه ایران که از بودجه دولت استفاده می کند، با چاپ این اظهار نظرها نشان می دهد: با رسانه های بیگانه همسویی دارد. نه با دولت و مالک اصلی خودش. لایه اول هم آنهایی هستند که در زندان هستند، و به اعتراف خود فریب خورده اند. حالا چطور این افراد را فریب می دهند؟ از همین مسائل آلودگی هوا و امثال آن شروع می شود. زیرا بهترین را برای ایجاد ارتباط با افراد مستعد است. هرکسی به راحتی می تواند به دیگری که: نمی شناسدش بگوید: امروز هوا گرم شده! یا سرد بود یا آلوده است. با کوچکترین عکس العمل طرف، بلافاصله وارد فاز سیاسی می شود: قدیم ها اینطور نبود! مردم زندگی می کردند، همه چیز طیعی و محلی بود. اما الان هوا آلوده شده زندگی سخت شده. منتظر تایید طرف هم نمی ماند و ادامه می دهد: از موقعی که این آخوند ها آمدند... بنابر این لایه اول ارتباطی  محیط زیست است. نه فقط در بین مردم عامی، بلکه حتی دربین جاسوسان رده اول. همانطور که تعدادی از انها دستگیر، و به اعدام هم محکوم شدند. و رسانه های بیگانه به حمایت خود از انها ادامه می دهند، در حالیکه نمی دانند این امر، خود یک کد امنیتی است، و به جرم آنها ضافه، و رابطه های جدید را افشا، و صحت جاسوس بودن آنها را می رساند.  اصولا محیط زیست برای تخریب درست شده. اگر انسان درختان را قطع نکند، فرزندان ما چگونه کتاب بخوانند و مشق بنویسند؟ و برخلاف تصور انها، نعمت های خداوند آنقدر زیاد است که، بلافاصله چند برابر ترمیم می شود.  می گفتند نفت تمام و ملت ایران بدبخت می شود! و هرلیتر نفت که سوخت می شود، میلیاردها سال بگذرد بازهم جایگزین نمی شود. ولی هرسال میدان های جدیدتری کشف می شود. از انطرف هم می گویند پلیمرهای حاصل از ان، فساد ناپذیر است و سیصد سال طول می کشد! تا به چرخه طبیعت برگردد وهمه را به گردن روحانیت می اندازند. اما دانشمند جوانی در تهران، روشی ابداع کرده که مانند الکل جامد، از پلاستیک ها سوخت جامد تولید کند. یا همین هوای آلوده که اینهمه لعنت می کنند، غافلند که مردم اصیل تهرانی، با آن سازگارند. شهر ستانیها هستند که با آن مشکل دارند.

ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : حساسیت های کاذب،
لینک ها :
یکشنبه 10 آذر 1398 :: نویسنده : سید احمد حسینی ماهینی

زاییده دو تفکر است: ترس از گذشته و اینده! ممکن است خیلی ها فکر کنند: گرانی برای عدم تولید و نداشتن رونق ان باشد، ولی ترس از اینده باعث می شود: همه تولیدات را هرچند سه برابر، احتکار کنند! چه در انبار های دولتی (سیلوها) چه در انبار های عمومی(سردخانه ها) وچه در انبارهای خصوصی(فروشگاهی) و چه در انبارهای شخصی! چون می ترسند اینهمه تولید، فقط خواب و خیال باشد و در اینده، مثل گذشته ستم شاهی، قحطی فراگیری صورت گیرد. همه به فکر انبار کردن هستند: حتی در بدن خود! چاقی مفرط ایرانیان، برای همین است 98درصد مردم ایران، یا چربی دارند و یا قند بالا و فشار خون زیاد، که نتیجه همین استرس و ترس از آینده است. اگر دشمنان بگذارند که ارامش داشته باشند، چنین کاری نمی کنند. کار دشمن درصورتی موثر است، که مردم از یاد خدا غافل شوند. اگر مردم یاد خدا باشند می دانند که: روزی دست خداست و خداوند، متکفل روزی همه است. یعنی وظیفه خود قرار داده است. و همه غصه های ما هم از فردا است. نگران این هستیم که فردا چه بخوریم! واین باعث گرانی می شود، با اینکه قیمت اجناس بالا می رود، ولی مردم ولع بیشتری برای خرید دارند. و قانون عرضه و تقاضا را برعکس کردند. بنزین را گران کردند تا کمتر مصرف شود!(چون غرب زده بودند) ولی برعکس شد، خیابانها پر از ماشین شد و دود ماشین ها، شهر را به تعطیلی کشاند. تا دیروز می گفتند: پراید عامل عزرائیل است، ولی وقتی به سه برابر قیمت رسید، سایت فروش ان یک روزه تکمیل شد. ترس از گذشته هم به ترس از اینده بر می گردد: قحطی های موجود در دوران پهلوی، و در فاصله جنگ جهانی اول دوم، خاطره خوبی برای مردم ایران و جهان باقی نگذاشته است. فقط در زمان جنگ جهانی اول 10میلیون نفر ایرانی، براثر قحطی و وبا و طاعون مردند، که همگی به دلیل سیاست های اتگلیس بود. آنها که از راه لشکری و کشوری نتوانسته بودند: مردم ایران را شکست بدهند. با خرید همه غلات و مایحتاج مردم ایران به سه برابر قیمت، ( برای تدارکات متفقین)  باعث شدند تا مردم ایران بجای نان، خاک بخورند! که به گفته ستارخان: زنان تبریزی که بچه هایشان حاک می خوردند گفتند: ما خاک می خوریم ولی خاک نمی دهیم!(یعنی گرسنگی می کشیم، اما از وطن دفاع کنیم)سالگرد شهادت مدرس که به روز مجلس نیز نامگذاری شده، یاد آور ظلم هایی است که به این ملت، در گذشته از سوی دشمنان رفته! البته خداوند اجازه نداده، که کفار بر مسلمان برتری پیدا کنند، لذا از بین خود مسلمانان چنین ماموریت هایی انجام می شد! کشتاری که داعش از مردم دنیا و مسلمانان کرد، هیچ مغول یا هیتلری این کار را نکرده بود! و این دلیل ضعف ایمان است. مسلمانانی که بجای اعتماد به روزی خدا، به دستان آمریکا و انگلیس نگاه می کنند! و دستمزد دریوزگی خود را از انها می خواهند. حتی مخترعان این مردم، اختراع خود را در امریکا ثبت می کنند، چونکه اعتماد به خدا ندارند. بازگشت به خدا همه چیز را حل می کند: اعتماد بخدا باعث رهایی از: استرس و ترس از آینده می شود، و بازگشت به قحطی گذشته را هم از ذهن دور می کند. لذا مردم قناعت می کنند. کسی به دنبال انبار کردن نمی رود. و همه می بینند که کشورشان، دارای کالاهای زیاد است و: نعمت های خداوند هم بی شمار. حرص مال دنیا را از دل بیرون می کنند، لذا به دستمزد کم قانع می شوند! اختلاس و حقوق های نجومی ازبین رفته، هزینه ها کم می شود، کالا ها هم قیمت تمام شده کمتری پیدا می کنند. کالاها از سوی خدا رایگان به بشر داده شده(نعمت های الهی) این بشر است، که با درخواست حقوق های نجومی قیمت آنها را گران تر می کند


ادامه مطلب


نوع اخبار :
برچسب : گرانی در ایران،
لینک ها :


( کل صفحات : 274 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار سایت
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • هزارمقاله :
  • تعداد کل مقالات :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :